جورج سولتی، آخرین فوق رهبر قرن بیستم

Geporg Solti, 1912 - 1997
Geporg Solti, 1912 - 1997
جورج سولتی متولد مجارستان از بزرگترین رهبرهای ارکستر جهان در سال ۱۹۱۲ در بوداپست بدنیا آمد. پیانو را نزد موسیقی دانانی چون ارنست فون دونای (Ernst von Dohnanyi) و بلا بارتوک (Bela Bartok) در آکادمی فرانس لیست (Franz Liszt) در بوداپست فرا گرفت و اولین کنسرت بزرگ خود را در سن ۱۲ سالگی اجرا کرد.

از سال ۱۹۳۰ با مرکز اپرای بوداپست شروع به همکاری کرد و بین سالهای ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۹ به عنوان کارگردان موسیقی در آنجا ایفای نقش می کرد. او بطور متوالی در سالهای ۱۹۳۶ و ۱۹۳۷ در فستیوال بزرگ موسیقی سالزبورگ با آرتور توسکانی (Arturo Toscanini) بعنوان دستیار کار کرد و تجارب بدست آمده در این دو دوره فستیوال تاثیر زیادی در علاقه و نگرش او به موسیقی کلاسیک گذاشت.

اواسط جنگ جهانی دوم به کشور سوئیس مهاجرت کرد و در زوریخ مقیم شد. در آنجا تمرینات خود بعنوان یک پیانیست را ادامه داد بطوریکه در سال ۱۹۴۲ جایزه اول رقابت های بین المللی نوازندگی پیانو از ژنو را دریافت کرد.

زندگی حرفه ای موسیقی او به واقع پس از پایان جنگ جهانی دوم آغاز شد. او برای مدت ۲۵ سال تمرکز خود را در زمینه رهبری ارکسترهای اپرا معطوف کرد. اولین کار جدی خود را در سال ۱۹۵۱ با رهبری کارهای موتزارت در سالزبورگ آغاز کرد. او بین سالهای ۱۹۴۷ تا ۱۹۵۱ بعنوان رئیس اپرای مونیخ، و نیز بین سالهای ۱۹۵۲ تا ۱۹۶۱ بعنوان رئیس اپرای فرانکفورت انجام وظیفه کرد.

audio file قسمتی از اجرای یکی از اپراهای واگنر توسط ارکستر سمفونیک شیکاگو : Mogst du, mein Kind

اواخر سال ۱۹۵۰ اولین کارهای خود را با فیلارمونیک وین اجرا و ضبط کرد. همچنین در سال ۱۹۶۱ بعنوان رئیس ارکستر فیلارمونیک لس آنجلس برگزیده شد، اما نتوانست آنجا خیلی دوام بیاورد چرا که دستیار او – زوبین مهتا (Zubin Mehta)، موسیقیدانی هندی الاصل است – فردی بود که توسط مدیریت ارکستر بدون مشورت به وی تحمیل شده بود.

وی در سال ۱۹۶۹ ریاست و رهبری ارکستر سمفونیک شیکاگو را بعهده گرفت و از آنجا بود که دومین دوره فعالیت موسیقی وی بعنوان یک رهبر ارکستر آغاز شد. او تا سال ۱۹۹۱ در این سمت باقی ماند و در این میان بین سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵ با حفظ سمت خود در شیکاگو، رهبری ارکستر پاریس را بعهده گرفت. پس از آن درسال ۷۳ بعنوان مشاور اپرای پاریس انتخاب شد.

وی در طول سالهای ۷۹ الی ۸۳ بعنوان رئیس فیلارمونیک لندن ایفای نقش کرد. در ۱۹۸۳ به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد ریچارد واگنر رهبری Der Ring des Nibelungen in Bayreuth را بعهده گرفت، هرچند از نتیجه کار خیلی راضی نبود.

علاقه او بیشتر به موسیقی آلمان و اتریش مربوط به دوران پست رمانتیک بود. وی در سال ۱۹۹۲ بجای هربرت فون کارایان (Herbert von Karajan) بعنوان رئیس فستیوال – عید پاک – سالزبورگ انتخاب شد و تا سال ۱۹۹۴ در این سمت بود.

