اجرای کوارتت زهی بهزاد رنجبران در میلواکی (آمریکا)

بهزاد رنجبران
بهزاد رنجبران
در روز ۱۹ آوریل ۲۰۰۵، کوارتت زهی هنرهای زیبا (Fine Arts Quartet) ، کوارتت زهی شماره ۱ اثر بهزاد رنجبران – آهنگساز ایرانی – در شهر میلواکی در آمریکا به اجرا درخواهد آمد.

کوارتت زهی شماره ۱
مائستزو
آداجیو کانتابیله
آلگرو

بهزاد رنجبران، آهنگساز ایرانی، در سن نه سالگی وارد کنسرواتوار تهران [هنرستان عالی موسیقی] شد. وی در سال ۱۹۷۴/۱۳۵۳ به آمریکا آمد و وارد دانشگاه ایندیانا شد. رنجبران در نهایت از دانشگاه جولیارد در نیویورک دکترا دریافت کرد؛ دانشگاهی که اکنون در آن به تدریس اشتغال دارد.

او از سوی شورای هنر نیوجرسی، «هنرمند برجسته» لقب گرفت و جوایزی از بنیاد میت دِ کامپوزر و جایزه ملی برای هنرها را به خود اختصاص داده است. وی همچنین برنده جایزه چارلز ایوس از فرهنگستان ادب و هنر آمریکا است. آثار بهزاد رنجبران در ایالات متحده، اروپا و آمریکای جنوبی به اجرا درآمده است و در این فصل هنری مجموعه ای از آثار ارکستری او با نام «سه گانه ایرانی» که به وسیله ارکستر سمفونیک لندن به رهبری جوان فالتا اجرا شده بود توسط مؤسسه دلوس اینترنشنال انتشار یافت. جوشوآ بل (joshua bell) در ماه های مارس و آوریل نخستین اجرای آمریکایی و کانادایی از کنسرتو ویلن رنجبران را همراه با ارکستر سمفونیک ایندیاناپولیس (به رهبری ماریو ونزاگو) و ارکستر سمفونیک تورنتو (به رهبری پیتر اونجیان) ارائه کرد. شانتل جولیت و ارکستر فیلادلفیا به رهبری شارل دوتوا ضمن اجرای این کنسرتو در اقامت تابستانی رنجبران در ساراتوگا (در نزدیکی نیویورک) ، نخستین اجرا از اثر ارکستریِ او با نام «ساراتوگا» که برای جشن چهلمین سالگرد جشنواره ساراتوگا ساخته شده است را نیز به اجرا درآوردند.

لوسی میلر (Lucy Miller)
درباره این اثر می نویسد: «کوارتت زهی شماره یک از رنجبران یک اثر پیچیده همراه با خلاقیتی چشمگیر است. برای بحث درباره آثار مدرن، این وسوسه وجود دارد که اثر با کارهای بلا بارتوک سنجیده شود ولی با اینهمه ناعادلانه است که این اثر «عالی» قلمداد نشود. رنجبران در این اثر – که پیش از شناخته شدن او به عنوان یک آهنگساز مهم ساخته شده است – به روشنی زبان موسیقی مختص خود را بیان می کند. تاثیر احساسی و توانایی های آهنگسازی او به روشنی از سرآغاز محکم و استادانه ای که به یک خط ملودیک پرسوز می رسد قابل مشاهده است. تند و تیزیِ موومان یکم جای خود را به حالتی عمیق که به وسیله تکنیک های جالب و گوناگون سازهای زهی پدید آمده می دهد. پس از یک کادانس ناگهانی، آداجیویی زیبا و غمگین به اجرا در می آید. در موومان میانی، نه تنها حس عمیق سوگواری بلکه هارمونی نت های نزدیک به هم به یک فضای بزرگ گسترش می یابد. این حس به وجود می آید که همه چیز در حال جدا شدن از هم هستند. موومانِ بی قرارِ سوم، علیرغم توان ریتمیک و بیان پرطمطراقش، بسیار مغموم و جدی است. با پایان درخشان کوارتت درمی یابیم که جداً یک اثر مهم را شنیده ایم.»

رنجبران درباره این اثر می گوید: «ساخت این کوارتت را در ۱۹۸۸ به پایان بردم. در آغاز قطعه، یک موتیف پنج نتی شنیده می شود که بنیان های ملودیک و هارمونیک بسیاری را برای موومان های یکم و سوم فراهم می کنند. در نخستین موومان، موتیف پیش گفته با تِمی بسیار تندتر که در ابتدا به وسیله ویولا شنیده می شود رد و بدل می گردد.»

