اپرای متروپلیتن (VI)

تالار اپرا متروپلیتن (Metropolitan Opera House): ساختمان اپرای تاریخی که در فیلادلفیا، پنسیلوانیا واقع است. این عمارت در مدت زمان کوتاهی، نزدیک به چندین ماه در سال ۱۹۰۸ ساخته شد. نهمین تالار اپرایی بود که توسط مدیر انجن موسیقی و تئاتر: اسکار همراشتین اول (Oscar Hammerstein I) ساخته شد. در ابتدا این تالار خانه شرکت اپرای همراشتین بود، بنابراین در آن زمان به تالار اپرا فیلادلفیا شهرت داشت.

در ۲۶ آوریل ۱۹۱۰ آرتور همراشتین، فرزند همراشتین اول، این عمارت را به اپرا متروپلیتن نیویورک فروخت. اپرا متروپلیتن از این تالار تا سال ۱۹۲۰ استفاده کرد و تا سال ۱۹۳۴ اپراهای گوناگون دیگری در آنجا اجرا داشتند.

اما از آن سال برای بیش از پنج دهه تنها خود اپرا متروپلیتن در آنجا استقرار یافت. تالار اپرا متروپلیتن در دهه های گوناگون به عنوان سالن سینما، سالن رقص، سالن ورزش و کلیسا نیز استفاده شد.

در سال ۱۹۸۸ این تالار به دلیل خرابی های شدید تخلیه شد و در سال ۱۹۹۵ مورد مرمت قرار گرفت. پس از انجام تعمیرات، علاوه بر اپرا متروپلیتن، کلیسای در آن عمارت، برای جمع آوری بودجه به منظور مرمت های آینده این تالار اپرای تاریخی، مستقر شد. از سال ۱۹۷۲ این عمارت در لیست ساختمانهای تاریخی ملی کشور آمریکا قرار گرفت.

در سال ۱۹۰۷ همراشتین برای شرکت جدید اپرای خویش: شرکت اپرا فیلادلفیا، تصمیم به ساخت بنایی گرفت و بدین منظور معمار ویلیام مک الفاتریک و پسرش را برای طراحی این عمارت استخدام نمود. زمانی که یک سال بعد تالار اپرا فیلادلفیا افتتاح شد یکی از بزرگترین سالنهای تئاتر و کنسرت با بیش از ۴۰۰۰ نفر گنجایش بود! این تالار به طور رسمی با اجرای اپرای کارمن اثر جرج بیزه (Georges Bizet) افتتاح شد.

در اجرای این اپرا ماریا لابیا (Maria Labia) نقش کارمن را خواند، چارلز دالمورس (Charles Dalmorès) در نقش دون خوزه، آندره د سگورولا (Andrés de Segurola) در نقش اسکامیلو، آلیس زپیلی (Alice Zeppilli) در نقش میکایلا و کلوفونته کامپانینی (Cleofonte Campanini) رهبری این اپرا را بر عهده داشت. آخرین اجرای اپرا فیلادلفیا در مارچ ۱۹۱۰ اپرای ریگولتو اثر ژوزپه وردی بود.

اپرا متروپلیتن که بارها به فیلادلفیا سفر کرده بود و با اجراهایی در آکادمی موسیقی، بزرگترین رغیب اپرا فیلادلفیا محسوب می شد. اگرچه برای دو فصل همه بلیطهای اجراهای اپرا فیلادلفیا در پیش فروش فروخته می شد اما همراشتین زیر بار قرض سنگینی رفت و مجبور به فروش بزرگترین و بهترین عمارت اپرای خود به رغیبش شد! اولین اجرای اپرا متروپلیتن در این عمارت با نام جدید: تالار اپرا متروپلیتن، در ۱۳ دسامبر ۱۹۱۰ بود.

آنان در طی دهه بعدی بیش از ۱۰۰ اپرا در این تالار اجرا کردند. آخرین اجرای این اپرا در سال ۱۹۲۰ ایوژن اونژین (Eugene Onegin) با حضور ژوزپه د لوکا (Giuseppe de Luca) در نقش ایوژن و کلودیا موزیو (Claudia Muzio) در نقش تاتیانا بود. پس از آن، اپرا متروپلیتن از دیگر شرکتهای اپرا خواست تا کنسرتهایشان را در این تالار برگزار کنند، همچون: اپرای بزرگ شیکاگو بین سالهای ۱۹۱۱-۱۴، انجمن اپراتیک فیلادلفیا، اپرا فیلادلفیا لا اسکالا.

