گفتگویی با آگوستا رید توماس (II)

آگوستا رید توماس
آگوستا رید توماس
چه چیز هایی بیش ترین تأثیر را بر موسیقی شما دارند؟
شاید خود موسیقی زنده ترین و فکر بر انگیزترین تأثیر را داشت باشد. البته منظورم موسیقی دوره های مختلف و آهنگسازان متفاوت است که از کودکی مایه شگفتی من شده و ذهن من را پرورش داده اند. من عمیقا عاشق ساخته های باخ هستم به خاطر دقیق بودن، نوآوری شگفت انگیز، شکوه، اصالت و عظمت گستره احساسیش.

آهنگ های بیرد، موزار، بتهوون، مالر، دبوسی، وبرن، استراوینسکی و بارتوک همگی برای من مهم هستند. همچنین آهنگ های بسیاری از آهنگسازان معاصر. من زیاد به موسیقی گوش می کنم و دست آوردهای چنین آهنگسازان پیشینی، نه تنها به من کمک می کند که تمرکز کنم و فروتن باشم بلکه به من الهام می بخشند تا بتوانم خلاقانه فکر کنم.

ادبیات و مخصوصا شعر و هنرهای تجسمی نیز از منابع تأثیر گذار مهم به شمار می روند.

یک هنرمند تجسمی چگونه بر موسیقی شما تأثیر می گذارد؟
هر چیزی که در حوزه شنوایی یا بینایی آفریده شود، ویژگی مشترکی مانند شکل، تراکم، توازن، جهت، انتقال، ترکیب، یکپارچگی، دگرگونی، نور، تاریکی و فرم را در بر می گیرد. بنابراین، نحوه کار کردن یا به کار گرفتن مواد توسط نقاشها یا مجسمه سازان برای آفرینش یک شیء هنری برای من شگفت انگیز است. من دنیای «ساکن» اشیاء را با دنیای گذرای صوت مقایسه می کنم.

من هیچ وقت آهنگی نساخته ام که با نقاشی خاصی مرتبط باشد اما به عنوان مثال در نقاشی های کلی (Klee) و پیکاسو ایده هایی تخیلی و خلاقانه ای را می بینیم که همتای آن ها را در صوت ها نیز می توان یافت. از بین شاعران معاصر آثار والس استیونس و لوئیس گلاک من را عمیقا درگیر خودشان می کنند.

آیا زمانی که آهنگ می سازید به مخاطب نیز فکر می کنید؟
تمنای آهنگسازی از اعماق درون سرچشمه می گیرد. نیاز به ساختن و به اشتراک گذاشتن موسیقی شبیه فوران یک آتشفشان از جسم آهنگساز است. حضور مخاطب در این نیاز شدید به بیان احساسات، نهفته است که این مخاطب هر کسی می تواند باشد، هرکسی که شنونده مشتاقی باشد. آهنگی که من می سازم شدیدا تمنای داشتن خواننده را در خود دارد و من معتقدم که اگر یک آهنگساز آهنگی را بسازد که واقعا صادقانه، برگرفته از شخصیت فرد، انسانی، دارای شکوه تکنیکی و خلاقیت باشد، شنونده های خود را پیدا می کند، از هر قشری و هر کجا که باشند.

چگونه موسیقی خود را توصیف می کنید؟ آیا نوشتن درباره آهنگ هایتان برایتان کار ساده ایست؟
من در موسیقی کاملا فصیح هستم و هر آنچه را که می شنوم دقیقا نت نویسی می کنم. بین گوش هایم و کاغذ نت انتقال یکدستی صورت می گیرد. اما اگر از من بخواهند که یک پاراگراف درباره موسیقی خودم بنویسم انگار که دیوار بزرگی بین آن چه می اندیشم، آن چه می خواهم به زبان بیاورم و آن چه بر روی کاغذ می آورم پدیدار می شود. من ذاتا نویسنده خوبی نیستم. اگرچه برقراری ارتباط شفاهی با مخاطب، در قالب گروه های کوچک و بزرگ و تدریس موسیقی برایم بسیار آنی تر و آسان تر است.

من از واقعیت این ضرب المثل که می گوید «جایی که کلمات متوقف می شوند موسیقی آغاز می شود» کاملا آگاه هستم. انسان می تواند با استفاده از کلمات تخصصی پدیده موسیقی را توصیف کند اما این کار فقط به افراد نا آشنا کمک می کند نه به کسانی که مشتاقند. هم چنین به کار بردن این عبارت که از آنجایی که [این موسیقی] تلاشی برای توصیف یک واکنش شخصی است «نمی توان آن را توصیف کرد» نیز کاملا بی فایده است.

