چه نوع موسیقی میل دارید؟ (III)

موسیقی رپ یا هیپ هاپ: موسیقی هیپ هاپ می تواند تأثیرهای متفاوت فراوانی بر نوجوانان بر جای بگذارد. از یک سو این نوع موسیقی احساس های منفی را ترویج داده و از سوی دیگر آن قدر پر انرژی است که شنونده دوست دارد بایستد و با آن برقصد. نتایج پژوهشی درباره چگونگی تأثیرگذاری نماآهنگ های رپ بر سلامت احساسی و جسمی نشان می دهد که نوجوانانی که زمان زیادی را به تماشای مسائل جنسی و خشونت بار به تصویر کشیده شده در نماآهنگ های رپ می گذرانند (مخصوصا گنگستر رپ)، بیشتر در معرض بروز این رفتارها در زندگی واقعی و به ویژه در برابر زنان هستند.

به علاوه احتمال اینکه کسانی که به تماشای نماآهنگ های خشن یا غیر خشن رپ می نشینند، رویکردهای ماتریالیستی از خود بروز دهند بیشتر است. اینان همچنین از رسیدن به مال و اموال از راه های خلاف حمایت کرده و دیدگاه هایشان درباره احتمال موفق شدن در زندگی با ادامه تحصیلات دانشگاهی منفی است.

بررسی دیگری نشان می دهد که احتمال دارد دختران جوان با تماشای ویدئوهای رپی که زنان را از لحاظ جنسی در نقش زیردست نشان می دهد، خشونت علیه زنان را در روابط خود با مردان بپذیرند.

اما به نظر می رسد که پذیرفتن بیش از پیش جرم و خشونت با تماشای ویدئوهای خشن یا جنسیت گرای رپ ارتباط داشته باشد تا به تنها گوش دادن این نوع موسیقی.

مردان جوانی که زیاد موسیقی رپ گوش نمی دادند در آزمایشی در این زمینه شرکت کردند. بدین ترتیب که یک گروه به موسیقی رپ با صدای خواننده گوش دادند، یک گروه به موسیقی رپ بدون صدای خواننده گوش دادند، گروه سوم فقط شعرهای رپ را مطالعه کردند و گروه چهارم نه به موسیقی گوش دادند و نه شعرها را خواندند. پس از برخورد و ارتباط [با زنان] تنها اعضای گروهی که اشعار را خوانده بودند یا به آن ها گوش داده بودند عقاید جنسی خشونت آمیزی نسبت به زنان پیدا کرده بودند.

همانطور که انتظار می رود فقط آهنگهای رپ با شعرهای زن ستیزانه باعث ایجاد نگرش های زن ستیزانه و پذیرش خشونت علیه زنان می شوند. دیگر گونه های رپ تأثیر منفی بر درک و پذیرش زنان ندارند.

اگرچه تحقیقات رابطه بین علاقه به موسیقی هوی متال و رپ و مشکل های رفتاری را تأیید کرده اند، اما اغلب این مشکل ها قبل از گرایش به این گونه موسیقی آغاز می شود به این معنی که این نوع موسیقی باعث پیدایش مشکل های رفتاری یا اعتیاد نمی شود. در عوض ثابت شده است که جوانانِ در معرض خطر، گرایش بیشتری به موسیقی رپ یا هوی متال دارند.

9 دیدگاه

  • p.h.a
    ارسال شده در بهمن ۲۳, ۱۳۸۹ در ۷:۴۶ ب.ظ

    آخر نفهمیدیم هدف شما از گذاشتن این سلسله مقالات سطحی در سایتتون چیه؟؟؟
    جز فلانه…متال فلانه … رپ بهمانه…و..
    آخه با چند خط به همین راحتی یک ژانر موسیقی رو زیر سوال بردن دنبال چه چیزی هستید؟/

  • ارسال شده در بهمن ۲۴, ۱۳۸۹ در ۴:۰۳ ب.ظ

    سلام‌به‌نظر‌من‌موسیقی‌یک‌زبان‌فوق‌العاده وبین‌المللی‌است‌که‌مخاطب‌ر‌ا‌با توجه‌به‌سطح‌اندیشه‌و روح‌او‌انتخاب می کندچنانکه‌در‌زمانی‌واحد‌می تواند‌برای ‌یک ‌شخص‌ فوق‌العاده‌زیبا‌و‌مجذوب‌کننده‌و برای‌فردی‌دیگر‌ملال‌آور‌وگنگ‌ به‌نظر‌آید.‌به‌هر حال به موسیقی‌و‌اندیشه‌عشق‌می‌ورزم‌به آنچه‌که‌بشر‌را‌به‌پروازی‌باشکوه‌وامید‌ا‌ردتا‌به انسان‌بودنش‌افتحار‌کند.

