“ذوق ما را خشکانده اند ” (I)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
بعد از پدرتان نخستین استاد شما گویا استاد صبا بوده است؟
بله. من از پنج سالگی نوازندگی تار را با یک تار کوچک و با پدرم که معلم تار بود و ویولن به سبک ایرانی، شروع کردم اما بعداً به ویولن گرایش پیدا کردم و ردیف راست کوک ویولن را با پدر کار کردم و وقتی پیش استاد صبا رفتم او از من خواست ردیف را بزنم و با اینکه خود ردیف مخصوص ویولن داشت، ردیف راست کوک را از من قبول کرده و از ردیف چپ کوک شروع کرد. این حسن اخلاق استاد صبا برای هنرآموزان امروز باید سرمشق قرار گیرد.

ویولن نوازی پدر شما در چه حدی بود؟
پدر من نوازندگی تارش بیشتر اهمیت داشت و در نوازندگی حسابی چربدست و ماهر و شاگرد علی اکبرخان شهنازی بود و به همان روش نوازندگی می کرد. قصد دارم به زودی اثری از ایشان را که سال ها پیش ضبط شده، منتشر کنم.

شخصاً به نوازندگی علی اکبرخان بسیار علاقه مند هستم و از ایشان هم در زمان مدیریت هنرستان ملی دعوت به همکاری کردم که پذیرفتند. علی اکبرخان با اینکه نت نمی دانست ولی بسیار علاقه مند به سیستم تدریس نتی بود و آن را بسیار تایید می کرد.

از شاگردان آن زمان علی اکبرخان، فرهاد ارژنگی بود، آیا در کارهای ارکستر همکاری زیادی داشت؟

نه به آن صورت… زیاد اهل کارهای جمعی نبود و فکر می کرد اگر در ارکستر کنار نوازنده ای که از او ضعیف تر است، بنشیند او را هم به همان چشم نگاه می کنند و چندان تمایلی برای همکاری در این نوع کارها نداشت و تکنوازی را ترجیح می داد. البته تکنواز بسیار قابلی هم بود.

در میان شاگردان آن زمان هنرستان فردی را داریم که مانند فرهاد ارژنگی در سن پایین درخشید ولی در جوانی فوت کرد، ولی در مورد نصرت الله گلپایگانی صحبت کنید.
آقای گلپایگانی چند ساز را می نواختند، البته تا آنجا که به خاطر دارم درس هنرستانی ایشان ویولن بود. نوازندگی ویولن شان به سبک ایرانی خوب بود و مشغول کار کردن روی ویولن کلاسیک هم بودند. قطعاتی هم ساختند که نشان دهنده ذوق خوب ایشان بود ولی به خاطر تحصیلات کم، هنوز از نظر مدرسی، قطعات قابل توجه نبود.

اگر دوباره قرار باشد برگردید به سال های نوجوانی، شروع به تحصیل در چه رشته ای خواهید کرد؟
باز آهنگسازی را انتخاب خواهم کرد. در این زمینه بسیار ضعف داریم، افراد متخصص در این زمینه کم هستند ولی در رشته های دیگر اینطور نیست. شما کمتر آهنگسازی را می بینید که هم تسلط کافی بر موسیقی ایرانی و هم موسیقی غرب داشته باشد؛ اکثراً در یکی از این دو زمینه تبحر دارند. باید با قوانین خاص موسیقی ایرانی مخصوصاً در زمینه چند صدایی آشنا باشند مثلاً در شور لا، آکورد لا، دو، می نگیرد و لا، ر، می استفاده کند (یک پنجم بالا و یک پنجم پایین)، همین طور در همایون و دستگاه های دیگر نسبت به فضای موسیقی ایرانی عمل کند.

برای دانشجویانی که آهنگسازی می خوانند چه پیشنهادی دارید؟
اگر آنها که موسیقی غربی را خوب فراگرفته باشند از روی کتاب به همراه نوار ردیف موسیقی ایرانی می توانند با دستگاه ها و گوشه ها آشنا شوند، این روش می تواند کمک زیادی به آنها کند برای آموختن موسیقی ایرانی و همین طور شناخت فضای آن.

آیا پایان نامه لیسانس آهنگسازی تان را به خاطر دارید؟
بله، مثل همه دانشجویان آهنگسازی، باید پایان نامه را برای ارکستر سمفونیک می نوشتیم، ممکن است نت این قطعه در بین پارتیتورهایم باشد، این قطعه را آقای هایمو تویبر رهبری کرد ولی کلاً تا پیش از شاگردی ام پیش آقای کریستین داووید، آهنگسازی من به شکلی که در خسرو و شیرین و مخصوصاً مانا و مانی و بیژن و منیژه رشد کرده، نبود.

