پنجمین کنسرتو

مجسمه برنزی کودکی متسارت
مجسمه برنزی کودکی متسارت
“خواستها، خواه شدید باشد خواه نه، هرگز نباید طوری بیان شود که نفرت آور گردد. موسیقی نیز در سهمناکترین حالت خود، نباید گوش را آزار دهد، بلکه آنجا هم باید گوش را بنوازد و پیوسته موسیقی بماند.” (موتسارت، ۱۷۸۱)

آداژیوی کنسرتوی پنجم ویلن موزار “KV.219″، موسیقی گوش نوازی است که پیوستگی دائمی سولیست و ارکستر آن، یادآورنده زمستانی است که مصنف، این اثر را در آستانه بیست سالگی به همراهی ارکستر اجرا نمود.

موسیقی آرامش بخش و بسیار غنی این موومان که همواره با تریل های بسیار نغز ونت های زینت بسیار دلنشینی آراسته می گردد، از آن اثری بسیار زیبا پدیدآورده که حس “پیوسته موسیقی ماندن” آهنگ باعث حفظ انسجام در کل موومان می گردد.

از لحاظ ارکستراسیون، بهره گیری او از ارکستر زهی به همراهی گروه بادی ابوا و هورن، بوجود آورنده ارکستری موزون و متعادل گشته که فرم دلنشین اثررا تا انتهای آن حفظ می کند.

audio file قسمتی از موومان دو کنسرتوی شماره ۵ با اجرای هایفتز

استفاده از فاصله هفتم درسیم می ویلن، یکی از نکاتی است که برای سولیست امکان نواختن گلیساندوهایی (glissando) بسیار زیبا را بوجود می آورد و تمپوی آداژیوی موومان امکان درخشش و نمود بیشتری به این گلیساندوها می بخشد که تا آن زمان کمتر از این امکان ویلن استفاده می گشته است.

جالب اینجاست که این موومان به دلیل دارا بودن پیچیدگی های شنیداری و مفهومی در زمان خود مورد استقبال قرار نگرفت. به همین جهت موزار موومان ساده تری را به عنوان جایگزین برای آن تصنیف کرد که امروزه موومان جایگزین به صورت جدا از این کنسرتو اجرا می گردد.

در طی سالیان گذشته، کادانسهای بسیاری توسط ویولنیست ها برای این کنسرتو ساخته شده است که از بهترین آنها می توان به کادانس نوشته شده توسط “یواخیم” اشاره کرد.

اجراهای بسیاری نیز امروزه از این قطعه موجود می باشد که از بهترین آنها می توان از اجراهای “یاشا هایفتز” از این کنسرتو نام برد. هایفتز این کنسرتو را در مقاطع مختلف عمر خود چندین بار اجرا و ضبط نموده است که با وجود تفاوتهای موجود شان، کلیتی از سبک و تفکر وی را همواره در خود دارند.

این قطعه، فنی ترین و در عین حال مشکل ترین کنسرتوی ویلن موزار است و از جمله آثاری است که در رپرتوار ویولنیست ها به چشم می خورد.

کنسرتوی شماره ۵ به سال ۱۷۷۵ و به فاصله نه ماه بعد از تصمیم موزار برای تصنیف کنسرتو ویلن هایش ساخته شده است که نشانگر حد والای نبوغ آهنگسازی در ابتدای جوانی است.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

بلبل سرگشته (II)

بلبل سرگشته (II)

مجموع آثار ضبط شده با این کمپانی ۵۰ روی صفحه یا ۲۵ عدد صفحه می باشد. اولین اثر ضبط شده از صدای قمر در مایه بیات اصفهان یا تار مرتضی خان نی داود است که روی صفحه نوشته شده بیات اصفهان ۱ و ۲ به شماره کاتولوگ ۵ و ۲۱۳۴۳۴-V تار مرتضی نی داود. شعر از سعدی:
درباره‌ی اختلاف روایت‌های گوشه‌ی «سلمک»

درباره‌ی اختلاف روایت‌های گوشه‌ی «سلمک»

استاد فقید علی تجویدی ضمن بازگویی ماجرای گردآوری و ثبت و ضبط ردیف موسیقی کلاسیک ایران و بیان اختلاف نظر برخی استادان در پاره‌ای موارد، اختلاف در خصوص روایت های مختلف گوشه سلمک دستگاه شور را با ذکر پنج نمونه نغمه نگاری از روایت‌های سازی و آوازی، نشان داده است (تجویدی، سلمک و ملمک، تهران: کتاب ماهور ۱۳۷۲: ۵۲ ـ ۵۷).
شریفیان: فضای رومانتیک در عرفان ایران وجود دارد

شریفیان: فضای رومانتیک در عرفان ایران وجود دارد

ببینید هارمونی تنال وضعیت مشخصی دارد. این بحث مربوط به اواخر قرن هجدهم می شود یعنی حدود سال های ۱۷۵۰ و ۱۷۶۰ به بعد چنین هارمونی به خوبی به کار گرفته می شده. منتها شما می بینید الان هم در قرن بیست و یکم بهترین و مدرن ترین اتفاقات موسیقی از جمله پست مدرنیسم نوعی برگشت ۲۰، ۳۰ ساله روی سیستم ها و فضاهای تنال است چراکه با نگاه های جدید ترکیبات جدید تری از همین سیستم تنال به دست می آید. بنابراین به رغم تصور برخی که فکر می کنند مدرنیسم همان آوانگاردیسم است این تماماً یک تفکر قدیمی شده است. چرا؟ جواب بسیار ساده است. برای اینکه فضاهای تنال فضاهایی بودند که روی سیستم های فرکانسی و آکوستیک های صوتی بنا شده بودند که احساسات انسان را به راحت ترین و طبیعی ترین شکل ممکن بیان می کردند. به همین خاطر اوج هایی که در قطعه تیتراژ استفاده شده اوج هایی هستند که برای انسان ملموس و قابل حس هستند با این تفاوت که نگاه، نگاه مدرن تری است.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (I)

