فرانک سیناترا (I)

Frank Sinatra, Bing Cosby and Dean Martin
Frank Sinatra, Bing Cosby and Dean Martin
اگر تا بحال صدای گرم فرانک سیناترا خواننده و هنرپیشه معروف هالیوود در اواسط قرن بیستم را نشنیده اید قسمتهایی از این قطعه معروف او را گوش کنید، این آهنگ در سال ۱۹۶۶ اجرا شد.

Audio File Strangers in the night

فرانک سیناترا در سال ۱۹۱۵ در آمریکا از خانواده ای ایتالیایی بدنیا آمد. پدر او بوکس بازی بود که پس از کنار گذاشتن این رشته ورزشی به خدمت نیروهای آتش نشانی “Hoboken” آمریکا در آمده بود و مادر وی از پیشخدمت های رستوران بود که در محافل کوچک خانوادگی اغلب آواز میخواند.

هنگامی که سیناترا دبیرستانی بود موفق شد اجرای زنده یکی از کارهای “Bing Crosby” (هنرپیشه و خواننده اواسط قرن بیستم) را ببینید و این موضع باعث شد که او هدف و ایده آل زندگی خودش را در هنر سینما و موسیقی پیدا کند. شروع به کارهای متفرقه برای کسب درآمد کرد و در آغاز فعالیت هنری به خواندن ترانه در تئاترهای آماتوری و گروههای کوچک موسیقی روی آورد بگونه ای که درآمد ابتدایی او حدود ۱۰$ یا یک وعده غذا برای هر روز کار در تئاتر بود.

او اولین کار جدی خود را در “Rustin Cabin” (مجموعه ای ویلایی در حاشیه نیوجرسی) انجام داد. نقش او سرگرم کردن مردم بعنوان “Showman” یا گفتن جوک و خواندن ترانه بود. او به اصرار مادرش به مدرسه ای برای ادامه تحصیل در رشته علوم و تکنولوژی رفت اما متاسفانه بعد از یکسال به بیرون انداخته شد! یا استعداد درس خواندن نداشت یا بخاطر عشق او به “Nancy Barbato” بود که بعد از چهار دوستی سال ۱۹۳۱ با او ازدواج کرد، نانسی اولین همسر سیناترا بود که از او صاحب دو دختر و یک پسر شد.

Frank Sinatra, Ava Gardner
فرانک سیناترا و اوا گاردنر در فرودگاه لندن
که عازم نایروبی برای تهیه فیلم هستند
در سال ۱۹۳۹ سیناترا بعنوان خواننده به استخدام گروه کوچک نوازنده ترمپت “Harry James” در آمد. این دو کنسرت های زیادی را با یکدیگر اجرا کردند تا اینکه هری جیمز با نوازنده ترمبون “Tommy Dorsey” آشنا شد و این باعث کمرنگ شدن نقش سیناترا در گروه شد تا اینکه بتدریج او گروه را ترک کرد. سیناترا در مدتی که با “Dorsey” کار می کرد از او نحوه درست نفس کشیدن بعنوان یک وکالیست و تلفظ لغات را آموزش دید و مطالبی را آموخت که در آینده برای او بسیار مفید بود.

“Dorsey” هنگام آموزش به سیناترا متوجه توانایی های فوق العاده او در خوانندگی شد، سیناترا می توانست ۱۶ میزان ملودی برای خواننده را بدون نفس کشیدن اجرا کند! لذا به سیناترا گفت تا روی صدایش کار کند و شخصیت جدیدی برای صدای خود بیافریند تا بتواند موفق باشد.