زمانی که این آثار را می نوشتید چه قطعات غربی را گوش یا مطالعه می کردید؟
زمانی که برق در ایران آمده بود و رادیو رواج پیدا کرده بود برنامه های معرفی موسیقی کلاسیک در رادیو پخش می شد که یکی از برنامه ها متعلق به آقای سعدی حسنی بود. من آن را پیگیری می کردم. از تاثیرات این برنامه بود که مخصوصاً در مورد موسیقی توصیفی صحبت می کرد و من علاقه پیدا کردم برای نوشتن قطعه بیژن و منیژه که در واقع توصیفی است.

زمانی که بیژن و منیژه را می نوشتم قطعه خاصی را گوش نمی کردم ولی در جوانی قطعاتی که ایشان در رادیو پخش کرده بودند، به عنوان پشتوانه ذهنی داشتم. پارتیتور هم در فروشگاه ها آن زمان وجود نداشت، بعداً مغازه ای در خیابان شاه سابق و جمهوری فعلی پارتیتورهایی را برای فروش آورد.

موومان اول بیژن و منیژه شباهت هایی به سبک آهنگسازی استراوینسکی دارد، آیا آثار او را مطالعه می کردید؟
خیر، دسترسی به پارتیتور ایشان نداشتم، هنوز هم فکر نمی کنم در میان پارتیتورهایم از او اثری داشته باشم. من بیشتر از کلاس های پروفسور داووید و آقای ناصحی استفاده می کردم تا مطالعه پاتیتورها.

آیا هنوز هم مایل هستید اثری بنویسید؟
یک قطعه در دستگاه نوا در ذهن دارم که سال هاست قصد دارم برای ارکستر سمفونیک بنویسم ولی متاسفانه ذوق را در ما خشکانده اند و انگیزه کافی برای نوشتن کار بزرگ را ندارم.

با اینکه در هنرستان عالی تحصیل کرده اید ولی دیپلم هنرستان نداشتید، چطور وارد مرحله عالی شدید؟
دیپلم من را قبول کردند ولی شرط قبولی در امتحان موسیقی داشت که در آن هم قبول شدم و توانستم ادامه تحصیل را در رشته آهنگسازی بدهم.

یک دیدگاه

  • salar
    ارسال شده در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۸۹ در ۸:۲۶ ب.ظ

    ostad ro hala hala ha dark nemikonan ishala 200 sale dige migan aaaaaaaaaaa ishon ajab ahang sazi bode!!!!!!!!!!!!!!!!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (I)

تاریخ نگاری در مقوله ی هنر، در فرهنگ ایرانی و فارسی بیشتر به شعر و ادبیات اختصاص یافته و تنها در این بخش است که بررسی های تاریخی مفصل، معتبر و متنوع موجود است. بررسی های تاریخی در هنرهای دیگر، از جمله موسیقی، کم یاب اند و آنچه که هست (چنان که در این نوشته بررسی خواهد شد) چندان معتبر و مفصل نیستند.

لیر یا چنگ ارجان (IV)

موسیقی شناسان آلمانی و اتریشی “Curt Sachs” و “Erich von Hornbostel” سیستم رده بندی سازها را در ۱۹۱۴ ارائه دادند. خط کلی این رده بندی برمبنای بررسی اولین صفت مشترک سازها یعنی ویژگی فیزیکی ارتعاش ساز بنا شده است. بر این اساس سازها به پنج دسته تقسیم می شوند:

از روزهای گذشته…

بوگی ووگی (II)

بوگی ووگی (II)

عبارت بوگی ووگی، بنا به نظر بسیاری از مورخین و زبان شناسان، تکرار کلمه بوگی است. بوگی در حدود سال ۱۹۱۳ به مهمانیهایی گفته میشد که در آن یک گروه نوازنده دعوت میشدند و حاضران دستمزد آنها را با همدیگر پرداخت میکردند. ووگی، تکرار بوگی با کمی تغییر است و این تکرار کلمه با تغییر دادن حرف اول آن، حالتی است که در بیشتر زبانها وجود دارد و ما نمونه های بسیاری از آن را در فارسی میشناسیم.
گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه سوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

بعد از ظهر چهارشنبه ۱۱ بهمن ماه، سومین جلسه‌ی «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» در ساختمان فاطمی خانه‌ی موسیقی برگزار شد. درس جلسه‌ی سوم ادامه‌ی درس جلسه‌ی پیش از آن (تکنیک‌های عمومی نقد) بود و بیشتر بر ارائه‌ی مثال‌هایی از میان نقدهای نوشته شده‌ تکیه داشت که تکنیک‌های مربوط به آنها در جلسه‌ی دوم معرفی شده، اما نمونه‌ای از آنها ارائه نشده بود.
وهم یا نبوغ‌؟! (I)

وهم یا نبوغ‌؟! (I)

“… عجیب است؛ مردمی که متوسط بهره‌ی هوشی‌شان ۸۴ است (در مقایسه با دامنه‌ی نرمال ۹۰ تا ۱۱۰) و در طبقه‌ی ملت‌های دارای هوشِ «زیرِ متوسط» قرار می گیرند، خود را باهوش‌ترین ملت دنیا می دانند و از تکرار این باورِ فریب، لذت می‌برند و غره می شوند و با همین خودفریبی، پی در پی فرصت های تاریخی را… واگذار می کنند.”<
وهم یا نبوغ‌؟! (II)

