از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (IV)

به هر تقدیر اکنون بهتر است به موضوع مهم و پیچیده (!) شکل گیری اثر هنری بپردازیم: آنچه که موضوع خلق هر اثر هنری است، بیش از هر چیز از این پرسش ناشی می شود که اثر هنری چگونه پدید می آید؟ در این نکته شکی نیست که فرآیند خلق هر اثری اصولا رویدادی «درونی» است. در مقابل فرآیند تجلی آن که رویدادی بیرونی است، شما هنگامی که اثری خلق می کنید این اثر را در «خودِ» درونی تان پدیدار می سازید.

در مرحله ی بعدی باید این اثر را تجسد بخشی کنید. تجسد بخشی از طریق سازه های میانی انجام می شود و دو حالت دارد.

حالت مستقیم و حالت نقادی و تنوع زایی. در حالت اول نغمه ی درونی مستقیماً از طریق دهان یا ساز ظاهر می شود. این روند همان بدیهه خوانی یا نوازی است. در حالت دوم که بویژه از طریق سازه ی نت امکان پذیر شد، اثر یا نغمه ی درونی طی چندین مرحله میان هنرمند و مخاطب او مورد نقد و بررسی قرار می گیرد و به اصطلاح بالیده می شود. از این طریق هم اثر غنی تر می شود و هم امکان تنوع زائی فراهم می شود.

بیهوده نیست که در تمامی اشکال موسیقی هائی که به بدیهه نوازی خواننده و نوازنده تکیه اند، تنوعی دیده نمی شود. در حالی که موسیقی با مسلح شدن به نت می تواند در خدمت گروه های مختلف اجتماعی قرار بگیرد. به هر صورت فرآیند نقد در این حال فرآیندی سه زمانه است. در یک سویش آرزوهایند که انگیزه زایش را پدید می آورند و در سوی دیگرش تجربیات در ساحت عقول اند که این زایش را در نسبتی با امکانات جهان خارج محدود می سازند تا اثر بتواند در مرحله ی بعدی ظاهر شود.

شما ممکن است در درون خود یک آهنگساز بزرگ باشید، چرا که می توانید به سهولت اثری را برای یک ساز و یا حتی ارکستر خلق کنید اما به دلیل ناتوانی در پیوند عقلایی باز سازها و دیگر سازه ها قادر به تجلی و تجسّد اثر درونی خود نیستند. بنابراین هر اثر هنری شامل دو بخش زایش درونی و تجسد بیرونی است. مرحله اول درونی و رهایی بخش و مرحله ی دوم محدود کننده و قابل تجسد یافتن است.

در میان این دو نسبت می توان با مجموعه های تنظیم شده از ساختارهای سخت افزار و نرم افزاری رو به رو شد که موضوع آنها امکان سنجی بیشتر تجلی و تجسد یافتن اثر است. ضمن آنکه تجربیات انجام شده میان نغمه ی درونی ناشنونده این امکان را فراهم می کند تا بتوان به زبان های انتقالی اثر دست پیدا کرد.

فی المثل ساختارهایی چون نت نویسی، قوانین کنترپوآن و از این قبیل در مقوله ی سازه ها قرار می گیرند. شما هنگامی که تحصیل موسیقی می کنید، از استادان خود تکنیک های عقلایی استفاده از ساز و همین ساختارهای حاصل از سازه های بینابینی را یاد می گیرید تا در هنگام خلق اثر به کارتان آید.

هیچ استادی نمی تواند به شما خلاقیت درونی را تدریس نماید. این فرآیند کاملاً شخصی و درونی است و اگر هم شرایط بیرونی بر آن تأثیرگذار باشند، تنها صورت ممکن آنها تاثیرگذاری فرمانی است. در آن صورت اثری که محصول این قواعد و روابط بیرونی است، اثری مقلدانه، خشک و بی روح است.

هر اثری روح زیبایی شناسانه خود را از طریق همین پیوند خود با درونی آرزومند کسب می کند. در چنین میدانی است که اثر در نسبتی آزادی بخش قرار می گیرد و جذابیت زیبایی شناسانه پیدا می کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا «شاه مارش» (I)

جان فیلیپ سوزا (John Philip Sousa) روز ششم نوامبر سال ۱۸۵۴ در واشنگتن دی سی به دنیا آمد. او آهنگساز و رهبر ارکستر آمریکایی اواخر دوره رمانتیک و سومین فرزند از ده فرزند جان آنتونیو سوزا (متولد اسپانیا از والدین پرتغالی) و ماریا الیزابت ترینخاوس (متولد باواریا، آلمان) بود. پدر جان فیلیپ در ارکستر نیروی دریایی آمریکا نوازنده ترومبون بود؛ به این دلیل سوسادر فضای موسیقی ارکستر های نظامی بزرگ شد.
عدم اعتنا به بی اعتنایی! (II)

عدم اعتنا به بی اعتنایی! (II)

آیوز آماتور نبود و در دانشگاه ییل درس خوانده بود و در سالهای واپسین قرن نوزدهم موفق شده بود سمفونی ها، آوازها، موسیقی مجلسی و نیز موسیقی مذهبی کلیسایی تصنیف کند و کنار موسیقیدانانی که در آلمان درس خوانده بودند و به روش متین و محافظه کارانه آهنگسازی می کردند در صلح و صفا به سر برد.
رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (III)

رگه، پدیده ای جهانی از اقلیم کاراییب (III)