سال ۱۹۴۲ او اولین فیلم خود را بازی کرد بنام “Higher and Higher” و بجای ماندن در هالیوود و ادامه هنرپیشگی، تصمیم به اجرای یکسری کنسرت کرد که در آن ترانه هایی از جمله ترانه فیلم فوق را میخواند. او حتی در چند برنامه رادیویی شروع به خواندن ترانه کرد. سیناترا چهره های هنری متفاوتی از خود بجای گذاشت، ابتدایی فردی سرگرم کننده و تا حدی شوخ مزاج بود، بتدریج نقش های جدی در سینما بازی کرد و هنگامی که صدای تنور او پخته تر شد او را فردی میدانستند که ترانه های زیبا، رمانتیک و عاشقانه اجرا میکند.

Sinatra and his family
سیناترا، نانسی و سه فرزنداشان
باوجود اینکه او در جریان جنگ جهانی دوم به سربازی نرفت اما بعنوان یک هنرمند نقش مهمی در فیلم ها و ترانه هایی که میخواند برای بالابردن روحیه مردم ایفا کرد. ترانه ای مانند “Ballad for Americans” یا فیلم کوتاهی مانند “The house I live in” از این جمله کارهای او بودند.

ورود جدی تر او به صحنه سینما باعث شد تا با “Ava Gardner” آشنا شود و این بود که “Nancy” از او جدا شد و در سال ۱۹۵۱ با اوا گاردنر ازدواج کرد بعد از دو سال زندگی مشترک بصورت جدا زندگی کردند و سپس در سال ۱۹۵۷ رسما” از یکدیگر جدا شدند. شکست او در نگهداری همسر باعث شد که ضربه بزرگ روحی به او وارد شود، ضربه ای که هرگز اثرات آن از زندگی او پاک نشد. اتفاق دیگری که باعث مختل شدن زندگی عادی او شد، قوت گرفتن شایعاتی بود که وی را به عضویت در یک باند گانگستری در هاوانا نسبت میداد، شایعاتی که بدنبال آن دولت وارد عمل شد و تحقیقات در این زمینه را آغاز کرد.

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) از مجید کولیوند منتشر شد

کتاب سازشناسی کاربردی )سازهای موسیقی کلاسیک ایران( با نویسندگی مجید کولیوند، نوازنده سنتور، آهنگساز و مدرس دانشگاه هنر تهران، با همکاری نشر نای و نی منتشر شد. کتاب در سه بخش نگارش شده است. بخش نخست هوا صداها (سازهای بادی) که ساز نی را در بر می گیرد. بخش دوم، زه صداها که خود به دو بخش زهی مضرابی شامل سازهای سنتور، قانون، تار، سه تار و عود و زهی آرشه ای شامل کمانچه، قیچک سوپرانو، قیچک آلتو، قیچک باس می باشد. در نهایت بخش سوم به پوست صداها (سازهای کوبه ای) اختصاص داده شده که شامل ساز تنبک و دف است.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (I)

پیش از شروع به نوشتن این مطلب، یکی از دوستان نویسنده در تاریخ دفاع ۸ ساله، به آرامی و با تاکید، یادآور شد که ما «موسیقی جنگ» نداریم بلکه موسیقی دفاع مقدس داریم؛ در واقع، تاکیدش بر پرهیز از واژه «جنگ» بود. دوست ما بار سیاسی و حتی تاریخی این واژه را در نظر داشت. درست می گفت که ما مردمی جنگ طلب نیستیم. ولی نمی شد انکار کرد که همین واژه منحوس که به قول ملک الشعرای بهار «فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او در تمام ۸ سالی که ایران درگیر آن بود، میلیون ها بار از طریق رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری، پخش شد.

