موسیقی کانتری (I)

موسیقی کانتری (Country music) ترکیبی است از موسیقی اصیل جنوب ایالت متحده آمریکا و کوههای آپالاچ در شرق آمریکای شمالی. ریشه های آن مربوط به موسیقی سنتی محلی، موسیقی سلتی (از زبان هند و اروپایی)، موسیقی مذهبی-عرفانی (gospel music) و موسیقی دوران بسیار قدیم می باشد که در دهه ۱۹۲۰ به سرعت به وجود آمد و رشد کرد. موسیقی کانتری دو هنرمند بزرگ زمان را معرفی نمود؛ الویس پریسلی که در ابتدا با نام “گربه کوهستانی” شناخته می شد و در برنامه رادیویی ایالت لوئیزینا به طور مرتب با اجراهایش به سبک موسیقی کانتری حضور می یافت که در نهایت به چهره برجسته ای در موسیقی راک اند رول بدل شد. دیگر نام برجسته گارث بروکز (Garth Brooks) موسیقیدان معاصر می باشد که با ۱۲۵ میلیون آلبوم به فروش رفته اش از پرفروش ترین هنرمندان سولو در تاریخ موسیقی آمریکا می باشد.

در حالی که فروش آلبومهای سبک کانتری از سال ۲۰۰۰ رکود یافت اما اوج این سبک بار دیگر در سال ۲۰۰۶ به وقوع پیوست زمانی که در طی شش ماه اول سال، فروش آلبومهای موسیقی کانتری در آمریکا با ۱۷ درصد افزایش به ۳۶ میلیون رسید. علاوه بر آن، ملی شدن این نوع موسیقی با افزایش شنوندگان آن از طریق رادیو در حدود ۷۷ میلیون نفر ادامه یافت.

موسیقی کانتری در ابتدا در سالهای ۱۹۴۰ محبوبیت فراوان داشت، اما در سالهای ۱۹۷۰ به جز در انگلستان و ایرلند در همه جای دنیا حتی آمریکا تنزل کرد. مهاجرین آمریکای شمالی، موسیقی و سازهای خود را که قدمت آن به ۳۰۰ سال پیش از آن می رسید، به جنوب کوههای آپالاچ در شرق آمریکای شمالی رساندند.

این سازها: ویلون کوچک-فیدل ایرلندی، دالسیمور (شبیه به سنتور) آلمانی، ماندولین ایتالیایی، گیتار اسپانیایی و بانجوی آفریقایی بودند که متداول ترین و مهمترین سازهایشان بودند. ارتباط بین گروههای مختلف موسیقیدانان، موسیقی ناب را در منطقه شمال آمریکا به وجود آورد.

گروه سازهای زهی کوههای آپالاچ در اوایل قرن بیستم بیشتر از سازهای: فیدل، گیتار و بانجو تشکیل می شد.

این موسیقی اولیه کانتری به همراه ضبطهایی که از آن شده، اغلب با نام موسیقی “ایام قدیم” از آن یاد می شود. موسیقی کانتری به عنوان پدیده ای جنوبی به جهان معرفی شده است. در جنوب، موسیقی محلی ترکیبی بود از ریشه های فرهنگی و سازهای سنتی آنان.

audio file بشنوید یک قطعه قدیمی کانتری را با اجرای سازهای مخصوص این موسیقی

گمان می رود که موسیقی محلی انگلیسی و ایرلندی بر روی پیشرفت موسیقی زمان قدیم، موثر بوده است. مهاجرین به جنوب آمریکا شامل انگلیسیها، اسکاتلندیها و ایرلندی ها بودند.

اغلب زمانیکه بسیاری به موسیقی کانتری گوش می سپرند، به نوعی موسیقی اروپایی-آمریکایی در ذهنشان تداعی می شود. یکی از دلایلی که موسیقی کانتری توسط آمریکاییها-آفریقاییها و اروپائی ها-آمریکایی خلق شد آن است که در جنوب آمریکا، سیاهان و سفیدان اغلب به همراه یکدیگر کار و نوازندگی می کردند.

در قرن نوزدهم بسیاری از مهاجرین اروپایی اغلب از ایرلند، آلمان، اسپانیا و ایتالیا، به تکزاس می رفتند. این گروه به همراه موسیقیدانان مکزیکی و آمریکایی هم نواز شدند. در نتیجه این مشارکت گسترده، تکزاس نوعی موسیقی و فرهنگ نابی را که ریشه در ترکیب فرهنگهای جدید داشت به وجود آورد. این دوران به “عصر طلایی” معروف شده است.