پس از آشنایی با برخی مسایل و تکنیک‌های عمومی که نقدگران با آن دست به گریبانند پای آگاهی میان‌رشته‌ای و مرزبندی شیوه‌های نقد به میان می‌آید. نقدگری موسیقی، اغلب کاری ذوقی، گونه‌ای ادبی و خلاصه بی‌نقشه‌ و مرزبندی مشخص سبکی (جز آنچه به ویژگی‌های فرد و مقلدان احتمالی ربط دارد) شمرده می‌شود. این توصیف‌ها ممکن است در مورد خیلی از نقدها درست باشد اما نمی‌توان چشم پوشید از اینکه نقد موسیقی هم گونه‌هایی دارد و اگر چه در جهان واقعی نقدها ممکن است دقیقاً درون این مرزها نگنجند، مشخصات کلی‌شان را می‌توان آموخت و به‌کار گرفت.
صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

صمد پور: براى بعضى اتفاقات، پشت دست خایانم!

مى توانم بگویم که یادم نیست چطور! موسیقى درونى ترین لایه ى حس و وجود من بود و شخصى ترین انتخاب. هرچند نمى دانم که با این حس عمیق چه کرده ام و چقدر موفق بوده ام. در خانه اى بزرگ شدم که انواع و اقسام سازها در آن بود به لطف برادرهاى بزرگ تر! ولى بازى کردن با سازها از بچگى عادت شد و بعدتر جنگ مقدارى رشته ى پیوندم با موسیقى را براى چند سالى گسست تا دوباره از ١۴ سالگى با تار آموختن را شروع کردم و بالاخره راضى شدم در ١٧ سالگى به کلاس آقاى ظریف بروم.
No body home

No body home

راجع به بچه ای است که در دردوران کودکی یک دفتر چه کوچک داشت و شعرهایش را در آن می نوشت، در کیف مدرسه اش مسواک و شانه سرش را نگاه می داشت، راجع به بچه ای که در مدرسه معلمها اذیتش میکردند، مگر وقتهایی که به آنها باج میداد یا سرش در لاک خود بود،
خروسِ بی محل

خروسِ بی محل

این روزها اغلب اعمال ما از سازوکار هایی ناشی می شوند که رفته رفته در درون ما نهادینه شده اند و گه گداری هم به گونه های مختلف خود را نشان می دهند و ما در این تصور واهی که بانی و صادر کننده ی این افعال بوده ایم. در این میان آنان که آسیب کمتری دیده اند، بی گمان اعمالشان اصیل تر و بی شائبه تر خواهد بود، و آنان که به موانع تکیه می دهند، یا آن را دور می زنند، راه طّراری را در پیش می گیرند و آنان که در رفع شبهات می کوشند، از مظان اتهام و معرض قضاوت به دور خواهند بود.
روی دانوب زیبای آبی (I)

روی دانوب زیبای آبی (I)

یوهان‌ اشتراوس به آن دسته کوچک از آهنگسازان بزرگ‌ تعلق دارد که در زمان‌ حیات‌ شان، شاهد‌ موفقیت‌های بـزرگ خـود بودند و بارها به عناوین مختلف در برابر هزاران تماشاگر برای‌ او جشن‌ گرفتند. یکی از جشن‌های بزرگ در روزگار اشـتراوس در سال‌ ۱۸۹۲ بود که‌ به مناسبت پنجاهمین سال‌ نخست‌ کنسرت او در دوممایر (Dommayer) هـیتسینگ وین برپا شد. یـکی‌ از جـراید وین سخنرانی کوتاه یوهان اشتراوس را که به مناسبت‌ این جشنواره بیان کرده بود چاپ کرده که این متن توسط سعدی حسنی، موسیقی شناس فقید ایرانی ترجمه شده است:
رامین صدیقی: کاری می کنم که قابل دفاع باشد

رامین صدیقی: کاری می کنم که قابل دفاع باشد

حتی با تیم آقای نوربخش هم. من مطمئن نبودم که آقای نوربخش می تواند اینقدر اختیار داشته باشد که مرزهایش را در این زمان محدود ببندد. من ترجیح می دهم اگر کار می‏ خواهم بکنم بتوانم از سرتا ته آن دفاع کنم. نه اینکه بگویم اینقدر را من کرده ام و بقیه به دستور فلانی بوده و این مساله تقصیر من نبود و فلانی سفارش کرده بود.
بنیادهای موسیقی (II)

بنیادهای موسیقی (II)

هدف از این توضیح در مقدمه ای شاید پیچیده این نبود که مفهوم ساده بیان و شنود را گنگ و ناهموار سازیم بلکه معرفی معنای حقیقی آنرا به سبب فضا – زمان و مکانی که در آن محصوریم خالی از آگاهی و عمل ندیدیم. چنین شد که ضرورت شکافتن و نظاره آن موجب طرح نادیده ها شد. در ادامه لازم می بینم برای معرفی عمیق و گام به گام به ساختار فیزیکی اعضاء بپردازم.