جورج سولتی در طول زندگی موسیقی خود اجراهای بیادمادنی بسیاری از خود بجای گذاشته است. او این شانس را داشت که در قرن بیستم با سازهای الکترونیک آشنا شود و در کنار کارایان و برینشتاین بعنوان بهترین رهبران ارکستر جهان شناخته شود. مردم فرانسه و جهان هنوز هم از اجرای زیبای “عروسی فیگارو” که با ارکستر اپرای پاریس در سال ۱۹۷۶ به رهبری او اجرا شد یاد می کنند. وی همچنین در طول فعالیت هنری خود ۳۰ جایزه Grammy را نصیب خود کرد.

“من علاقه ای به بازنشستگی ندارم، چرا که در اینصورت خواهم مرد. من عاشق موسیقی هستم و برای همین تا آخرین لحظه کار خواهم کرد.”

این سخنانی بود که وی در ماه جون ۱۹۹۷ بیان کرد و بعد از آن در یک روز جمعه ماه سپتامبر هنگامی که تعطیلات خود را در پاریس میگذراند به خواب ابدی فرو رفت.

گفتگوی هارمونیک

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

بتهوون و Missa Solemnis- قسمت سوم

بتهوون و Missa Solemnis- قسمت سوم

میسا سولمنیس، سازهای متعدد و ترکیب آوایی بسیار مفصلی دارد. این تنظیم با شکوه و پر عظمت بتهوون، به گروه نوازندگان و خوانندگان بسیار بزرگی نیاز داشت که همین امر موجب بروز مشکلی دیگر برای اجرای این قطعه در کلیسا فراهم میکرد. این قطعه خود به پنج قسمت کایری Kyrie (مناجات)، گلوریا Gloria (تسبیح)، کردو Credo (ایمان)، سنکتوس Sanctus (تقدس) و اگنوس دی Agnus Dei (بره خداوند) تقسیم شده است.
موسیقی یا مُسکِن؟! (I)

موسیقی یا مُسکِن؟! (I)

موسیقی بخش مهمی از ناخودآگاه ذهن ماست. برای هر کدام از ما، بارها پیش آمده که بدون آنکه دقت کنیم یا آگاهانه خواسته باشیم به زمزمه ترانه، آواز یا آهنگی که علاقه داریم پرداخته ایم. گاهی از مرور یا زمزمه موسیقی در ذهن مان واکنش های دفاعی در برابر ترس، دلهره، یا دیگر احساسات منفی ساخته ایم و برای پرت کردن حواسمان از رخدادهای نا مطلوب پیرامون خود به موسیقی روی آورده ایم. مطلب زیر ترجمه ای است از مقاله ای که به طور خلاصه به بررسی نتایج پژوهش های مختلفی که در زمینه نقش موسیقی در تسکین درد انجام شده است می پردازد. (محبوبه خلوتی)
ویلنسل (X)

ویلنسل (X)

بسیاری از ویولنسل نوازان ریزاندام نواخن با ویولنسل هفت هشتم را ترجیح می دهند، چون با این ساز کشیدگی پنجه در پوزیسون های بالای دسته دشواری کمتری برایشان می آفریند. به ندرت ویولنسل هایی بزرگتر از چهار چهارم هم وجود دارد. نوازنده هایی که دستهایی با بزرگی نامعمول دارند، ممکن است ویولنسلی را بنوازند که کمی از full-size بزرگتر باشد.
نماد‌شناسی عود (III)

نماد‌شناسی عود (III)

عبری‌ها خود می‌گویند که جوبَل پسر دیگر لامک «پدر تمام سازهایی همچون چنگ (کینور یا در واقع لیر) و ارگان (اوقاب)» بوده است. (۹) به عبارت دیگر از این منظر موسیقی از فرزندان گناهکار قابیل و لوط به ارث رسیده و مهم نبوده است که می‌توانست از کسی چون داوود به ارث برسد. هر کسی که در آفریقای جنوبی کار کرده می‌تواند شهادت دهد که در این کشور حتی در حال حاضر نیز، همچنان موسیقی یک شغل سطح پایین باقی مانده و در نظر مسلمانانِ محترم با هرزگی و زیاده‌خواهی جنسی توأم است. (۱۰)
بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