9 دیدگاه

  • امین
    ارسال شده در تیر ۴, ۱۳۸۹ در ۶:۰۰ ب.ظ

    ممنونم از وجود این بحث. ظاهرا بحث ترجمه هست و امکان اضافه شدن مطلبی بهش نیست ولی امیدورام که در نوشته های بعدی این بحث به قسمتهای آوازی و نوازندگی موسیقی کانتری هم پرداخته شود. به نوع شعرهایی که انتخاب میشه و تفکر و جایگاه اجتماعی عموم دوستداران این نوع موسیقی هم مطالبی نوشته شود. به هر حال از وجود این بحث خوشحال شدم.

  • بهنام اسحاقي
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۸ ق.ظ

    خیلی جالب و مفید بود.ممنون

  • RightDas
    ارسال شده در مرداد ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱۰:۳۱ ق.ظ

    منهم ممنونم از اینکه زحمت میکشید.ولی با آقای امین موافقم و پیشنهاد میکنم حالا که وقت صرف این موضوع میکنید کمی جامع تر باشه که ذهن مخاطب رو نسبت به این موضوع بازتر کنه.

  • مهیار
    ارسال شده در اسفند ۲, ۱۳۹۰ در ۱۲:۳۶ ق.ظ

    دوست عزیزم تو موسیقی کانتری از کیتار آکوستیک استفاده میکنن نه اسپنیش.
    و همچنین ساز دهنی،کنتر باس،تلکستر گیتار،بانجو،ویولون،درامز.
    این مطالبی که شما نوشتید فقط ترجمه و تاریخ نگری این موسیقیه.بهتره که از تئوری موسیقی و فواصل و گامهاش مطلب بذاری که اگه تمایل داشته باشید من سالهاست که سبک موزیکم اینه و امروز بعد از ۱۰ سال تازه فهمیدم هنوزم چیزی خواصی راجع بهش نمیدونم.اما با این حال میتونم مطالب جامع و کاربردی ای بگم.

  • بابك
    ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۹۱ در ۱۰:۵۵ ق.ظ

    خوب بود ممنون. من عاشق این سبک و عاشق hank williams هستم.و ای کاش می نوشتید که اون اهنگ اثر کیه؟

  • bahareh
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۹۱ در ۵:۱۴ ب.ظ

    tashakor az etellaati ke dadid ,,,,,age betoonid behtarinaye in sabko dar hale hazer moarefi konid mamnoon misham

  • سزار
    ارسال شده در اسفند ۲۳, ۱۳۹۱ در ۶:۳۳ ب.ظ

    ﻣﺮﺳﯽ ﺍﺯ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ﺧﻮﺑﺘﻮﻥ.

  • وحید
    ارسال شده در مهر ۲۲, ۱۳۹۲ در ۱۲:۱۱ ق.ظ

    خوب بود.فکر میکنم تو سازبندی این سبک اشتباهکردیدکه بیشتر نزدیک به سبک راک.وکاش در مورد چرخه اکوردوجنس وکال وحتی دز مورد انواع سبک کانتری مثل cowboy,westrn swing,bluegrass توضیح میدادید.

  • باران
    ارسال شده در شهریور ۴, ۱۳۹۳ در ۱۰:۱۷ ب.ظ

    ممنون بسیار عالی بود خیلی استفاده کردم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXII)

در چنین شرایط داخلی و بین المللی در موسیقی ایرانی هم جهت گیری جدیدی با برنامه «به پیش به سوی گذشته» شکل گرفت. در سال ۱۳۴۳ در وزارت فرهنگ و هنر وقت «گروه پایور» به سرپرستی فرامرز پایور نوازنده سنتور و آهنگساز، اولین ارکستری است که فقط از سازهای ایرانی تشکیل می شود و آثار آهنگسازان گذشته را (مانند درویش خان، عارف، شیدا، نی داود) در برنامه کارش قرار می دهد. تکنوازان این ارکستر: هوشنگ ظریف تار، رحمت الله بدیعی کمانچه (او اول نوازنده ویلن و از بهترین شاگردان صبا بود) و حسن ناهید نی بودند.

