گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

هیچ تقدیری جوابگوی زحمات بی دریغ
این بزرگ مرد موسیقی نیست

هفته پیش با شنیدن اعلام حکم بازنشستگی آقای شریف لطفی بعد از ۳۰ سال خدمت بی وقفه این بزرگ مرد، دانشجویان، اساتید، مدرسین، اعضائ هیات علمی و کارکنان و کارمندان دانشکده موسیقی دانشگاه هنر به یکباره احساس کردند که حامی بزرگ دانشکده موسیقی را از دست دادند. این تغییر و تحول در حالی انجام شد که همین چند ماه پیش آقای شریف لطفی با همکاری آقای “دکتر محسن حجاریان” رشته “اتنوموزیکولوژی” (موسیقی شناسی قومی) را در وزارت علوم به تصویب رساندند تا از سال آینده نیز در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر پذیرای دانشجو باشند و همزمان برنامه تفصیلی “کارشناسی ارشد آکوستیک” پیشنهاد شده از طرف آقای دکتر خسرو مولانا در دست بررسی و اقدام بود.

در سکوت خبرگزاری های هنری و غیر هنری، خبری روی سایت دانشگاه هنر منتشر شد مبنی بر پایان کار شریف لطفی، مدیری که سالها سکاندار یکی از مهمترین مراکز آموزشی موسیقی در ایران بود؛ در همین راستا مطلبی از امیرحسین اسلامی، معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر به دست ما رسید که میخوانید:

هفته پیش با شنیدن اعلام حکم بازنشستگی آقای شریف لطفی بعد از ۳۰ سال خدمت بی وقفه این بزرگ مرد، دانشجویان، اساتید، مدرسین، اعضائ هیات علمی و کارکنان و کارمندان دانشکده موسیقی دانشگاه هنر به یکباره احساس کردند که حامی بزرگ دانشکده موسیقی را از دست دادند. این تغییر و تحول در حالی انجام شد که همین چند ماه پیش آقای شریف لطفی با همکاری آقای “دکتر محسن حجاریان” رشته “اتنوموزیکولوژی” (موسیقی شناسی قومی) را در وزارت علوم به تصویب رساندند تا از سال آینده نیز در دانشکده موسیقی دانشگاه هنر پذیرای دانشجو باشند و همزمان برنامه تفصیلی “کارشناسی ارشد آکوستیک” پیشنهاد شده از طرف آقای دکتر خسرو مولانا در دست بررسی و اقدام بود.

گفتنی است که این تلاش تنها گوشه ای از فعالیت های به ثمر رسیده در طول سالیان تصدی ایشان در دانشکده موسیقی می باشد.

در بهمن ماه ۱۳۶۸ رشته موسیقی بعد از حدود ۱۰ سال تعطیلی، بازگشائی شد. رشته ای که علیرغم اشکالاتی که در واحدهای درسی آن وجود داشت، نوید بخش حرکتی دوباره در رگ حیات آموزش آکادمیک موسیقی ایران بود.

برنامه ای که با همت بزرگانی چون دکتر داریوش صفوت، حسین دهلوی و مصطفی کمال پورتراب تدوین و امضاء شد. از همان ابتدا همزمان در دانشگاه هنر و دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران رشته “کارشناسی موسیقی” با مدیریت دکتر داریوش صفوت (در دانشگاه تهران) و آقای کریم گوگردچی (در دانشگاه هنر) پذیرش دانشجوی موسیقی در رشته کارشناسی موسیقی و فقط با سازهای ایرانی مصوب سازمان سنجش شروع شد.

پس از مدتی کمتر از ۱ سال به علت عزیمت آقای کریم گوگردچی به خارج از ایران و با حکم رئیس وقت دانشگاه هنرآقای اکرمی مدیریت گروه موسیقی دانشگاه هنر به آقای شریف لطفی واگذار شد. از همان بدو ورود مدیر جدید، مذاکرات برای گسترش رشته موسیقی در دانشگاه هنر مطرح بود و بالاخره به همت آقای شریف لطفی در سال ۱۳۷۳ دانشجویان رشته کارشناسی موسیقی به کرج منتقل شده و اولین “دانشکده موسیقی” در ایران افتتاح گردید.

