بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیستم)

روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
سبک کلی تنظیم آثار موسیقی آنزمان کمابیش همگی یکسان و محدود به تکرار جملاتِ ترانه بوسیله یک یا چند ساز بوده است. جالب آنکه پنجاه سال پس از آن، همین اثر بوسیله گروه سماعی و با صدای خواننده ممتازی چون عبدالوهاب شهیدی نیز اجرا شده که از دیدگاهِ فوق، فرقی با اجرای نیم قرن پیش ندارد؛ اینبار تنها بجای دو سه ساز، ده دوازده ساز بکار رفته و دیگر هیچ.

در این اجرای جدید نوآوری یا ابتکار تازه نی ملاحظه نمی شود و نه تنها نغمهِ تازه ئی، آنگونه که در همه تنظیم های خالقی دیده می شود، به اثر افزوده نشده بلکه در نواهای اصلی نیز نضج و کمالی که یک ارکستراسیون امروزی می تواند فراهم آورد مشاهده نمی شود.

البته که حفظ اصالت اثر شرط است اما این سوال هم بر حق است که بازسازی و بازخوانی یک اثر چه منظوری را دنبال می کند.

آیا اگر خواننده و گروهی تصنیف چنگ رودکی را از نو اجرا نماید، از ارج و منزلتِ خویش در نزد اهل نظر نمی کاهد؟ زیرا این پرسش مطرح است که آیا تنظیمی بهتر از آنچه که هست میسر است یا نه؟

هر اجرای جدید، حتّی اگر فاقد نوآوری و ابتکاری تازه باشد، میتواند دست کم نقائص اجرای قبلی را تکرار نکند، تا گامی به جلو شمرده شود و اصولاً ضرورتی اجتناب ناپذیر انجام آنرا موجه سازد.

بعنوان مثال در اجرای اوّل تصنیفِ گریه کن، خواننده در تلفظ کلمات مرتکب خطاهایی شده که در اجرای سوم قابل اجتناب می بودند؛ اما باید گفت که اشتباهاتی از این دست، در اجرای سوم هم شنیده می شوند و تنظیم خالقی با صدای بنان نشان می دهد که این موارد به سلیقهِ شخصی ربطی ندارد و حفظِ اصالت اثر هم نمیتواند وجود آنها را موجه سازد، زیرا رفع آنها هم در ارتقاء کیفی اثر و فهم ترانه بوسیله شنونده نقش مثبت ایفا میکند و هم اصولاً رعایت قواعد رایج زبان، چنین اقدامی را ضروری می سازد.

قمر در اجرای نخست و در قسمتِ دوم لغاتِ «جیبِ جان» را «جیبُ جان» تلفظ میکند که آشکارا اشتباه است. علاوه بر این، تکیه های غیر ضروری که احتمالاً از خودِ عارف نشأت گرفته، مانند «و» در جملهِ «گر زنیمو چاک» میتوانستند در اجرای گروه سماعی کنار گذارده شوند؛ اما خواننده اینجا نیز جملات را به همان منوال و با هجاهای اضافی بیان می کند که یک نمونه آنها از این قرار است: «هیچو چاره دگر ندارد». اجرای خالقی سندِ گویایی است بر اینکه این هجاهای غیرضروری قابل اجتنابند و میتوان آنها را بسودِ زبانی فاخر، گویا و قابل فهم برای همگان کنار گذاشت.

در این اجرا نه تنها فارسی سره بکار گرفته شده بلکه اصولاً کلمات با چنان انرژی و توانی اداء میشوند که معنی تکان دهنده جملات را با خود حمل و به شنونده منتقل میسازند. تنها دقت در این سه اجرا، مبین این معناست.

البته به هنگام شنیدن این آثار، شنونده آنچنان مسحور صدای گرم خواننده و فضای کلّی اثر میگردد که به این جزئیات توجهی ندارد.