  • رامین منصفی
    ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۹ ق.ظ

    نویسنده عزیز من فقط پاراگراف اول را خواندم چون دلیلی ندیدم که باقی این مقاله رو بخوانم.من از این آمار ها بیزارم از این آزمایشات احمقانه.انسان امروز موش آزمایشگاهی شده برای همین آمار های دری وری
    واقعا چقدر انسان باید از دنیای بیرون خودش بی اطلاع باشه که چنین چیزایی بنویسه منتشر کنه!اولن موسیقی هیپهاپ یا رپ!رپ یک چیز کاملا جداگانه از هیپهاپ هست و من معتقدم کلا تعداد خیلی کمی این موسیقی رو میشناسن و یا تاریخ این سبک رو میدونن.شما را بخدا این مرز بندی های جهان سومیه دری وری رو بزارید کنار.عین این برنامه های چرند کانال یکی.من رو به خاطر این ادبیات ببخشید ولی آخر آدم هم تا جایی صبر میکنه.فقط از نویسنده خواهش میکنم ایشان سمت راک دیگر نروند چون کلی خواهیم خندید دور هم.
    چه نوع موسیقی میل دارید ۱۲:
    بله امروزه آزمایشات پیچیده ای نشان داده که یک سری انسان های فوق العاده کودن به موسیقی گوش میدن که راک نام دارد.این موسیقی ذهن را از بین برده و نمی گذارد فرزندان دسته گل شما خوب امتحان بدهند.
    دوست عزیز(محبوبه خلوتی) خواهش میکنم از شما این مقاله نویسی ها ن به شما کمکی میکنه ن به منه مخاطب

  • رامین منصفی
    ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۳ ق.ظ

    این مقاله آخر ثابت کرد که واقعا نویسنده هیچ آگاهی درباره موسیقی نداره!
    لطفا این سری مقالات را تمام کنید و احتمالا در مقاله بعدی راجع به موسیقی راک هیچ اظهار نظری نفرمایید تا همین جا کافیه

  • .
    ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ در ۳:۳۹ ق.ظ

    با اجازه نویسنده محترم من یک پاسخ کوچیک بدم
    آقای مصنفی حرفای شما خودش یکجور آمار گیری را تقویت کرد!!
    ۱- یک راک دوست متعصب ( متعصب به این خاطر که قبل از خوندن آمار راک گوش کن ها آمپرش بالا زده و دستور تعطیلیه سلسله مقاله هارو میده) توانایی فهمیدن ارزش آمار را نداره….. مثل اینکه یکی داره میگه روی ۱۰۰ تا بچه که با ماشین تصادف کردن دچار بیماری روانی شدن شما هم میگی نه یه بچه سر کوچه ماس ماشین از روش رد میشه باهاش معرکه هم میگیره!! عزیز من آمار کلیات را در نظر داره و ارزشش هم همینه…. منابع آماری مقاله هم مشخصه
    ۲- یک راک گوش کن هنوز یک مطلب را تا آخر نخونده در موردش قضاوت می کنه و حتی نمیدونه این مطلب منبعی داره یا تحقیقات یا حتی تخیلات نویسندس بی درنگ حمله میکنه
    ۳- یک راک گوش کن اینقدر هم صنفیاش سابقه بدی دارن که قبل از گفته شدن آمار در مورد اونها می خواد آمار دهی را متوقف کنه
    البته اینها همش بررسی روانشناسانه یک نفر بود شاید آمار جمعیتی راک گوش کن ها مثبت باشد و شما یک استثنا بوده اید

  • رامین منصفی
    ارسال شده در بهمن ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱:۳۸ ب.ظ

    دوست عزیز نیازی نیست نه من نه شما هر چی هر کی بگه بخونیم بعد هم راجبش به همدیگه بپریم.من به حرفی کی میزنم براش دلیل دارم این مقالات و ایمیل ها و آمار همش برای هیچ و پوچه و اصلا دلیلی نداره اینارو بخونیم خدا رو شکر این یک کتاب نبود :-))
    تمام تاریخ موسیقی معاصر از قرن ۲۰ تا به امروز مدیون همین موسیقی هایی که نمیزارن بچه ها خوب رشد کنن:-)) بنده هم راک گوش کن نیستم بنده موسیقی گوش کن هستم و موسیقی از رنسانس گرفته تا قرن ۲۰ را میشناسم از جز دهه ۵۰ گرفته تا موسیقی های امروز و با تمام این شخصیت ها زندگی میکنم.نه من بلکه خود شما و صد ها نفر مثل ما.دنیای امروز دانیای جبر شده اینو گوش کنین اینو گوش نکنین این بده این خوبه و مهم اینکه کی اینا رو میسازه و تایین میکنه؟منتشر کردن یک مقاله نظریه شخصی نیست که!مددت های مدیدی بحث ها سر موسیقی محسن نامجو بود من خودم مخالف ایشون بودم ولی بعدا دیدم من چی دارم میگم!؟اگه میتونم منم یه کار نو ارائه بدو بهتر از نامجو اگه میتونم درست نمیگم؟حالا هی بشینیم بگیم موسیقی نامجو فلان علمی نیست و فلان.امروز هر موسیقی حرف خودش رو داره و طرفداران خودش رو داره اصلا هم موافق مقایسه کردن نیستم واقعا چون به هیچ جا مارو نمیرسونه الان هم واقعا وقت من و شما داره به خاطر این مقاله و کامنت دادن بیخودی میره.