از روزهای گذشته…

مروری بر «کنسرت آنسامبل کانتوس»

مروری بر «کنسرت آنسامبل کانتوس»

اکنون در خلال هر کنسرتی که نام و رنگی از «موسیقی معاصر» بر خود دارد صدایی طنین‌انداز است، صدایی نه موسیقایی که پرسشگری پرسان از نسبت ما با آن زبانِ به میراث رسیده‌ی رهایش و نوگرایی سده‌ی پیشین. صدا به آواز بلند می‌پرسد انسان امروز را با این زبان چه‌کار؟ هر کنش موسیقایی، هر آفرینش، هر قطعه، هر آلبوم که گفته و ناگفته با برچسب‌های «نو»، «معاصر»، «آوانگارد» و … نشان‌دار شده باید متضمن مکاشفه‌ی چنین پرسشی باشد. و چنانچه صدای بلند پرسش از دل آثار به گوش نرسد و هر اثر پاسخی یگانه به آن فراهم نیاورد آنگاه نوبت از آنِ دیگری خواهد بود. ناگزیر همان صدای پرسنده، رساتر از قلمرو نقد برمی‌آید. هر چه رویدادها پرشمارتر، پرهیاهوتر و فراگیرتر این صدا نیز از هر دو سو بلندتر و کوبنده‌تر باید تا آنگاه که پاسخی بیابد و بر لکنت امروزین غالب بر این گستره چیره شود.
“MTV و اعتباری که از بین رفت” افول اقتدار موسیقی در جهان (II)

“MTV و اعتباری که از بین رفت” افول اقتدار موسیقی در جهان (II)

چند شب گذشته توجه تمام محافل موسیقی به نتایج جوایز ام‌تی‌وی جلب شد. این جوایز بنا به رای مخاطبان این کانال بین‌المللی به بهترین گروه، بهترین گروه نوپا، بهترین آلبوم، بهترین نماهنگ، بهترین خواننده مرد، بهترین خواننده زن، بهترین کلیپ رپ، بهترین کلیپ R&B، بهترین کلیپ هیپ هاپ (Hip Hop)، بهترین کلیپ راک و بهترین کلیپ پاپ تعلق می‌گیرد.
نگاهی به روند تحول کتاب سال شیدا (I)

نگاهی به روند تحول کتاب سال شیدا (I)

“نوآوری نیز […] بایستی ریشه در «شناخت» داشته باشد و شناخت نیز جز در بستر تحقیق عالی و ممتاز به دست نمی‌آید. «کتاب سال شیدا» گامی است برای یاری رساندن و تقویت فرهنگ تحقیق و روحیه‌ی محقق پروری در موسیقی ایران.”
چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VII)

چه مقدار تمرین، چه مقدار پیشرفت (VII)

تجربه شده که جدای از مسئله ی هوش بسیار بالا (شاید در حد یک نابغه) عاملی که باعث موفقیتِ اکثر هنرمندانِ برجسته شده “پشتکار و تمرینِ مدام و پیوسته” بوده است. همانطور که در شماره ى اول گفته شد شیوه اى که قصدِ شرحِ آنرا دارم، پیشرفتِ متعادل و مستمرى را براى شاگردان فراهم مى کند و قابلیت این نیز وجود دارد که رفته رفته به موسیقى جدى تر نگاه کنند و قصدِ حرفه اى شدن را در سر بپرورانند.
سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (IV)

سیستم فواصل تقسیم مساوی طول (IV)

از آنچه فارابی در مورد تنبور بغدادی عنوان نموده است ٬ مشخص می شود که با سیستم فواصل با قدمتی پیش از اسلام مواجه گشته ایم. علی رغم نقش تمدنهای بین النهرین درشکل گیری ساختار تئوریک موسیقی یونان باستان ٬ به جرات می توان گفت که یونانیان اولین کسانی بودند که استفاده عملی از سیستم فواصل تقسیم مساوی طول را نشان دادند.
مکتب و مکتب داری (I)

مکتب و مکتب داری (I)