این تالار همچنین برگزار کننده اپراهای شرکت کننده از دیگر شهرها بود. آخرین اپرایی که پیش از بازگشت دائمی اپرا متروپلیتن به تالار اجرا شد، پاگلیاچی (Pagliacci) و روستایی سلحشور (Cavalleria rusticana) توسط اپرای بزرگ شیکاگو با رهبری آلدو فرانچتی (Aldo Franchetti) در ۵ مه ۱۹۳۴ بود. در سال ۱۹۲۸ اگرچه همچنان از این تالار برای برگزاری اپرا استفاده می شد اما گاه نیز به پخش فیلمهای صامت اختصاص پیدا می کرد.

پس از متوقف شدن اجراهای اپرا متروپلیتن، در اواخر دهه ۲۰ از این عمارت به عنوان سینما، در سالهای ۱۹۳۰ به عنوان سالن رقص، در دهه ۴۰ به عنوان سالن اجرای مسابقات بسکتبال، کشتی و بوکس استفاده می شد. در سال ۱۹۵۴ این عمارت به کشیش تئا جونز فروخته شد، شخصی که از آنجا به عنوان کلیسا استفاده کرد. پس از مدت زمانی گچ دیوارها شروع به فروریختن کرد. در سال ۱۹۸۸ کلیسا از آنجا به جای دیگری انتقال یافت و این عمارت تا سال ۱۹۹۴ بدون استفاده باقی ماند. در آن سال شهرداری شهر فیلادلفیا اعلام نمود که این ساختمان هر لحظه خطر ریزش دارد و باید خراب شود.

اگرچه این عمارت تاریخی توسط کشیش مارک هاچر از ویرانی نجات پیدا کرد، او این عمارت را به منظور مقرر ساختن کلیسای خود در آنجا در سال ۱۹۹۶ خریداری و تعمیرات اساسی در آنجا انجام داد. در سال ۲۰۰۹ این عمارت محل برگزاری جشنواره معرفی نقاط تاریخی شهر فیلادلفیا شد. این جشنواره از ۲۴ تا ۲۷ ژوئن در عمارت اپرا متروپلیتن اجراهای گروه رقص معاصر (Group Motion Dance Company) را برگزار می کرد.

en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

قول و غزل یا قول و غزل (III)

قول و غزل یا قول و غزل (III)

عنوان قول و غزل در آلبوم منتشر شده توسط سروش نیز وضعیتی مشابه این دارد. به عبارت دیگر علارغم اینکه قول و غزل از دنیای موسیقی به عاریت گرفته شده و با گذر از فیلتر شعر و ادبیات، به عنوان اسم یک آلبوم موسیقی انتخاب شده است، لیکن به واسطه منسوخ بودن این اصطلاح شناسی در موسیقی روزگار خود، فاقد هرگونه دلالت موسیقایی صریح بوده است.
شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

موضوع های مختلفی می توانست باشد مثل طبیعت یا اتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد، چه برای بنده و یا برای اطرافیانم یا در شهری که ساکن هستم و همچنین در دنیا؛ معمولا تصویر سازی می کنم، حتما وقتی که قطعه را می خوانم و می نویسم، تصویر سازی می کنم و مدتها با آن ایده زندگی کرده ام، مانند یک جنین که در دل یک مادر رشد می کند، یک قطعه هم برای من آرام آرام بزرگ می شود و به مرور زمان راه را خودش پیدا می کند که من در آن دست نداشته ام ولی آن ایده اول را من داده ام و باید آن بذر را خوب کاشته باشم و آن قطعه راه خود را پیدا می کند، مثلا یک قطعه برای فلوت و پیانو که برای بنده آهنگسازی اش سخت بود؛ ولی تصویری که از آن داشتم، به نظر من مثل یک شمع بود که در تمام موجودات وجود دارد و ما را می برد، به نام این قطعه فکر کردم و به نام «شعله جان» رسیدم. این نور خودش را نمایان کند و شروع می کند به زندگی کردن، با خوشحالی وارد زندگی می شود… یادم است زمانی که این قطعه را می ساختم و یک ماه قبل تمام شد… دیگر به جایی رسیدم که گمان می کردم نمی دانم این شعله مرا با خود می برد؛ به این شعله گفتم دست مرا بگیر و هر کجا خواستی با خودت ببر، بعد جالب است بدانید یک چیزهای در ملودی اش به وجود آمد که اصلا خودم گمان نمی کردم چنین چیزی بوجود بیاید؛ در انتها هم مثل نور زندگی که یک لحظه تمام می شود، خاموش شد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVIII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVIII)