  • فرهاد
    ارسال شده در آذر ۲۲, ۱۳۹۲ در ۵:۲۷ ب.ظ

    واقعا واسه نویسنده این وبلاگ متاسفم که اینجوری یه سبک موسیقی اعتراضی و اجتماعی رو زیر سوال برد
    چیزی نمیگم و جوابش میمونه با خدا همین

  • ارسال شده در خرداد ۱۹, ۱۳۹۳ در ۱۰:۵۵ ب.ظ

    به نظر من بسیار جالب و غنی بود اینکه کسی مثل {…} و … سواد و فهم نداره از ارزش این سایت و این مطالب چیزی کم نمی کنه

  • علی رحیمی
    ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۹۳ در ۷:۲۵ ب.ظ

    من به عنوان کسی که سالها در موسیقی فعالیت داشتم و تحصیلاتم در زمینه موسیقی رو در اروپا گذروندم خیلی از مطالب سایت شما لذت می برم و استفاده می کنم از دوستان خواهش می کنم که به جای نقدهای پرت و پلا و بی ربط نواقص و معایب و حتی نکات مفید مطلب رو گوشزد کنند . اگر می خواید ابراز وجود کنید راهش این نیست . جناب آقای منصفی و جناب آقای فرهاد شما اگر خیلی دوست دارید خودی نشان بدید خودتون یک مطلب ارائه بدید این سایت همواره تمایل خودش رو برای درج مطالب مفید شما نشان داده .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (V)

بسیاری از نوازندگان سازهای بادی‌برنجی دچار دردهای مختلفی هستند. آن‌ها از دردِ مچ، بازو، التهاب تاندون‌ها، مشکلات شانه، کشیدگی گردن و کمردرد و پشت درد مزمن رنج می‌برند. به این آسیب‌ها که ناشی از تکرار حرکات یکسان یا نشستن طولانی مدت در یک موقعیتِ ثابت یا هر دو مورد است، آسیب‌های استفادۀ مکرر می‌گویند و مسلماً بهترین رویکرد، پیشگیری از بروز چنین آسیب‌هایی است. نوازندگان سازهای بادی‌برنجی از بازوها به‌صورت مکرر در جلوی بدن استفاده می‌کنند. از این‌رو به مرور زمان، عضلات جلویی شانه و سینه قوی و عضلات پشتی شانه و پشت ضعیف می‌شوند. عضلات قوی کوتاه‌تر می‌شوند درحالی‌که عضلات ضعیف بلندتر می‌شوند. این عدم تعادل منجربه درد در ناحیۀ بازوها، شانه‌ها، قفسۀ سینه، گردن یا پشت می‌شود. اما راه حل ساده است: تمرینات کششی برای عضلات در جلوی بدن و تقویت عضلات در پشت بدن. پرورش عضلات این نواحی منجر به کمک به عضلاتی می‌شود که کشش‌ها را متحمل می‌شوند.

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (VI)

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.

از روزهای گذشته…

جای پرسش بنیادی صدا (III)

جای پرسش بنیادی صدا (III)

اگر چنین رویدادهایی اصولا ارزشی داشته باشند، که دارند، سوای انگشت گذاشتن بر موفقیت یک گروه در فعالیت چندین ساله –که به سادگی هم ممکن است معنایی بیش از یافتن دوست و رفیق بیشتر در میان اهل موسیقی نداشته باشد، این است که بخش بزرگی از صداهای موجود شنیده شوند. مگر نه این که نام رویداد صدا، تهران، موسیقی است و تاکیدی هم بر موسیقی الکترونیک و الکتروآکوستیک دارد؟ پس چه چیز مهمتر از آن که در دل آن صداهایی تازه به جهان بیایند؟ فوران صداها دقیقا امری بود که در پنج روز رخ داد. فوران صداهایی که بعضی آن را صدای تهران دانستند. و خیلی بیراه هم نبود چون عنوان رویداد چنین چیزی را طلب می کرد.
رضا سامانی: از نوجوانی در کنار این هنرمندان بزرگ بودم