هنگامی که نام استاد محمد اسماعیلی به میان می آید، چند وجه از وجوه فاخر و محترم او در جامعه موسیقی ایران مطرح می شود: شخصیت هنری یک نوازنده برتر (ویرتوئوز)، شخصیت آموزشی یک استاد دقیق و سختگیر و مهربان در پرورش تکنیک نوازندگی و اخلاق فردی شاگردان خود، و شخصیت پژوهشگر و مؤلف او در حفظ و حراست از آنچه که استادش حسین تهرانی بزرگ به او سپرده و نیز تلاش برای افزودن به آن میراث. در همین جاست که اهمیت محمد اسماعیلی به عنوان یک شاگرد فدایی استاد و یک استاد مکتب دار مطرح می شود.
فرجامی ققنوس‌وار؟ (I)

فرجامی ققنوس‌وار؟ (I)

کنسرت گروه «عارف»، واقعه‌ای است که در فضای موسیقی ایرانی به سختی می‌توان از آن گذشت. بازگشت «مشکاتیان» بزرگ آن‌هم پس از این همه مدت توجه شنوندگان موسیقی را به خود جلب کرد. امسال را باید سال کنسرت‌های بزرگ نام گذاشت؛ سالی که بسی از موسیقی‌دانان مشهور سال‌های انقلاب و استادان امروز را نه کنار هم اما دست‌کم در یک سال جمع کرد.
مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

مروری بر آلبوم «بدرقه‌ی ماه»

«بدرقه‌ی ماه» خیلی چیزها دارد شاید حتا بتوان گفت همه چیز. طرح و برنامه‌ی نسبتا متوازن منسجم، گرمای عاطفی برآمده از اجرای پرانرژی نی، روانی ملودی (مثل «ضیافت صبح») و لحظه‌های غافل‌گیرکننده (مانند آشکار شدن دیرهنگام جهت اصلی مدال در خط عود در آغاز قطعه‌ی «بدرقه‌ی ماه»)، وهم و سودا و سوز (چون «دشت مه‌زده» و تک‌نوازی‌ها) و جز آن، بخشی از ساختمانش است. اما افزون بر اینها پرسشی که در آن است و پاسخی که فراچنگش نمی‌آید بر فراز همه‌ی این داشته‌ها می‌ایستد. و آنچه آلبوم (و برخی دیگران نیز) از آن می‌پرسد و با پاسخ نیافتن بر جای هنوز خالی‌اش انگشت می‌گذارد چیست؟ همنوازی در سایه روشن میان قیدهای «ازپیش‌تعیین‌شدگی» و آزادی‌های «تعیین‌نشدگی».
دان لاشر، نوازنده ترومبون جز درگذشت

دان لاشر، نوازنده ترومبون جز درگذشت

دان لاشر، نوازنده ترومبون جز و ارکسترهای بزرگ، که بیش از هر چیز به عنوان نوازنده ترومبون در گروه جز تد هیث Ted Heath Jazz Band شهرت دارد، روز گذشته (۵ جولای ۲۰۰۶) در گذشت. او در دوران حرفه ای ۶۰ ساله خود، با گروه های موسیقی بسیاری هم نوازی کرد و دو مرتبه به عنوان رئیس انجمن ترومبون بریتانیا انتخاب شد.
ولادمیر سیرنکو، رهبر اکراینی

ولادمیر سیرنکو، رهبر اکراینی

ولادمیر سیرنکو (Vladimir Sirenko) در اول نوامبر ۱۹۶۰ در شهر مرزی پولتاوا در اکراین متولد شد. شروع کار حرفه ای وی در سال ۱۹۸۳ با اجرای آثاری از آهنگسازانی چون: استراوینسکی”، شوئنبرگ و بولز در سالن فیلارمونیک کیف بود. سیرنکو در سال ۱۹۸۹ از کنسوارتور ملی اکراین جایی که رهبری ارکستر را زیر نظر پرفسور آلین ولاسنکو تعلیم دیده بود فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۹۰ یکی از فینالیست های مسابقه جهانی رهبری ارکستر در پراگ گردید. یک سال بعد به سمت رهبری و مدیر هنری ارکستر رادیو اکراین نائل گردید و تا سال ۱۹۹۹ به فعالیت و همکاری خود با رادیو ادامه داد.