ادامه مصاحبه با کیاوش صاحب نسق همراه با آلبوم عکس

تفرشی پور ، فرهت ، روحانی ، صاحب نسق
تفرشی پور ، فرهت ، روحانی ، صاحب نسق
بدنبال تهیه مطلب جشنواره موسیقی آهنگسازان معاصر ایران با کیاوش صاحب نسق آهنگساز معاصر و طراح جشنواره آهنگسازان معاصر ایران مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت پایانی آنرا میخوانید.

ادیت کار را خودشون انجام دادن یا شما خودتون روش کار کردید؟
من سرتمرین نکاتی را که بنظرم می رسید گفتم –تا اونجایی که بنظرم می رسید- ولی سعی کردم تا حد امکان آزادیی در اختیارشون بگذارم که توانایی های خودشون را با اون ویژگیی که خودشون دارن پیش ببرن؛ ولی من فکر می کنم که یک تاثیرگذاری متقابل بود، حالا به نوعی حضور من و ذهنیت بسیار باز اونها در این مورد که خیلی منطقی قبول می کردند اگر اشتباهی در رابطه با درک بخشی از قطعه بود، این مسئله نه فقط بین من و کوارتت بلکه بین این چهار نفر در کوارتت هم حکم می کرد؛ این به نظر من مهمترین نکته ای هست که یک کوارتت حرفه ای را از یک کوارتت غیر حرفه ای می شه با اون تمیز داد.

در مورد معیار انتخاب آهنگسازها صحبت کنید.
معیار انتخابی حقیقتش وجود نداشت. یعنی من تقریبا” هر کاری را که تونستم به دست بیارم در این مجموعه گنجوندم، مگر در مواردی که چند اثر از یک آهنگسار بود مثلا” در مورد آقای هرمز فرهت من سه تا کوارتت ازشون به صورت اتفاقی بدستم رسید –بجز اون کوارتتی که من ازشون در گراتس اجرا کردم- یا آقای شاهین فرهت دو تا کوارتت داشتن که خودشون تصمیم گرفتن کودوم کارشون برای اجرا باشه، یا کار آقای گرجی بنظرم کار بسیار متین و معقولی اومد در فرم خودش و در همون تجربیاتی که توی اون مدت کسب کرده و به همین خاطر در اون مجموعه گنجونده شد.

یعنی ما کاری نداشتیم غیر از اون کوارتت هایی که گفتم ما مجبور شدیم ازشون استفاده نکنیم، نمیشد ازشون استفاده کرد، بقیه همه به اجرا گذاشته شد، یعنی من بخودم این اجازه را ندادم که تصمیم گیری کنم یا بخوام ممیزی کنم.

پس کسانی که پیشنهاد دادن همه قبول شد؟
صد درصد، چرا که نه؟ مگر اینکه یکی یک کار بفرسته برای من و بگیم خوب این یک تجربه هست و خیلی عالیه ولی هنوز شکل شخصی خودش را نشون نمی ده، شاید… که اون را هم باز بعید میدونم!

آلبوم عکس

امینی: انتقال نت ها کار وقت گیری است

قرار است یعنی این مجموعه آلبوم ۸ تایی در یک جزوه پارتیتور چاپ شود و گروه‌ها از این به بعد می‌توانند یک پارت ارکستر کامل هم داشته باشند و اگر خواستن استفاده کنند.

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (VI)

در پی تظاهرات های ضد دولتی ماه های اخیر که به کشته شدن یکی از نوازندگان اِل سیستما به نام آرماندو کانیزالس (Armando Cañizales) نیز منجر شد، گوستاوو “خشونت و سرکوب” را شدیدا محکوم کرد و از رییس جمهور، نیکلاس مادورو درخواست کرد که “به صدای مردم گوش فرادهد”.

