مصائب اجرای دوباره (V) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

مصائب اجرای دوباره (V)

اجراهای مختلف (۱۲)
با وضعیتی که نی نوا دارد هر اجرای مجدد آن در ایران را می‌توان مشابه اقدامی علیه استبداد اجرای ضبط شده‌ی آن دانست. اقدامی که می‌تواند بنا به نتیجه خصلتی انقلابی یا اصلاحی داشته باشد هر اقدام غیر از این به‌ناچار پذیرش همان سلطه است و به تقلید همان اجرا منجر خواهد شد. در چنین شرایطی پاک کردن اجرای مرجع از ذهن شنونده اولین نقطه‌ی حرکت است.

نی نوای ضبط شده نسبت بقیه آکورد نی‌نوای به بهتری دارد، طبیعی است صدای ضبط شده را می‌توان کنترل کرد و به‌خصوص از دید شدت‌وری به دلخواه تنظیم نمود.

هر چند اجرای پارسیان (۱۳) و کوارتت وضوح و شفافیت بیشتری به اجرای حرکت‌های ملودیک در بدنه‌ی این آکورد می‌دهند؛ نتیجه شنیده شدن صداهایی جدید که در بطن قطعه موجود است اما در اجرا‌ی ضبط شده کمتر به گوش می‌رسد (برای نمونه حرکت‌های خط دوم در ابتدا و خط چهارم در انتهای نمونه‌ی ۳) اجرای اوکراین از این نظر کمترین شفافیت را دارد.

همزمانی ریتمیک درون آکورد نی نوا نیز باعث درست شنیده شدن تغییرات درون این آکورد می‌شود در اجرای ضبط شده بیش از بقیه است (که باید آن را به توانایی ویرایش نسبت داد) از این نظر در هر سه اجرای دیگر گاه بی‌نظمی‌هایی (هر چند کوچک) مشاهده می‌شود.

فراز و فرود‌ها شدت‌وری ملودی نی که پس از این آکورد در قسمت‌های مختلف قطعه شنیده می‌شود در اجرای کوارتت بیش از بقیه‌ در تاثیر و تاثر با خیزش‌های آکورد نی نوا است (البته شاید این را بتوان به کوچک بودن گروه نسبت داد). در اجرای اوکراین نی ارکستر جدای از هم به نظر می‌رسید و تمامی تلاش پاشا هنجنی برای تاثیر گذاری بر ارکستر عموما بدون پاسخ می‌ماند و هر گاه هم گه او از ارکستر اثر می‌پذیرفت نتیجه آشفتگی بود.

همین موضوع در اجرای پارسیان در تعادل بوده و بیش از بقیه‌ی اجراها به نمونه‌ی ضبط شده نزدیک شده است. از نقطه نظر فرمال اجرای ضبط شده و کوارتت بیش از بقیه موفق شده‌اند؛ عناصر متفاوتی در نقاط پر اهمیت فرم به گونه‌ای منسجم تکرار می‌شود و بخش‌های مختلف ارکستر (یا گروه) هم بر یکدیگر اثر می‌گذارند یا اگر هم تفاوتی در طول قطعه پیش می‌آید شنونده آن را همسو با یک منطق زیباشناسانه می‌یابد.

جمله‌ی ملودیک پر اهمیتی که در نمونه‌ی ۱ آمده و ادامه‌ی تکنوازی ویلن در همین قسمت در اجرای اوکراین بزرگ‌ترین مشکل قطعه بود. با توجه به نقش پر رنگ این فیگور که قبلا اشاره شد یکی از عواملی که باعث شد اجرای نی نوا آشفته باشد همین بخش بود؛ نوازنده‌ی ویلن هر بار به گونه‌ای در این قسمت گیر افتاد و باعث به هم ریختگی فیگورهای منتج از آن نیز شد (به‌خصوص با تاکیدهایی که راهنمایی درهم و برهمی به ارکستر می‌داد).

سه اجرای دیگر از این نظر بهتراند، باز هم مانند مورد قبل اجرای پارسیان هم‌خانوادگی بیشتری با اجرای ضبط شده دارد. اجرای ضبط شده و کوارتت از این میان حالت الگوها را بهتر از بقیه از کار درآورده‌اند (هر چند به هم شبیه نیستند). در هر دو مورد رابطه‌ی این انگاره‌ها با الگوی آشنایی که احتمالا آهنگساز در ذهن داشته به خوبی مد نظر نوازندگان قرار گرفته و به گوش می‌رسد.

