تئوری نوین بر مبنای آفرینش مدال موسیقی ایران (I)

مقدمه
در ابتدا باید خاطر نشان کرد که هر دانشمندی (موسیقیدانی) که تئوری موسیقی ای از خود ارائه دهد، حتما باید با علومی همچون فیزیک و ریاضی تا حدود زیادی آشنا باشد. این بدین دلیل است که در دنیای امروز برای اثبات مطلبی تئوریک، استفاده کردن از نمودار بسیار آسان تر از اثبات آن روی ۵ خط حامل است. با توجه به این که این تئوری جدید در دنیای امروز و در فضایی سه بعدی تعریف خواهد شد، لزوم آشنایی با نمودار ها را برای هنرجویان عزیز توصیه می کنم. قبلا در کتاب “تئوری موسیقی ایران” نوشته آقای داریوش طلایی، استفاده از “مربع های عمودچین شده روی هم” که نقش تتراکورد ها را بازی می کرد را دیدیم. این خود شیوه نوین تری بود، اما رفاه در انتقال مفهوم به هنرجو در آن بسیار کمتر دیده می شد. نهایتا هدف، رسیدن به پولی فونی با رفاه بیشتر در ساختار مدال و ایجاد کنترپوان های متوالی قدرتمند برای گسترش (Development) موسیقی، آن هم نه به صورت کلاسیک بلکه راحت تر از همیشه، است. ( یعنی حاوی بالاترین تکنیک کمپوزیسیون)

چون تئوری موسیقی هایی که در کشور ما انتشار یافته است، مبنای آن تئوری موسیقی کلاسیک غرب بوده است (تنال دیاتونیک)، مانند تئوری های آقای پورتراب و پرویز منصوری و … ، در آن دومینانت یا درجه پنجم، نت اول تتراکورد دوم محسوب می شود، لذا به این تئوری ها دیاتونیک اوتنتیک می گوییم. اما در این سیستم جدید، “تئوری موسیقی نوین” من بر اساس توالی دو تتراکورد روی “یک نقطه” سبب می شود در ساختار مدال، به آن تئوری مدال کروماتیزم پلاگال بگوییم.

اگر به مهم ترین تعریف تئوریک، یعنی گام، توجه کنیم، یعنی: “مجموعه ای از نت ها که در یک اشل صوتی به صورت متوالی قرار می گیرند و نت اول در آخر تکرار می شود”، آن گاه با همین تعریف ساده که آخرین فرمی است که شکسته خواهد شد، می توان دست به آفرینش بسیار مقتدرانه ای زد. چند نوع از این گامها را می توان شناسایی کرد؟ بدون شک تعداد این گامها بسیار زیاد تر از آنچه در تصور مان می گنجد خواهد بود.

ولی گام به تنهایی مد نظر من نیست؛ باید “مد” را هم بشناسیم. این کلمه گنگ Modo (که امروزه در استفاده روزمره نیز وجود دارد و در دنیای مدرن هر روز آنرا می شنویم) بر عکس، اشل صوتی کهنی است که در آن فرهنگ و عصاره آواز های ملتی کهن «ایران یا آریان» وجود دارد که از طرفی به اسطوره ها هم مربوط می شود.

مد (نه به معنی شکل ظاهری) بلکه در این تئوری مادر و عصارهء لادها (LADES) ملودی ها یا ترانه های کهنی هستند که تا به امروز بخشی از آنها به دست ما رسیده و بخش دیگر آن در طول تاریخ گم شده است. اکنون نمی دانیم که در کجا باید به دنبال آن ها بگردیم و بی شک یا آنان در غرب و در مرکز اروپا به دست فراموشی سپرده شده اند و یا در فرهنگ ملل مرکزی اروپا خود را جا انداخته اند.

مد که مجموعه ای از ملودی های باستانی است، از هفت نت تشکیل شده است. برای همین هم در نگرش قدیمی تر در ایران، از “هفت دستگاه موسیقی ایران” یاد می کنیم ولی هدف ما رسیدن به کروماتیزم می باشد. پس آن پنج نت باقی مانده چه می شود؟ حال چه رسد به ربع پرده هایی که در ساختار دستگاه باعث می شود که گامی از ۱۸ نت بدست بیاوریم که در آن هیچ چیز جای خود را پیدا نخواهد کرد. پس راهی جز تامپره کردن مد ایرانی برایمان نمی ماند و بهتر است استانداردهای جهانی را رعایت کنیم و مد های خود را به صورت تعدیل شده در این تئوری مطرح کنیم تا بتوانیم کروماتیزم و مدالیته را در تلفیق های آینده با قدرت بیشتر بنویسیم.

