سلطانی: مشخصه اصلی موسیقی داوودیان هویتش است

کاظم داوودیان، وحید رستگاری، سجاد پورقناد و پیمان سلطانی (استودیو ایران صدا)
کاظم داوودیان، وحید رستگاری، سجاد پورقناد و پیمان سلطانی (استودیو ایران صدا)
پیمان سلطانی: اولین بار من نام کاظم داوودیان را در سال ۱۳۶۸ شنیدم و به طور اتفاقی با ایشان آشنا شدم، بعدا با اینکه از دوستان در مورد جایگاه هنری و اخلاقی و منش ایشان، میشنیدم ولی خبری از ایشان نبود تا اینکه اواخر دهه ۷۰ از آقای محمدرضا شجریان شنیدم که مجموعه ای را با آقای داوودیان کار میکنند که متاسفانه بعد از گذشت ۱۲ سال هنز این آثار منتشر نشده است!

برای اولین بار حضورا کاظم داوودیان را در همین دو هفته اخیر دیدم، قبلا تلفنی با ایشان صحبت کرده بودم.

اینجا لازم میدانم در مورد جریان آموختن موسیقی به صورت آکادمیک هم صحبت کنم؛ شخصا آموختن موسیقی از طریق آکادمی را در ایران با اینکه ظاهرا روندی معقول و علمی است، پدیده ای اپیدمی شده و همراه با مد میدانم و این معیارهای آکادمیک را صرفا با گذراندن دوره هایی در دانشگاه، قابل دسترس نمیدانم و معتقدم همین دوره ها را میشود بصورت آزاد هم فرا گرفت.

شما وقتی آثار آهنگسازان قرن هفدهم و هجدهم را مطالعه میکنیم متوجه میشوید که در آنزمان، مبحثی به نام آموزش موسیقی آکادمیک مثل امروز وجود نداشته است، بنابراین شما نمیتوانید باخ یا بتهوون را متهم کنید که به دلیل نداشتن تحصیل آکادمیک موسیقی، شما موسیقیدان خوبی نیستید!

شنیدن آثار کاظم داوودیان همه سئوالات ما را پاسخ میدهد و شاید به خاطر حس کنجکای ما باشد که پیگیری میکنیم که ایشان نزد چه استادانی و با چه سیستمی موسیقی را آموخته است، معیارهای فکری اش چه بوده، معلمانش چگونه بوده اند و متاثر از که بوده است، این سئوالات میتواند به تحلیل ما هم در مورد اثر او کمک کند.

از اینها گذشته اثر کاظم داوودیان مهمترین خصوصیتش هویتش است، این هویت مسئله مهمی است که میخواهم امروز در مورد آن صحبت کنم.

کاظم داوودیان کمتر در مورد آثارش صحبت میکند، افتادگی او از روی خلوص نیت اوست و از سر غرور نیست، اینکه کمتر امروز نام کاظم داوودیان را میشنویم به خاطر افتادگی بیش از حد اوست که باید در مورد این خلق و خویش کمی تجدید نظر کند! (با خنده) به هر حال این وظیفه ماست که آثارش را بشناسانیم و در مورد آن صحبت کنیم چون او آهنگساز توانمند و خوشفکری است و از معدود آهنگسازانی است که آثارش به معنای واقعی ایرانی است.

دلیل این ایرانی بودن هم آن است که او موسیقی ایرانی را بسیار خوب میشناسد و نوازنده ماهری است در چند ساز مخصوصا سنتور؛ درکش هم در آهنگسازی با اینکه میدانم موسیقی چند صدایی غرب را خوانده و آشنایی کاملی با آن دارد، اما برخوردش با این مجموعه هم ایرانیست.

وحید رستگاری: اتفاقا همین موسیقی اسمر که در این برنامه هم پخش شد، طبیعتا برای اهل موسیقی آشنا است و بسیار آنرا شنیده اند ولی خودم تا به حال اجرایی به این زیبایی از این ملودی نشنیده بودم.

پیمان سلطانی: این موسیقی ای که ما شنیدیم {اسمر} با اینکه یک ملودی فولک است ولی با کاری که کاظم داوودیان روی آن انجام داده دیگر متعلق به یک منطقه خاص ایران و حتی مرزهای ایران هم نیست، این موسیقی یک موسیقی فرامرزی است و با قومهای دیگر میتواند ارتباط بگیرد. این همان هویت است که در آثارش مطرح است.