در آغاز با سه گرایش “نوازندگی موسیقی ایرانی” مقطع کارشناسی، “نوازندگی موسیقی جهانی” مقطع کارشناسی و”موسیقی نظامی” مقطع کارشناسی شروع به کار کرد. مدیریت گروه موسیقی ایرانی و جهانی بر عهده آقای “هوشنگ کامکار” و موسیقی نظامی آقای “جعفر زعیمی نیکو” گذاشته شد و آقای شریف لطفی نیز در سمت رئیس دانشکده موسیقی به فعالیت خود ادامه داد.

در ادامه این تلاش های با ارزش، رشته “آهنگسازی” در مقطع کارشناسی ارشد و به دنبال آن مقطع کارشناسی ارشد “نوازندگی موسیقی ایرانی” و “نوازندگی موسیقی جهانی” راه اندازی شد. تشکیل “ارکستر سمفونیک دانشکده موسیقی”، “گروه آواز جمعی دانشکده موسیقی”و “گروه سازهای ایرانی دانشکده موسیقی” نیز از فعالیت های دیگر زمان تصدی آقای شریف لطفی می باشد.

جانشین ایشان آقای “دکتر محمدرضا آزاده فر” نیز تحصیل کرده رشته اتنوموزیکولوژی دانشگاه شفیلد انگلستان و از اعضاء هیات علمی و دارای سوابقی در زمینه مدیریت بوده و برایشان نیز پوشیده نیست که تصدی این سمت با تمام ظرائف و مشکلات آن، همتی بلند و از خود گذشتگی و ثبات قدمی می خواهد تا بتوان با همان انرژی مثبت و پیوسته ای که آقای شریف لطفی همواره به خرج می داد، این تنها دانشکده موسیقی ایران را با هدایت سالم و مطمئن به پیش برد.

همواره برای آقای شریف لطفی، طول عمر با عزت و شرف و صحت و سلامتی خواستارم. همچنین برای آقای دکتر محمدرضا آزاده فر، سلامتی،عزت نفس، همت بلند، صبر والا و اندیشه متعالی آرزو داشته و امیدوارم ایشان نیز در تدوام راه گسترش دانشکده موسیقی نیز کوشا باشند.

هرگز به یاد نمی برم که درس بزرگ آقای شریف لطفی به همه اطرافیان “تحمل با تامل” بود. پس بایستی صبر و تامل داشت و همه دست به دست هم دهیم تا به کمک ریاست جدید دانشکده موسیقی، این کاروان عشق را به صحت به سرمنزل مقصود رسانیم.

گفتگوی هارمونیک

مجله آنلاین «گفتگوی هارمونیک» در سال ۱۳۸۲، به عنوان اولین وبلاگ تخصصی و مستقل موسیقی آغاز به کار کرد. وب سایت «گفتگوی هارمونیک»، امروز قدیمی ترین مجله آنلاین موسیقی فارسی محسوب می شود که به صورت روزانه به روزرسانی می شود.

دیدگاه ها ۲۶

  • هیچ وقت یادم نمیره، وقتایی که اقای شریف لطفی ُ میدیدم ، اگه ساعت نداشتی نمیتونستی بفهمی صبح اوله وقته یا اخرین ساعت دانشکده و ین مدیر خوب و پرانرژی از ساعت ۸ تا ۵ عصر یکسره مشغول به کار بوده!
    نظم، پشتکار، مدیریت، دقت ، انرژی و ” تحمل با تامل ” در کنار زحمات این مرد بزرگ تمام ذهنیت من از سالهایی دانشجویی در دانشکده موسیقی دانگاه هنر است.
    امید به بهترین روزها برای استاد خوبم و ریاست دانشکده موسیقی جناب آقای شریف لطفی.