رضا سامانی: از نوجوانی در کنار این هنرمندان بزرگ بودم

رضا سامانی از نوازندگان سازهای کوبه ای است که با وجود جوانی توانسته در نقاط مختلف اروپا به ویژه همراه گروه ضربانگ در کنسرت های گوناگون شرکت کند. وی علاقه بسیاری به تدریس و آموزش دارد و در پرتو فعالیتهای او شمار قابل توجهی از نوجوانان ایرانی در اروپا و حتی نوازندگان خارجی سازهای کوبه یی با سازها و ریتمهای ایرانی آشنا شده اند.
وکیلی: ردیف کاظمی به معنای واقعی آوازی است

وکیلی: ردیف کاظمی به معنای واقعی آوازی است

وقتی ردیف استاد دوامی را گوش می دهیم متوجه می شویم که به دلیل اینکه ایشان ضربگیر بوده و در کنار بسیار از استادان آن دوره به همکاری پرداخته است، هم آواز خوانی خیلی ها را شنیده، هم از ساز بسیاری از استادان آن دوره استفاده و در محضرشان تلمذ کرده است، جمله بندی تحریر های ایشان بسیار شبیه به جمله بندی تحریر های تار است؛ تکیه های ساز کسی مثل میرزاحسینقلی، شکستن ریتم ها، بالا و پایین کردن سرعت تحریر ها همه قرابت زیادی با ساز تار دارد.
گوستاو مالر (II)

گوستاو مالر (II)

گوستاو مالر در ۱۰ سال فعالیت در اپرای وین شهرت و اعتبار هنری آنجا را بسیار بالا برد. در ابتدا زمانی که وارد اپرا شد، آثار لوهنگرین (Lohengrin)، مانون (Manon) و کاوالیرا (Cavalleria) اجرا می شد، با حضور وی آنان بیشتر روی اپرای کلاسیک متمرکز شدند؛ کریستوفر ویلیبالد گلوک و آمادئوس موتسارت و با همکاری نقاش آلفرد رولر (Alfred Roller) فضایی سایه روشن وار را برای اپراهای حلقه نیبلانگن، فیدلیو و تریستن و ایزولده (Tristan und Isolde) خلق کردند. در زمان مالر، وین مهمترین و بزرگترین شهر اتریش و منزلگاه هنرمندان و روشنفکران بود و نیز خانه نقاشان برجسته ای چون اگون شیله و گوستاو کلیمت…
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (VI)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (VI)

اما تئوری پردازان نسل معاصر (کیانی، طلایی، علیزاده) اصرار دارند که از لفظ – در واقع عامیانه – «دانگ» استفاده کنند و بدون استدلال این فاصله را شاخص اصلی مقام شناسی معرفی می کنند. (۱)
باس نوازی با بزرگان!

باس نوازی با بزرگان!

تال ویلکنفیلد (Tal Wilkenfeld) سال ۱۹۸۶ در شهر سیدنی استرالیا بدنیا آمده و نوازنده گیتار باسی است که در سبکهای چون راک، جز و جز فانک فعالیت های بسیاری را انجام داده است. وی دبیرستان خود را نیمه تمام رها ساخت و در سال ۲۰۰۲ به امریکا مهاجرت نمود. در ابتدا در شهر لس آنجلس مدتی را سپری نمود اما پس از مدتی کوتاه به نیویورک رفت و در آنجا ساکن شد.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (III)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (III)

هر صدا معمولا از چند فرمانت تشکیل میشود که معمولا دو فرمنت آغازین F1 و F2 برای آنالیز حروف مصوت کافی اند. فرمنت F1 دارای بم ترین فرکانس است.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (VI)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (VI)

شکل گیتار چهار سیمه مصری پس از ورود به اروپا دستخوش تغییرات قابل ملاحظه ای شد زیرا تعداد سیم های آن بین سه، چهار و پنج متغییر بود. با این حال گیتار چهار سیمه تا پایان دوران قرون وسطی محبوب ترین ساز محسوب می شد.
تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:
رهبری: آثاری را اجرای میکنم که در سطح بین المللی باشد

رهبری: آثاری را اجرای میکنم که در سطح بین المللی باشد

ببینید اگر در اختیار من قطعاتی گذاشته میشد که این قطعات نه فقط به این دلیل که آهنگسازشان هم وطن من بود بلکه به خاطر ارزش هنری بین المللی شان میشد به راحتی آنها را مطرح کرد من با کمال میل این کار را میکردم. شما میدانید که من آثار چندین آهنگساز ایرانی را در قابل صفحه گرامافون و بعدا سی دی ضبط و منتشر کرده ام؛ این تنها صفحه ضبط شده توسط رهبر ارکستر و آهنگساز ایرانی ای است که در مارکتهای بین المللی قابل خریداری است.