از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (V)

آنچه موجب خلق اثری هنری و به ویژه موسیقی می شود، زایش درونی اثر و تجسد بیرونی آن است. علت نیز روشن است، هر اثری دارای دو ویژگی جوهره ی هنری و تکنیک های تجلی است. علم به اولی از راه معرفت شناسی و علم به دومی از راه منطق ها و عقل ویژه ی ساختاری به دست می آید. ما برای اولی دارای حس ویژه و خاص خود و برای دومی دارای احساس های پنج گانه ایم، دستگاه هایی که به تجربیات مشترک توجه دارند.

اگر خلق زیبایی، امری انگیزشی و درونی است، پس درک اثر هنری نیز چنین است.

همان طور که نغمه ی ارغنونی که همان جوهره ی تاثیرگذار موسیقی است از درون ما می تراود، این گوهر اثر باید به اعماق درون شنونده رود تا زیبایی خود را آشکار سازد.

در تمدنهای خاک توانستند، میان این دو حس یعنی خلق و درک اثر ساختارهایی عقلایی پدید آورند یا بهتر بگوییم ساختارهای عقلایی را فرموله کنند.

این روندها توانست به فنون مختلف برای تجلی اثر موسیقی انجامیده و میدان های متکثر را پدید آورد. به عبارت بهتر اگر سازه های میانی پدید نمی آمدند، امکان نقد اثر میان درون خالق آن تا شنونده میسر نمی گردید. در مقابل در تمدن آب از آنجایی که عالم المثال از قدرت بیشتری برخوردار است، برعکس نوعی جریان مدام ساختار شکنی پدید آمد.

در تمدن آب فقدان ظهور فردیت عقلایی اجازه ی ایجاد ساختار میان دو حس در هنر موسیقی را نداد و در نتیجه تنها جوهره ی ارغنونی اثر به صورت عریان تجسد می یافت. این امر موضوع خلق اثر را به زوج اثر ـ نوازنده پیوند داد و به همین دلیل موسیقی در شرق به جز در جریاناتی استثنایی، امکان دستیابی به ساختارهای عقلایی را از دست داد و فقدان همین ساختارها بود که نگذارد دو مقوله ی خلاقیت و زایش اثر از خلاقیت نوازندگی یا بهتر بگوییم، نوازنده جدا شوند. مهم ترین این ساختارها همان نت ها بودند.

نت ها این امکان را فراهم کردند که اثر مستقل از نوازنده حضور و انتقال پیدا کند. اینکه چرا برای بیان مکنونات درونی کتابت به کار برده شد ولی برای بیان موسیقی در فرهنگ آب کتابت فراهم نشد؟ خود سئوالی است که باید به آن پاسخ دهیم.

چنین به نظر می رسد که این روند اخیر، یعنی کتابت موسیقی نیز انجام می پذیرفت اما به صورت بسته و نه در ساحت اجتماعی. هر نوازنده ای برای خود زبانی ویژه خلق می کرد. می گویند مرحوم محجوبی نیز چنین میکرد، او زبانی خاص خود (نت نویسی) را در موسیقی خلق کرده بود!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روشی برای کمک به هنرجویان در انتخاب کوک درست (II)

الف- مطمئن شوید دست چپ روی انگشت دوم و سوم متعادل شود و انگشتان، بالای نت هایشان شناور باشند و به راحتی روی آن‌ها فرود آیند.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

از روزهای گذشته…

قلب رازگوی شوپن

قلب رازگوی شوپن

ادگار آلن پو استاد نوشتن داستان های ترسناک و وابسته به مرگ بود. داستان کوتاه او با نام «قلب رازگو» یک داستان کلاسیک گوتیک است که ریشه در گناه و ترس دارد. داستان از این قرار است که تصور قلب از جا در آمده و پر تپش مقتول ذهن قاتل را تسخیر می کند. آثار پیانویی شوپن که یکی از برجسته ترین آهنگسازان دوره گوتیک است بسیار روح نوازند؛ اما یک قرن است که اتفاقات پس از مرگش ذهن دانشمندان را درگیر کرده است و ارزش این را دارد که اساس نوشتن داستان های ترسناک شود. دانشمندان در لهستان اکنون ادعا می کنند که علت مرگ شوپن را یافته اند. اما سوال اینجاست که بر اساس کدام شواهد؟ پاسخ چیزی نیست جز «قلب رازگوی شوپن».
ارکستر فیلارمونیک چک (I)

ارکستر فیلارمونیک چک (I)

اولین کنسرت ارکستر فیلارمونیک چک (ارکستر فیلارمونیک چک (CPO) در ۴ ‍ژانویه ۱۸۹۶ در رودلفینوم به رهبری دورژاک (Antonín Dvořák) بود. در سال ۱۹۰۱ لودوویک گلانسکی (Ludvík Čelanský) رهبر اصلی این ارکستر شد و از سال ۱۹۰۳ تا ۱۹۱۸ توسط دکتر ویلم زمانک (Dr. Vilém Zemánek) اداره شد کسی که علی رغم مشکلات حیاتی اقتصادی در آن دوره توانست ارکستر را در حد مرکز اصلی موسیقی پراگ تثبیت کند. در سال ۱۹۱۹ اولین سال پس از جنگ، جدا از وقفه به وجود آمده بین سالهای ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۳، رهبری CPO به واکلاو تالیچ (Václav Talich) سپرده شد کسی که ارکستر را تا سال ۱۹۱۴ رهبری کرد.
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (I)

