مصائب اجرای دوباره (IV)

به طور کلی در نی نوا نمونه‌های دیگری نیز از فیگورها وجود دارد که تاکیدگذاری یا بیان اجراییشان بر جریان موسیقی (پس از خودشان) تاثیر می‌گذارد. ممکن است بتوان شیوه‌ی بسط مواد موسیقایی را در نی نوا مسئول این قضیه دانست (۹). تکنوازی سازهای مختلف نیز یکی از ویژگی‌های نی نوا است که اجرا را گاه بسیار دشوار می‌کند.

در این قطعه علاوه بر نی که تکنواز اصلی است به تناوب از تکنوازی ویلن، ویولا و در قسمت کوتاهی نیز ویلنسل بهره می‌گیرد.

تنها تکنوازی صاحب شخصیت ممتاز و البته مرتبط با یکدیگر در این قطعه است که می‌تواند اجرای اثر را از تکه تکه شدن میان این سازها نجات دهد. از طرف دیگر به جز نی که نوازندگانش لاجرم از موسیقی ایرانی مطلعند به دلیل شباهت تکنوازی‌ها (به خصوص آن‌ها که متر آزاد را تداعی می‌کند) آشنایی با فضای کلی جمله پردازی در موسیقی ایرانی برای تکنوازان دیگر این قطعه ضروری به نظر می‌رسد.

البته طبیعی است برای این آشنایی نیازی نیست دوره‌ای بلند مدت به فراگیری بپردازند، ممکن است بتوان آن را از طریق تمرکز و مطالعه‌ی همین تکنوازی‌ها و بخش‌های دیگر قطعه و/یا با دخالت دادن کمی تخیل شاعرانه در خلق آن‌ها نیز به‌دست آورد. به هر صورت نمی‌توان بدون اندیشیدن به اجرای این بخش‌ها اجرایی صیحی یا حتا فراتر از آن، احرایی متفاوت داشت.

نکته‌ی ساختاری پر اهمیت دیگری که در نی نوا حضور دارد فیگورهای ریتمیکی است که در طول اثر شکل می‌گیرند. اهمیت آن‌ها به حدی است که آهنگساز لازم دیده است در مقدمه‌ی پارتیتور اثرش به آن‌ها اشاره کند: «انگاره‌های ریتمیک دستگاه نوا نیز پایه و اساس بسط و گسترش ریتم در نی نواست…» (ص ۷) (۱۰) یکی از شاخص‌ترین این فیگورها که شنونده آن را به راحتی به خاطر می‌سپارد موتیفی ریتمیک است که پایه‌ی ساده‌ی یک چهارمضراب را یادآوری می‌کند. (نمونه‌ی ۷ و ۸) اجرای آن با ویولا (خط سوم) و نی نشان می‌دهد.

هر چند برقرار نگه داشتن رابطه‌ی میان اجرای ویولا و نی به خاطر ساختار شفاف این الگو ساده‌تر از موارد قبلی است اما به هر حال از مواردی است که باید به آن دقت کرد. در نمونه‌ی ۷ ویلن اول و دوم‌ها (خط اول و دوم) چیزی را می‌نوازند که قبلا هم در «مقدمه» شنیده شده اما در این جا به دلیل آکسان گذاری خاص این فیگور خصلتی متفاوت (گاه هیجان‌انگیزتر) پیدا می‌کند. در حقیقت موتیف‌ها و انگاره‌های ریتمیک نیز نقش ساختاری خود را بر بقیه‌ی قسمت‌ها دیکته می‌کنند. برای بدست آوردن اجرای یک‌دست یا شنیدن دقیق‌تر نی‌ نوا احتمالا لازم است که به رابطه‌ی میان هر بار ظاهر شدن این موتیف‌ها (یا آن‌هایی که نقش مشابه یافته) توجه شود.

نمونه‌ی ۷ نمونه‌ی ۸
روی هم رفته می‌توان دید که تکرار الگو‌ها (ریتمیک و غیر از آن)، رابطه‌شان با یکدیگر، بافت عمودی -که حاصل بر هم نهی آکورد‌ها و تا حدودی حرکت رنگ‌ در طول آن‌ها است- تاثیر مهمی در بدست آوردن حس انسجام در قطعه دارد. به نظر می‌رسد که یکی از زوایای چندگانه‌ای که از آن می‌توان اجرای نی نوا را مورد تحلیل قرار داد، همین روابط میان بخش‌های مختلف ارکستر و تکرار مواد و مصالح موسیقی است (۱۱).

