لئوش یاناچک (II)

لئوش یاناچک (1854-1928)
لئوش یاناچک (1854-1928)
وی با سبک نئو رومانتیسیزم کرن مخالف بود و کلاسهای جوزف داشز (Joseph Dachs) را نیز ترک کرد زیرا تکنیک پیانو نوازی او را نمی پسندید. وی قطعه سونات ویلن خود را در رقابت کنسرواتوآر وین شرکت داد اما داوران آنرا به دلیل آنکه “بسیار آکادمیک” یافتند رد کردند. وی کنسرواتوآر را علی رغم گزارش بسیار خوبی که فرنتس کرن درباره او نوشته بود، نیمه کاره و نا امیدانه رها کرد. در بازگشت به برنو در ۳۱ ژوئیه ۱۸۸۱ با یکی از شاگردان جوانش ازدواج کرد.

یاناچک به عنوان مدیر مدرسه ارگ برنو انتخاب شد و تا سال ۱۹۱۹ این سمت را عهده دار بود تا آنکه این مدرسه به کنسرواتوآر برنو تبدیل شد. در دهه ۱۸۸۰ به آهنگسازی به طور منظم تر پرداخت. در میان دیگر آثارش، اولین اپرای او “سارکا” ۱۸۸۷-۸ و “آواز کر برای ۴ صدای مردانه” ۱۸۸۶ بود که آنرا به دئورژاک تقدیم نمود.

در همین سالها به جمع آوری موسیقی، آوازها و رقص فولکلور پرداخت. در ماههای اولیه ۱۸۸۷ اپرای کمدی “دامادها” را که توسط آهنگساز چک کارل کوارویچ (Karel Kovařovic) ساخته شده بود به شدت انتقاد کرد: “چه ملودی در ذهن شما بود؟ چه فرمی؟ آیا یک اپرای نمایشی است؟ نه این طور نیست، من بر روی پوستر این اپرا خواهم نوشت؛ اجرایی کمدی به همراه موسیقی، از آنجایی که موسیقی و اشعار اپرا هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند.” این نقد خشم بسیاری را برانگیخت و در حرفه وی مشکل ساز شد. آنطور که کوارویچ به عنوان مدیر تئاتر ملی پراگ، از روی سن بردن اپرای “دختر ناتنی او” امتناع ورزید.

از اوایل ۱۸۹۰ یاناچک با استفاده از آوازها و رقصهای فولکلور در قطعات ارکستر و پیانو، موج موسیقی فولکلور موراویایی و اسلاوی را آغاز نمود. بسیاری از تحقیقات و نوشته های وی در این زمینه در سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۱ به چاپ رسید، اگرچه علاقه وی به موسیقی فولکلور ابدی بود.

audio file بشنوید قسمتی از “Nursery Rhymes” را ساخته یاناچک

وی درباره نئو کلاسیک آلمانی و به خصوص آثار واگنر نقدهای بسیاری نوشت. مرگ فرزند دومش در سال ۱۸۹۰ ساخت اپرای “آغاز عشق” ۱۸۹۱ و موسیقی و آواز آماروس ۱۸۹۷ را در پی داشت.

در اولین دهه قرن بیستم یاناچک قطعه های برای کر شامل “پدر ما” ۱۹۰۱، “ساختن” (Constitutes) در سال ۱۹۰۳ و “سلام مریم مقدس” ۱۹۰۴ را ساخت. در سال ۱۹۰۱ اولین قسمت قطعه پیانوی وی “در امتداد جاده ای انبوه” (On an Overgrown Path) به چاپ رسید و به تدریج به یکی از محبوب ترین آثارش بدل شد که بارها نیز به اجرا درآمد.

audio file بشنوید قسمتی از “سیمفونیتا” را ساخته یاناچک

در سال ۱۹۰۲ یاناچک دوبار به روسیه سفر کرد. بار اول دخترش اولگا را با خود به آنجا برد. اولگا در روسیه برای تحصیل ماند. سه ماه بعد یاناچک و همسرش به روسیه بازگشتند زیرا اولگا بسیار بیمار بود. آنان او را به برنو بازگرداندند اما سلامتی وی وخیم تر می شد. یاناچک رنج و اندوه خود از بیماری فرزندش را در اپرای جدیدی به نام “دختر ناتنی او” بیان نمود. زمانی که اولگا در آن سال از دنیا رفت یاناچک “دختر ناتنی او” را به یاد وی تقدیم نمود. این اپرا برای اولین بار در سال ۱۹۰۴ در برنو اجرا شد. یاناچک درخواست نمود این اپرا در پراگ اجرا شود اما تا ۱۲ سال بعد درخواست وی پذیرفته نشد.