موسیقی و گفتار را علی رغم تفاوت در واکنش سیستم عصبی به آنها، می توان به دلیل وجود نکات مشترک و یکسان بودن مکانسیم های آکوستیک و سایکوآکوستیک تولید و درک٬ با ابزار یکسانی مورد بررسی قرار داد. به معنی دیگر موسیقی را می توان با ابزار زبان شناسی (Linguistics) مورد مطالعه نمود. چنین مطالعه ای را زبان شناسی موسیقایی (Musicolinguistics) گویند.
یکصد سال گمنامی

یکصد سال گمنامی

شاید جالب باشد اگر بدانید که تا یک صد سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ هیچ کس وی را بعنوان یک موسیقی دان بزرگ نمی شناخت!
ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (I)

ژرف‌اندیشی درباره‌ موسیقی مردم‌پسند (I)

حدود سه دهه ی پیش اولین نوشته‌ی جدی درباره‌ی موسیقی مردم‌پسند در ایران پدیدار شد و سپس همراه با ناپدید شدن این گونه موسیقی از حیات رسمی موسیقایی، آن بارقه‌ی زودگذر آغازین هم ناپدید گشت. این اولین تلاش در زبان فارسی، مقاله‌ی «مسعود یزدی» (۱)، طرحی جامعه‌شناسانه و وامدار «تئودور آدورنو» و عمیقا تحت تاثیر شرایط زمانه‌ی نگارش است. پس از آن سکوت با فاصله‌ی نزدیک به دو دهه دوباره نوشتارهای تحقیقی درباره‌ی موسیقی مردم‌پسند به صحنه بازگشتند (و اغلب در حوزه‌هایی جز موسیقی‌شناسی) (۲).
گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVII)

گفت و شنودی درباره سازهای ابداعی (XVII)

هر ساز سازی (استثنای آنان که ساز های بادی-فلزی می سازند) نجار زبردستی است ولی هر نجار زبر دستی لزوما ساز ساز نیست.
موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (III)

موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (III)

نوازنده برای اجرای صحیح آنچه که در کتاب آمده باید سطح تکنیکی قابل قبولی داشته باشد در غیر این صورت چه در «تمپو» و چه در موزیکالیته و پیوستگی و آرتیکولاسیون دچار مشکل می‌شود. پیش‌تر ضبط برخی از این قطعات در سی‌دی‌ هزار و یک‌شب به‌نوازندگی افشار عده‌ای را ترغیب به یادگیری آن‌ها کرده بود که اینک با در دسترس قرار‌گرفتن نت آن‌ها می‌توان انتظار داشت که بیشتر شنونده‌ی این آثار در برنامه‌های اجرایی گیتار باشیم.
منوچهری: در سطح بین المللی هستیم

منوچهری: در سطح بین المللی هستیم

قرار است، فردا ساعت ۹ شب، تالار وحدت شاهد اجرای ارکستر تازه تاسیس فیلارمونیک تهران باشد، این ارکستر به رهبری آرش گوران و مدیریت پوریا منوچهری به تازگی فعالیت خود را آغاز کرده است. در این مجموعه مصاحبه ها، به گفتگو با شف های و رهبر و مدیر این ارکستر زهی پرداخته ایم که می خوانید.
موسیقی و معنا (III)

موسیقی و معنا (III)

به‌رغم بی‌اعتنایی گسترده‌ی فلاسفه و نظریه‌پردازانِ معنا به ایده‌های نشانه‌شناختی پیرس و حتی رد آنها، این ایده‌ها سهم مهمی در ارائه‌ی نظریه‌های مؤثر در باب معنای موسیقی داشتند (مانند Nattiez 1990 ). با این حال موسیقی به آسانی با تمایزات طبیعی- قراردادی که از مسائل بنیادی نظریه‌ی پیرس است، تطابق نمی‌یابد. موسیقی در میان امور طبیعی و قراردادی جایگاه مبهمی دارد؛ همچنین بیان معنا با رویکرد نشانه‌شناختی نیازمند جایگاهی مشخص بین این دو امر است که مبهم بودن جایگاه موسیقی این امکان را محدود می‌سازد.
گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIV)

گزارش مراسم رونمایی «ردیف میرزاعبدالله به روایت مهدی صلحی» (XIV)

هدایت در کتاب مجمع‌الادوار یک به یک گوشه‌ها را توضیح داده است. برای نمونه، وقتی در بیات ترکِ دو به گوشۀ شکسته می‌رویم سی بِمُل می‌شود و می‌ کُرُن. الآن آنچه رایج است اینکه هنگام فرود به بیات ترک اول می را بِکار می‌کنند و سپس سی کُرُن می‌شود. در ماهور هم همین‌طور. ولی مهدیقلی هدایت در مجمع‌الادوار نوشته است در فرود گوشۀ شکستۀ بیات ترک ابتدا سی بِکار می‌شود اما می کُرُن می‌ماند و این خیلی جالب است. چند جمله در شکستۀ ماهور با می‌کُرُن و سی‌بِکار داریم و این گامی است که مشابهش را ندیده‌ام (توالی نت‌ها سُل، لا، سی‌بِکار، دو، رِ، می‌کُرُن، فا، سُل) و در مجمع‌الادوار توضیح داده که این یک حالت خاص است ولی الآن در فرود شکستۀ ماهور ابتدا می‌ را بِکار می‌کنند و سپس سی بِمُل می‌شود و به ماهور فرود می‌آییم ولی قبلاً در فرود شکسته به مقام دیگری فرود می‌آمده‌اند که مقام خاصی است که در آن می ‌کُرُن است و سی بِکار. و این فواصل در هیچ‌جای دیگر موسیقی ایرانی تکرار نمی‌شود و در این ردیف هست.