انتقاد از تصویب قانون واریز بخشی از درآمد کنسرت‌ها به خزانه

انجمن صنفی هنرمندان موسیقی در پی تصویب قانون تکلیف مجلس به وزارت ارشاد برای واریز بخشی از درآمد کنسرت‌ها به خزانه طی روزهای گذشته بیانیه‌ای را منتشر کرد. در متن بیانیه انجمن صنفی هنرمندان موسیقی که روز سه شنبه ۲۸ اسفندماه به رسانه‌ها ارسال شده، آمده است:

از روزهای گذشته…

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

پیانو در موسیقی ایرانی (قسمت دوم)

بنا بر اطلاعات موجود، نخستین پیانویی که به ایران وارد شد هدیه ای بود از سوی ناپلئون بناپارت به فتحعلی شاه (نگ. خالقی، صص ۸-۱۵۷). بعید به نظر می رسد که این ساز کوچک و پنج اکتاوی که با رسیدن به تهران باید از کوک هم خارج شده باشد هیچگاه مورد استفاده قرار گرفته باشد.در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی، در پی دیدارهای ناصرالدین شاه از اروپا، شمار پیانوهای وارده شده به کشور رو به فزونی نهاد و به مرور در خانه معدودی از درباریان که در اروپا نیز به سر برده بودند جایگاهی برای آن پیدا شد.
نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VII)

نقد تئوری پردازیِ داریوش طلایی (VII)

واژه ترکیبی «رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی» هم با وجود ظاهر علمیش نشان از عامیانه گویی دارد. در زیر نویس آمده است که «رپرتوار به معنی مجموعه است.» اگر واقعاً چنین باشد، چه لزومی دارد که در یک متن فارسی، به جای «مجموعه» از یک واژه فرنگی استفاده کنیم و بعد ترجمه فارسیش را در زیر نویس به اطلاع خواننده برسانیم؟ اما «رپرتوار» به معنی مجموعه نیست. داریوش آشوری در «فرهنگ علوم انسانی» به «انبان برنامه» و «کارستان» ترجمه کرده است. واژه ترکیبی«رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی» هم بی معنی است.
گفتگو با فروغ کریمی و حامد پورساعی

گفتگو با فروغ کریمی و حامد پورساعی

در تاریخ ۲ و ۳ مرداد ماه شاهد اجرای دو تن از نوازندگان برجسته کشورمان در خانه هنرمندان هستیم. پرفسور فروغ کریمی نوازنده فلوت مقیم اتریش که در مطالب گذشته به تفضیل در مورد ایشان صحبت کرده ایم، به همراه حامد پورساعی یکی از نوازندگان توانای گیتار کلاسیک کشورمان دو نوازی فلوت و گیتار را با اجرای آثاری از دوره های مختلف موسیقی، بر روی صحنه میبرند که این مصاحبه، ماحصل گفتگویی است که در یکی از تمرینهای این دو هنرمند. لازم به ذکر است، کلاسهای پرفسور فروغ کریمی در تاریخ ۴ الی ۸ مرداد ماه در تهران برگزار میشود، برای اطلاعات بیشتر به سایت خبری ایشان www.iranflute.ir مراجعه نمایید.
گفتگوی هارمونیک یازده ساله شد

گفتگوی هارمونیک یازده ساله شد

امروز هجدهم فرودین ماه سال ۱۳۹۴، سایت گفتگوی هارمونیک به یازدهمین ساگرد فعالیت خود رسید و در این یازده سال ما افتخار همراهی همه روزه شما عزیزان را داشته ایم. امروز در یازدهمین سال فعالیت این سایت، ماهنامه انگلیسی سایت به دبیری محبوبه خلوتی به صورت رسمی در این آدرس en.harmonytalk.com افتتاح شد و نیز تعداد دوستداران وب سایت گفتگوی هارمونیک در فیس بوک از مرز ۶۳۰۰ نفر گذشت.
گفتگو با عبد الحمید اشراق (IV)

گفتگو با عبد الحمید اشراق (IV)