یکی از مواردی که باعث رویگردانی از استفاده از نت است، عدم توانایی نوازندگان در سلفژ کردن نت هاست. ولی این مسئله نباید باعث شود تا نتوانیم از نت خوانی و فوایدش بهره گیری کنیم. حتی اگر توانایی در سلفژ موسیقی نداریم، با یک صدا ثابت خواندن تمامی نت ها بسیاری از مشکلات را حل میکند.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (I)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (I)

سیاست و فرهنگ دو روی متضاد سکّه ی امنیت اند. یکی از طریق فشار بیرونی و دیگری از طریق آگاهی درونی. سیاست از آن رو که موضوعش ایجاد امنیت از طریق عوامل بیرونی ست، همواره با دو سلاح قانون و زور وارد میدان می شود. فرهنگ امّا چنین نیست. فرهنگ از آن رو که موضوعش آگاهی بر آمده از درون فرد است، همواره با دو سلاح تحلیل استدلالی (به کارگیری و عمل) و تحلیل انتقادی (زایش درونی) وارد میدان می شود.
«واکاوی آموزش موسیقی در ایران» با سخنرانی نادر مشایخی برگزار می شود

«واکاوی آموزش موسیقی در ایران» با سخنرانی نادر مشایخی برگزار می شود

نادر مشایخی آهنگساز و رهبر ارکستر روز سه شنبه ۹/۸/۹۶ در آکادمی موسیقی پوپیتر با موضوع «واکاوی آموزش موسیقی در ایران» به سخنرانی خواهد پرداخت. مشایخی در این سخنرانی که از مجموعه برنامه های پژوهشی و درس گفتارهای آکادمی موسیقی پوپیتر می باشد به بررسی مسائل مربوط آموزش موسیقی در ایران می پردازد.
شوپن، نگاهی به موسیقی (I)

شوپن، نگاهی به موسیقی (I)

با وجود آنکه شوپن در قرن نوزدهم زندگی می کرد اما او از سنت فراگیری موسیقی همچون بتهوون، هایدن، موتسارت و کلمنتی بهره برده برد و حتی در آموزش موسیقی به شاگردان خود از روشهای کلمنتی استفاده نمود و در تربیت شاگردان نوازندگی پیانو تاثیر بسیاری از هومل برد.
آلبوم فراموش شده پینک فلوید

آلبوم فراموش شده پینک فلوید

خواه از موسیقی پینک فلوید لذت ببرید و خواه از آن متنفر باشید، هیچ شکی نداشته باشید که نام گروه پینک فلوید در سراسر جهان شناخته شده است و تنها شاید نام گروهی مانند بیتلز بتواند با نام پینک فلوید رقابت داشته باشد.
جوزف تال (I)

جوزف تال (I)

جوزف تال آهنگساز اسرائیلی را به عنوان پدر موسیقی اسرائیل می شناسند و به عنوان آهنگساز از سالهای ۱۹۶۰ جایگاهی بین المللی یافته است. آثار پر بار جوزف تال شامل؛ سه اپرا به زبان عبری، چهار اپرا به زبان آلمانی، شش سمفونی، سیزده کنسرتو (concerti)، موسیقی مجلسی، سه کوارتت زهی، قطعه هایی برای سازها به طور تک یا به همراه و آثاری برای سازهای الکترونیک است. جوزف تال در شهر پنوی نزدیک امپراطوری آلمان (هم اکنون متعلق به کشور لهستان) به دنیا آمد. پس از تولد وی؛ خانواده اش به برلین نقل مکان کردند، پدرش زبان شناس بود و در دبیرستان مخصوص یهودیان به تدریس می پرداخت.
بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

محققین روز یکشنبه هفته جاری (۸ ژانویه) اعلام کردند، نتوانسته اند بطور قطع ثابت کنند جمجمه ای که از سال ۱۹۰۲ در موزه اتریش قرار دارد، متعلق به ولفگانگ آمادئوس موتسارت موسیقیدان برجسته قرن هجدهم است یا خیر.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IV)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (IV)

همچنین وبرن ایده‌هایش را بر سریالی کردن همه جنبه‌‌‌های موسیقی استوار کرد. او این کار را در قطعه ۲۴op. به انجام رسانده است (‌Peyser 64). این تکنیک که با عنوان سریالیزم کلی شناخته می‌شود توسط پیر بولز کامل شد. در قطعه‌ی ساختارها شماره ۱، بولز نه تنها سریالی کردن ریتم را به کار برد بلکه در یک فرآیند آهنگسازی شبه سریالی از سری ۱۲ تایی علامات دینامیک (شدت) و همچنین سری ۱۲ تایی از نشانه‌های attack (مانند آنچه در مثال‌های قبلی دیدیم) استفاده کرد (Griffiths 168).