موسیقی پست مدرن (II)

پیشرفت موسیقی عوامانه،‌ فشار دیگری بر موسیقی وارد آورد به‌نحوی‌که به مسیر دیگری از پست مدرنیته منتج می‌شد، برای مثال قابلیت جذب تعداد قابل ملاحظه‌ای از شنوندگان به سوی آثار. از دیدگاه موسیقیدان مدرنیست چنین ارتباطی غیر ضروری به نظر می‌رسید، چرا که مردم ذاتا به سمت و سوی موسیقی جدی گرایش داشتند، جایی که ایده‌ها در قالب موسیقایی نه از نوع عوامانه –آن گونه که در عصر ویکتوریایی به عنوان فرمی کم اهمیت‌تر نسبت به ژانر‌هایی با نفوذ بیشتر مشهود بود- فرصت ظهور می‌یافتند.

بر پایه‌ی فلسفه‌ی پست مدرن، این سوال در مورد موسیقی مطرح شد که آیا سلسله مراتب فرهنگ عالی و پست درست یا مناسب است یا نه؟

مسیر سوم موسیقی پست مدرن، تغییری است در انگاره‌ی اساسی آنچه که گمان می‌رفت موسیقی درباره‌ی آن باشد. با گذشت زمان ریشه‌های این تصور که “موسیقی به‌طور عمده درباره‌ی خودش است” هر چه بیشتر استوار شد. مرجع صرفا یک تکنیک نبود بلکه ماده‌ی موسیقی بود.

آثار موسیقایی به آثار موسیقایی دیگر اشاره می‌کنند نه به دلخواه، بلکه به اجبار. این امر در روند تغییر مدرنیسم که در آن هنر به‌عنوان خالص‌ترین عنصر تکنیک موسیقایی –خواه فواصل، موتیف یا ریتم- به شمار می‌رفت، به پست مدرنیسم که تلقی آن از هنر، جریان رسانه، آلات و ادوات و مواد ژانر می‌باشد، بخشی از تغییر کلی است.

به عبارتی دیگر، پست مدرنیته نقش هنر را برای توضیح دادن جامعه‌ی مصرف کننده و محصولات‌اش می‌بیند و این در حالی‌ است که مدرنیسم در صدد تبیین واقعیت جهان به بهترین شکل ممکن بود. قابلیت ضبط و میکس و بعدها نمونه‌برداری، ایده‌ی به کارگیری «اصوات کشف شده»، قطعات ضبط شده‌ی دیگر، صدای انسان، نوفه را در موسیقی تقویت کرد. پیشروان این موضوع را در هر دو دنیای کلاسیک می‌توان یافت. برای مثال Europeara اثر «جان کیج» و «آواز پرندگان» اثر «مسیان».

در دنیای کلاسیک، عناصر اخیر مدرنیسم، چارچوبی برای سبک‌های پست مدرن برپا کرد. برای مثال: بلافاصله پس از دوران جنگ (جهانی دوم)، طرح مدرنیستی آتونالیته که «آرنولد شونبرگ» آغازگر آن بود، توسط آهنگسازان مدرنیست متاخر نظیر «پیر بولز»، «اشتوکهاوزن» و دیگران، به سریالیزم کلی انجامید.

در واکنش به این گرایش مدرنیستی افراطی که در آن موسیقی از اصول ریاضی پیروی می‌کرد، بولز، اشتوکهاوزن، کیج و دیگران برای خلق موسیقی تصادفی به معرفی عناصر شانسی در موسیقی‌شان پرداختند. موسیقی تصادفی شروع به محو کردن مرز‌های بین آهنگساز/شنونده و موسیقیدان/محیط کرد، که گرایشی پست مدرن بود.

تقریبا در همان زمان، آهنگسازان مدرنیست از جمله «ادگار وارز»، با بهره گیری از سینتی سایزرها، چرخه‌ی نوار و … دست به تجربه‌ی ساز‌های موسیقی الکترونیک جدید زدند.