گفتم هدف رسیدن به کروماتیزم است (چون کروماتیزم کاملترین شکل استاندارد گام است)، پس می خواهم سعی کنم ساختار دیاتونیک گام را بشکافم و در گام کروماتیک، مدی خاص را مطرح کنم. این به من آزادی بیشتری را در کمپوزیسیون می دهد زیرا هدف من از این تئوری صرفا استفاده آن در کمپوزیسیون (آفرینش) خواهد بود. بنابراین ابتدا “گام مد” و سپس “گام کنترمد” را برای اولین بار مطرح می کنم.

قبل از آن دوباره تاکید می کنم که “مفهوم گام” به عنوان تنها فرمی است که غیر قابل دگرگون شدن می باشد. از آنجا که همه چیز در دنیا به سمت دگرگونی می رود اما تا زمان دگرگونی گام (تمام شدن موسیقی) هنوز می توان کارهای بزرگی انجام داد. یک نکته هوشمندانه تری هم در اینجا وجود دارد که من در این تئوری، مد (Mode) را بر پایه گام استوار نموده ام یعنی گام به مانند لیوانی است که حاوی آب (مد) می باشد و این گام نه تنها به مد شکل می دهد بلکه باعث می شود آب هدر نرود و روی زمین به صورت بی شکل ریخته نشود.

اولین گامی که می سازیم، “گام مد دیاتونیک پلاگال” است که در آن به جای درجه ۵، “درجه چهارم” را به عنوان نمایان یا دومینانت معرفی می گردد زیرا در ساختار مدال که بعدا در نمودار ها خواهید دید توالی دو تتراکورد بر روی یک نقطه، در درجه چهارم گام، می باشد. پس، از این به بعد عنوان “نمایان” به درجه چهارم گام یا “نقطه تلاقی دو تتراکورد” ، اطلاق خواهد شد که خود به “اعتبار مدالیته” نیز می افزاید. به دلیل آنکه مد از هفت نت تشکیل شده بود.

در دنیای امروز وقتی انسان صدای توربین هواپیما را که دارای منطق و شکل هندسی است را با کمال میل می شنود و لذت می برد، سخن از لوله های صوتی و هارمونیک های طبیعی که آن هم به ساختار ساز ربط دارد نه آواز، چیزی واهی به نظر می رسد و بوده است. در اینجا فیزیک صوت نمی تواند مورد قبول واقع شود زیرا همان فیزیک صوت نمی تواند صدای هواپیمای مدرن را تحلیل کند. پس از فیزیک اپتیک یا همان دیدن شنیدن استفاده شده است.

پی نوشت:
گام: Gamme
مد: Mode
گام مد: Gamme de Mode
گام کنتر مد: Gamme de Contremode
گسترش: Development
نمایان: Dominant
نقطه تلاقی یا مرکز جاذبه: junction
پلاگال: Plagal
تتراکورد: Tetracorde
اسطوره: Myth
فرم: Form
لاد: Lade
دیاتونیک: Diatonique
کروماتیک: Chromatique

9 دیدگاه

  • فروغ ناصری
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۸۹ در ۴:۲۵ ب.ظ

    با سلام ،سکوت های به موقع در موسیقی مانند صفر های با ارزش مکانی ریاضیات هستند. چگونه یک آهنگساز آهنگی
    خلق میکند؟ آیا ساختن یک آهنگ زیبا بر اساس فرمولهای ریاضی و فیزیک است؟
    با احترام. فروغ ناصری. نیشابور
    ۸۹/۱۱/۲۰

  • حمیدرضا
    ارسال شده در بهمن ۲۰, ۱۳۸۹ در ۸:۵۹ ب.ظ

    سلام
    چه سودی از گنده گویی میبرید ؟
    لطفا ابتدا اثر خود را خلق بفرمایید,تئوری از آن استخراج خواهد شد, در غیر این صورت مواردی که فرمودید از حد قصه های کسالت بار و بافته های ناموزون و مغلوطی از یک سری مفاهیم پایه – بعضا با برداشت اشتباه- فراتر نمیروند.