پی‌نوشت
۱۲٫ در بررسی اجراهای مختلف بیشتر اشارات به اجرای سال ۱۳۶۲، پارسیان، ارکستر ناسیونال اوکراین و گاه کوارتت راه ابریشم است. در آخرین لحظات پیش از انتشار مجدد این مقاله در گقتگوی هارمونیک توسط همکارم «علیرضا جواهری» از وجود اجرایی دیگر با خبر شدم. از اجرای لهستان تنها بخش کوتاهی که به عنوان نمونه ارائه شد به‌دست آمد. با وجود این‌که در ابتدا سودای افزودن آن به مقایسه‌ها و تفسیرهای این متن داشتم، اما به دلیل ناقص بودن اطلاعات و ضبط تصمیم گرفتم تنها همین مختصر را بی‌هیچ تفسیری ارائه کنم.
۱۳٫ شاید انتظار به یاد داشتن اجرای زنده‌ی دو سال پیش کمی عجیب و غیر منطقی به نظر برسد اما به دلیل اجرای خوب پارسیان از اشاره به برخی از ویژگی‌های آن از روی یادداشت‌های مقاله‌ی دیگری (پی‌نوشت ۴) صرفنظر نشد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

گروه کمل (I)

گروه کمل (I)

گروه کمل (Camel)، از جمله گروههای بسیار خوب موسیقی راک پیشرو یا progressive rock بریتانیاست که علی رغم هواداران و پیروان فراوان نتوانست به شهرت و محبوبیت هم دوره های خود از جمله آلن پارسونز پراجکت (the Alan Parsons Project) دست یابد. گروه کمل در طی دوران فعالیت خود دچار تغییرات متعددی شدند اما در تمام این تغییرات، اندرو لاتیمر (Andrew Latimer) همچنان رهبر گروه باقی ماند.
ایران در کشاکش موسیقی (V)

ایران در کشاکش موسیقی (V)

متاسفانه حتی آهنگسازان تحصیل کرده ما بدنبال عادت مردم به شنیدن موسیقی با کلام ونگران از افت درآمد مالی‌، بیشتر آثار خود را به آواز اختصاص می‌ دهند و ذهن مردم را محدود نگاه داشته و شرکت های انتشارت موسیقی که موسسات تجاری هستند نه هنری و فرهنگی، اکثرشان از خرید موسیقی بدون کلام خودداری می کنند. بیشتر اینگونه کاسبکاران خریدار و خواهان انتشار موسیقی بی کلامی هستند که کلامش سالها سال در گوش های مردم بوسیله خوانندگان معروف خوانده شده و جا گرفته باشد و در واقع شنونده این آثار خاطرات شان را زمزمه می کنند.
دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (II)

دارالفنون، مسیو لومر و اولین سرود ملی ایران (II)

اما «منوچهر صهبایی» در مورد تاریخ فوت لومر، در شهریور ۱۳۸۳ در گفت وگویی با مجله “گفتگوی هارمونیک”، بیان داشته است: «مطالبی هست که در هیج جا وجود ندارد مثلاً چیزی که من خیلی زحمت کشیده ام و پیدا کرده ام که از لحاظ تحقیقاتی خیلی مهم هست تاریخ تولد و فوت لومر که موزیکانباشی ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه بوده است که در کتاب ها تنها جایی که اشاره شده در یک کتاب از روح الله خالقی هست که در آن جا نوشته شده حدود ۴۰ سال پیش لومر فوت کرد! حالا هی شما کتاب را ورق بزنید نه تاریخ دارد … یعنی اصلاً تاریخ نوشته شدن این کتاب و انتشاراش معلوم نیست مال کی هست! الان شما کتاب را می خوانید مال ۴۰ سال پیش هست! صد سال بعد هم مال ۴۰ سال پیش هست! من با تحقیقاتم برای اولین بار در تاریخ موسیقی ایران، تاریخ دقیق تولد و فوت را پیدا کردم که لازمش این بود که تمام کشورهای اروپایی تا آراژانتین را بگردم تا نوادگان لومر (۱۸۴۲ تا ۱۹۰۷ م) را پیدا کنم که بتوانم یک چیز دقیق و مرتب بنویسم و این را پیدا کردم و الان در کتاب ها می نویسند بدون این که معلوم باشد که این راکی پیدا کرده و تا یک – دو سال پیش کسی نمی دانست که این شخص که نقش مهمی در ورود موسیقی سمفونیک در ایران داشته و به طور غیر مستقیم چندصدایی را به ایران وارد کرد، اصلاً نمی دانستند کی بود، کی به دنیا آمده و کی فوت کرده …»
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (IV)

اِدیکسون روییز (Edicson Ruiz) یکی از شخصیت های موفق اِل سیستما است. او فرزند یکی از خانواده های فقیر کاراکاس است و به لطف آقای آبرئو توانست به آموختن موسیقی ادامه دهد. مایستر به او یک کنترباس هدیه داد، به او آموزش نواختن داد و با استخدام او در یک ارکستر حرفه ای، شانس تامین معاش.
تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (V)