حتی ممکن است چنین ایراداتی حمل بر تنگ نظری شود اما وفاداری به راستی و مقایسه منصفانه هنرمندان و آثارشان ایجاب می کند که فارغ از هر پیشداوری، همه جنبه ها را دید و فقط مرعوب صدای گرم و یا شهرت هنرمند نشد. قمر و شهیدی هر دو بی هیچ تردیدی از انگشت شمار خوانندگان طراز اول قرن معاصر ایران محسوب می گردند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «موسیقی ایرانی در شعر سایه»

«سایه» در دوره‌ای از موسیقی ایران تأثیرگذار بوده است. این تأثیرگذاری می‌تواند موضوع مقاله‌ای تحلیلی-انتقادی باشد. چنین پژوهش‌هایی نه تنها در مورد سایه بلکه در مورد دیگر هم‌دوره‌هایش نیز باید صورت گیرد (که به هر دلیل هنوز انجام نشده). سایه با موسیقی دستگاهی نیز در حد یک موسیقی‌دوستِ بسیار پیگیر که معاشرت‌هایی با اهالی این موسیقی داشته، آشنایی‌هایی دارد. از مجموع صحبت‌های او در منابع مختلف چنین برمی‌آید که این آشنایی، علمی و چندان عمیق نیست و بالطبع شامل داده‌هایی درست و غلط از دیده‌ها و شنیده‌هاست (مانند بیگجه‌خانی را شاگرد درویش‌خان دانستن! و موارد دیگر). واژگانِ موسیقایی نیز در شعرِ او فراوان‌اند.

نظر من، نظر شما، نظر او

خیلی پیش می‌آید که در واکنش به یک نقد بشنویم؛ «این نظر نویسنده است». آیا تا به‌حال دقیقاً فکر کرده‌ایم که چنین جمله‌ای یعنی چه؟ کسی که این جمله را می‌گوید درواقع دارد اعتبار حکم‌های درون نقد را زیر سؤال می‌برد. می‌گوید آنها از جنس «نظر شخصی» هستند. اولین مفهومی که از نظر شخصی به ذهنمان می‌آید چیزی است مثل این جمله «قورمه‌سبزی خیلی خوب است». این «نظر» گوینده است درباره‌ی یک غذا. آنجا «شخصی» بودنش معلوم می‌شود که یک نفر دیگر پیدا می‌شود و درست برعکسش را می‌گوید و ما هم راهی پیدا نمی‌کنیم که بگوییم کدام درست گفته. فقط می‌توانیم بگوییم با اولی موافقیم یا با دومی. یعنی وابسته به «شخص» گوینده یا شنونده است.

از روزهای گذشته…

مرور آلبوم «یال و باد»

مرور آلبوم «یال و باد»

«یال و باد» مسأله‌ای را پیش روی می‌گذارد و آن مسأله‌ی اصل (اوریجینال) بودن است. یا به بیان دقیق‌تر حد و مرز تأثیرپذیری و تقلید. این را آغاز قطعه‌ی «تلخ» به شنونده می‌گوید که نشانِ همزمان دارد از «هفت گاه معلق» در رنگ‌‌آمیزی افه‌ها و کمی بعد «شهر خاموش» و «لایه‌های تاریکی» در تکرار پژواک‌گون میانِ بافت و پیش بردن قطعه از طریق نقش‌مایه‌های بس خُرد (که جمع‌شان حتا تم کوتاهی را هم تشکیل نمی‌دهد).
فراخوان چهارمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی

فراخوان چهارمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی

چهارمین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران روز شنبه نهم اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود. علاقه مندان به شرکت در این جشنواره که با حمایت فرهنگسرای نیاوران و انجمن موسیقی برگزار می گردد می توانند آثار خود را تا ۷ اسفند ماه به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XVI)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XVI)

دکارت، کانت، هگل و غیره فیلسوف های اروپایی و ویوالدی، باخ، بیزه، بتهوون، موتسارت و غیره آهنگسازان اروپایی هستند. تقسیم بندی های تاریخی در علم فلسفه و هنر در اروپا نه بر حسب ملت ها و ملیت ها، ‌بلکه براساس دوره ها و سبک ها انجام می شود. از این دیدگاه تئوری موسیقی نوشته ابونصر فارابی، تئوری موسیقی ایرانی یا عربی یا ترکی نیست. بلکه تئوری موسیقی جهانی – جهان متمدن قرن دهم میلادی- است که به این ترتیب مشکلی هم ایجاد نمی شود اگر متذکر شویم که فیلسوف مهم قبل از فارابی ای که او نیز در موسیقی تالیفات مهمی دارد الکندی عرب است.
آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (II)

آلفرد اشنیتکه و سبک پلی استایلیسم (II)

اشنیتکه کنسرتو گروسوی شماره یک خود را در سال ۱۹۹۷ به پایان رساند، این اثر در تاریخ ۲۱ مارس همان سال توسط ارکستر مجلسی لنینگراد (Leningrad Chamber) اجرا شد. در ارکستر فوق گیدون کرمر (Gidon Kremer) و تاتیانا گریدنکو (Tatiana Gridenko) تک نوازی ویولن و یوری اسمیرنوف (Yuri Smirnov) نوازندگی پیانو را بر عهده داشتند.
آسیب شناسی آواز ایرانی

