جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران


فرهنگسرای نیاوران در تهران، در شب های پانزدهم، شانزدهم و هفدهم اردیبهشت، میزبان کوارتت زهی آنی از کشور ارمنستان برای اجرای کارهای آهنگسازان معاصر ایران بود.





این برنامه به همت کیاوش صاحب نسق (آهنگساز ایرانی مقیم اتریش) ترتیب یافته بود و در آن کوشش شده بود تا حد امکان آثار آهنگسازان ایرانی که در قالب کوارتت زهی نوشته شده بود گردآوری و اجرا شود.





در این برنامه آثاری با گرایش های مختلف از آهنگسازانی از سه نسل گوناگون در کنار هم قرار گرفته بودند :



هرمز فرهت، یکی از مطرح ترین موسیقی شناسان ایرانی در جهان که در آهنگسازی نیز صاحب آثار گوناگون مجلسی، ارکستری و آوازی است. وی سال ها رییس و استاد بخش موسیقی دانشگاه دوبلین در ایرلند بوده است.
علیرضا مشایخی، از موثرترین چهره ها برای شناساندن موسیقی مدرن به ایرانیان که بنیانگذاری ارکستر موسیقی نو در تهران از جمله اقدامات او در این راستاست و آثار متنوع و پرشمار او بارها در درون و برون مرز به اجرا درآمده است.
لوریس چکنوریان، رهبر ارکستر و آهنگساز ارمنی-ایرانی که در گذشته، چندی رهبری ارکستر اپرای تهران را عهده دار بوده و در کشورهای مختلف برنامه هایی را اجرا کرده است. آثاری از او بوسیله کمپانی های معتبر موسیقی همچون RCA منتشر شده است. وی در سال های اخیر با برنامه هایی بر اساس ادبیات کلاسیک پارسی، در سرگرم کردن مردم تهران نقش مهمی داشته است.
مهران روحانی، آهنگسازی که چند سال پیش واریاسیون های پیانویی او بر روی آهنگ های ابوالحسن صبا در ایران منتشر شد. ولی نظر به گرایش های مذهبی اش چندان مجال فعالیت نمی یابد.
شاهین فرهت، استاد دانشگاه تهران که آثار سمفونیک متعددی با الهام ردیف موسیقی ایرانی آفریده و بخشی از آنها همچون راپسودی ایرانی، سوییت ایرانی و … با ارکستر سمفونیک تهران و به رهبری فریدون ناصری ضبط و منتشر شده است.
رضا والی، آهنگساز موفق ایرانی ساکن آمریکا که اکنون استاد دانشگاه پیتسبورگ است. آثار وی که بیشتر با بر اساس موسیقی محلی ایران آفریده شده است در کشورهای مختلف با ارکسترهای معتبری اجرا شده که در سال گذشته بخشی از آنها با ارکستر مدرن بوستون و به وسیله کمپانی ناکسوس انتشار یافت.
بهزاد رنجبران، استاد دانشکده جولیارد نیویورک (از معتبرترین مراکز موسیقی جهان) که پوئم سمفونیک هایش با الهام از داستان های شاهنامه در سال گذشته با ارکستر سمفونیک لندن ضبط و در آمریکا منتشر شد. هنرمندانی چون جوشا بل (ویلن) و رنه فلمینگ (سوپرانو) از جمله اجراکنندگان آثار وی در اروپا و آمریکا بوده اند.
رامین حیدربیگی، آهنگساز ساکن آمریکا که در نیویورک فعال است و در سال ۱۳۷۹ ارکستر مجلسی باربد را در این شهر پایه گذاری کرده است.
امیر مهیار تفرشی پور، برنده جایزه نخست دوسالانه آهنگسازی موسیقی نو در دانشگاه تهران که در سال گذشته اثری از وی با نام فانتزی ایرانی توسط شاند ویلیامز (نوازنده چنگ ارکستر سمفونیک بی بی سی) در فرهنگسرای نیاوران به اجرا درآمد.
علی گرجی، از هنرجویان علیرضا مشایخی که اکنون در آلمان به تحصیل در رشته آهنگسازی مشغول است.
کیاوش صاحب نسق، برگزار کننده این برنامه، که تا کنون سه سی دی از آثار او در تهران انتشار یافته و به تازگی دکترای موسیقی خود را از دانشگاه موسیقی گراتس دریافت کرده است. وی برنامه ای به همین شکل را در مقیاسی کوچکتر در سال ۱۳۸۱ در شهر گراتس ترتیب داد.
صاحب نسق برای برنامه اخیر با توجه به مشکلات تمرین و آماده ساختن گروه های ایرانی، خیال خود را راحت کرده و به یک کوارتت ارمنی که طبیعتاً لوریس چکنوریان مقدمات حضور آنان در تهران را فراهم آورده متوسل شده است. اگر گوشمان را از بابت چند نت خارج از سوی نوارنده ویلنسل ببندیم می توان گفت اجرای این کوارتت برای آهنگسازان حاضر در برنامه قابل پذیرش بود و امید است نوازندگان ما نیز در آینده با تغییر رویه در رفتار و کردار خود، زمینه اجرای آثار ایرانی را با نوازندگان ایرانی فراهم آوردند تا نه تنها به ندرت مشکلی برای برقراری پیوند میان نوازندگان و محتوای آثار پیش آید بلکه عواید مالی حاصل از اجرا نیز در داخل کشور و برای نوازندگان خودمان صرف شود.

