مصائب اجرای دوباره (VI)

تکنوازی‌ها نیز در اجرای اوکراین همان حالت را داشت، جدای از نوازنده‌ی نی که نی نوا را به خوبی می‌شناسد تکنوازی ویلن و ویولا و ویلنسل راضی کننده نبود (ناکوکی‌های واضح، بی‌دقتی در جمله‌بندی- ریتم و عدم توجه به مساله‌ی تداوم الگوها در طول قطعه) دلیل، اکثر اوقات همان بود که در مورد قبل هم دیده شد. از میان اجراهایی که مورد بررسی است، تکنوازی ویلن کوارتت، ویولای پارسیان و ویلنسل اجرای ضبط شده از بقیه بهتر بود.

اما تکنوازی نی که شاید مهم‌ترین بخش این قطعه‌ی موسیقی باشد، در اجرای ضبط شده بسیار دقیق و پرحجم و در کوارتت (مانند قسمت‌های دیگر) متفاوت و شخصی (و شاید شوریده) و در اجرای پارسیان ظریف است.

در اجرای اوکراین همان‌طور که قبلا بررسی شد تاثیر ارکستر بر نوازنده‌ی نی به گونه‌ای بود که قضاوت را دشوار می‌سازد، نوازنده‌ای که اجرای ظریف او قبلا شنیده شده بود، کمی گنگ می‌نوازد و تمام تلاشش برای اثر کردن بر ارکستر نیز بی‌نتیجه می‌ماند.

الگوهای ریتمیک در هیچ اجرایی به قدر اجرای ضبط شده خوب پرداخته نشده‌اند. هر چند الگوهای پرتحرک ریتمیک مانند نمونه‌ی ۷ یا پیتزیکاتوهایی که در متن قطعه به گوش می‌رسد (به‌ویژه فراز پایانی که اغلب اوقات با ناهمزمانی کنترباس‌ها اجرا می‌شود) در اجرای کوارتت با برش‌های دقیق‌تر و حالتی منسجم‌تر به گوش می‌رسد اما گمان می‌رود این تاثیر حضور ساز سنتور در این بخش‌ها باشد، چرا که این نوع الگوها با نوازندگی سنتور نزدیکی بیشتری دارد و نوازندگان سنتور عادت می‌کنند با راحتی بیشتری آن‌ها را اجرا کنند.

البته حضور سنتور که در اجرای فیگورهای ریتمیک نقشی مثبت داشته باعث شنیده شدن (بر اثر تقویت) صداهایی می‌شود که در متن اثر موجود نیست و رنگ‌آمیزی را در جهتی که به نفع قطعه نیست به کلی متحول می‌کند، شاید این موضوع به عنوان یک تجربه ایرادی نداشته باشد اما به عنوان اجرایی کامل از نی نوا چندان قابل قبول نیست.

با در نظر گرفتن این موضوع اجرای پارسیان و سال ۱۳۶۲ را باید بهتر از بقیه ارزیابی کرد. اجرای اوکراین به غیر از مواردی که بر عهده‌ی نی بود با تغییرات زیاد الگوها را به گونه‌های مختلفی اجرا کردند به طوری که شنونده احساس می‌کرد علاوه شنیده نشدن برخی از نت‌های یک فیگور، تاکیدگذاری ان هم دائماً در حال تغییر است.

به طور کلی از نقطه نظر مورد بررسی در این نوشتار (انسجام و خطوط امتداد در فرم قطعه) اجرای ضبط شده و پارسیان اجرایی به‌سامان دارند. تنها اجرایی که در آن تعامل نوازندگان به طور کامل به گوش می‌رسد (به گونه‌ای که انگار آن‌ها در لحظه بر اساس نواخته‌های یکدیگر خود را تنظیم می‌کنند) اجرای کوارتت است، که متاسفانه نمی‌توان آن را یک اجرای کامل نی نوا دانست (۱۴). اجرای ارکستر اوکراینی از این لحاظ فاقد تفکر ویژه‌ بود بیشتر به نظر می‌رسید رهبر ارکستر به این موضوع فرمال قطعه نیندیشیده یا اگر هم جز این است موفق نشده آن را با ارکستر خود به مرحله‌ی اجرا در آورد.

بنا بر آن‌چه گذشت اجرای ضبط شده‌ی نی‌ نوا پس از ربع قرن هنوز هم تنها اجرای قابل اطمینان در دسترس همگان است و همچنان تا باز شدن راهی که شوندگان بتوانند قطعه‌ی مورد علاقه‌شان را به گونه‌ای دیگر بشنوند باید صبر کرد.

پی‌نوشت
۱۴٫ به سه دلیل افزودن سنتور، استفاده از «شاکوهاچی» به جای نی دوم و حذف کردن بخش‌هایی از متن اثر (کوتاه کردن اجرا).

