گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

“رازهای” استرادیواری (VII)

موزه Civic در کرمونا شامل مجموعه ای از قالبها، طرح ها، نقشه ها، الگوها و مطالعاتی هستند که توسط Stradivari صورت گرفته است که تا کنون، بیش از آنکه در معرض آزمایشات مهم قرار گیرند، در حکم موضوعاتی نادر بوده و همیشه کنجکاوی را تحریک کرده اند. زمانی که این گنجینه تحت اختیار استاد Fiorini بود امکانی برای من فراهم شد که بتوانم بر روی آن مطالعاتی انجام دهم. در آن زمان من کاربرد هر قطعه را به تنهایی شناسایی کردم. اغلب این قطعات ریز نوشته هایی از استراد یا پسرانش بودند.

مفهوم ساز و سیستم ساختاری آن
موزه Civic در کرمونا شامل مجموعه ای از قالبها، طرح ها، نقشه ها، الگوها و مطالعاتی هستند که توسط Stradivari صورت گرفته است که تا کنون، بیش از آنکه در معرض آزمایشات مهم قرار گیرند، در حکم موضوعاتی نادر بوده و همیشه کنجکاوی را تحریک کرده اند. زمانی که این گنجینه تحت اختیار استاد Fiorini بود امکانی برای من فراهم شد که بتوانم بر روی آن مطالعاتی انجام دهم. در آن زمان من کاربرد هر قطعه را به تنهایی شناسایی کردم. اغلب این قطعات ریز نوشته هایی از استراد یا پسرانش بودند.

من اندازه های داده شده را به کمک یک پرگار مشخص کردم در عین حال متوجه شدم که برای درک و فهم تکنیک ساخت استاد، خیلی جزئیات دیگر نیز مفید می باشند، در نهایت مطالب کلی مربوط به طرح ها، نقشه ها و قالبها را بر طبق ارتباطی که با سازها و قالبهای آنها داشتند، تقسیم کردم.

مطالعه اصولی بر روی این مدلها، به همراه تحقیق بر روی سازهای موجود که بر اساس این قالبها ساخته شده بودند، بیانگر مهارت فوق العاده استراد بوده اند. هنر Stradivari از آنجا که درک نمی شد، مبدل به یک اسطوره گردید، اما آزمایشات و مطالعات بر روی سازهای وی نشان دهنده مهارتی است که از یک کار مستمر روزانه نشأت گرفته است وهمچنین تکنیکهای مورد استفاده در آن حامل هیچ رازی نیستند اما نتایج حاصل از این تکنیکها ارتباط عمیقی با نحوه استفاده آنها در مراحل مختلف ساخت دارند.

از آنجائیکه لوتیرها و تاجران ویولونهای عتیقه در قرن اخیر، نتوانستند توضیحات خاصی در رابطه با کیفیت صوتی سازهای استرادیواری بدهند، داستان هایی در مورد رموز ناشناخته نهفته در آنها می گفتند و برخی نیز بعلت فقدان مطالعات مربوطه نیز به این داستان ها و افسانه ها، دامن می زدند. آنها تنها به یک عنصر از واقعیت می پرداختند و به تفسیری غیر معقول، به بخش کوچکی از کل فرآیند ساز یعنی Varnish توجه داشتند.


این بخش کار، به گونه ای ناشیانه مبدل به یک راز شد و اینگونه تصور می گردید که سازنده در حین کار در این مرحله Varnish را بعنوان پلی ارتباطی بین هنر و علم در نظر می گرفت.

نحوه کار استرادیواری نشان می دهد که وی هنرمندی خوش مشرب، متفکر و مستعد بوده که هیچ چیزی را به پای بخت و اقبال نمی گذارد و از ۱۵۰ سال تجربه در زمینه ساخت آلات موسیقی بهره می جوید.

تمام ساخته های Stradivari اعم از ویلن ها، ویولاهای گوناگون، ویلن سلوها عودها، گیتارها، چنگ ها، ماندولین ها، ماندولا و ویلن های کوچک، نخست با دقت بر روی کاغذ رسم می شدند و این دقت در تمام جزئیات فرایند ساخت اعمال می شد هر چند اگر مانند گوشه ها و پیچک صرفاً جنبه زیبائی در ساز داشتند.