  • تلاش ، کوشش و خدمات آقای شریف لطفی در روزگاری که بسیاری آرزوی تعطیلی دانشکده موسیقی را داشتند ، هرگز فراموش نمی شود.و امروز نام ایشان در کنار نیک مردانی هچون صبا، در دل تاریخ موسیقی ایران به ثبت رسیده است .

  • واقعا کار این مرد در ایجاد و حفظ و پیشرفت این دانشکده توی شرایط موجود بی نظیر بود.

    امیدوارم همراهی و همکاری ایشان با این مرکز قطع نشه

  • با سلام
    زحمات بی دریغ ایشان واقعا جای قدردانی دارد ولی وضع امتحان ورودی خصوصا در مقطع کارشناسی ارشد برای رشته های غیرمرتبط وحتی بعضی مرتبط ها! واقعا افتضاح است، که طبیعتا اگر جناب شریف لطفی مقداری در این زمینه هم نظرات سازندشونو هم اعمال می کردند خیلی عالی بود کاش این اتفاق میفتاد.

  • مرسی که حداقل شما به فکر بودید …همین فدردانی هم غنیمته ..استاد حق بسیار بزرگی به موسیقی ایران دارن ..وزیری زمانه بود استاد لطفی .انشالله سلامت باشند هر کجا که هستند .همه ما دست بوس این مرد بزرگ هستیم

  • متاسفانه در دوران تحصیلم در دانشگاه هنر کمتر کسی را دیدم که از زحمات ارزشمند ایشان قدردانی کند…
    امیدوارم این بی لطفی که به آقای لطفی شد به بزرگمردان دیگری همچون امیرحسین اسلامی نشود …

    به امید سربلندی موسیقی این کشور همراه با یکدلی و یکرنگی…

  • درود بیکران براستادشریف لطفی و اساتیدومفاخر ایران زمین که سرمایه های این مملکت هستند و اصالت وقدمت ایران را به میراث می گذارند…امید که همه این بزرگواران گرانقدروارجمند همواره سلامت و پاینده باشند.زنده باد

  • به نظر من خیلی غم انگیزه دیدن همچین روزی . شخصی مانند آقای لطفی بهترین سال های زندگی و جوانی خودشو صرف پرورش موسیقی آکادمیک و ایجاد دانشکده موسیقی کرده و دانشکده رو به اینجا رسونده و حالا بعد از این همه مدت به این نحو، با اهدا ۲ تا لوح سر و ته قضیه رو هم بیارند و این مجموعه رو که حاصل عمر همچین انسان بزرگیه دو دستی تقدیم کنند به یک شخص تازه از راه رسیده.به نظر من خیلی وظیفه سنگینی داره رئیس جدید.

  • من از آقای لطفی عتاوه بر موسیقی یاد گرفتم که اگر به کاری “اعتقاد” داشته باشی ، ناامید و خسته نمیشی!پاینده باشند همیشه.بسیار خوشحالم که شاگردشون بودم!

  • به نظر می رسه همه ی همکلاسی ها خیلی احساستی با این قضیه برخورد کردند. آقای لطفی بی شک زحمات زیادی کشیدند، ما و جامعه ی دانشجویی هیچ وقت زحمات ایشان را فراموش نمی کنیم. اما ایشان هم حق استراحت دارند. دانشکده موسیقی و جامعه علمی هم خوبه هر چند سال یک بار تحولی را در درون خودش داشته باشه، اندیشه های متفاوت اگه اجازه ی بروز پیدا کنند باعث رشد میشن. امیدوارم این اتفاق برای آقای دکتر آزاده فر پیش نیاد که تا آخرین روز کارش توی دانشکده رئیس بمونه، این انحصار طلبی مانع تنوع افکار میشه. من فکر میکنم ۲۲ سال برای ریاست یه کمی طولانی بود. جامعه از آهنگسازی و تألیفات بالقوه ی لطفی به خاطر مدت طولانی ریاست ایشان محروم ماند و دانشکده هم از ورود اندیشه های متفاوت ناکام ماند.