  • گفتگوی هارمونیک
    ارسال شده در بهمن ۲۱, ۱۳۸۹ در ۱۲:۰۷ ق.ظ

    حمیدرضا جان! تا کی غرض ورزی؟!
    چه سودی می برید از بد گویی؟
    از کجا می دانی اثری خلق نشده؟! تازه مگر همه آهنگسازان دنیا که نظریه داشتند در مورد تئوری موسیقی مثل دبوسی، شوئنبرگ و وبرن اول آهنگ ساختند بعد تئوری نوشته شد؟!
    هر دو مورد وجود داشته و می تواند وجود داشته باشد و هیچ ایرادی هم ندارد…. محکوم کردن یک نوشته بدون مطالعه فقط میتواند نشانه غرض ورزی باشد

  • کاوه پیمان
    ارسال شده در بهمن ۲۲, ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۸ ق.ظ

    اشتباه تدوین تئوری پیش از پیدایش عملی باز هم در این مقاله در حال تکرار شدن است.پیشتر تئوریسین هایی نظیر کلنل وزیری از این روش استفاده کردند و نتیجه آن شد که می دانید.نمونه دیگر نظریه آقای حنانه بود که ایشان با استفاده از تخیل نیمه منطقی دست به تولید تئوری جدید زدند.این مقاله از آن نمونه است.

  • ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۹ در ۲:۵۴ ق.ظ

    من در منطقی بودن و یا غیر منطقی بودن این تئوری که بر مبنای آن کارهایی هم نوشته ام هیچ پافشاری نکردم.اما اگر همان تئوریسین هایی را که نام میبرید نبودند هم موسیقی ما متحول نمیشد.وقتی ملودی های اصیل کشورمان همه ریشه مدال دارند نمیشود با آرمونی غربی آن را چند صدایی کرد.من در صدد هستم که نوعی پولیفنی جدیدی را برای موسیقی مدال ایران پیریزی کنم که به اعتبار مد ایرانی خدشه وارد نکند.پس اول یک تئوری موجب خلق یک سیستم پولیفونیک میتواند بشود که البته از تجربیات م.حنانه نیز تاثیر گرفته.جالب اینجاست که تا صحبت از تئوری میشه اکثرا موضع میگیرند.پس پوزش میطلبم اگر ناراحتتان کردم.

  • ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۹ در ۳:۴۵ ق.ظ

    شما از من ایراد میگیرید بدون اینکه بدانید که کارهایی هم برای پیانو سولو من نوشتم.خوب دلیل اینکه شما نمیدونید رو دیگه من نمیدونم ولی میتونید برید دانلود مجنی بکنید.تراک ۵ -به یا صیاد میتونه مثال خوبی باشه.حداقل ایرانی صدا میده.من زیاد کار نوشتم ولی شما هنوز نشنیدید.البته که گناه شما هم نیست.من نمیتونم کارم به یک شرکت که معلوم نیست آخرش چی میشه واگذار کنم.پس بذار خاک بخورهکار مخاطب عام نداره.

  • یک دوست
    ارسال شده در اسفند ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۸ ق.ظ

    با سلام خدمت تمامی دوستان.

    فقط میخوام یک نکته رو بگم :

    لطفا اگه یک مطلب رو درک نمیکنید نظر ندین

    اول مطالعه کنید و بعد نظر بدین

    گرچه تنها افرادی این مطالب رو درک میکنن

    که شعور موسیقایی بالایی داشته باشند.

    به همین دلیل از دوستانی که شعور موسیقایی

    ندارند تقاضا میکنم الکی نظر ندن .

    متشکرم

  • امیر
    ارسال شده در فروردین ۸, ۱۳۹۰ در ۱۰:۰۶ ب.ظ

    با تشکر از یک دوست عزیز
    من به کسانی که با تعصب و حرص و آز و با موضع نظرات به گمان خودشان بی نقص رادر این صفحه ارایه میدهند یک چیز را گوشزد کنم ، شک نکنید که در آینده ای نه چندان دور شاگردان شما یا از این رفتار شما به تنگ میایند و سرانجام راه درست را پیدا میکنند یا راه خود شما را بدتر از خودتان ادامه میدهند .