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (V)

در سالهای ۱۹۷۰ تلاش و کوشش فراوانی بطور گسترده و جامع در ایالات متحده آمریکا در جهت شکوفایی موسیقی انجام گرفت و به موفقیتهای قابل توجهی نیز دست یافت که البته بیشتر این فعالیتها فردی بود.
شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

شکوری: برای آهنگسازی تصویر سازی می کنم

موضوع های مختلفی می توانست باشد مثل طبیعت یا اتفاقاتی که در زندگی رخ می دهد، چه برای بنده و یا برای اطرافیانم یا در شهری که ساکن هستم و همچنین در دنیا؛ معمولا تصویر سازی می کنم، حتما وقتی که قطعه را می خوانم و می نویسم، تصویر سازی می کنم و مدتها با آن ایده زندگی کرده ام، مانند یک جنین که در دل یک مادر رشد می کند، یک قطعه هم برای من آرام آرام بزرگ می شود و به مرور زمان راه را خودش پیدا می کند که من در آن دست نداشته ام ولی آن ایده اول را من داده ام و باید آن بذر را خوب کاشته باشم و آن قطعه راه خود را پیدا می کند، مثلا یک قطعه برای فلوت و پیانو که برای بنده آهنگسازی اش سخت بود؛ ولی تصویری که از آن داشتم، به نظر من مثل یک شمع بود که در تمام موجودات وجود دارد و ما را می برد، به نام این قطعه فکر کردم و به نام «شعله جان» رسیدم. این نور خودش را نمایان کند و شروع می کند به زندگی کردن، با خوشحالی وارد زندگی می شود… یادم است زمانی که این قطعه را می ساختم و یک ماه قبل تمام شد… دیگر به جایی رسیدم که گمان می کردم نمی دانم این شعله مرا با خود می برد؛ به این شعله گفتم دست مرا بگیر و هر کجا خواستی با خودت ببر، بعد جالب است بدانید یک چیزهای در ملودی اش به وجود آمد که اصلا خودم گمان نمی کردم چنین چیزی بوجود بیاید؛ در انتها هم مثل نور زندگی که یک لحظه تمام می شود، خاموش شد.
پیمان سلطانی در تاریخ هنر ایران

پیمان سلطانی در تاریخ هنر ایران

پیمان سلطانی در تاریخ هنر ایران، هنرمندی یکتا و بی نظیر است، یک مطالعه سطحی در مورد فعالیتها و توانایی های او تاییدی بر این گفته میتواند باشد. سلطانی تنها هنرمند ایرانی بوده است که توانسته در اواسط دهه سوم زندگیش، عنوان هایی مانند نوازنده سازهای تار، سه تار، سنتور، آهنگساز، رهبر ارکستر، نقاش، گرافیست و منتقد هنری و… داشته باشد!
شکل گیری آوای سازهای الکترونیک

شکل گیری آوای سازهای الکترونیک

در ادامه مباحثی که راجع به موسیقی دهه ۶۰ تهیه شد، توجه شما را به قسمت دیگری از این سری مطالب جلب میکنیم.
درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IX)

نخست پیوند موسیقی است با جهان خارج از خود، با هر حقیقت فراموسیقایی. این امر جدای از این که در یک نماهنگ باشد یا جز آن، مورد بحث قرار گرفته است. و به این صورت می‌تواند خلاصه شود که؛ موسیقی «بیان، بیانگر، بازنمای و …»ِ «چیز دیگری» است. یا از آن خلاصه‌تر موسیقی Xِ یک R است (۱۵). بدین ترتیب، پرسش این است که اگر موسیقی Xِ یک R است، فیلم نماهنگ که بناست با آن پیوندی پیدا کند خود چه نسبتی با آنها دارد؟ محتوای دیداری-روایی فیلم چگونه نسبت به آن X یا R برابرمی‌ایستد؟ یا خود R می‌شود که رابطه‌اش با آن اینهمانی است.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VIII)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (VIII)

مراسم خاک سپاری پیاف در قبرستان پرلاشز (Père-Lachaise) قطعه ۹۷، انجام شد. با وجود این که پیاف انسان با ایمانی بود، به خاطر زندگی پرهیاهو و جنجالی اش از دید کلیسا از دین خارج شده محسوب شد و انجام مراسم مذهبی برای او ممنوع گردید؛ لُُسروَتوار رومانو (L’Osservatore Romano)، روزنامه ی رسمی واتیکان نوشت که او تمام عمرش در حال انجام «گناه عمومی» بوده و «نمونه ی بارز خوشبختیِ تصنعی» بوده است.