audio file بشنوید قسمتی از “Pohadka” برای ویلنسل و پیانو را ساخته یاناچک

یاناچک از غم و اندوه و نا امیدی به شهر لوچاکویچ (Luhačovice) پناه برد جایی که با کامیلا اوروالکوا آشنا شد و رابط عاشقانه آنان، اپرای بعدی یانچک را به نام “سرنوشت” دربرداشت. در سال ۱۹۰۵ یاناچک در تظاهرات به نشانه حمایت از دانشگاه چک در برنو شرکت کرد که در آنجا کشته شدن وحشیانه فرانتیشک پاولیک خبرنگار جوان به وسیله پلیس، الهام بخش وی در ساخت سونات پیانو شد. این واقعه وی را به تشکیل مرکزی ضد آلمانی و ضد اتریشی در روسیه هدایت نمود که در سال ۱۹۱۵ توسط پلیس اتریش از بین رفت.

یک دیدگاه

  • violin
    ارسال شده در مهر ۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۵ ب.ظ

    lotfan kolle ahang ro bara dl bezarid dar kol khob bud tnx

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (I)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (I)

احساسی آمیخته به ترس در من شنونده برانگیخته می شود زمانی که تصور نبودن بزرگانی چون پاواراتی و شجریان به ذهن من راه می یابد. بی تردید این حالت پاسخ لذتی ست که پیوسته از اجراهای موفق این دو استاد برده ام.اما بر آن نیستم که خود را به این دلیل که از اجراهایشان لذت می برم محبوس کنم.آنچه مرا وا می دارد تا بر آثار ایشان تعمق کنم تقابلی ست میان دو فرهنگ موسیقایی (آوازی) شرق و غرب (که از ممتازترین نمونه های آواز کلاسیک غربی نیز هست) و شجریان را به عنوان برجسته ترین نماینده ی موسیقی آوازی ایران ( که می توان گفت از معدود آوازخوانانی ست که با آواز ایران گره خورده است.) انتخاب کرده ام.
گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه چهاردهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گونه‌ی دیگری از رابطه‌ی میان نقد و سیاست، نقد بر پایه‌ی ایدئولوژی حزبی است. این نوع نقد معمولاً بیش از هر چیزی در نظر غیرمتخصص‌ها نقد سیاسی به حساب می‌آید و به‌ویژه در حکومت‌های ایدئولوژیک که مایلند برای تمامی جنبه‌های زندگی مردمشان- از جمله موسیقی‌ای که می‌شنوند- نسخه‌ای بپیچند، بسیار رواج دارد. هر چند که گاه ممکن است چنین نوشتارهایی شکل نقد موسیقی به معنای مورد نظر در این کلاس را نیز به خود بگیرد اما بیشتر شبیه بخش‌نامه‌های حزبی است و اگر هم بر نقدِ اثر، مجموعه‌ی آثار یا سبکی متمرکز می‌شود، هدفی مربوط به خارج از دنیای موسیقی را دنبال می‌کند؛ «مهار گوش شنوندگان».
گذر از مرز ستایشِ محض (III)

گذر از مرز ستایشِ محض (III)

در ۲۶ آوریل ۱۹۶۴ تعدادی از فعالان چپ‌گرای آمریکایی (تصویر پایین صفحه) که خود را «جنبش علیه امپریالیسم فرهنگی» می‌نامیدند، در نیویورک در مقابل مکانی که قرار بود آثاری از آهنگسازان آوانگار و از جمله اشتوکهاوزن اجرا شود تجمع کردند تا مانع ورود مردم به محل کنسرت شوند (در تصویر آنها را با شعارهای «با نژادپرستی موسیقایی بجنگ!» می‌بینیم)، این افراد که مهم‌ترین آن‌ها «هنری فلینت» از «حزب جهانی کارگران» (۷) به شمار می‌رود، نماینده‌ی دومین جریان انتقادی به کارهای اشتوکهاوزن هستند، جریانی که در دهه‌ی ۱۹۶۰ و از نظرگاه اجتماعی از مهم‌ترین نقدها به حساب می‌آمد.
صداسازی در آواز (VII)

صداسازی در آواز (VII)

تمام تلاش صورت گرفته در صداسازی برای رسیدن به این قوس به عنوان نقطه اوج کار می باشد و در واقع قوس درخشش صدا، مانند پلی دو خط صدا و خط ویبره را به هم پیوند میزند و دربرگیرنده تمامی خصوصیات مربوط به هر دو خط فوق می باشد؛ ایجاد این پل باعث استحکام، شفافیت و شیشه ای شدن صدا و همین طور توزیع مناسب نیروی بازدم بر روی تمام قوس می شود.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (IV)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (IV)

سازنده ویلن با مشخص کردن فرکانس های رزونانس به مانند تصویر ۶-۱، می تواند بر روی چوب کار نشده مقاومت طولی و عرضی و حد تغییر شکل یافتن آن را تعیین کند. برای این کار می توان از لوازم صوتی مخصوص نیز استفاده کرد، اما برتری روش فوق در این است که به وسایل و ابزارهای اضافی نیازی ندارد.
بسامه موچو یا مرا ببوس!