بیژن کامکار: موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد

… بله؛ البته نمی‌خواهم خدای ناکرده در حق پهلوان‌هایی مثل مظهر خالقی یا حسن زیرک یا برادران یوسف‌زمانی که همه‌شان خیلی خدمت کرده اند کم لطفی کنم ولی باور کنید چند دهه‌ی پیش خیلی‌ها مثلن در سیستان و بلوچستان خودمان نمی‌دانستند کردستان کجاست. موسیقی کردستان با کامکارها شناخته شد. نه تنها در ایران بلکه در جهان. در دنیای ارتباطات امروز، فستیوال‌ها نقش خیلی مهمی دارند و خیلی چیزها از طریق فستیوال‌ها در همه‌ی دنیا پخش می‌شوند. فستیوال‌رو ها همه امروز کردستان و موسیقی کردستان را می‌شناسند.
شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

شریفیان: چرخش را در سردمداران آوانگارد می بینید

بله. شما بولز را در نظر بگیرید که یکی از بزرگترین سردمداران آوانگاریسم و مبتکرجریان سریال انتگرال بوده است، سی سال است فعالیت اصلی اش رهبری است و کارهای بتهوون، شومان، دبوسی، مالر و… را اجرا می کند! این چرخش را در سردمداران این گرایش کاملا می بینید. به نظر من این قابل تحسین است که اغلب این آهنگسازان آوانگارد قبلی شجاعت اعلام به بن بست رسیدن خود را داشته اند و تعییر مسیر خود را اعلام عمومی کرده اند. ولی هستند افرادی که در طی آن بیست و پنج سال این سبک را فراگرفته اند و توانایشان فقط در همین سبک است، و در مراکز آکادمیک جمع شده اند و به شدت و به شکل متعصبانه ای این سیستم را سعی درحفظ کردن دارند.
موسیقی شناسی فمنیستی (VII)

موسیقی شناسی فمنیستی (VII)

مسائل مطرح شده در تحلیل های کسانی مانند نیلی و مونتانی بسیار قابل توجه هستند. با داشتن این فرضیات روان کاوانه، به عنوان نمادهای جهانی، به درستی در می یابیم که تحلیل های این دو پژوهشگر هر دو می توانند درباره ی همه ی انسان ها تعمیم پذیر باشد. البته از آنجا که این گونه اندیشه ها. مبنی بر مدارک تجربی نبوده و علاوه بر آن هیچ تحلیل مشابهی در مورد موسیقی مردم غیر غربی انجام نشده است، احتمال درستی آن ها، به طور جدی زیر علامت سوال می رود. اگر این گونه توصیفات، به عنوان قواعد جهانی تلقی شوند، به طور حتم در کاربردی ساختن آن در بافت های می ان فرهنگی به مشکل بر می خوریم.
والی: کار موزیکولوگی تا کنون نکردم

والی: کار موزیکولوگی تا کنون نکردم

وقتی من هنرستانی بودم، در روزنامه خواندم که یک موسیقیدان مجاری به نام بلا بارتوک موسیقی محلی مجاری را جمع آوری کرده است، در همان حال و هوای جوانی من هم شروع کردم به جمع آوری و نت نگاری موسیقی محلی ایرانی…
سرگذشت پیانو در ایران (II)

سرگذشت پیانو در ایران (II)

از اولین نوازندگانی که با استفاده از امکانات کامل پیانو اقدام به نواختن موسیقی ایرانی کرد می توان به مرتضی محجوبی اشاره کرد (هر چند او از تکنیکهای نوازندگی پیانو کلاسیک چندان بهره ای نمی برد) وی از آهنگسازان و نوازندگان اصلی رادیو و برنامه گلها بود و با بزرگانی چون بنان و قوامی همکاری می کرد.
بیایید موسیقی بسازیم (II)

بیایید موسیقی بسازیم (II)

در نوشته قبل مشاهده کردید که چگونه بسادگی می توان با تشکیل بلوکهای چهارتایی و انتخاب هارمونی برای آنها موسیقی ساده ای را تهیه کرد. در این قسمت سعی می کنیم برخی تکنیک های دیگر از جمله استفاده از مدولاسیون را برای توسعه و گسترش طرح موسیقی خود ارائه دهیم.