پی‌نوشت
۸٫ این نوع استفاده‌ نمایشی از گرایش علیزاده در استفاده از سطوح چند صدایی موسیقی ایرانی است.
۹٫ به نظر می‌رسد بسط و نیروی پیش‌برنده‌ی موسیقی در نی نوا بیش از آن که با واریاسیون تم‌های متعدد سر و کار داشته باشد، با تنیده شدن الگوهای ملودیک خُرد و در پی‌آمدن و تکراشان مرتبط است. ممکن است تاثیر بسط الگوهای ساختمان ردیف بر نی نوا را با تحلیلی دامنه‌دارتر بتوان نشان داد. اما تا آن زمان این ادعا فقط مبتنی بر تصوری است که از شنیدن این قطعه در ذهن شکل می‌گیرد و تا حدودی نیز تحت تاثیر توضیحات خود آهنگساز بر قطعه است.
۱۰٫ علیزاده، حسین. (۱۳۸۳) نی نوا برای نی و ارکستر زهی، تهران، ماهور، ۱۳۸۳٫
۱۱٫ این اصلا به این معنی نیست که لزوما هر ارکستری همه‌ی تکرارها را مانند هم اجرا کند اجرای خوبی دارد بلکه بیشتر به این معنا است که تفاوت‌ها نیز باید در یک ساختار زیباشناسانه (و نه خارج از مهار) جا بگیرند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

درباره مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»

مجموعۀ دوجلدیِ «رضا محجوبی: افسونگر نغمه‌پرداز»، پژوهش و نگارش محمدرضا شرایلی و شهاب مِنا، در دو مجلد و به‌همراه دو حلقه لوح فشرده توسط نشر خنیاگر منتشر شد.

از روزهای گذشته…

شهرام ناظری و حسین علیزاده آماده آغاز تور اروپایی

شهرام ناظری و حسین علیزاده آماده آغاز تور اروپایی

مادرید، ۱۶ ماه می، نوید آن می رسد که شهرام ناظری و حسین علیزاده دو تن از نام آوران موسیقی ایران، کارهای تازه ای در قالب یک تور اروپایی اجرا خواهند کرد. چند تن از نوازندگان برجسته همانند محمد فیروزی (بربت)، پژمان حدادی و بهنام سامانی (نوازندگان سازهای کوبه ای)، سینا جهان آبادی (کمانچه) و سیامک جهانگیری (نی)، نیز ناظری و علیزاده را در این کنسرتها همراهی می کنند.
نگاهی به اپرای مولوی (XV)

نگاهی به اپرای مولوی (XV)

این پرده از اپرا با عنوان «خواب اول» نامگذاری شده و در آن تصاویری که مولانا در خواب می بیند به نمایش درآمده است. از ابتدای این پرده که گلیساندوی فلوت به گوش می رسد و در پی آن نوای هارپ به گوش می رسد، افرادی که با آثار بهزاد عبدی آشنا هستند متوجه می شوند که ورژن دیگری از قطعه «موسی و شبان» او در این بخش استفاده شده است؛ اثری که سالها پیش در دستگاه نوا برای یک خواننده متسو سوپرانوی با تکنیک آواز ایرانی و ارکستر سمفونیک تصنیف و ضبط شده بود.
گوستاو سانتائولالا

گوستاو سانتائولالا

گوستاو سانتائولالا تهیه کننده و آهنگ سازی که سبک موسیقی اش ترکیبی است از راک، موسیقی آفریقایی و آمریکای لاتین، متولد سال ۱۹۵۲ در شهر بوینس آیرس در آرژانتین، برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی متن برای فیلم “کوهستان بروک بک” در سال ۲۰۰۶ است. در حال حاضر آلبوم های او جزو پرطرفدارترین آلبوم های آمریکای لاتین است.
نی و قابلیت های آن (X)

نی و قابلیت های آن (X)