به جز آهنگسازانی که در این برنامه کارهایشان به اجرا درآمد، حسین ناصحی، پرویز منصوری، هوشنگ استوار و … نیز دارای کوارتت زهی هستند ولی یا آثارشان در درسترس نبود یا خود همکاری نکردند.

فرهنگسرای نیاوران در صدد بوده است تا نه تنها این برنامه استثنایی را به صورت سی دی منتشر سازد بلکه پارتیتور آثار اجرا شده را نیز به صورت کتاب به چاپ برساند. امید است هر دو مهم به زودی عملی شود و اقدام ارزشمند دیگری به فعالیت های بخش موسیقی فرهنگسرای نیاوران که به حق مجری جدی ترین برنامه ها در پایتخت بوده افزوده گردد.

تالار دویست و پنجاه نفرهء فرهنگسرای نیاوران در اجراهای پنجشنبه و جمعه تقریبا پر بود و در شنبه شب حدود یک سوم از گنجایش آن پر شده بود. با این وصف و با نهایت خوش بینی می توان گفت که حدود ۶۰۰ نفر از مردم شهر ده میلیونی ما شنونده این برنامه بوده اند. هر چند شاید می شد با تبلیغات بهتر، شنوندگان بیشتری را به نیاوران برای این برنامه به یادماندنی کشاند.


آگاهی بی پایان (II)

همچون الماس هایی بالغ به نظر می رسد همه چیز زاینده، بالغ و پیوسته در اتصال به یکدیگر است. باورمند بودن به مجموعه پویای هستی و در هم تنیدگی میان پدیده ها، به انگار که حتی خارج از اراده ماست؛ اما در درون یکپارچگیِ غیر قابل انکاری این پیوستگی را گواهی می دهد. ما چه…
ادامهٔ مطلب »

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

از روزهای گذشته…

دراو ارگان

دراو ارگان

هموند توانست با اختراع چرخهای دوار مولد صدا، امواج سینوسی را به هر طریقی که علاقه داشت با یکدیگر ترکیب کند و الگوهای مورد علاقه خود را تهیه کند. اما او برای ساخت یک دستگاه موسیقی شبیه به ارگ کلیسا نیاز به ایجاد تغییراتی در اختراع خود بود در غیر اینصورت ارگ او همانند ارگ های کلیسا فضای زیادی را اشغال می کرد.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (XI)

