روش سوزوکی (قسمت نوزدهم)

پدیدار شدن خوشحالی و آرامش در سی کارگر
یک دفعه دعوت به یک کارخانه ای شده بودم که برای کارگران سخنرانی کنم. بعد ازانجام سخنرانی رئیس کارخانه در حین صحبت به من گفت که در کارخانه ما سی نفر کار می‌کنند و با اینکه تمام تلاش شان را به کار می‌ گیرند ولی با این وجود کار خیلی کند پیش می‌رود. اینطور به نظر می‌آید که این یک کمبود استعداد ذاتی است! آیا روش تربیت استعداد ها می تواند در آن‌ها تغییراتی بوجود بیآورد؟ باید بگویم که ما تقریباً رو به ورشکستگی هستیم!

من به یاد دختری افتادم که با کندی انگشتانش روبرو بود، گفتم که شما می‌گویید که آن‌ها دستهایشان کند است اما مشکل آن‌ها دستهایشان نیست بلکه ذهنشان سرعت ندارد. بله! ذهن است که باعث حرکت می شود. یعنی همکاری بین ذهن و بدن خوب انجام نمی گیرد. تنها مشکل بر سر دستهایشان نیست.

به رئیس کارخانه پیشنهاد کردم که کارکنان هر روز، در زمان ساعات کاریشان، هر روز یک ساعت پینک پنگ بازی کنند. یک مربی خیلی خوب باید به آن‌ها تمرین بدهد. باید بر اثر این تمرینها ارتباط بین ذهن و بدن برقرار شود و من مطمئن هستم که تأثیر خوبی بر تولیدات کارخانه خواهد گذاشت. رئیس کارخانه گفت این پیشنهاد بسیار جالب است و بعد آن را بکار برد.

بعد از یکسال من یک نامه خیلی جالبی دریافت کردم. نامه‌ از طرف رئیس کارخانه نوشته شده بود. از من تشکر فراوانی کرده بود و نوشته بود که راندمان کارخانه بطور عجیبی بالا رفته است. دقیقاً همانطور که شما پیش بینی کرده بودید. من بطور وصف ناشدنی ای خوشحال هستم. گذشته از اینکه کارکنان خوب کار می‌کنند، بازی پینک پنگ به آن‌ها آرامش و تمدد اعصاب هم می‌بخشد. مرا بسیار خوشحال خواهید کرد اگر که به دیدار ما بیایید تا اینکه نتیجه پند واندرز عالی تان را برایتان به نمایش بگذاریم.

هیروکو در نهایت کندی!
در سن هفده سالگی شروع کردم به آموزش ویلون. انگشت کوچک من بطور کلی بی حرکت بود. چون که قبل از هفده سالگی بر روی ویلون کاری انجام نداده بود، من میخواستم که این انگشت بر روی ساز بتواند خوب کار کند اما نمی‌شد. تریل ها اصلاً مفهوم نبودند و ناتوانی من را در نواختن کاملاً نشان می‌دادند. من آرزو داشتم که انگشت کوچکم حداقل تقریباً مثل انگشتهای دیگرم میتوانستند حرکت بکنند.

به این دلیل سالها همینطور، هر روز، تمرین میکردم اما حتی امروز بعد از چهل سال هنوز به قدرت عمل و نرمی بقیه انگشتانم نرسیده است. کاری را که در هنگام رشد باید بشود، اگر همان موقع نشود، بعدها باعث زحمت رنج و عذاب خواهد شد.