  • شیرین
    ارسال شده در بهمن ۱۹, ۱۳۹۲ در ۱۲:۵۲ ب.ظ

    سلام.
    اول از توضیخات کامل شما سپاس گزارم.
    در مورد هر موضوعی آدم ها دیدگاه های متفاوتی دارند و سلیقه های متفاوت باعث به وجود امدن نظرات متفاوت میشه.
    در مورد هر موضوعی هم یه انسان کامل در حد توان و فهم خودش اگاهی پیدا میکند.مثلا میشه در مورد قانون نسبیت انیشتین گفت که تمام مدرم جهان تعریف ان را میدانند ولی درک این قانون نیازمند توانایی بالا در فیزیک و ریاضیات است.
    موسیقی نیز مانند تمام علوم دیگر نیازمند دقت و تامل بسیار است.
    این که کسی از این مطالب استفادهی لازم را نکرده ملزم به سخت یا دشوار بودن مطالب نیست.
    در جامعه ای که برای موسیقی کشور حتی بودجه کافی وجود ندارد، نیاز است که هنرمدان بیشتر کنار هم باشند تا در موضوعاتی به این کوچکی با هم بحث کنند

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روش سوزوکی (قسمت بیست و هفتم)

کان (Kan) می‌تواند درجات مختلف داشته باشد یعنی بستگی دارد به اینکه آیا این کان (Kan) برایش از کودکی تلاش، کار و تمرین شده است یا نه برخی برای رسیدن به مقصود به پانصد بار تمرین و برخی دیگر به پنج هزار بار تمرین نیاز دارند. علاوه بر این حالا من حتی به شیوه خودم نقاشی می‌کنم و حتی در حدود شصت سال است که می‌نویسم. نقاشی کردن و نوشتن نه تنها مرا بسیار به وجد و شادی می‌آورد بلکه خیلی‌ ها را خوشحالی می‌کند و این کارهایی که من می‌کنم (نقاشی و نویسندگی) با اینکه خیلی قدرتمند نیستند اما برای من کمک بزرگی در جهت ارائه متد آموزش و پرورش استعدادهای درخشان هستند.

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (IV)

به عقیده ی آدرنو “تغییرات ملودیک در آثارِبارتوک و یا تغییرات ریتمیک مانند آنچه استراوینسکی انجام می دهد چندان بزرگ و بیان کننده ی تعارضات اجتماعی نیست”(جاودانی ۳۴:۱۳۸۹). او حقیقت هارمونی را دیسونانت می دانست. نکته ی مهم دیگر که به نظر میرسد آدرنو کمتر به آن توجه داشته اهمیت شعر و کلام در موسیقی عامه پسند است. همین امر موجب شده است که او موسیقی عامه پسند را مدام با موسیقی کلاسیک غرب و تکامل آن مقایسه کند در حالی که بخش عظیم موسیقی کلاسیک اروپا کارگان سازی دارد و تقریبا بیشترِکارگان موسیقی عامه پسند همراه با کلام است. طبیعی است که در موسیقی سازی نوآوری بر پایه ی هارمونی( و ریتم و ارکستراسیون و…) بنا می شود اما در موسیقی عامه پسند ممکن است نوآوری هارمونیک در اولویت اول نباشد.

از روزهای گذشته…

موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (III)

موسیقی تجربی؛ آن گیاه ناشناخته (III)

ادامه‌ی گسترش این دیدگاه باعث شد که تمایزی میان موسیقی آوانگارد غیر تجربی که به هر حال بر سنت‌هایی (حتا سنت‌هایی نوگرایانه) تکیه داشت و موسیقی تجربی مورد نظر جان کیج پیش‌ بیاید، به این معنی که دومی کاملا خارج از هر سنت شناخته شده قرار می‌گرفت.
اصول کاربردی هارمونی (قسمت اول)

اصول کاربردی هارمونی (قسمت اول)

در میان تمامی شاخه های موسیقی، شاید هارمونی بیشترین حجم نوشتار ها را به خود اختصاص داده است.از کتابچه های مقدماتی گرفته تا دائره المعارف های جامع. در این صورت چرا باید کوشش خود را دوباره بر افزودن منبعی دیگر به منابع پیشین به کار بندیم؟
کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (I)

کوک و کاربرد آن در سنتور لاکوک (I)