مسئله ی دیگر که آدرنو آن را در نظر نگرفته است قابلیت بالقوه ی موسیقی عامه پسند از لحاظ اقتصادی است. با تعداد انگشت شماری از نوازنده و یک خواننده، موسیقی عامه پسند این قابلیت را داشت که در مدت زمان محدودی موسیقی تولید کند. طبیعی است که در وهله ی نخست سرمایه گذارانِ صنعت موسیقی به این گروه ها تمایل داشته باشند تا یک ارکستر سمفونیک که مالر آهنگساز آن است! زیرا آنها بیشتر از هر چیز به نفع تجاری خود فکر می کردند. اگر شوئنبرگ و مالر و وبرن و… تبدیل به موسیقی روز می شدند تمامِ شهر را باید سالن های کنسرت و استدیوهایی با جعبه های صد و چند نفره می ساختند اما یک گرامافون برای شنونده و یک استدیوِ زیرزمینی برای تولید موسیقی جَز کافی بود!
بد فهمی از گفتار وزیری (II)

بد فهمی از گفتار وزیری (II)

وزیری در مدرسه موسیقی اش به تشکیل ارکستری پرداخت که از هنرجویان و مدرسان مدرسه تشکیل شده بود. او در این ارکستر به اجرای پیشنهادهایش برای موسیقی ایرانی می پرداخت. وزیری همچنین در کلوپی که برای دوستداران موسیقی تاسیس کرده بود به ایراد سخنرانی هایی پرداخت که موسیقی عامیانه روز را به باد انتقاد گرفت.
موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

موسیقی آفریقای جنوبی (IV)

در سال ۱۹۵۵، پیشروترین دوستداران موسیقی جز در سوفیا تاون، کلوپ جز مدرنِ سوفیا تاون را پایه ریزی نمودند که آهنگ های نوآوران باپ مانند چارلی پارکر (Charlie Parker) و دیزی گیلسپی (Dizzy Gillespie) را تبلیغ می کردند. کلوپ جز از اجتماعاتی مانند “Jazz at the Odin” که در سینمایی محلی برگزار شد، حمایت می کرد. از دل چنین گردهمایی هایی بود که اولین گروه بیباپ آفریقای جنوبی یعنی گروه بسیار مهم و تأثیرگذار جز اپیسل (Jazz Epistles) برخاست. اعضای نخستین این گروه، موزیسین هایی بودند که شکل دادن به موسیقی جز آفریقای جنوبی در سرنوشتشان نوشته شده بود که از بین آنها می توان به این افراد اشاره نمود: دالر برند (Dollar Brand) (که پس از روی آوردن به اسلام نامش را به عبدالله ابراهیم تغییر داد)، کیپی موکتسی (Kippie Moeketsi)، جوناس گوانگوا (Jonas Gwangwa) و هیوگ مسکالا (Hugh Masekela).
نگاهی به کتابِ «عجملر»؛ آرشِ محافظ

نگاهی به کتابِ «عجملر»؛ آرشِ محافظ

«عجملر»، دنباله ی تفکر و جریانی ست که شکل گیری اش را مدیونِ سوال ِ بزرگِ دو دهه ی اخیرِ حوزه ی موسیقیِ کلاسیک ایرانی می داند: اگر پی گیری و اصرار بر موسیقی دستگاهی، به مثابه نمادِ سنّت، راه به جمود و پِرتِ محتوایِ هنری می برد، و از سوی دیگر، «نگاه به غرب»، ناچار به پذیرشِ فرضِ برتری و کاراییِ موسیقی کلاسیکِ غربی ست و نهایتاً به سانتی مالیسمِ گلهایی و فاصله گیریِ آن با مولفه-های موسیقیِ هنری منتهی شده ، چاره کجاست؟
قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

قاسمی: به دروغی به نام استعداد، اعتقاد ندارم!