هویت در ایران به عقیده من یعنی زبان، در بخش هویت ایرانی زبان ایرانی به عقیده من زبان فارسی و زبان موسیقی است. زبان موسیقی ایرانی شامل عناصر مختلفی است که کاظم داوودیان آنها را درک کرده است؛ این عناصر، انگاره های ریتمیک و ملودیک، گستره های میدانی و فهم تاریخ موسیقی و … است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار و سنتور نوازی معاصر

اردوان کامکار که کوچکترین عضو گروه خانواده کامکار است، در زمانی که هنوز پا به دهه دوم زندگی خود نگذاشته بود به همراه برادرش هوشنگ کامکار کنسرتو سنتوری تصنیف کرد که در کاستی به نام “بر تارک سپیده” (همراه با یک کنسرتو کمانچه از برادرش) به بازار عرضه شد.
همگون و ناهمگون (III)

همگون و ناهمگون (III)

حسی‌ترین نقش‌خوانها، دختران و پسرانی هستند که به سن بلوغ رسیده‌اند و به آغاز یک زندگی مجدد می‌اندیشند. اوستاهای نقش‌خوان (صاحبان کارگاه) گاه برای پرداختن به دیگر کارهای خود ـ شخم‌زنی یا چراندن ـ کارگاه را ترک می‌کنند و کار (نقش‌خوانی) را به یکی از بافندگان می‌سپارند.
برنامه ریزی بخش های تمرین (II)

برنامه ریزی بخش های تمرین (II)

معمولا هنرآموزان آکادمی موسیقی ۲ تا ۳ ساعت در هر روز را به تمرین فردی اختصاص می دهند. از طرفی خوانندگان برای آسیب نرسیدن به صدایشان معمولا کمتر تمرین می کنند. بعضی از نوازندگان ۵ ساعت یا حتی بیشتر از آن را در هر روز تمرین می کنند. اگر چه بیشترین حد ممکن تمرین برای اغلب نوازنده ها ۴ تا ۵ ساعت در هر روز است. موزسین هایی که می توانند ساعت ها تمرین مفید و کارآمد داشته باشند استقامت شان روی صحنه بالا می رود. با این حال؛ هنگامی که برای تمرین برنامه ریزی می کنید از افزایش ناگهانی زمان تمرین خودداری کنید. بالا بردن ناگهانی زمان تمرین خوانندگی یا نوازندگی اولین علت آسیب رسیدن به موزسین می باشد.
تور اروپایی گروه بین المللی رومی و سالار عقیلی

تور اروپایی گروه بین المللی رومی و سالار عقیلی

گروه بین المللی مولانا رومی، تور اروپایی امسال (۲۰۱۲) خود را به خوانندگی سالار عقیلی در چند کشور اجرا خواهند کرد. گروه رومی (Rumi Ensemble) را جاوید افسری راد آهنگساز و سنتور نواز، پایه گذاری کرده و جمعی از هنرمندان برجسته از ایران، هند، اروپا و آمریکا در آن حضور دارند. این گروه از نیمه دوم فوریه امسال برای اجرای کنسرتهایی در هلند، بلژیک، آلمان، اسپانیا، سوئد و نروژ به روی صحنه خواهد رفت.
یادی از باقرخان رامشگر (I)

یادی از باقرخان رامشگر (I)

باقرخان رامشگر از اهالی اصفهان و شاگرد موسی کاشی که در دستگاه ظل السلطان در اصفهان بود و پس از آنکه در این ساز مهارت پیدا کرد وارد دستگاه بانو عظمی خواهر ظل السلطان شد. پس از چندی به تهران آمد و با دختر میرزا حسینعلی ازدواج کرد و نزد جناب میرزا دوره کامل ردیف دستگاهی را فرا گرفت باقرخان همیشه از استاد خود موسی کاشی نام می‌برد. باقرخان در نواختن آهنگهای ضربی و رنگ مهارت و سرعت عمل داشت و با این هنر در نوازندگی معروف بود.
در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

در‌آمدی بر دیسکوگرافی و کتابشناخت ردیف دستگاه‌های موسیقی ایران (V)