سنتورِ سل کوکِ نُه خرک نتهاى آن به ترتیب از خرک اول تا نهم اینگونه هستند: مى، فا، سل، لا، سى، دو، ر، مى و فا. کوکِ این سنتورِ سُل کوک در نوشته “استفاده از تیونر برای کوک سنتور” کاملاً شرح داده شده است. دلیلی که به این سنتور سل کوک مى گویند این است که نت خرک سومِ آن که اسم آن سُل مى باشد با صداى نت سُل تیونر یا دیاپازون کاملاً هماهنگ است. بنابراین بقیه نت ها هم با تیونر هماهنگ خواهند بود (هم اسمى و هم صدایى). تیونر یا دیاپازون وسیله اى است که صداى درست و دقیق هر نت را طبق استاندارد و قواعد بین المللى مشخص مى کند.
فخرالدینی: در زمان استاد خالقی، نوازندگان روزمزد بودند

فخرالدینی: در زمان استاد خالقی، نوازندگان روزمزد بودند

داستان این بود که می‌خواستند ببینند آیا می‌توانند رهبری ارکستر را به من بسپارند یا خیر؟ که کار موفقیت آمیز بود تا اینکه هر سه ارکستر ادغام شدند و ارکستر بزرگ با حدود ۳۱ نفر تشکیل شد. این ارکستر خیلی هم بزرگ نبود ولی نسبت به ارکستر‌های دیگر که ۱۵ نفره بود این ارکستر بزرگتر بود.
آلن پارسونز و Dark Side of the Moon

آلن پارسونز و Dark Side of the Moon

جادوگر استودیو، آلن پارسونز، با تواضع و فروتنی می گوید: “همکاری با پینک فلوید آرزوی هر مهندسی است و من کوشیدم این فرصت را غنیمت شمرم. Dark Side of the Moon نقطه عطفی در زندگی حرفه ای من بود و مرا به شدت به شوق آورد. این کار برای من اهمیت زیادی داشت و باید آن را به بهترین نحو به انجام می رساندم.”
اصول نوازندگی ویولن (X)

اصول نوازندگی ویولن (X)

ایجاد ارتباط و پیوستگی صوتی میان دو نت در پوزیسیون های مبدا و مقصد هنگامی که همراه با تغییر پوزیسیون دست چپ و ناشی از جابجایی طولی “دو شماره انگشت” متفاوت بر روی گریف می باشد را “پورتامنتو” می نامند. پورتامنتو می تواند بر روی یک و یا دو سیم مجاور صورت گیرد و دست نیز می تواند بصورت بالا رونده و یا پایین رونده بر روی گریف جابجا گردد.
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

میشائل نشسته پشت پیانو و حالا اوست که سرسام آور می‌نوازد. تکنوازی پیانو به شکلی آشوبناک در محدوده‌ی بم است و هر از گاهی به مُشتی ختم می‌شود که پیانیست بر کلاویه‌ها می‌کوبد و مایه‌ی شعف و شوق حاضرین می‌شود. تکنوازی نمایشیِ آتونال. چیزی که باز هم، شاید جایی در اجرای درِکس‌لِر نداشت. ولی به هر حال، آرام‌آرام پیانو وارد تونالیته می‌شود و ریتم می‌گیرد و یکی دو میزان بعد، درست سرضرب، درامز و کلارینت‏باس وارد می‌شوند و قطعه را به اتفاق به پایان می‌برند.
جسی نورمن، سوپرانوی با عظمت

جسی نورمن، سوپرانوی با عظمت

جسی نورمن (متولد ۱۵ سپتامبر ۱۹۴۵) یک خواننده اپرای آمریکایست. نورمن یکی از شگفت انگیزترین خواننده های اپرا و تکخوان است و یکی از بهترین اجرا کنندگان آواز در موسیقی کلاسیک است.
نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (II)

نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (II)

پس از اشغال ایران در سال ۱۳۲۰ و آغاز حکومت محمدرضا پهلوی به دلیل در دسترس قرار گرفتن فن‌آوری ضبط صدا و گسترش استفاده از رادیو در ایران گستره‌ی شنوندگان بزرگتر و در نتیجه اثر گذاری موسیقی از این طریق بیشتر شد به همین دلیل دولت‌های وقت برای کنترل نشر موسیقی با مسائلی روبرو شدند که تا پیش از آن مطرح نبود.
زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (I)

زنان موسیقی یا موسیقی زنان! (I)

مطلبی که پیش رو دارید، در پاسخ به مقاله ی کلید در دوزخ، نوشته ی فرشاد توکلی در سایت زنان موسیقی نوشته شده است.)