دوستان زیادی داریم که کارشان چیز دیگری هست و بعد از ظهر در استودیو ضبط میکنند، در این حد! یا آهنگسازان زیادی داریم … از روز اول این انگیزه در من بود که کر آماتور به معنی بد بودن کیفیت کار نیست و شغل بچه ها موسیقی نباشد، چون وقتی آنها شغلشان موسیقی نیست و عشقشان موسیقی است، توقع حقوقی ندارند می آیند به فرهنگسرای بهمن میگویند که فقط به ما یک سالن دهید تا تمرین کنیم.
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی  <br>در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (V)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (V)

در این باره باید عرض شود که این شیوه ها به ویژه در موسیقی سنتی ایران کاملاً شخصی است و هر استادی شیوه خاص خود را دارد. به عنوان مثال در میان نوازندگان برنامه های «گلها» که در پژوهش آقای کیانی همه تحت عنوان صاحبان شیوه «شیرین نوازی» معرفی شده اند، می توان شیوه های کاملاً متفاوت و مختلفی را شناسایی کرد. در شیوه های تار جلیل شهناز و فرهنگ شریف تقریبا هیچ وجه مشترکی نمی توان یافت، همینطور در شیوه های نوازندگی استادان موسیقی علی اکبر خان شهنازی و نورعلی خان برومند اختلاف و تفاوت روشنی مشهود است. اگر بخواهیم شیوه های نوازندگی را در «دهه اخیر» بررسی کنیم، باید شیوه های استادانی مانند فرامرزپایور و پرویز مشکاتیان را که هر دو متفاوت و مختلفند بررسی و مقایسه کنیم. اما آقای کیانی به جای پژوهش در شیوه های نوازندگی، در حقیقت محاکمه ای به نمایش گذاشته اند که خودشان هم متهم (تحریف نواز و شیرین نواز)، هم شاکی (سنت نواز) و هم قاضی (پژوهشگر) هستند و رأی به محکومیت متهم داده اند.
درباره تحولی جسورانه

درباره تحولی جسورانه

در خبرها خواندیم که قرار است دو ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک تهران، ادغام شده و به یک ارکستر تبدیل شود. این اقدام جسورانه علی رهبری شاید سومین حرکت بزرگ او بعد از تشکیل دوباره ارکستر سمفونیک تهران و هفتگی کردن کنسرتهای ارکستر سمفونیک تهران است. بعضی از اهالی موسیقی و مخصوصا رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی،‌ به این اقدام اعتراض کردند. امروز به این مسئله می پردازیم که اگر واقعا رپرتواری که با ارکستر ملی اجرا می شده مربوط به ژانر موسیقی کلاسیک بوده است، چرا ادغام شدن این دو ارکستر موجب نگرانی شده است.
ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

ریچارد واگنر، خداوندگار اپرا (II)

واگنر دوازده سال بعدی زندگی خود را در تبعید سپری کرد. قطعه لوهنگرین (Lohengrin) را قبل از فرارش از درسدن به پایان برده بود و در تبعید، در نهایت ناراحتی به دوستش لیست (Franz Liszt) نامه ای نوشت و از او درخواست کرد تا در غیابش این اثر را اجرا کند. لیست صمیمانه دوستی خود را ثابت کرد و در آگوست ۱۸۵۹ در ویمار آن را برای اولین بار به روی سن برد و رهبری کرد. واگنر در تنگنای مهیبی قرار گرفته بود، دور افتاده از دنیای موسیقی آلمان و بدون هیچ گونه حقوقی که بتواند از آن صحبتی کند. قبل از ترک درسدن سناریویی نوشت که بعدها به قطعه بسیار مشهور “حلقه نیبلانگن ” (Der Ring des Nibelungen) تبدیل شد.
آلن پارسونز و Dark Side of the Moon

آلن پارسونز و Dark Side of the Moon

جادوگر استودیو، آلن پارسونز، با تواضع و فروتنی می گوید: “همکاری با پینک فلوید آرزوی هر مهندسی است و من کوشیدم این فرصت را غنیمت شمرم. Dark Side of the Moon نقطه عطفی در زندگی حرفه ای من بود و مرا به شدت به شوق آورد. این کار برای من اهمیت زیادی داشت و باید آن را به بهترین نحو به انجام می رساندم.”