بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هجدهم)

روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
مادر خالقی ـ مخلوقه خانم ـ اواخر سال ۱۳۰۳ وقتی روح الله، ۱۸ ساله بوده، برحمتِ حقّ می پیوندد و آهنگساز بزرگِ ما، سی سال پس از آن هنگامی که خود در آستانهِ پنجاه سالگی قرار داشته، به گونه ای از آن واقعه سخن می گوید که گویی دیروز رخ داده است. تازگی این زخم به ظاهر کهنه، از کلماتِ او تراوش می کند:” …من به مادر خود بسیار علاقمند بودم. وقتی او را از کف دادم، تنها و بی پناه ماندم… بسا شب ها که در مرگِ مادر به تنهایی گریستم…”

برای کسانی که با زندگینامهِ هنرمندان بزرگ تاریخ آشنایی دارند، مطلب فوق تعجب آور نیست و حتی از بزرگی روح و اصالتِ این افرادِ استثنائی حکایت می کند. تأثراتِ دوران کودکی خالقی و نقش موثر آنها را بر کیفیتِ آثار آهنگین او، میتوان از خلال نوشته ها و یادهایش دریافت. نزدیکان دور، او را که مادر معنوی و محبوب ابدی خویش را در شعر حافظ و موسیقی یافته بود، آنچنان در تنگنا قرار داده بودند که ده ها سال بعد، از آن آزردگی خاطر به نحوی دردبار شکوه می کند:
«چرا آزرده بودم؟ آزارم میدادند و نمی گذاشتند بکار خود دلگرم باشم. من هم روی از جمعیت پوشانیدم و ملاقات و آمیزش را با همه کس ترک کردم.»

برای ما که امروز این سطور را می خوانیم این کلام حکیمانه مولوی محرز می گردد که نه فقط برای خالقی بلکه برای همهِ بزرگان عالم اندیشه و هنر صدق می کند:
این جفای خلق بر تو در جهان
گر بدانی گنج زر آمد نهان

خلق را با تو چنین بدخو کند
تا ترا ناچار رخ زانسو کند

امّا پیوند عاطفی خالقی با پدرش، از سویی با اطاعتِ بی چون و چرا در خانواده ای پدر سالار و از سوی دیگر با احترام و علاقه ای توأم بود که به تعلق خاطر پدر به جنبه های معنوی زندگی بی ربط نبود. از گفتگوها چنین برمی آید که هاله ای از رمز و راز پدر را در خود تنیده بود و همین تصویر بر کنجکاوی «روحی» جوان می افزود و سبب می شد که او زمینه های علاقمندی پدر را دنبال کند.

آنچه که پدر به نحوی مرموز در لفافه می پیچید و به فرزند نوجوان خویش تحویل میداد، برای فرزند به کانون جلبِ توجه تبدیل می شد. خاطرهِ کنسرتِ معروف عارف و گفتگوهای قبل و بعد از آن است که در صفحاتِ ۴۱۱ تا ۴۱۷ از جلدِ نخستِ سرگذشتِ موسیقی ایران، چاپ ششم آمده است، مطالب فوق را به وضوح روشن می سازد.

به احتمال قوی میرزا عبدالله خان، پدر روح الله در آن شبِ زمستانی سال ۱۳۰۱ نمیتوانست تصور کند که چه کرده است و دامنهِ طوفانی که در روح فرزند ۱۶ ساله اش بر اثر شرکت در این کنسرت بپا شده تا کجا خواهد رفت!

تجربهِ آن شب برای خالقی تجربه ای سطحی و گذرا نبود؛ او را تکان داد و در ضمیر باطن این جوان تخم نهالی پاشید که ده ها سال بعد ثمر داد و او را عمری به جهان سودائی عارف قزوینی پیوند داد، تا آنجا که به بزرگترین و پرکارترین تنظیم کنندهِ آثار عارف شهرت یافت. تأثیر آهنگ و ترانهِ گریه کن بر روح خالقی جوان در حدّی بود که سی و دو سال بعد، آنرا با قلمی که صداقت از آن به مشام می رسد به نحوی مفصّل به تصویر کشیده است.

عبدالله خان را به عارف آنچنان اراداتی بود که اشعار او را در کتابچهِ خصوصی خویش می نوشت و در محافل دوستانه می خواند.

این اشعار و تصنیفها را «روحی کوچک» از دفترچهِ پدر استنساخ کرده و از دوران طفولیت خوانده و با این آهنگها انس فراوان گرفته بود؛ اینها کلماتِ خودِ خالقی در آغاز فصل تصنیف های وطنی، در جلد اوّل سرگذشتِ موسیقی ایران می باشند. آنگاه یادِ آن شبِ افسانه ای که خالقی را عمری بدنبال خود کشاند، در ذهن وقادِ نویسنده زنده می گردد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

“رازهای” استرادیواری (VI)

“رازهای” استرادیواری (VI)

این کتاب که توسط Sacconi نگاشته شده است به جنبه های تکنیکی ویولون سازی Stradivari می پردازد وبه همین دلیل است که این کتاب برای ویولون سازان، مؤلفان و فروشندگان کتب تخصصی بسیار حایز اهمیت می باشد . کتابهای زیادی در رابطه با ” مدرسه ساخت آلات موسیقی در کرمونا ” انتشار یافته اند که جزئیات جالبی مربوط به سرگذشت و تاریخچه زندگی سازندگان کرمونایی در اختیار ما قرار می دهند، اما در باب جنبه های تکنیکی این هنر نسخه های معدودی به چاپ رسیده است.
اصول نوازندگی ویولن (XIII)