« کاراکتر اصلی موومان به وسیله بخش هایی کوتاه و آرام پدید می آید و موومان با کودا، دارای پایانی پرقدرت می شود. دومین موومان، پرمعنا و شاعرانه است. این موومان بر اساس یک موتیف چهارنتی که در آغاز موومان شنیده می شود بنا شده است. این تِم به آرامی در طول موومان به جلو می رود و به نهایت شور و حرارت می رسد و در ادامه با فرودی تدریجی به پایان بخشی آرام که آغاز موومان را تداعی می کند می رسد.»

سومین موومان، فضایی محلی دارد که بوسیله وزن های ترکیبی – معمول در موسیقی محلی ایران – توسعه داده شده است. این موومان در موتیف پنج نتیِ نخستین موومان ریشه دارد و با ریتم های گوناگون رقص نیز آمیخته شده است. تِمِ موومان دوم ظاهر می شود و با درخشندگی به تم موومان میانی اشاره می کند و بدین شکل به کل اثر، وحدت می بخشد. در نهایت یک کودا با نوای آتشین ویولا به کوارتت پایانی نشاط انگیز می دهد.

اختتامیه دومین جشنواره صبا برگزار شد

دومین جشنواره موسیقی صبا در بخش غیررقابتی پنجشنبه ۱۴ آذرماه با اجرای کنسرت دلبر حکیم‌ آوا پیانیست برجسته‌ تاجیکی-روسی بعد از گذشت دو هفته به کار خود پایان داد. بخش دوم این جشنواره از روز دوشنبه ۱۱ آذرماه با برگزاری مسترکلاس‌ و اجرای کنسرت همراه بود و آخرین برنامه اجرای این فستیوال با رسیتال پیانو حکیم‌آوا در تالار رودکی همراه بود.

یادداشتی بر موسیقی‌های انتخابیِ فیلمِ «رضا»

فیلم در شکل مرسوم و مألوف‌اش موسیقی متنِ ساخته شده ندارد اما پر از موسیقی‌ست. موسیقی‌های انتخابیِ کارگردان در فیلمی که نوشته و بازی‌اش نیز کرده، اولین توفیق را از بهره‌گیریِ متناسب از محوریتِ شهر اصفهان در فیلمنامه به دست می‌آورد. اصفهان را نه مکرر و در صورت‌هایی کلیشه‌ای، بلکه در ساکسفونِ تنها در شبهای اصفهانِ امروز و در یک آوازخوانیِ سنتیِ دورهمی زیر پل خواجو می‌بینیم.

از روزهای گذشته…

چرا سنتور سل کوک؟ (II)

چرا سنتور سل کوک؟ (II)

در این قسمت می پردازم به شرایطی که یک هنرجوی مبتدی با خرید یک سنتور سل کوک شروع به آموختن می کند. هنرجو با خرید سنتور به طور معمول با سه مسئله کم و بیش درگیر است اول داشتن میز سنتور، دوم پذیرش وزن سنتور (برای جابجایی های داخل خانه یا برای بردن آن به کلاس برای سیم انداختن یا کوک یا بردن سنتور به منزل اقوام و دوستان)، سوم در نظر گرفتن فضایی از خانه برای گذاشتن تشکیلات سنتور (میز، صندلیِ مناسب با آن، پایه ی نت، جعبه سنتور)
خواننده ای سالار یا خواننده سالاری…

خواننده ای سالار یا خواننده سالاری…

مقاله ای که پیش رو دارید نوشته ای است از علی رضا امینی، منتقد ادبی و موسیقیدان که در ادامه بررسی معضل خواننده سالاری در موسیقی ایران نگاشته شده است: در پی نقدها و نوشته های اخیر آقای علیرضا جواهری پیرامون بحران دیرپای خواننده و خواننده سالاری بر آن شدم از زاویه و نگاهی دیگر به این مساله بپردازم. شاید به همت سایر هنرمندان و دست اندرکاران هنر بتوانیم چاره ای برای حل این ضایعۀ فرهنگی و هنری بیندیشیم. ضایعه ای که گریبانگیر همۀ دست اندرکاران موسیقی بالاخص نسل جوان شده و اگر به اهتمام دوستان در پی حل این ماجرا نباشیم به زودی باید با دنیای موسیقی هنری و هنر موسیقی در ایران وداع کنیم چون با رشد سرطانی این غده های بد خیم دیگر مجالی برای کار کردن جوانان نخواهد بود و می بایست این جوانان در آیندۀ نزدیک در پی حرفه و شغلی جدید برای خود باشند.
چیستا غریب: تکنیک تدریس من شبیه به استادم اصلانیان است