اما تمام آن چیزی که می توانم درباره موسیقیم بگویم این است که موسیقی من یک خیالپردازی صوتی رنگارنگ و جسورانه است که از شنونده مشتاق خود دعوت می کند که در کشف «معانی» آن مشارکت کند. من سعی می کنم که به طور منطقی جذابیت ها و لحظه های پرخاشگرانه آن، عناصر آشکار و لایه های پنهانی آن را کنترل کنم. من با اعتقاد کامل به وسوسه ها و غرایزم پاسخ می دهم و از «شنونده» نیز دعوت می کنم که همین کار را انجام دهد.

augustareadthomas.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

یادداشتی بر آلبوم «گلعذار»

گوش‌ها را به شنیدن و چشم‌ها را به خواندن رنجه نساختن، در تنه‌ی موسیقی خلأ اندیشه و خِرد را با ایدئولوژی پر کردن‌، از هنر جز ژست گرفتنش را نداشتن، از جعل و شید تاریخ ساختن، کندذهنی و بی‌دقتی و درجا زدن در بنیان‌های سستِ آموزش‌های علیلِ آمیخته با انواع توهمات و خرافات، همه و همه ثمرِ آفت‌زده‌ای جز همان «انبساط خاطر» و زبان‌آوری‌های مجانی و بی‌باج در دورهمی‌های موسیقایی‌ای که حال به لطفِ بسترِ مهیا‌ی خانه‌ی عفافِ نشر در ایران رسمیت یافته‌اند نخواهد داشت.

از روزهای گذشته…

موسیقی روی اینترنت در سال گذشته

موسیقی روی اینترنت در سال گذشته

سالی که گذشت را میتوان سال شکوفایی موسیقی روی وب دانست؛ در سال گذشته تعداد زیادی وبلاگ تخصصی موسیقی ساخته شد که فعالیت بسیار زیادی داشتند. بعضی از این وبلاگها که در زمینه موسیقی کلاسیک (ایرانی و غربی) فعالیت میکردند، تا حدود ۱۰۰۰ بیننده را در روز داشتند. البته نباید فراموش کرد که انگیزه تشکیل وبلاگهای موسیقی در ایران، نوشتن روزنوشت نیست و اکثرا” فعالیت آنها مانند یک سایت موسیقی است با این تفاوت که قالب وبلاگی دارند و از هاست های رایگان بهره میبرند؛ ضمنا میتوانند به راحتی کپی رایت را زیر پا بگذارند.
میرهادی: هم قبیله ای های من با من وحشیانه برخورد کردند

میرهادی: هم قبیله ای های من با من وحشیانه برخورد کردند

در ادامه مطالب قبل در ارتباط با نظرات آقای کیوان میرهادی موسیقیدان معاصر راجع به موسیقی کشور، آخرین قسمت این مصاحبه در این مطلب آورده میشود. در اینجا لازم است به دو نکته اشاره شود اول این مطلب که در تهیه این گزارش حتی المقدور هیچگونه تغییراتی در کلام ایشان داده نشده است و نکته دوم اینکه هفته آینده نظرات شما دوستان، پیرامون مصاحبه را حتما” نزد ایشان خواهیم برد و پس از دریافت پاسخ های لازم آنها را منتشر خواهیم کرد.
یوگنی کیسین، نابغه پیانو

یوگنی کیسین، نابغه پیانو

یوگنی کیسین (Evgeny Kissin) نابغه پیانو را میتوان موتسارت معاصر دانست. در اکتبر ۱۹۷۱ و در مسکو روسیه بدنیا آمد. پیانو را بدون هیچ آموزشی تنها از طریق گوش و با بداهه نوازی در سن ۲ سالگی شروع نمود. شاید بسیار شگفت انگیز باشد که این کودک چنین استعداد خارق العده ای را در موسیقی و نوازندگی آنهم در آن سن از خود نشان داد.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IX)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IX)