برای آهنگسازی که به دنبال اصوات و رنگ های گوناگون است، نی می تواند نقش چند ساز را با رنگ های متفاوت بازی کند. در بسیاری از ساز های بادی موسیقی کلاسیک برای تغییر جنس و رنگ صوتی از سوردین استفاده می کنند، در حالی که در نی می توان چندین صدای متفاوت را با حالات گوناگون تولید کرد.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

“مسعودی روایت بسیار جالب‌توجهی دارد، می‌گوید: اردشیر اول که تمام جزییات تشکیلات اداری را به او نسبت می‌دادند، رجال دولت را بر هفت دسته تقسیم کرده بود و خوانندگان و نوازندگان را در ردیف عالی‌ترین مأموران دولت قرار داده بود.” (راهگانی، ۱۳۷۷: ۸۵)
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (II)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (II)

قدمت اولین نغمه‌نگاری ردیف به روش غربی به دوره‌ی اولین آشنایی ایرانیان با این فن بازمی‌گردد؛ یعنی زمانی که موسیو لومر فرانسوی برای تاسیس دسته‌جات موزیک نظام به ایران آمد. اولین تلاشی که به طور مشخص بخش‌هایی از نغمه‌های موسیقی ایرانی را به وسیله‌ی نت نویسی غربی مکتوب کرده مربوط به همین نظامی فرانسوی است. اگر چه از دیدگاه امروزی و با تعریفی که در این مقاله برای یک نغمه‌نگاری ردیف ارائه شد به سختی می‌توان آنرا نگارش ردیف به شمار آورد اما در برخی از نوشته‌ها از این اثر به عنوان اولین نغمه‌نگاری ردیف یاد شده؛ زمان چاپ این اثر سال (۱۲۷۹ خورشیدی =۱۹۰۰ میلادی) (لومر/صهبایی ۱۳۸۲: ۱۰) است.
سلطانی: موسیقی مینی مال، چکیده ی یک ایده ی کوتاه و مؤکد است

سلطانی: موسیقی مینی مال، چکیده ی یک ایده ی کوتاه و مؤکد است

آغاز فعالیت و گرایش فکری در این حوزه (موسیقی)، از آمریکا بود. اما در حال حاضر آهنگ سازان اروپایی نقش مهمی را در این حوزه به عهده گرفته اند. به غیر از مِرِدیت مونگ، که از قاره ی آمریکا آمده و استفن مونتگ، دیوید لانگ، مایکل تُرک. جان کاتین، آهنگ ساز کانادایی هنگ کنگی تبار است، لوئیس اندرسین هلندی است، گوین برایارز، مایکل نیمن، استیو مرتلند و کالین متیوز انگلیسی اند، ولاتین سیلوستروف، اکراینی و فرانتز یونس دوفرت آلمانی است و …
ملودی، همراهی و هارمونی

ملودی، همراهی و هارمونی

در این نوشته سعی می کنیم بطور خلاصه معنی اصطلاح های متداولی مانند ملودی، همراهی و هارمونی را تشریح کنیم.
برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، مدونای سیاهپوست نشینان آفریقای جنوبی

برندا فاسی، «مدونای سیاهپوست نشینان» یا «ملکه بی چون و چرای خواننده ها»، در سال ۱۹۶۴ در یکی از مناطق سیاهپوست نشین دوره آپارتاید در نزدیکی کیپ تاون به دنیا آمد. مادرش یک نقاش آماتور بود و نام او را از نام برندا لی (Brenda Lee) ستاره موسیقی پاپ-کانتری آمریکا برگرفت. او در چهارسالگی گروه وکال کوچکی به نام تاینی تاتز (Tiny Tots) راه انداخت. او در محله خود مشهور شد و وقتی که کلویی لبونا (Koloi Lebona)، تهیه کننده برجسته آفریقای جنوبی، در سال ۱۹۷۹ به آن محل سر زد، موزیسین های محلی از صدای او بسیار تعریف کردند و لبونا را به خانه مادر فاسی بردند.
بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

بن بست تحقیقات روی جمجمه موتسارت

محققین روز یکشنبه هفته جاری (۸ ژانویه) اعلام کردند، نتوانسته اند بطور قطع ثابت کنند جمجمه ای که از سال ۱۹۰۲ در موزه اتریش قرار دارد، متعلق به ولفگانگ آمادئوس موتسارت موسیقیدان برجسته قرن هجدهم است یا خیر.