چیستا غریب: تکنیک تدریس من شبیه به استادم اصلانیان است

چیستا غریب فرزند زنده یاد غلامحسین غریب موسیقیدان و ادیب نامدار ایرانی است. وی بیش از ۳۰ سال است که در مراکز آکادمیک موسیقی کشور ما به تدریس پیانو می پردازد و امروز بسیاری از بهترین نوازندگان پیانوی ایران، شاگرد ایشان بوده اند. امروز اولین قسمت از مصاحبه ای که با ایشان انجام گرفته را می خوانید:
یادداشتی بر آلبوم «با فراقت چند سازم»

یادداشتی بر آلبوم «با فراقت چند سازم»

امروزه مقید بودن به اجرای دقیق سوئیت دستگاهی در آلبوم‌هایی در ژانر موسیقی کلاسیک ایرانی به ندرت دیده می‌شود؛ چیزی که در دهه‌های شصت و هفتاد تا حد زیادی معمول بود. همین تقید کافی‌ست که دومین اثر مستقل سپیده مشکی، ما را یاد نگرش‌های مرکز حفظ و اشاعه بیاندازد؛ آلبومی به تمامی در یک دستگاهِ واحد و با بیش از چهل دقیقه آواز دستگاهی. همچنین وزن ضربی‌ها اوزان مألوفِ قطعات متریک سوئیت دستگاهی در کارگانِ (۱) موسیقی دستگاهی هستند. در مکتبی بودن این اثر، این نکته‌ی تکمیلی را هم اضافه کنیم که عبور و عدول از تک‌صدایی و باهم‌نوازی، در قطعات این آلبوم، دغدغه‌ی صاحب اثر نبوده است.
شناخت کالبد گوشه‌ها (VI)

شناخت کالبد گوشه‌ها (VI)

آنچنان که از مطالعه‌ی کتاب برمی‌آید سه هدف را برآورده می‌سازد. دو هدف آشکار و به‌خواسته و تصریح خود مولف و یکی پوشیده‌تر و بی‌اشارهی مستقیم وی. آنچه خود طلایی به عنوان غایت پژوهش دنباله‌دارش به شکل عام و تحلیل ردیف به طور خاص طرح می‌کند چنان که دیدیم یافتن نوعی دستور زبان است آن هم نه با قصد صرف شناخت، بلکه با این پندار که موسیقی مشابه زبان است و با کمک قواعد محدود و واژه‌ها می‌توان بی‌نهایت ترکیب معنی‌دار در آن ساخت.
جعفر صالحی: نت نویس کم داریم

جعفر صالحی: نت نویس کم داریم

نرم افزارهای نت نگاری امروز جزئی جداناشدنی از کار موسیقیدانان هستند. یکی از پرطرفدار ترین و البته قدیمی ترین این برنامه ها فیناله است (که البته با نام فاینال هم در ایران شناخته می شود). جعفر صالحی نوازنده تار و سه تار به تازگی مجموعه ای آموزشی مربوط به نرم افزار فیناله را منتشر کرده است که درباره این اقدامش با او گفتگویی داشته ایم که بخش اول آنرا می خوانید:
کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی (II)

کلود دبوسی، آهنگساز فرانسوی (II)

نخستین اجرای اپرای “پلئاس و ملیزاند” در پی اختلافی که میان دبوسی و آهنگسازی به نام ماترلینک بر سر گزینش خواننده نقش ملیزاند و کشیده شدن ماجرا به دادگاه با سر و صدای بسیار همراه شد و موسیقی دوستان را به دو دسته تقسیم کرد و این اجرا با دخالت پلیس بدون موفقیت انجام شد، اما اجرای دوم موفقیتی چشمگیر داشت و تا سه ماه اجرا می شد.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».
نگاهی به اپرای مولوی (VIII)

نگاهی به اپرای مولوی (VIII)

موسیقی با مدلاسیونی از اصفهان به دشتی میرود و مولانا میخواند: “دستش بهل دل را ببین رنجش برون از قاعده ست صفراش نی سوداش نی قولنج و استسقاش نی زین واقعه در شهر ما هر گوشهای صد عربده است…” نت های پایانی بادی برنجی ها و آکوردی که اجرا میکنند اندوهناک و متاثر کننده است.
میشل لگراند

میشل لگراند

میشل لگراند موسیقیدان بزرگ معاصر فرانسوی، از جمله بزرگترین موسیقیدانان غیر آمریکایی موفق است که کارهایش همواره در فهرست بهترینهای آمریکا قرار داشته؛ نکته جالب اینجاست که این موضوع از اولین کارهای او در آمریکا با موسیقی بسیار زیبای “I Love Paris” در سال ۱۹۵۴ آغاز می شود و تا بعد ادامه دارد.