وهم یا نبوغ‌؟! (II)

بی‌تردید جمع شدن تمام این نارسایی‌هاست که باعث شده‌است، میانگین کیفی تولیدات موسیقی در ایران و سطح سلیقه‌ی عموم به شکل چشمگیری تنزل یابند. موضوعی قدیمی که در دهه‌های گذشته برخی از موسیقی‌دانان و موسیقی‌شناسانِ معاصر، بارها و بارها در مقالات و نوشته‌های مرثیه‌گونِ خود به آن پرداخته ‌اند(۵)، (۶).
ویولون مسیح استرادیواریوس (VII)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VII)

تا کنون ۳ ناحیه عرضی مهم مورد سنجش قرار گرفت. در این مبحث یکی دیگر از اندازه ها و شاید مهم ترین آن در بخش اندازه های ۲ بعدی بررسی خواهد شد. مقدار مورد نظر، مربوط به اعداد راستای طولی ساز می باشد. شاید در اینجا این سوال مطرح شود که چرا در ابتدا ما این بخش را بررسی نکردیم . پاسخ این است که به علت دسته بندی قسمت های هم راستا و درک بهتر مفهوم اندازه های عرضی و اندازه های طولی روند مورد نظر را انتخاب نمودیم و همچنین برای این قسمت (بررسی اندازه طولی) بخشهای دیگری نیز درسنجش ابعاد وجود دارند، که باید آنها را نیز در نظر بگیریم. به همین علت بهتر است این مبحث به صورت مستقل تحلیل شده تا مخاطب بتواند طبقه بندی منظمی از توضیحات مطرح شده را ترسیم نماید.
ملودی، همراهی و هارمونی

ملودی، همراهی و هارمونی

در این نوشته سعی می کنیم بطور خلاصه معنی اصطلاح های متداولی مانند ملودی، همراهی و هارمونی را تشریح کنیم.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (II)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (II)

« ویوتام خوب می دانست که ویولن ساخته شده بود تا قبل از هر کار دیگری باعث خشنودی و ایجاد حسی تکان دهنده شود. او مانند روبنشتاین بر این باور بود که هنرمند باید قبل از هر چیزی از خود ایده و قدرت احساسی داشته باشد، تکنیک او باید آن چنان کامل باشد که نیازی به فکر کردن به آن نداشته باشد. اکنون که بحث مکتب های ویولن نوازی پیش آمد به طور تصادفی این نکته به ذهنم رسید که تمایل زیادی برای ترکیب کردن مکتب بلژیکی و فرانسوی وجود دارد. هرچند این اتفاق نباید رخ دهد. این مکتب ها از یکدیگر جدا هستند هرچند بدون شک مکتب فرانسوی از مکتب بلژیکی شکل گرفته و تحت تأثیر آن بوده است. بسیاری از ویولنیست های بزرگ مانند ویوتام، لئونارد، مارسیک (Marsick)، رمی، پرنت (Parent)، دو برو (De Broux)، موسین (Musin) و تامسون (Thomson) همگی بلژیکی هستند».
جاوید افسری راد به عنوان آهنگساز سال نروژ برگزیده شد

جاوید افسری راد به عنوان آهنگساز سال نروژ برگزیده شد

رادیوو تلویزیون نروژ ، جاوید افسری راد هنرمند ایرانی را به عنوان آهنگساز سال ۲۰۰۷ در این کشور اروپای شمالی برگزید و در مراسمی به عنوان خلاق ترین هنرمند سال از وی تجلیل کرد. این عنوان به خاطر آهنگهایی که افسری راد برای ارکستر سمفونیک نروژ ساخته و به اجرا درآمده به وی داده شده است.
سخنرانی سجاد پورقناد درباره هارمونی ایرانی (II)

سخنرانی سجاد پورقناد درباره هارمونی ایرانی (II)

خب تا اینجا یک چالش پیش آمد! اینکه آکوردها می توانند تیرس نباشند ولی از طرف دیگر، نباید به حدی با ساختار هارمونیکها ناسازگار باشند که حداقل، حدی از ملایمت را هم نداشته باشند. در واقع وقتی ما با یک مجموعه آکوردهای ناملایم (یا به قول معروف نامطبوع یا کدر) مواجه هستیم، دیگر نمی توانیم تصوری از هارمونی داشته باشیم. (چراکه هارمونی تناسب بین اصوات است و باید مجموعه ای از اصوات ملایم، نیمه ملایم و ناملایم داشته باشیم، نه تنها آکوردهایی ناملایم!)
در عمق کارون (I)

در عمق کارون (I)

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» از هفته نامه ی آسمان باشد. پس از آن که پرسش ها را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران در آن مجله، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.