فرهنگ و آهنگ شماره‌ی ۲۳ و ۲۴

3 دیدگاه

  • حسین
    ارسال شده در تیر ۶, ۱۳۹۱ در ۱۰:۳۲ ب.ظ

    بنظر من ۰بدون شک اجرای ارکستر ملی به رهبری بردیا کیارس بهتربن اجرا بوده.من کنسرت نیاوران پارسیان هم بودم اما واقعا ملی عالی بود.حتی من این مطلبو از خود آقای علیزاده در شهرستان هم پرسیدم و ایشان همین نظر رو داشتن

  • آروین صداقت کیش
    ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۹۱ در ۱۲:۴۷ ب.ظ

    حسین عزیز،
    ممکن است همین طور باشد که شما گفته اید، اما توجه داشته باشید که این مقاله در شماره ی ۲۳-۲۴ فرهنگ و آهنگ (۱۳۸۷)، یعنی چند سال پیش از اجرای نی نوا با ارکستر ملی به رهبری بردیا کیارس (۱۳۹۰)، چاپ شده و حتا انتشار مجدد آن در گفتگوی هارمونیک (۱۳۸۹) نیز قبل از آن اجرا صورت گرفته است. به همین دلیل متاسفانه در مقاله ی حاضر اجرای مورد نظر شما بررسی نشده است.

  • حسین
    ارسال شده در تیر ۹, ۱۳۹۱ در ۳:۳۷ ب.ظ

    بله همینطوره.ممنون از توجه شما و نقدتون.اتفاق بد نشد که اینجا از اجرای خوب ارکستر ملی هم یادی شد

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VI)

همین طور است اصطلاح آگوگیک که تعریف ارائه شده دارای سه ایراد است، اول آنکه منبعی برای این تعریف ذکر نشده است، دوم آنکه این تعریف یعنی «تغییرات نامحسوس و غیرقابل نمایش سرعت (تمپو) در موسیقی که برای بیان سرزنده موسیقی ضروری است» (بیضایی ۱۳۸۴، ۱۹۷) همان «گستره تمپو (tempo span) و در واقع تغییرات کوچک و ظریف تمپو بدون از دست دادن ضربان اصلی است» (رودلف ۱۳۷۸، ۴۹۸) که قاعدتاً نگاشته هم نمی شود.

دومین دوسالانه جایزه پیانو باربد برگزار می شود

دومین دوسالانه جایزه پیانوی باربد با سرمایه گذاری مجموعه پیانوی باربد و برنامه ریزی و مدیریت مؤسسه فرهنگی-هنری شهرآفتاب و همکاری اساتید برجسته موسیقی کلاسیک کشور ۵ و ۶ اسفندماه در تهران برگزار می شود.

از روزهای گذشته…

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌ها بر حسب سبک نوازندگی نشان می‌دهد که سبک عودنوازی، مبین روش‌هایی است که نوازندگان پس از گذراندن آموزش‌های اصلی در پیش می‌گیرند. ممکن است چنین به نظر برسد که در روش تارگان، پس از آموزش اصلی، هدف، رسیدن به ویرتوئوزیته است. اگرچه تارگان نوازنده‌ی بسیار خوبی ا‌ست، به سبب تحصیل موسیقی غربی، سبک او فاقد سنت‌گرایی‌ ا‌ست که این امر بسیار طبیعی ا‌ست. بازتاب ذوق و قریحه‌ی تارگان در شیوه‌اش مشخص است، اما به نظر می‌رسد که روح مقام‌ها کاستی‌هایی‌ دارند و روش خاص تارگان، برای نوازندگان سنتی عود، مناسب نیست. اما این روش برای اجراهای تکنوازی بسیار مناسب است. تارگان در اجراهای گروهی شرکت نمی‌کرد و از مقام‌های سنتی مانند صبا و هُزام نیز بهره نمی‌برد (Yildiz,2005:42).
انتشار بیانیه صاحبان آثار موسیقائی

انتشار بیانیه صاحبان آثار موسیقائی

چند سالی از افتتاح رادیو آوا می گذرد، این رادیو تنها به پخش موسیقی آوازی در سه سبک موسیقی دستگاهی ایرانی (موسیقی کلاسیک ایرانی)، موسیقی محلی و موسیقی پاپ می پردازد. این برنامه مانند تمام برنامه های پخش شده از صدا و سیما بدون اجازه ای از صاحب اثر و بدون پرداخت هزینه ای برای پخش آثار به صاحبان آن از طرف این سازمان، به انتشار آثار منتخب خود می پردازد. گویا رادیو آوا دلیل اکتفا کردن به ذکر نام خواننده هر اثر را کمبود وقت عنوان می کند (که البته این ادعا کاملا غیر منطقی است، چراکه می توان موسیقی های کمتری در روز پخش کرد ولی با معرفی کامل) در حالی که در انتها و ابتدای هر اثر یکبار نام خواننده ذکر می شود که همین اتفاق نشاندهنده قصد صدا و سیما در معرفی بیش از حد خوانندگان و پنهان نگاه داشتن نام دیگر عوامل تولید یک اثر مخصوصا آهنگساز است. لازم به ذکر است، جمعیت بزرگی از خوانندگان موسیقی کلاسیک ایرانی، با این رویه به شدت مخالف اند و ادامه این روند را به فاصله افتادن میان عوامل اجرایی یک اثر موسیقایی با خواننده اثر می دانند.
گیتار گروه U2 در حراج بفروش رفت