همراه این موسیقی جدید که مِنتو (Mento) نام می گیرد، برخی از نوازندگان جامایکایی نیز برای اجرای موسیقی به بریتانیا برده می شوند. با شعله ور شدن آتش جنگجهانی دوم، همین موسیقی هیبریدی جامایکایی، آتش احساسات میهن پرستانه و استقلال طلب جامایکاییان را مهیا می کند. هم زمان در آمریکا هم در این دوران مسایل نژادی با شدت جریان دارد. اما جالب است که در آمریکا هم موسیقی سیاهان است که مورد توجه سفید ها قرار می گیرد. با جهانی شدن بازار موسیقی آمریکا و صادرات سبک های موسیقی این کشور، تقاضا برای گروه های جامایکایی که موسیقی جز و ریتم اند بلوز می نوازند زیاد می شود.
گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (III)

گزارش نشست پژوهشی تنبک کوکی و نی کلیددار (III)

نشست پژوهشی نی کلید دار و تنبک کوکی در تاریخ سوم دی ماه، در کنسرواتوار تهران برگزار شد. در این برنامه دکتر حسین عمومی نوازنده نی و استاد دانشگاه ارواین آمریکا، درباره ساخت و نحوه نوازندگی این سازها به سخنرانی پرداخت. در ادامه این برنامه شاهین مهاجری محقق و نوازنده تنبک به سخنرانی درباره تاریخچه و فیزیک ساز تنبک و بعضی از سازهای کوبه ای جهان پرداخت که در این نوشته قسمت سوم متن این سخنرانی را می خوانید.
سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

سعید تقدسی: در شهر شیراز کنسرت خواهیم داشت

در غیاب من کار به این صورت است که در این گروه ما چند سرگروه داریم که این سرگروهها مسئولیت دارند که خودشان یک گروه تشکیل دهند و با تنظیم وقت این عده از نوازندگان را تقسیم کنند به گروه های ۶، ۷ و ۸ نفری که خودشان جداگانه کار می‌کنند و قرار است که خانم موحد هم لطف کنند بعضی وقتها به این گروه‌ها نظارتی داشته باشند و در واقع به ارتقاء کیفیت این گروه ها کمک کنند.
ترومپت (II)

ترومپت (II)

قدمت ترومپت را میتوان به ۱۵۰۰ سال قبل ازمیلاد مسیح ویا حتی زودتر از آن دانست. ترومپت های برنز ونقره ای در قبر توتا نخامون در مصر نوع برنزی آن در زمان لردهای اسکاندیناوی، ترومپت های فلزی در چین به همین زمان بر میگردد. ترومپت ها در تمدن سیحون ( در آسیای میانه طوری طراحی شده که از وسط آن با می شد(فوت می کردند) اگر چه بعضی از انواع آنها با تکنیک قابل توجی ساخته می شدند.
گزارشی از یک ضبط میدانی (I)

گزارشی از یک ضبط میدانی (I)

ضبط انجام شده در منطقه ‏ای صورت گرفته است که همزمان محل تحقیق پروژه ‏ی پایانی من جهت دریافت دانشنامه ‏ی کارشناسی ارشد قوم‏ موسیقی‏ شناسی است. محل پژوهش استان کارص (قارص در ادبیات قدیم) و مناطق همجوار و هم‏ خانواده‏ ی فرهنگی با آن یعنی دو استان ایغدیر و آرداهان در شمال‏ شرقی ترکیه است (تصویر۱). بنابراین من از این کار میدانی در راستای افزودن اطلاعات درباره‏ی فرهنگ و موسیقی مورد مطالعه استفاده کردم.
شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

شریفیان: آوانگاردها جایگاه اجتماعی ندارند

در دهه ۸۰ و ۹۰ دیگر سردمداران این سبکها از جمله پندرسکی، نونو، بولز، بریو و … دیگر روش گذشته شان را تقریبا کنار گذاشتند و به جایی رسیدند که انگار این تجربه هم، حرکتی بود که در این مقطع تمام شد و می بینیم که خیلی از اینها می روند و به سیستم های تنال مدرنتری که کار کردند و امروز هم کار می کنند؛ خیلی از اینها برگشته اند به سیستم های سوپر رومانتیک، مثل بعضی از کارهای متاخر پندرسکی که بعضی هایش را که گوش می کنیم می بینیم خصوصیات رومانتیک و تونال آن خیلی بیشتر از موسیقی قرن نوزدهم است!
سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XI)

سایه روشن تاریخ موسیقی ما (XI)

چنین تاریخ‌نگاری نه تنها اطلاعاتی از برخی دوره‌های تاریخی دارد که پیش از این کسی در مورد آن‌ها سخنی نمی‌گفت، بلکه می‌تواند بعضی جریانات تاریخی همسایه را –که با فرهنگ ما ارتباط داشته‌اند- نیز در نظر بگیرد.
روش سوزوکی (قسمت بیست و دوم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و دوم)

به محض دیدن این کودک بی گناهی که تمام زندگیش را باید با دست ها و انگشتانش لمس می کرد، چشمانم پر از اشک شدند. دوست نداشتم که همان موقع آری بگویم، چرا که می‌بایست به کشف متدی می‌رسیدم که یک کودک کاملا نابینا را بتواند راهنما باشد. به این خاطر از او خواهش کردم که یک هفته به من فرصت بدهد. گمان می کردم که اگر من توانایی و جرئت و اعتماد به نفس کافی برای آموزش به این کودک را داشته باشم، پس هر چه در توانم باشد را به کار خواهم گرفت.