آسیب شناسی آواز ایرانی

موسیقی ایران در گذر از سالیانی پر تلاطم و پر فراز و نشیب همواره به عنوان یکی از اصلی ترین پایه ها و ارکان فرهنگ ، بیانگر احساسات و اندیشه های ایرانیان بوده وآواز نیز به عنوان شاخص ترین و اصلی ترین بخش آن به شمار میرفته است. چرا که این موسیقی همواره پیوندی نزدیک با شعر داشته است و این درآمیختگی با ادبیاتِ پُر بار و کهن ایران باعث غنای هر چه بیشتر این موسیقی گردیده است.
دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دیم اثل اسمایت، آهنگسازی معترض (II)

دوره ای که اثل در زندان سپری کرد، تجربه ای بسیار عالی درباره ی اراده ی جمعی و از خودگذشتی زنان در هر سن و از هر طبقه ی خانوادگی به او می آموخت. یک روز که زندانی ها در حال هواخوری بودند، اثل پشت پنجره ای که به حیاط زندان مشرف بود رفت و با استفاده از مسواکش سرود مبارزه برای حق رأی که توسط آنها خوانده می شد را رهبری کرد. در همین حال، سر توماس بیچام که به ملاقات اثل آمده بود، وارد زندان شد و او را در حال رهبری مارش زنان دید.
به دنبال نگاه (IV)

به دنبال نگاه (IV)

نگاه ایدئولوژیک جای گفتمان هویت می‌نشست. جهان دو قطبی شده‌ی انقلاب به «با ما» و «بر ما» تبدیل می‌شد. تقسیم جهان به فقیر و غنی (یا بنا به لفظ آن روز مستضعف و مستکبر) دنیای موسیقی را نیز دو پاره کرد. موسیقی غیر شهری یا کلاسیک در ایران پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به نوعی موسیقی مستضعفین داشت. نگاهی به عناوین جشنواره‌هایی که در این دوره برگزار شد نشان می‌دهد که چگونه موسیقی نواحی کارکردی سیاسی یافته بود.
جعفر صالحی: در ده ساعت میشود نت نویسی را آموخت

جعفر صالحی: در ده ساعت میشود نت نویسی را آموخت

همانطور که شما هم می‌دانید، مدت زمان آموزش بیشتر از این‌که وابسته به مطلب آموزشی باشد، به درک و علاقه هنرجو وابسته است و البته نگاه من در تولید این اثر آموزشی، آموزش به یک کاربر آماتور بوده است.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VIII)

سپس، در هشت سال گذشته، به واسطه ی تنش و مناظره ی قابل توجه میان اهالی محل برجسته تر شد چرا که بسیاری از مردم محل احساس می کردند که آنچه مطرح شده است، چیزی کمتر از یک تهدید برای نمادهای مهم هویت محلی شهر نیست. اما این تنها هویت نیست؛ کارگان موسیقایی کنونی ارائه شده توسط کلیسا به عنوان اهانت به احساسات زیبایی شناختی آنها قلمداد می-شود، و قابل درک است که، چنین احساساتی در میان اعضای گروه آواز جمعی و خانواده هایشان قوی تر است. بسیاری از آنها به صراحت از همراهی در آوازِ جمعی در محیط زیبایی شناختی فعلی امتناع ورزیده اند.
اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (X)

اِدیت پیاف، گنجشککِ آواز فرانسه (X)

برای ژینو که تحسین و وفاداری خاص و بی حدی برای بانویِ بزرگش، ادیت داشت، ورود به دنیای دوستی با ادیت به مانند ورود به مذهب می ماند. ژینو به کسی ایمان پیدا کرده بود که به او عشق ورزیده بود. ژینو خود در این باره این چنین بیان می کند: «پیروزی های ادیت، موفقیتش، خوشبختی هایش، در دوستی یا در عشق، من را لبریز می کرد. همیشه دوست داشتم او را شاد، خوشبخت و شکوفا ببینم و شدیداَ زجر می کشیدم زمانی که حادثه ای او را تحت تأثیر قرار می داد. من به ادیت احتیاج داشتم همان گونه که او به وفاداری تمام و کمالِ من احتیاج داشت.» از نظر ژینو این دو کلمه به خوبی ادیت را توصیف می کنند: «عشق» و «رنگِ آبی».