آخرین دانشمندان و عارفان تاریخ فرهنگ ما که در این دوره زیسته اند بهاءالدین محمد عاملی معروف به شیخ بهایی و صدرالدین شیرازی معروف به ملا صدرا که در همه علوم و فنون زمان خودشان رساله نوشته اند (بر خلاف رویه فارابی و ابن سینا) در باره موسیقی رساله ای ننوشته اند و این نشانه بارزی است از جایگاه تنزل یافته موسیقی در جامعه ایران. به همین علت، برخلاف ادبیات و به ویژه شعر، موسیقی در فرهنگ و جامعه ایران جایگاهی محکم، معلوم و مطمئن نداشت.
میشل پتروسیانی (I)

میشل پتروسیانی (I)

غروب یکی از روزهای تابستان سال ۱۹۷۸ در کوچه های تنگ و تاریک یکی از روستاهای فرانسه، با کلاهی شبیه به کلاه هایی که کانت بیسی (Count Basie) از آنها استفاده می کرد، از یک سیتروئن بسیار قدیمی پیاده شد و گفت : “سلام دوستان …”
موسیقی و جنسیت (III)

موسیقی و جنسیت (III)

البته مخالفین حضور زنان در عرصه ی خوانندگی بدون آن که اشاره تاریخی به تحولات مذکور داشته باشند، به سرعت در جبهه ای قرار می گیرند که مورد علاقه ی مردان خواننده است، آنها بدون آن که بدانند در قلمرو درونی خوانندگی نیز در جبهه ی رادیکال قرار می گیرند و در ظاهر بدون اشاره به شرایطی که موسیقی در طی آن مورد هجوم نیروهای لومپن قرار گرفته، چنین می گویند که: زنان آن هنگام که می خوانند، موجب تحریک مخاطبان خود می شوند.
شریفیان: سطح ابوالقاسم بسیار خوب است

شریفیان: سطح ابوالقاسم بسیار خوب است

یک کتاب نت که شامل قطعات من برای پیانو است که به تازگی انتشارات پارت منتشر کرده است. این مجموعه چهار قطعه با فضایی روستایی برای پیانو است که سالها پیش ساخته بودم و قبلا هم تعدادی از آنها را به صورت محدودی در ایران و در سال ۱۳۶۹ منتشر کرده بودم وعده ایی از پیانیست های ایرانی و غیرایرانی با تماس با وب سایتم، نت این مجموعه را از طریق اینترنت دریافت کردند و به همین خاطر این اثر اجراهای زیادی در اروپا داشته است و دو قطعه دیگر که جدید اند به نام مدراتو که در انگلیس انتشار یافته و فانتزی برای پیانو.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (II)

روزی یکی از اعضای فرهنگستان ارس (Arras) {نام شهری در فرانسه} چنین گفت: «هر بار که به تاریخ فرانسه نظر می‌افکنیم به نام‌آوری از اهالی آرتوا بر می‌خوریم». می‌توان گفت که: ‌در روزگار ما نیز، آرتواها به خاطر هنرها و خدمات و معاضدت‌هائی که در پیشبرد جنبش‌های کشورهای محل اقامت خود کرده‌اند، افتخار بزرگی برای زادگاه خود و سایر ممالک فراهم آورده‌اند.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (V)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (V)

تاریخ نخستین ساز زهی شناخته شده در اروپا که می تواند ریشه در این منطقه داشته باشد به قرن سوم پس از میلاد بر می گردد. بررسی ها نشان می دهد که این ساز دارای جعبه صوتی مدوری بوده که به تدریج باریک شده و به یک دسته پهن منتهی می شده است. این نوع ساز سال ها همچنان مورد استفاده بوده است. شرحی از سازهایی که تاریخ شان به زمان سلسله شارل کبیر می رسد و احتمالا در فرانسه یا آلمان ساخته شده بودند نیز وجود دارد. این سازی مستطیل شکل بوده و طول جعبه آن با طول دسته اش تقریبا برابر بود و درانتهای دسته آن سطح مدور و پهن تری قرار داشته که برای وصل کردن سیم ها میخ های کوچک چوبی روی آن نصب شده است.
اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

اشتوکهاوزن: موسیقی می بایست دریافت حسی شود

آنچه را که به آن واقعیت بخشیدم و به وجود آوردم، موجودیت پیدا کرده. بنابراین من سؤالی را مطرح نمی کنم. من تجربه کرده ام که بسیاری از انسان ها مثل خودم «نفس» می کشند. اصلاً قرار نیست که موسیقی چیزی را «تعیین» کند، بلکه موسیقی می بایست دریافت حسی شود.