گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (II)

در موسیقی چنین موضوعات آموزشی را سازه های میانی موسیقی می نامیم. این سازه ها هستند که می توانند موجب آشکار سازی و تجسد زدایی اثر شوند. از دهان ما که اصوات از آن خارج می شوند تا یک ساز که در اثر تمرین، توانایی نوازندگی آن را پیدا می کنیم تا نت ها و قوانین هارمونی و کنترپوآن را می توان سازه های میانی در قلمرو موسیقی نام نهاد که وظیفه شان همان آشکار سازی و تجسد زدایی و تنوع اثری بوده که در درون ما خلق شده است.

در موسیقی چنین موضوعات آموزشی را سازه های میانی موسیقی می نامیم. این سازه ها هستند که می توانند موجب آشکار سازی و تجسد زدایی اثر شوند. از دهان ما که اصوات از آن خارج می شوند تا یک ساز که در اثر تمرین، توانایی نوازندگی آن را پیدا می کنیم تا نت ها و قوانین هارمونی و کنترپوآن را می توان سازه های میانی در قلمرو موسیقی نام نهاد که وظیفه شان همان آشکار سازی و تجسد زدایی و تنوع اثری بوده که در درون ما خلق شده است.

شما ممکن است بتوانید در درون ذهن خود زیباترین ملودی ها را بیافرینید، اما ناتوانی در دستیابی به سازه های میانی، باعث می شود تا اثر در همان دورن شما مدفون شود، مگر آنکه از نیروی آشکار ساز یا بهتر بگوییم، از سازه های میانی بهره جویید.

پیش از آنکه به ویژگی های اثر بخشی سازه های میانی بپردازیم، باید توجه داشت که اولین و مهم ترین سازه ی میانی دهان و دومین آن همان ساز می باشند. ساز مهم ترین وسیله ی عقلایی آشکار سازی نغمه ی موسیقی است.

هر سازی قابلیتی ویژه در آشکار سازی اثر هنری از خود نشان می دهد، حال چه به صورت فردی و چه به همراه با سازه های دیگر، معمولاً آنها که در مباحث مربوط به موسیقی ایرانی به بحث می پردازند و به ویژه اهمیت زیادی برای بدیهه نوازی قائل اند دیگر سازه های میانی چون نت و قوانین موسیقی را از ساز جدا می کنند.

در حالی که مجموعه ی دهان و ساز را برای آشکاری سازی اثر می پذیرند. آنها توجه ندارند که این جریان تکامل در سازه ها بود که توانست زمینه را برای ظهور تنوع در اثر موسیقی ظاهر شده در درون شخص هنرمند پدید آورد.

به هر تقدیر آنچه که می توان به عنوان روندی از تکامل در موسیقی عنوان کرد، عمدتاً معلول تکامل در همین سازه های میانی است، نه جوهره ی اثر موسیقی، هر چند که از تاثیرات متقابل سازه های میانی و هویت خلاق درونی فرد هنرمند می توان به سبک ها و روش های جدیدی دست یافت با این حال می توان چنین نتیجه گرفت که به هر حال تکامل در همین سازه ها بوده است که امکان آشکار سازی نغمه های جدید را فراهم آورده است.

به عبارت بهتر هر چه سازه های بیشتری به کار برده شوند، امکان دستیابی به نغمه های عمیق تر و پربارتر درونی و تنوع آنها نیز بیشتر می شود. همانطوری که ضرورت آشکار سازی نغمه ها بود که به ضرورت خلق سازه های جدید انجامید. برای مثال «واگنر» بریا توصیف حالت زیر آب در اپرای حلقه نیبلونگن ها (بخش طلای راین) توانست سازی جدید به نام «توبای بایروت» خلق کند.

همین ویژگی نشان دهنده ی آن است، آنان که به جای نگاه به آینده و تکامل سازه های میانی در پی آنند که بدون وجود این سازه ها موجب تکاملی در موسیقی ایرانی شوند چه اشتباه بزرگی می کنند.

حکایت آنها حکایت کسی است که پای کسی را می بندند و آنگاه توقع دارند که او قهرمان دو میدانی شود.

محسن قانع بصیری

۱۳۲۸-۱۳۹۶ تهران

نویسنده و نظریه پرداز در زمینه های اقتصاد، فرهنگ، هنر و مدیریت

دانشکده علوم رشته شیمی دانشگاه تهران و دانشگاه جیورجیا آمریکا

۱ نظر

بیشتر بحث شده است