از روزهای گذشته…

ویلنسل (I)

ویلنسل (I)

ویولنسل (Violoncello) که معمولا در زبان انگلیسی به اختصار چلو (Cello) و در حالت جمع چلی (Celli) نامیده می شود از خانواده سازهای زهی آرشه ای است. بکارگیری این ساز در تک نوازی، در گروه موسیقی مجلسی و همچنین در بخش زهی های یک ارکستر متداول است.
جوایز هیلاری هان (II)

جوایز هیلاری هان (II)

خانم هان در طول دوره ای که کارهای سلو می کرد، همچنان به موسیقی مجلسی نیز تمایل داشت. تقریباً هر تابستان از سال ۱۹۹۲ در فستیوال موسیقی مجلسی Skaneateles حضور می یافت که هم به عنوان سولیست و هم موزیسن موسیقی مجلسی همراه با ارکستر فستیوال به اجرای برنامه می پرداخت.
تصنیف یک قِرانی

تصنیف یک قِرانی

در حافظه شنوایی ام و از گذشته های دور و ایام کودکی تصویر مبهمی در ذهن دارم و شاید هم نسلانم که چهل سال پیش کمابیش چهار پنج ساله بوده اند هم به یاد بیاورند ظهر های تابستانی را که صدای معمولا دلنشینی سکوت داغ کوچه ها را به آواز خوش در می نوردید. مردان آوازه خوان ِ دوره گردی که که اغلب صدای خوشی هم داشتند جدیدترین ترانه های روز و یا ترانه های قدیمی تر که جنبه های نوستاژیک در خود داشتند را به صدای بلند می خواندند و جالب اینکه شعر این تصنیف ها را که روی کاغذ های کوچکی چاپ شده بود به قیمت یک ریال می فروختند البته شاید قدیمی تر ها، نسلهای قبل از تورم های اقتصادی آنچنانی و اختلاس های اینچنینی قیمت کمتر از یک ریال را هم به خاطر داشته باشند. اما جالب تر از این همه استقبال فراوان مردم برای خرید این تصنیف ها بود. خیلی ها این ترانه های کاغذی را می خریدند تا برای دوستان و خانواده و یا حتی در خلوت خود آنها را زمزمه کنند. در آن قحطی عرضه محصولات فرهنگی و البته نه قحطی آثار موسیقائی در خور تامل (چون امروز) این آهنگهای کاغذی از دست به دست و از دل به دل راه خود را در میان مردم کوچه و بازار و نهایتا در حافظه تاریخی فرهنگ مردم روزگار خود باز می کردند.
سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

موسیقی عنصری است که در تفهیم بیان به کمک سایر هنرها می رود ولی به تنهایی در انتقال مفهوم خود عاجز است. دور از ذهن به نظر می رسد که قطعه ی بی کلام و بدون نامی را بشنویم و درک و دریافتمان از آن با خواسته و منظور آهنگساز یا نوازنده یکسان باشد. اگر برای کسی ” مرثیه ای برای قربانیان هیروشیما ” اثر آهنگساز لهستانی، پندرسکی را پخش کنیم که تا کنون آن رانشنیده باشد و نامی هم از عنوان اثر نبریم، هرچند او به موسیقی اشراف داشته باشد بسیار بعید به نظر می رسد که بتواند به گوید یادش به قربانیان هیروشیما افتاده است. هرچند که در این اثر پنجاه و دو ساز زهی سعی در انتقال سوژه ی ذهنی آهنگساز کرده باشند و شاید به این مطلب بسنده کند که موسیقی مدرن است.
فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (II)

فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (II)

وقتی در قرن هفدهم بر اساس قوانین اجتماعی حضور زنان بر روی صحنه در کشورهایی که پاپ بر آن ها فرمانبرداری می کرد ممنوع اعلام شد کاستراتو ها به هنر نوپای اپرا روی آوردند. آنها اغلب نقش های مرد و گاهی نیز نقش های زن را اجرا می کردند درست مثل پسربچه هایی که در زمان الیزابت نقش های زن نمایش ها را به عهده می گرفتند. تا قرن هجدهم، درصد زیادی از خواننده های مرد اپرا کاستراتو بودند.
موسیقی به مثابه ابزار ژست! (II)