صحت این کار برای من روشن‌تر و آشکارتر می‌شود وقتی که کودکان چهار یا پنج ساله را تدریس می‌کنم. از ابتدا انگشت کوچکشان با بقیه انگشتانشان همه با هم تمرین داده می‌شوند و من به آن‌ها حسرت می‌برم وقتی که می‌بینم که چگونه آسان این “انگشت کوچولو” در تمرینها شرکت دارند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مشاهدات موسیقی شناس آلمانی از موسیقی ایران (II)

ممکن نیست درباره موسیقی ایرانی قضاوت کرد بدون‏ آنکه اختصاصات اجتماعی گسترش تاریخی دولت در قرن‏ بیستم، سیاست فرهنگی و حتی سیاست خارجی کشور ایران‏ در نظر گرفته شود. در حقیقت این حاصل سیاست فرهنگی‏ ایران است که جشنواره شیراز هم یکی از مظاهر آن شمرده‏ می‏ شود. پس آنکه در سال ۱۳۰۵ شمسی (۱۹۲۶) حکومت‏ فاسد قاجار برافتاد، کشور ایران با سرعت و شدت بسوی‏ تمدن غربی رو آورد.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVI)

هرچند، ایده ی ساختن قطعه ای بر اساس زندگانی حواریون در ذهن او باقی ماند تا اینکه در فستیوال سال ۱۹۰۳ او دوباره به موضوع دلخواه خود بازگشت. وی در ابتدا یک اوراتوریو در سه قسمت تدارک دیده بود که شامل خیانت یهودا، نفی کردن پطرس و به عروج رفتـن عیسی مسیح بود. بیماری دوباره به سراغ او آمد و بدین ترتیب او تنها به قسمت عروج روحانی مسیح پرداخته و آن را “سلطنت” نام نهاد. مدت ها بعد، او قسمت سومی به نام “قضاوت آخر” به این اوراتوریو اضافه کرد اما هیچگاه این قطعه را به پایان نرساند.

از روزهای گذشته…

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (III)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (III)

تمی به روشنی معرفی می‌شود اما با فاصله‌ی کوتاه شکلی خلاصه‌ و خلاصه‌تر یافته و در طرح‌واره‌هایی پخش شده میان سازها تکرار می‌گردد. یعنی نوعی دگره‌سازی کاهنده که با سماجت هر چه بیشتر پاره ملودی وام گرفته شده را تا سرحد امکاناتش تکرار می‌کند و آن را تا جایی پیش می‌برد که جز جوهر فواصل پایه‌ای هیچ باقی نماند، مانند فراز پایانی «پشت پا». یا از طریق دگرگونی در شدت‌وری، جمله‌بندی و گاه رنگ‌آمیزی اندک حرکتی به آنها می‌دهد تا جریان موسیقی که در تکرار مصرانه‌ی تم به دام افتاده است حرکتی رو به جلو بیابد، مانند آن‌چه در موومان سوم «بلوچ»، «گواتی ذوالجلال»، رخ می‌دهد.
موسیقی دهه پنجاه (I)

موسیقی دهه پنجاه (I)

چه دو ماه تلخی بود از اوایل تیرماه تا اوایل شهریور برای هنردوستان. مرداد که به آخرین روزها نزدیک می‌شد، غصه تعطیلی هنری به آخر می‌رسید. فصل هنری جدید شروع می‌شد. برنامه‌های ماه بعد تالار رودکی در اطلاعات و کیهان چاپ می‌شد، مثل همه ماههای دیگر. برنامه‌هایی که دوست داشتی انتخاب می‌کردی و روز بعد اول صبح می‌رفتی تالار، همه بلیتهای ماه بعد را می‌گرفتی. دیگر خیالت راحت بود تا یک ماه بعد.
نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (II)

نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (II)

از صدر اسلام بیشتر محافل عمومی مختص مردان بود. زنان در شرایط خاص می توانستند در جنگ ها شرکت کنند، اما ترجیح داده می شد که کمتر در این محافل عمومی حضور یابند. مجالس موسیقی قوالی هم چون گردهمایی موسیقی مذهبی به شمار می رفت تنها به مردان اختصاص داشت.این سنت تقریبا به همان شکل تا به امروز حفظ شده است.
نمودی از جهان متن اثر (XIII)

نمودی از جهان متن اثر (XIII)

به یاد آوریم که آنالیز در دو نقطه به داوری برای ارزش‌گذاری متوسل می‌شود: ۱- انتخاب اثری که موضوع آنالیز است. ۲- انتخاب آنچه در یک اثر باید به آن پرداخت. در هر دوی این موارد به شکل پیدا و پنهان از احکام زیباشناسانه بهره می‌گیرد.
بوطیقای ریتم (VII)