گیتار گروه U2 در حراج بفروش رفت

۲۳ آوریل ۲۰۰۷- نوازنده گیتار گروه U2 که به نام “اج” (The Edge) شهرت دارد، گیتار گیبسون لس پاول (Gibson Les Paul) محبوبش را در یک حراج به نفع موسیقی دانانی که همه چیز خود را در طوفان کاترینا از دست داده بودند، فروخت. این گیتار به قیمت ۲۴۰ هزار دلار و عینک باب بونو Bob Bono خواننده و رپرست گروه نیز به قیمت ۲۰ هزار دلار به فروش رسید.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VII)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VII)

۷- دکتر تقی ارانی یکی از فرزندان مبارز و دانشمند ایران را به دستور سرهنگ‌ نیرومند رئیس زندان سیصد ضربه شلاق زدند و در اتاق مجرد شماره ۲۸ زندان که گنداب‌ تمام مستراح‌ها به آنجا ختم می‌شد زندانی کردند. وی روی سمنت نمناک و هوای‌ خفقان‌آور مدتی به سر برد. بالش او یک جفت کفش سرپایی و لباس او در ماه آبان و آذر پیراهن تور تابستانی و یک تنکه تور نازک بود.
کارول وینسنس، نوازنده برتر فلوت

کارول وینسنس، نوازنده برتر فلوت

United Press International او را اینچنین توصیف میکند: “برترین نوازنده فلوت در جهان!” نوازنده ای که با فعالیتهای بسیارش توانسته است، موقعیت برجسته ای را در میان سایر همتایان خود در عرصه موسیقی بدست آورد. کارول وینسنس یکی از فعالترین نوازندگان زن در دنیا میباشد که علاوه بر اجرا و همکاری با ارکستر های متعدد در سراسر جهان و ضبط آثار آهنگسازان دوره های مختلف به عنوان مدرس توانسته است نوازندگان جوانی را در عرصه موسیقی کشف نماید و آنها را به دنیای حرفه ای موسیقی معرفی نماید.
به قلم یک بانوی رهبر (VIII)

به قلم یک بانوی رهبر (VIII)

او در دهه پنجاه، نخست به رهبری ارکستر روی آورد اما دید که زنان نمی توانند در این زمینه راه به جایی ببرند. از آن جایی که هیلیس انسان واقع گرایی بود به رهبری کر روی آورد. من هم در ابتدا به رهبری کر مشغول شدم زیرا فکر می کردم که در این زمینه فرصت هایی وجود دارد که در رهبری ارکستر وجود ندارد. البته پس از هفت سال تجربه نوازندگی، به عنوان یک پیانست و نوازنده چلو خود را به جلو راندم و فهمیدم که در قلمرو ارکستر بود که می توانستم به بیشترین رضایت هنری دست پیدا کنم.
نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.
نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (V)

نوازندگان تنبک دراواخر عصر قاجار (V)

حبیب کاشی – خواننده باسلیقه و تنبک نواز ماهری بود که تصنیف و اشعار ضربی بسیار در حفظ داشت. او در زورخانه ای که پهلوان اکبر خراسانی در محله پاچنار تهران دائر کرده و در آن ورزش میکرد تنبک می نواخت و بین همکاران خود استاد شناخته می شد و در حدود سال ۱۳۱۵ شمسی در حدود هفتاد سالگی درگذشت.
در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (I)

در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، از کتاب “خاطرات هنرمندان” نوشته پرویز خطیبی انتخاب شده و سعی شده قسمتی از آن حذف نگردد تا کاملا فضای زمان وقوع ماجرا و همچنین نوع نگارش این نویسنده حذف شود: سال ۱۳۲۷، جمشید شیبانی در آمریکا به سر میبرد، همان سال اولین صفحات سی و سه دور او در لس آنجلس ضبط شد که حاصل همکاری من و کریم فکور و خود او بود. پیش از آن من و حسین استوار و پرویز محمود قراردادی بسته بودیم تا در انگلستان اقدام به ضبط صفحه کنیم ولی متاسفانه بنابر دلایلی این کار انجام نگرفت.
در عمق کارون (I)

در عمق کارون (I)

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» از هفته نامه ی آسمان باشد. پس از آن که پرسش ها را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران در آن مجله، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.