این امر در خلال دهه‌ی ۶۰ میلادی توسعه یافت. همچنین علاقه‌ی جدیدی به موسیقی غیر غربی وجود داشت. برای مثال «لیگتی» شروع به استفاده از عناصر آواز کوتاه در ساخت آهنگ‌هایش کرد و «اولیویه مسیان»، دست به تجربه‌ی تکنیک‌های موسیقی شرق زد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

در ساعت چهار بعدازظهر اول خرداد، قرار بود تا رسیتال پیانویی توسط حمزه یگانه و پدرام نحوی زاده، دو پیانیست جوان، در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار شود ولی در زمان اجرا، جمعیت حاضر در سالن شاهد حضور و اجرای یک پیانیست دیگر بودند!
درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (IV)

درباره مشکل «شیش هشت» و «میزان های لَنگ» در وزن شناسیِ موسیقی ایرانی (IV)

مشکل اصلی وزن شناسی در تئوری پردازی ها، عدم توجه و تفکیک بین دو مفهوم مهم «ضرب و تاکید» در وزن شناسی است. «ضرب» و «تاکید»، پدیده های وابسته به هم و اغلب در هم ادغام شده هستند؛ آنچنان که تفکیک آنها از هم مشکل است. مشکل دیگر این است که واژه ها تعریف هایِ دقیق و تدوین شده ندارند. واژه «ضرب» در نوشته های موجود به مراتب بیشتر از «تاکید» اما با مفهوم های متفاوت مورد استفاده است.
Double Time & Double Time Feel

Double Time & Double Time Feel

اگر با گروه های موسیقی بخصوص Jazz کار کرده باشید حتما” برای شما رخ داده که بنا به دلایلی تصمیم می گیرد که قطعه را Double Time Feel اجرا کنید. رهبر گروه به نوازنده ها می گوید که خب لطفا” قطعه را Double Time Feel یعنی با حس اینکه میزان ها به هم فشرده شده اند اجرا کنید.
معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (I)

معیار چیست؟ معیار کجاست؟ (I)

تا حالا از خودمان پرسیده‌ایم چطور درباره‌ی ارزش چیزها قضاوت می‌کنیم؟ عجیب نیست اگر نپرسیده باشیم چون آنقدر این کار را طبیعی انجام می‌دهیم که لازم نمی‌بینیم بپرسیم چطور. حالا بیایید دوباره همین سوال را در مورد آثار موسیقی بپرسیم. چطور می‌فهمیم اثری که شنیده‌ایم ارزش دارد؟ لابد از آنجا که از آن خوشمان آمده یا لذت برده‌ایم. خوب این یکی از جواب‌هاست. اما وقتی نامناسب بودنش را می‌فهمیم که از بعضی آثار مهم تاریخ موسیقی خوشمان نیاید یا لذت نبریم. آیا آن وقت باید بگوییم این اثر «بی‌ارزش» است؟ خیلی کار راحتی نیست. ما را مقابل اعتبار تاریخ‌دان‌ها و موسیقی‌شناس‌های عالیرتبه قرار می‎دهد.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (IX)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (IX)

با توجه به تئوری و نتایج اندازه گیری های خطوط نودال می توان برخی از پیش بینی های کلی را بیان کرد. در رزونانس اول، صفحه به دور نقاط خطوط نودال صلیب شکل ایجاد شده در صفحه، حرکت گردشی دارد. بنابراین کم کردن ضخامت صفحه در اطراف این خطوط نودال می تواند تأثیر بسیار زیادی داشته باشد.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (IX)