بوطیقای ریتم (VII)

اکنون به نظر می‌رسد زمانی است که بیش از متر باید بر ریتم و مسائل آن متمرکز شویم؛ یعنی جمله‌هایی حاوی کشش‌ها و معمولا بلندتر از یک واحد متریک. ریتم را درک دیرندها و الگوسازی دیرندی گرفتیم و گروه‌سازی را نیز عامل پیوند زننده‌ی آن با متر فرض کردیم. در همین تعریف نوعی اشاره‌ی محو به پیش‌بینی کردن وجود دارد. به این مفهوم، درک ساختار یعنی تشکیل الگویی زمانی در ذهن که قابل بازشناسی (البته مرتبط با موسیقی قابل تکرار) نیز باشد.
نوایی: میخواهیم  کر فلوت تشکیل بدهیم

نوایی: میخواهیم کر فلوت تشکیل بدهیم

از این رو بلافاصله پس از بازگشت به ایران در هنرستان به عنوان استاد یار استخدام شدم و در ارکستر سمفونیک هم به عنوان اولین نوازنده زن فلوت وارد ارکستر سمفونیک تهران شدم. البته قبل از من نوازنده فلوت زن در ارکستر بود ولی تمام آنها خارجی بودند. آقای مشکات از من امتحان گرفت و خیلی نوازندگی من را پسندید و آن زمان خیلی اصرار داشت که من حتماً در ایران بمانم. شش ماه پس از زمانی که من وارد ارکستر شدم، انقلاب شد.
اسماعیلوویچ، منادی صلح (II)

اسماعیلوویچ، منادی صلح (II)

* “جان مک کاچن” (۶) چهارده سال پس از پایان جنگ بوسنی در سال ۲۰۰۹ ودر آلبوم “Untold” آهنگی به نام ” خیابان هایِ سارایوو” را به افتخار اسماعیلوویچ اجرا کرد. * “الیزابت ولبرن” (Elizabeth Wellburn) نویسنده ی کانادایی در سال ۱۹۹۸ بر اساس زندگی اسماعیلوویچ و با اضافه کردن شخصیت یک پسر بچه به…
ادامهٔ مطلب »
نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

نگاهی به اپرای مولوی (XVII)

در ادامه پرده دهم حضور شمس را می بینیم که با آوازی متریک می خواند: «… ابلیس فقیه است گر اینها فقهایند». لطف اجرای این بخش که با قدرت مثال زدنی همایون شجریان در آواز به اجرا در می آید، با پاساژی که بعد از یک سکوت توسط ارکستر به گوش میرسد دوچندان می شود؛ در ادامه این کلام شمس، مرید او مولانا به تکرار آن جمله می پردازد و مریدان جاهل را به خشم وا می دارد.
ویلنسل (VII)

ویلنسل (VII)

در پوزیسیون های روی دسته ساز (که تنها کمتر از نیمی از گریف را شامل می شود) انگشت شصت پشت دسته قرار می گیرد. در پوزیسیون شصت (یک نام عمومی برای نت هایی که روی باقیمانده گریف اجرا می شود) انگشت شصت معمولا در کنار دیگر انگشتان روی سیم قرار گرفته و از کنار شصت برای انگشت-گذاری استفاده می شود. بطور معمول انگشتان با تمایل همه بندها نسبت به هم در حالتی خمیده که نوک انگشتها هم با سیمها در تماس باشند قرار می گیرند.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (III)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (III)

در بخش نخست برنامه پس از قرائت آیاتی از کلام ا.. مجید و نطق پیش از دستور مجری، آقای سعید افزونتر، پژوهشگر مدعو به بررسی موسیقی تعزیه معاصر از زاویه مردم شناسی(اتنوموزیکولوژی) پرداخت و در لابلای سخنانش نمونه های صوتی، تصویری متعددی را پخش نمود. مدت اجرای این پژوهش۶۵ دقیقه بود.