بدین ترتیب اگر در ابتدا الگوها ناقص بودند به تدریج به شکل نهایی و ایده آل خود می رسیدند.


تکرارهای پی در پی با ایجاد تغییرات متوالی در همان الگو، نشان می دهد که استراد می خواسته به حد کمال یک الگو دست یابد. چنانکه در بعضی موارد در حاشیه الگوها نوشته شده “الگو خوب” و این بدین معناست که این الگو در میان سایر الگوها، بهتر می باشد.

مراحل کار Stradivari را می توان به این ترتیب خلاصه کرد: تهیه طرح و الگوهای ابتدائی، انتخاب طرح مناسب و انتقال آن به روی چوب یا کاغذی که بتوان برای ساخت بخش مورد نظر ساز از آن استفاده کرد.

دانش استراد که امروزه شاهد آن هستیم به اصول جامع و دقیق فیزیک صوت و شیمی مربوط می شود که نشان دهنده تجربیات عملی در برخورد با پدیده های طبیعی و در نهایت دانش علمی کهن در باره راههای طبیعت می باشد.

آنچه قوه ابتکار و هوشمندی Stradivari را شامل می شود عبارتست از استفاده از این دانش برای اهداف خود، بهره بردن از صوت و نیز زیبائی قابل کاربرد در Varnish، نیز فرآیند استثنایی سخت کردن چوب Ossification (البته من ترجیح می دهم آن را استخوانی شدن بنامم). استخوانی شدن چوب باعث طنین دار شدن چوب می گردد که این امکان را به سازنده می دهد ضخامتهای چوب را کاسته بدون آنکه با گذشت زمان ساز تضعیف شود.

کاهش ضخامت در صفحات و کلافها از جمله عاملی هستند که در تولید یک صدای زنده، قوی، گرم و جالب توجه بسیار مهم می باشند. بنابراین داشتن یک ضخامت صحیح و مناسب در صفحات ساز با توجه به کیفیت و برش چوب مورد استفاده، امری ضروری در ساخت آن است.

این یک اصل کلی است که ضخامت در صفحات از مرتفع ترین نقطه صوتی در مرکز به سمت لبه ها کاهش می یابد اما تعیین قوسهای متفاوت و جهت آنها نیز در سرعت و تداوم واکنش بدنه ضروری می باشند. همچنین ابعاد و فاصله دریچه های صوتی ff در نسبت با سطح مرکزی ساز به کمک همین قوس ها مشخص می شود. به نحوی که ارتعاش باید شدید و قوی بوده و در سرتاسر سطح هارمونی گسترش یابد.


موقعیت، جهت و شیب Bass bar نیز برای موازنه کامل نیروی طنین انداز سیمها ضروری است. همچنین جایگیری دقیق bridge نیز برای انتقال صحیح ارتعاش سیم ها به صفحه روی ساز لازم است. تمام نکات بالا فرآیند پیچیده تولید صوت در یک ساز، بسیار مهم می باشند.

حرکت آرشه سیمها را به ارتعاش در می آورد و فشار پایه های bridge ارتعاش را در جهت عرضی یعنی هم جهت با مسیر آرشه به صفحه رو منتقل می کند و در نهایت صفحه زیر تحت فشار ارتعاشات بطور عمودی مرتعش شده و صدا را از طریق دریچه های صوتی ff به بیرون انتقال می دهد.

از تقارن و هم زمانی و توالی این حرکات رابطه ای متوازن و واحد میان بخش های متفاوت حاصل می شود که باعث ایجاد یک صدای قوی، ناب و توصیف نشدنی شده و ویژگیهای خاصی را به این سازهای بی نظیر می بخشد.

* تصویر اول و دوم: ابزارهای ساخت ویولای کنترآلتوی Medicea ،۱۹۶۰، شامل قالبها، نقشه محل قرار گیری دریچه های صوتی f قسمت های اتصال دهنده دسته، پیچک، فینگربرد-سیم گیر و خرک. موزه civic کرمونا
* تصویر سوم: کنتر آلتو با نام Medicea ساخته استراد به سال ۱۶۹۰.

دیدگاه ها ۲

بیشتر بحث شده است