بله واقعا اینطور بود چه جنگ و جدالهایی خاطرهء دیگری را حکایت می‏کنم تا بیشتر محیط آن زمان را مجسم کنید. در آن زمان رهبری سمفونیک تهران را آقای حشمت سنجریی بر عهده داشت حدود سال ۱۳۵۵ {احتمالا این تاریخ اشتباه است – سردبیر} در برنامه‏ ای در تالار فرهنگ چند قطعه از بزرگان موسیقی را اجرا کردند ما در رابطه با کمبودهای ارکستر مطلبی نوشتیم و کمبودها را از دیدگاه علمی تذکر دادیم، مثلا چون ویولونیست نداشتند چند دانشجو را در صحنه گذاشته بودند یا بدلیل فقدان‏ نوازندهء هبوآ (ابوا)، قطعات را بدون آن اجرا می‏کردند. از این گذشته، نوازندهء فاگوت نیز در دسترس نبود و کم و کاستی‏های دیگری هم بود که در مقاله تذکر دادیم.
لونی اسمیت و هموند B3

لونی اسمیت و هموند B3

من نوازندگی را برای مشهور شدن یا پولدار شدن که به تعبیر بسیاری از مردم معادل خوشبختی است انتخاب نکردم، بلکه فقط به این دلیل که موسیقی و نوازندگی را دوست داشتم به این سمت رفتم. من مدتها پیش از آنکه مشهور شوم، به خوشبختی دست پیدا کرده بودم و آن هنگامی بود که مسیر زندگی ام را به سوی نوازندگی ارگ سوق دادم.
ویلنسل (VIII)

ویلنسل (VIII)

گلیساندو افکت اجرایی است که بوسیله سراندن انگشت به بالا و پایین گریف، بدون رها کردن سیم اجرا می شود. این حرکت باعث می شود ارتفاع صدا به نرمی و بدون بریدگی و تغییرات پله پله، بالا و پایین برود.
نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

نوگرایی بر شالوده‌ی یک سنت صلب (II)

او حتا به سراغ سرزمین ممنوعه هم رفت. در آمیختن موسیقی ایرانی و ارکستر غربی، چیزی که سنت‌گرایان متعصب نه تنها بدان دست نمی‌یازیدند که نسل پیش از خود را هم به کیفر آن تکفیر می‌کردند. شگفتا که نتیجه بسیار بر دل شنوندگان نشست و از «ایرانی»ترین قطعات نوشته شده برای ارکستر زهی و سازی ایرانی شد. تجربه‌ای که شاید بتوان آن را از منظری دیگر، آخرین مرحله از چیرگی زیباشناسی بازگشت بر دنیای موسیقایی آن روز دانست.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت ششم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت ششم)

بهترین تصنیف قرن، عنوانی است که کارشناسان موسیقی برای این اثر برگزیده اند. اما مستقل از سلیقه شخصی، قطعا این آهنگ نقطه عطفی در تاریخ برنامه گلها بود. تا قبل از این برنامه هیئتی چند نفره که ارکستر نامیده میشد و از اساس علمی و پایه فنی بی بهره بود، اجرای آهنگها را به عهده داشت و از آنجا که همه اعضا آنرا اساتید کهنه کار تشکیل میدادند، نتیجه کارشان نیز استادانه بود.
پایِ لنگِ پنج ضربی  و  هفت‌ضربی (I)

پایِ لنگِ پنج ضربی و هفت‌ضربی (I)

وزن در موسیقی معمولاً به سه حالت کلیِ ساده، ترکیبی و لنگ تقسیم می‌شود. پنج ضربی و هفت ضربی نیز، دو نمونه از نوع سومِ وزن، یعنی لنگ هستند که به زعم نگارنده، در طول دهه‌های اخیر، اپیدمی استفاده از این دو ریتم، بلای جان آهنگسازی علیل موسیقی ایرانی شده ‌است. متأسفانه هر سال در کارهای نوازندگان جوان، در اجراهای جشنواره‌های مختلف موسیقی، در کنسرت‌ها و آلبوم‌های موسیقی (البته در حوزه‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی) ردپای این دو ویروس را می‌توانیم ببینیم. اشاره به این نکته ضروری است که استفاده از هر ریتمی، به خودی خود نه تنها محل اشکال نیست بلکه صدور هر حکمی مبنی بر اینکه نباید از فلان ریتم استفاده شود، مضحک، بی‌پایه و مطلقاً مردود است؛ آنچه در اینجا می‌خواهم بگویم این است که «نوعِ استفاده» از این دو ریتم، آنگونه که در موسیقی کلاسیک ما مرسوم شده، بار هنری نازلی دارد و هر چه که باشد، «آهنگسازی» محسوب نمی‌شود.