  • آقای لطفی پر انرژی، کارهای زیادی برای انجام دادن دارد.
    فکر میکنم با کناره گرفتن ایشان از ریاست دانشکده، فرصت بیشتری برای تحقق ایده های خود دارند.

  • ای کاش بزرگداشتی برای آقای لطفی برگزار بشه . آخه ما ایرانهای … با شعار مرگ بر … زندگی می کنیم و وقتی آن شخص عزیز را از دست می دهیم تازه می گیم ای داد بیداد. شاه مملکتمون رفت … امام آمد…

  • هیچکس با موسیقی مخالف نیست و بهترین شرایط موسیقی همین حالا است و موسیقی مبتزل توی ایران تولید نمی شه و همه از زندگی هنری راضی هستن و هر کسی که لیسانس موسیقی گرفت با بهترین حقوق به استخدام دولت کریمه در میاد و… آخ ای اشک مجالم بده

  • امیدوارم آقای آزاده فر به فکر تامین شغلی دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشکده موسیقی باشه و براشون ایجاد شغل کنه. چونکه بعد از فراغت از تحصیل اگه توی یه آموزشگاه درس ندن باید توی خونه بیکار بشینن و مدام ابراز پشیمانی کنن که چرا اومدن دنبال موسیقی؟! آیا فریادرسی هست؟ کسی صدامو می شنوه؟ … .

  • من نمودونم چرا همش احساساتی حرف می زنیم. ما ناسلامتی دانشجوی این رشته هستیم. بهتر به جای افسوس، تعریف و تمجید راهکارهای عملی ارائه کنیم. من معتقدم استاد لطفی سنگ بنای خوبی گذاشته، ما ببینیم چی میتونیم بهش اضافه کنیم. مهم نیست کی پشت اون میز بشینه مهم اینه که ما اگه نظری داریم علمی بگیم. مثلاً تحلیل کنیم در دوره ی گذشته چه دستاوردهای با اهمیتی حاصل شده اونهارو تقویت کنیم و روی چه چیزهایی کمتر کار شده که باید تقویت کنیم. من خودم شروع می کنم:
    ما از شیوه ای که استاد لطفی در سرایش دارند خیلی سریع در سلفژ به نتیجه می‌رسیم. کتاب مبانی ایشون هم خیلی کاربردی نوشته شده، و خیلی چیزهای دیگه، اما ما خیلی باخبر نمی‌شیم که توی دنیای علمی موسیقی در این سالهای اخیر چه اتفاقی می افته. یه مسئله‌ی دیگه‌ای که من بهش برخورد کردم اینه که از خیلی از دانشجوها در زمان فارغ التحصیلی شنیدم که نوازندگی‌شان در پایان تحصیل نسبت به موقعی که وارد دانشکده شدن تفاوت محسوسی نکرده. این یعنی یه جای سیستم مشکل داشته. من دلم میخواد نظر بچه های دیگه رو هم در اینکه مشکل کجاها بوده بدونم

  • به همکلاسی عزیز:
    همکلاسی جان بحث آنالیز شیوه ی مدیریت نیست چرا که در مجموع کفه نکات مثبت اونقدر سنگین هست که همه براشون سخت شده که اقای شریف لطفی بازنشسته شدن.
    نمیدونم فارغ التحصیل شدید یا نه؟ اگه نه، بدونید که وقتی از دانشکده میای بیرون و خودت با حضرات طرف میشی، میفهمی برای احقاق حقت به عنوان یک هنرمند اونم از نوع موزیسین هفتاد خوان هست و هزار اژده های هفت سر!!!! ۴ سال دانشکده موسیقی راحت ترین سالهای زندگی موسیقیت هست که آزادی بیان داری، اجازه اجرا داری و …… وقتی بعد یکسال تمرین و خستگی با هزار تا شرط و… بهت مجوز یه کنسرت کوچیک دادن و اخرشم خستگیت اضافه شد سر سوزنی میفهمی برای استخدام استاد و سرپا نگه داشتن یه دانشکده چه توانی لازمه!
    شاد باشی و موفق