در اوایل دهۀ نود، آقای بهداد بابایی هم با من تماس گرفتند و گفتند در این پروژه دارند کارهایی انجام می‌دهند و قرار بوده که این ردیف را اجرا کنند. دوست مشترکی گفته‌ بودند که چون من (اسعدی) هم در این زمینه‌ها علاقه دارم کار مشترک در این زمینه انجام دهیم و چند جلسه‌ای ما با هم رفتیم و آمدیم. پس از چهار پنج جلسه به ایشان گفتم این پروژه خیلی سنگین است و به این سادگی نیست؛ دقت بیشتری می‌خواهد و باید ملایم‌تر پیش برویم و پس از مدتی گفتم فعلاً به دلیل مشغله‌های کاری نمی‌توانم ادامه دهم، مگر آنکه یک سال فرصت مطالعاتی داشته باشم و همۀ کارهایم را تعطیل کنم و بر این مجموعه متمرکز شوم، ببینیم می‌شود یا نه و این کار را ادامه ندادم. آقای بابایی هم داشتند قسمت‌هایی از این ردیف را اجرا می‌کردند ولی هنوز منتشر نکرده‌اند.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (II)

بیش از همه در تاریخ نگاری ها برای شناسایی «ایرانی» بودن موسیقی به عامل «نژاد» متوسل شده اند. تاریخ نگاران در وهله نخست مدلل نموده اند که به عنوان مثال «نژاد» عامل موسیقی دانی مانند فارابی یا ابراهیم و اسحاق موصلی ایرانی بوده اند و بعد چنین پنداشته اند که تحقیقات و تألیفات ایشان ناگزیر در حیطه ی موسیقی ایرانی و در نتیجه بخشی از تاریخ موسیقی ایرانی بوده است. چند نمونه: حسن مشحون در تاریخ موسیقی ایران: «ابراهیم پسر ماهان پسر بهمن پسر پشنک بود و (و در پاورقی توضیح داده که) ابن خردادبه می گوید چون ابراهیم در موقع مستی شعری را زیاد تکرار می کرده که در آن کلمه ی موصل بوده از این جهت به موصلی معرف شده» (جلد ۱، ص ۱۱۹)
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

«ردیف» غایت نیست که بخواهیم با دو ساعت نواختنش آفرینش انجام دهیم و ادعا کنیم که موسیقی دستگاهی یعنی همین و لاغیر. ردیف نمونه و نمودی به فعلیت آمده است از نظام ساختاری موسیقی دستگاهی، که آهنگسازان و نوازندگان با شناخت آن نظام ها از طریق نواختن ردیف یا مطالعه ی آن، خود دست به آفرینش می زنند. همانطور که از دل همین ردیف «علی اکبر شهنازی» بیرون آمده، «صبا» هم بیرون آمده، «مشکاتیان» و «علیزاده» و «کلهر» و «محجوبی» و حتی انواع گونه های موسیقی عامه پسند هم همینطور؛ بی آنکه ویژگی آثار آنها شباهت چندانی به یک دیگر داشته باشد.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

به همین ترتیب، درایه‌هایی مانند «امپرسیونیسم» و «اکسپرسیونیسم» سَبک هستند، عناوینی مثل «دوازده‌تنی»یا «لایتموتیف»اصطلاحات فنی مرتبط با یک سبک یا روش یک آهنگساز، و مدخل‌هایی مانند «موسیقی نظامی»، «موسیقی عاشقانه» و «موسیقی سَبُک» گونه‌های موسیقایی (۳۰).
تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (IV)

تأثیر موسیقی ایران در موسیقی عهد اسلامی (IV)

خلفای اموی چون امپراطوری بزرگ اسلامی را شالوده گذاشتند، اسلام از سند تا اقیانوس اطلس و جبال پیرنه و ارس تا دریای پارس و عمان و مرکز افریقا کشیده شد. انتقال مقر خلافت از مدینه به دمشق سبب شد که از اندیشه و ذوق و استعداد حکما و هنرمندان ایرانی و روم بهره گرفته شود و اندوخته‌های علمی و هنری کشورهای تابعه اسلام، تقویت و گسترش پیدا کرده و در حقیقت پایه و اصول هنری و فرهنگی «رنسانس» عهد نوزایی در اروپا گردد.