در این مقاله اگر از چاپ‌های متعدد یک اثر، یا بعضی آثار که با دو اسم چاپ شده‌اند صرفنظر شود، ۴۲ نغمه‌نگاری و ۳۹ ضبط ردیف فهرست شده است. نمودارهای آماری (۳۰) زیر چند نکته را آشکار می‌کند: اولین نکته که دور از انتظار هم نیست افزایش انتشار نغمه‌نگاری و ضبط‌های ردیف به نسبت سال‌های نیمه‌ی اول سده‌ی حاضر است، که آن را باید با تثبیت جایگاه ردیف به عنوان کارگان آموزشی موسیقی ایرانی و به تبع آن افزایش استفاده‌کنندگان چنین کالاهایی مرتبط دانست (۳۱). نکته‌ی دوم این‌که تقریبا هر دو به یک نسبت رشد داشته‌اند (میزان افت و خیز رشد ضبط‌ها کمی بیشتر به نظر می‌رسد نمودارهای سال انتشار را مقایسه کنید) و می‌توان این گونه نتیجه گیری کرد که احتمالا امروزه هر دو به یک اندازه در آموزش موسیقی ایرانی با اهمیت شمرده می‌شوند. افزون بر این تعداد ردیف های آوازی چه به صورت نغمه نگاری شده و چه ضبط به نحو چشمگیری کمتر از ردیف های آوازی است. شاید این پدیده را بتوان به توانایی های بیشتر نوازندگان برای نغمه نگاری نسبت داد که احتمالا خود حاصل به‌کارگیری تثبیت شده‌ی منابع مکتوب به عنوان یک ابزار آموزشی است.
گفتگویی با آگوستا رید توماس (I)

گفتگویی با آگوستا رید توماس (I)

زمانی که الهه گان هنر بر انسان فرود می آیند، الهام بخشی صورت می گیرد و در این حالت آفرینش هنری به آثاری می انجامد که از مرز زمان فراتر می روند. به نظر می رسد که از لحاظ تاریخی فرایند پایه ای خلاقانه (تعامل عقل، تخیل، احساس و ماده) پایدار بوده و تمام نسل ها را برای بروز واکنش بر اساس فطرت خودشان به چالش کشیده است. این روزها دست یافتن به یک ایده موسیقایی با ارزش و اجرا کردن آن از لحاظ فنی کار آسانی تری نیست، هر چه باشد در غیاب یک رسم معمول این کار دشوارتر نیز می شود.
گفتگو با تیبو (III)

گفتگو با تیبو (III)

فرانسیس پلانته (Francis Planté)، پیانیست پاریسی، این طرز فکر را خیلی خوب در برابر یک بانوی انگلیسی به زبان آورد. این خانم انگلیسی به پلانته گفته بود که در مقایسه با روبینشتاین، پلانته پیانیست بزرگ تری است زیرا روبنشتاین نت های زیادی را فالش می زند. پلانته نیز در جواب می گوید: «اوه، بانو، من ترجیح می دادم که به جای تمامی نت هایی که خودم ژوست می نوازم، بتوانم نت های فالش روبینشتاین را بنوازم.»
تدارک ارکستر (VIII)

تدارک ارکستر (VIII)

در مراحل ضبط از یک اثر ارکستری (که معمولا هم اجرای یک موسیقی کلاسیک را انجام میدهند) عمومآ از میکروفونهای خازنی با دیاگرام کوچک استفاده میشود؛ چرا که دریافت دقیق صدای آن برای این کار بسیار مناسب است. از شرکتهایی که اختصاصآ در زمینه تجهیزات ضبط موسیقی کلاسیک فعالیت دارند، میتوان به Sennheiser و Schoeps و DPA اشاره داشت. محل نصب میکروفونها از بالای سازها تا ارتفاع چهارمتری خواهد بود.
نمودی از جهان متن اثر (IX)

نمودی از جهان متن اثر (IX)

مرحله‌ی بعدی فرآیند تجزیه و تحلیلی جستجوی همین ارتباط‌ها است. بررسی آثار تحلیلی که تاکنون منتشر شده نشان می‌دهد که این جنبه‌ی کار تحلیل‌گرانه صورتی دو وجهی دارد؛ از یک سو معطوف به طبقه‌بندی است و از سوی دیگر طبقه‌بندی را به عنوان نقطه‌ی شروع به کار می‌گیرد. رابطه‌ی دو سویه‌ی آنالیز با تئوری و تاریخ موسیقی نیز درست در همین نکته‌ی طبقه‌بندی نهفته است. اگر بپذیریم که آنالیز قادر است ویژگی‌های موسیقایی یک قطعه را استخراج کند، این نکته ما را وامی‌دارد به آنالیز به عنوان ابزاری برای طبقه‌بندی موسیقی نگاه کنیم.