بسامه موچو یا مرا ببوس!

چندی قبل به بهانه درگذشت یکی از ترانه سرایان لاتین به نام “کونسوئلو ولازکوئز” مطلبی تهیه کردیم و در آن راجع به یکی از ترانه های جاودانه این شاعر که در اغلب کشورها از شهرت بسیاری برخوردار است صحبت شد. این ترانه Besame Mucho (مرا ببوس) نام دارد که توسط خواننده ها و گروه های بسیاری به زبانهای مختلف اجرا شده است.
اینک، شناخت دستگاه‌ها (III)

اینک، شناخت دستگاه‌ها (III)

معمولا در متن چنین آشناسازی‌هایی یک تعریف اعلام شده یا نشده در نظر گرفته می‌شود و بدون آن که خواننده با مبانی‌اش آشنا شود مرجع شکل دادن به روند شناخت قرار می‌گیرد. در کتاب حاضر تلاش زیادی صورت گرفته تا خواننده دست‌کم بخشی از سربالایی تلاشی را که امروزه برای درک سازماندهی موسیقی دستگاهی صورت می‌گیرد با کمک متن و مولفش بپیماید. اگر جز این باشد به هیچ شکل نمی‌توان وجود آن مقدار توضیحات را درباره‌ی مساله‌ی طبقه‌بندی و دیگر مقولاتی که به نظر نویسنده پایه‌ی شکل‌گیری دستگاه شده‌اند را روا داشت.
نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن، شمارۀ نخست

نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن، شمارۀ نخست

کماکان در میان طیف گسترده ای از سازندگان ویولن، شاهد پدیدۀ استفاده از الگوهای آمادۀ تراش صفحات می باشیم. این الگوها امروزه در کیفیت ها و کمیت های متنوع، بصورت مجموعه ای از فرم انحناهای طولی و عرضی قوس صفحات و در انواع چاپی و یا نرم افزاری قابل تهیه می باشند. تهیه کنندگان این الگوها اغلب مدعی اند که الگوبرداری را بواسطۀ ابزارهای دقیق و در مطابقت حداکثری با آثار مرجع (که عموماً از میان آثار ارزشمند دوران طلایی گزینش شده اند) انجام داده اند. لذا برای سازنده این امکان وجود دارد که با استفاده از این الگوها به طرحی کلی از قوس صفحۀ مورد نظر دست پیدا کند. نظر به اینکه این الگوها عموماً بصورت محصولاتی تجاری-تاریخی و دارای خواستگاه اقتصادی و نه الزاماً فنی عرضه می شوند، ضروری است بپرسیم که در اینجا معیارهای دقیق علمی و عملی تا چه اندازه مورد توجه قرار گرفته است و آیا استفاده از اینگونه محصولات بدون در نظر گرفتن معیارهای علمی و به صرف زمینه های تاریخی – که بدون شک در جایگاه مشخص خود ارزشمند است – می تواند به نتیجه ای مطلوب که همان تولید محصولی کامل است منتهی شود؟
رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (I)

رساله ای از خواجه نصیر الدین طوسی در علم موسیقی (I)

مطلبی که می خوانید، تحقیقی است از داوود اصفهانیان و ساسان سپنتا که در بهار و تابستان سال ۱۳۷۰ در مجله “دانشکده ادبیات و علوم انسانی تبریز” به انتشار رسیده است.
بنیادهای موسیقی (I)

بنیادهای موسیقی (I)

آنچه را که در دنیای قابل لمس و درک، نوا و آوا می نامیم به شکلی قابل فهم می تواند ریشه هایی کاملا طبیعی داشته باشد. برای درک بهتر می شود، آنرا به دو گروه مبدا تعریف و ترسیم کرد. این گروه ها در جهان هستی ساختارهای اصلی را شامل می شوند و در تمام موجودات وجود دارند. این دو پدیده یکی تولید است و دیگری دریافت (مصرف). شاید اگر زیر ساخته های آنرا کاملا بررسی کنیم، متوجه می شویم در بخش وسیعی از هستی این دو پدیده، حتی برای معیارهای دیگر نیز کاربرد دارند.