اصول نوازندگی ویولن (XIII)

در راهکار پیشنهادی نگارنده، متناظر با هر یک از چهار سیم ویولن یک زاویه متفاوت میان امتداد بازوی راست و بدن نوازنده ایجاد می گردد که میزان این زاویه به گونه ای است که در سیم اول (می) هر چند بازو کمترین میزان زاویه را با بدن داراست، به بدن تکیه نکرده و در سیم چهارم(سل) شانه و بازو در یک امتداد قرار می گیرند.
نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت دوم

نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت دوم

واقف مصطفی زاده در اواخر دهه ۶۰ اولین مفسر مقام جز (jazz mugam) به شمار میرود. البته واضح است که قبل از او بسیاری از موسیقی دانان به شباهت بین این دو نوع موسیقی پی برده بودند و بر پایه آن آثاری به وجود آورده بودند
یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما»

یادداشتی بر آلبوم «رخت بنما»

«صوفی» از دقیق‌ترین نام‌هایی‌ست که تاکنون برای یک آلبوم موسیقی انتخاب شده است. برای شرح این مدعا باید کمی به عقب برگردیم. سال ۱۳۷۹ آلبومی منتشر شد با نام «مستانه» به خوانندگی علیرضا افتخاری و سه‌تار جلال ذوالفنون که تا امروز به لطف رسانه‌ی ملی زیاد شنیده شده است. همه‌ی تصنیف‌های آلبوم -به جز یک مورد- شش‌‌وهشت‌های مستانه‌ای بودند، هر کدام روی غزلی. هر تصنیف از درآمد یک دستگاه شروع و با دم دستی‌ترین ملودی‌ها بالا و پایین می‌شد و با چاشنیِ الحان و اطوار آشنای خواننده‌ی آلبوم نیز همراه بود. چه ایرادی دارد؟
یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی <br />در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (II)

یادآوری های پیرامون بررسی سه شیوه هنر تک نوازی
در موسیقی ایرانی، پژوهش مجید کیانی (II)

«شیوه ای که از تاثیر پذیری فرهنگ موسیقی سنتی ایران پدید آمده است و از سالهای آغازین دهه ۱۳۰۰ (ش ) (نه در دهه اخیر!) در عرصه موسیقی ایران تقویت و رواج یافته است. شیوه ای که با عناوینی چون موسیقی ملی، علمی، نوین و. . . معرفی می شود» (ص ۲۵).
رنگین چون هزار دستان (III)

رنگین چون هزار دستان (III)

بر حسب پاره‌ای شرایط موسیقایی و غیر موسیقایی یکی از این قطعات که بر تیتراژ این سریال پخش می‌شد در خاطر شنونده‌ی ایرانی مانده است. پرسش این است؛ آیا موسیقی هزاردستان نسبت به دیگر آثار حنانه ویژگی خاصی داشت؟ نسبت به دیگر آثار هم‌دوره‌اش چطور؟ خود قطعه‌ی همراه تیتراژ از یک دیدگاه مهم با آثار موسیقایی و سینمایی او متفاوت بود؛ یک ملودی کاملا شناخته شده داشت که البته از ملودی‌های موسیقی محلی نبود.
بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

بیژن کامکار: پدرم تحت تاثیر صبا بود

ظاهرن‌ پدرم با پول تو جیبی‌هایش ساز می‌خریده و پدرش چند بار سازش را شکسته بود ولی باز پدرم ادامه می‌داده است. به هر حال در آن دوره، موسیقی را مطربی می‌دانستند و اصلاً شأن خوبی نداشته است. با تکنیک کمانچه‌ای که داشت و نُت هم می‌دانست شروع کرد به زدن قطعه‌های محلی و کُردی با ویولن تا اینکه برای یک دوره‌ی موزیک نظام از طرف ارتش به تهران می‌آید. ‌
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (VI)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (VI)

پس از این مقدمه ی کوتاه که نقش فضاسازی را دارد (میزان های ۱ تا ۲۰)، ایده فیکس در بخش آلگرو برای آخرین بار به صحنه می آید ولی نه چونان گذشته «نجیبانه و محجوب». این بار به نغمه رقصی مبتذل و ناهنجار بدل شده که با صدای گوش خراش و زیر به وسیله کلارینت می بمل نواخته می شود، و نت های چالاک دارد که با تریل تزیین یافته اند.
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVII)

هر ساز سازی (استثنای آنان که ساز های بادی-فلزی می سازند) نجار زبردستی است ولی هر نجار زبر دستی لزوما ساز ساز نیست.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و هشتم)

خالقی طالبِ فکری بکر و نو بود که زنجیرهای عادت را بگسلد و موسیقی ایران را از انقیاد در حصار یکنواخت ردیف برهاند و این دقیقاً آن چیزی بود که وزیری و تنها وزیری توانسته بود ارائه دهد، بطوری که لطمه ای به موسیقی ملی وارد نشود. به عبارتی دیگر آنچه که خالقی ۱۷ سالله تشنهِ آن بود در آثار وزیری عرضه می شد.