موسیقی به مثابه ابزار ژست! (II)

در بسیاری از موارد نیز اگر احتمالا اجراها و آثار برخی از این گروه ها دارای ارزشی هنری است، این ارزش هنری نه به خودِ موسیقی که به سایر عوامل شکل دهنده ی اجرا بازمی گردد(۱)؛ ارزش موسیقایی بسیاری از این آثار نیز تنها در برخی فضاسازی های خاص آنان خلاصه می گردد، برخلاف گونه هایی از موسیقی که با نام موسیقی هنری می شناسیمشان.
پارادوکس موسیقی ایرانی

پارادوکس موسیقی ایرانی

بحثی را که در این جا آغاز خواهیم کرد، معطوف به دو محور اساسی خواهد بود. نخست، موسیقی در ایران و دوم موسیقی ایرانی. به عقیده نگارنده، پارادوکس اساسی موسیقی ما از رویارویی و تمایز میان دو محور نامبرده و فقدان بازخورد مناسب از متن جامعه ایرانی نشأت می گیرد. مقاله حاضر، نگاهی تحلیلی به ساختارها و بنیان های موسیقی ایران دارد و لذا از پرداختن به جنبه های شکلی و تفسیرهای ساختارگرایانه (structuralism) اجتناب شده است.
ارکستر فیلارمونیک لس انجلس

ارکستر فیلارمونیک لس انجلس

ارکستر فیلارمونیک لس انجلس (Los Angeles Philharmonic Orchestra) یا LAPO در سال ۱۹۱۹ توسط موسیقیدان میلیونر؛ ویلیام آندروز کلارک (William Andrews Clark) و والتر هنری روتوول (Walter Henry Rothwell) که اولین کارگردان موسیقی ارکستر بود، به وجود آمد. تمرینات از ۱۳ اکتبر آغاز شد و اولین کنسرت ارکستر در بیست و چهارم همان ماه در تالار تریتنتی در مرکز شهر لس انجلس برگزار شد. یک سال پس از آن ارکستر به کلیسایی نقل مکان کرد که در سال ۱۹۰۷ ساخته شده بود و با ورود ارکستر به آنجا به تالار فیلارمونیک تغییر نام داد. علی رغم این تغییر نام، سالن اصلی آنجا به عنوان مکانی برای نیایش باقی ماند و ارکستر مجبور بود برای کنسرتهای خود از اطراف کلیسا استفاده کند.
قمار معشوق ها

قمار معشوق ها

در میان مفاهیمی که بشر ساخته است، عشق فرایندی بسیار پیچیده به شمار میرود. حافظ در شعر «طفیل هستی عشقند آدمی و پری …» مفهوم عشق را حتی پیچیدهتر از مفهوم خدا میداند. زیرا خدا نیز اثیری عشق است و در جریان آفرینش، گاه به هیئت عاشق و بسیار به جلوۀ معشوق درمیآید. ازاینرو، نمیتوان تعریفی شفاف از عشق به دست داد. عشق از جنس آینده است و هرچه در آن پیشتر رویم، بیشتر میگریزد و هردم به نقشی نو ظاهر میشود و هویتی دیگر مییابد.
موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

موسیقی ایرانی و سرنوشت ارکستر سمفونیک تهران در سالی که گذشت

سالی که گذشت سال پرکاری برای موسیقی ایران بود و البته نه پربار! برنامه های استادان موسیقی ای که از شهرت بالایی در میان مردم برخوردار بودند، با استقبال بسیار زیادی روبرو شد ولی آنطور که از نقد های نوشته شده بر این کنسرت ها میشود احساس کرد، چنان که باید از نظر محتوایی باری نداشت.