  • من فکر میکنم ارزش بعضی انسان ها وابسته به جایی یا پستی که دارند ولی بعضی ها به جایی که قرار میگرن ارزش میدن. آقای لطفی از دسته دومه و این حوزه رو به اندازه ای که میتونست در این چند سال توسعه داد و اتفاقا شاید بازنشستگی ایشون خیلی خوب باشه چون دیگر دوستان جوان تر میتونن تست مدیریت این حوزه رو با کمک و راهنمایی ایشون بزنن و در عین حال ایشون میتونه در یک حوزه دیگه و شاید به صورت شخصی و بدون درگیری های اداری فعالیت جدیدی رو شروع کنه که چیز دیگه ای شبیه دانشگاه موسیقی بوجود بیاد. به هر حال هرچیزی که با همت این آدم ها درست شده نیازمند نگهداریه و امیدوارم مدیرهای جدید بتونن از پسش بر بیان. و امیدوارم ما بتونیم به آقای لطفی خارج از محیط دانشگاه کمک کنیم برای هدف های تازه اش.

  • من نمیخوام منفی باشم ولی اخه اقای لطفی چیکار کرده که از ایشان قدر دانی کنیم. تنها کاری که انجام داد وارد کردن فارغالتحصیل بیسواد به جامعه بود.از این همه فارغالتحصیل چند نفر میتوانند کنسرت بدن یا چند نفر میتوانند اهنگ بسازن؟

  • BA SALAMO EHTERAM
    MODATHAST KE IN SOAL BARAM PISH UMADE KE VAGHAN METODE OSTAD LOTFI DAR SORAYESH BEHTARINE YA NA VA MOSHKELATI DARE
    HESE KHODE MAN KE KHEILI KAM KAR KARDAM INE KE METODE OSTADE SARITAR JAVAB MIDE VALI KHEILI GOOSH RO GHAVI NEMIKONE VA KHOONDANE FAVASEL TASIRE AMIGHTARI ROOYE GOOSH DARE
    MIDUNAM JASH INJA NIST VALI BE JAYE DIGEYI DASTRASTI NADASHTAM KE IN SOALAMO AZ BACHEHAYI KE BA ISHOON KAR KARDAN BEPORSAM
    AGAR RAHNAMAYIM KONID MAMNOON MISHAM
    TNX

  • man taze emsal mikham konkoore honar sherkat konam mikhamam moosighi ghabool besham arezoome hala man k gharare biyam moteasefane aghaye lotfi tashrif nadaran khodaya aghebate mano bekheyr kon.

  • اواسط دهه شصت، آقای شریف لطفی در اتاقی واقع در هنرستان موسیقی واقع در تقاطع ولیعصر – سپه شاگردانی داشتند که به صورت تکنفره مبانی و سلفژ و هارمونی درس می دادند که من نیز یکی از آنان بودم تا اینکه یک روز ایشان از آنجا رفت و دفتر کاری در دانشکده هنرهای زیبا به وی داده شد و کلاسهای هنرستان را به یکباره کنار گذاشت. با اینکه ایشان از من راضی بود ولی هر قدر از ایشان خواستم که کلاس مرا ادامه دهند، طفره میرفتند و هیچگاه ادامه ندادند. چند سال بعد قطعه موسیقی ضبط شده خود را همراه با پارتیتور جهت نظرخواهی به ایشان دادم و هفته ها بعد بی آنکه هیچ نظری به آنها انداخته باشد بازگرداند. آقای لطفی در خارج از دنیای آکادمیک و دانشگاهی، هیچ ارزشی برای یک شاگرد آزاد و علاقمند قائل نیست. او در واقع مثل یک کارمندی بود که میخواست پیشرفت کند و وقتی که به او گفتم برای ادامه فراگیری موسیقی به وین رفتم، چهره بی تفاوت و بی حوصله ای به خود گرفت و رویش را برگرداند.

بیشتر بحث شده است