تکنیک های نی و محدودیت های آن (III)

۴- گرما و رطوبت: اصل کلی در مورد تاثیر گرما در اجسام چوبی این است که باعث انبساط می شود. در مورد نی هنگامی که نوازنده مدت زمانی که به طور مداوم در نی می دمد، گرما و رطوبت هوای خارج شده از دهان، نی را گرم و مرطوب می کند. حال اگر بخواهیم اصل کلی را که بیان شد در مورد نی در نظر بگیریم، باید نتیجه بگیریم، گرما باعث انبساط نی شده و کوک آن را بم می کند. در حالیکه چنین نیست و هر چه نی از این نظر گرم تر و مرطوب تر شود کوک آن زیرتر میشود. به نظر می رسد این حالت در نتیجه امکان حرکت راحت تر و سریع تر مولکولهای هوا در سطح داخلی نی، بواسطه گرما و رطوبت ایجاد شده، میباشد.

نکته ای که در این مبحث بسیار حائز اهمیت میباشد، این است که قبل از اجرا حتماً نوازندگان نی باید مدتی با ساز تمرین کرده و ساز را به اصطلاح گرم نمایند، تا نی به کوک ثابت رسیده و در حین اجرا با تغییر کوک مواجه نشوند.

نکته دیگری که در مبحث کوک باید عنوان شود این است که استفاده از سه روش اول برای تغییر کوک می بایست به گونه ای باشد که هماهنگی بین فواصل و نت های ساز حفظ شده و تغییر کوک بطور یکنواخت و در تمامی فواصل ساز ایجاد شود که این امر مستلزم تسلط و مهارت نوازنده و نیز دارا بودن ذهن و گوش موسیقایی قوی است و اینکه نوازنده با استفاده از تجربه خود بتواند در هر موقعیت و شرایطی از یک یا چند روش ذکر شده، استفاده کند.

تریل: اجرای این تکنیک توسط نی با سرعت بالا ممکن است و بستگی به توانایی نوازنده،‌ در اجرای سریع این تکنیک دارد. شیوه ی اجرای آن به این ترتیب است که با سرعت بالا هرکدام از سوراخ هایی که به عنوان نت پایه تریل در نظر داریم، باز و بسته نماییم.

اجرای این تکنیک در نی چون بصورت مستقیم و بدون هیچگونه واسطه ای (مانند کلید) صورت می گیرد، دارای قابلیت زیادی از لحاظ سرعت می باشد. هرچند در اغلب قطعات ایرانی سرعت اجرای تریل از یک حدی فراتر نرفته، معمولاً نوازندگان نیز احساس نیازی برای بالا بردن سرعت اجرای این تکنیک نمی کنند. حال ذیلاً ‌به محدودیت های نی در اجرای تریل می پردازیم:

audio file بشنوید قسمتی از «در قفس» ساخته ابوالحسن صبا را با نی و توجه کنید به اجرا تریلهای آن

الف) اجرای تریل در حالتی که نت اشاره، “بمل یا دیز” است، در سرعت بالا تقریبا امکان پذیر نیست، زیرا نی برای اجرای فواصل نیم پرده سوراخ جداگانه نداشته و باید با گرفتن نیمی از سوراخ، این فواصل را اجرا کنیم. حال چنانچه بطور مثال بخواهیم روی نت پایه “لا”،‌ تریل به “سی بمل” بدهیم، باز و بسته کردن نصف سوراخ در سرعت بالا، به جهت حرکت انگشت از زاویه غیر معمول مفاصل انگشت بسیار مشکل است. با این حال عده ای از نوازندگان با لرزاندن انگشت روی سوراخ تا حدی این محدودیت را (نه به معنای دقیق کلمه) رفع می نمایند.

ب) در حالتی که نت پایه روی یک رجیستر است و نت اشاره روی رجیستر دیگر نیز اجرای این تکنیک غیر ممکن است. بطور مثال آخرین نت صدای دوم “لا” است و اگر نت اشاره، “سی” روی صدای سوم باشد، اجرای تریل غیر ممکن است. البته در نی معمولا نت جایگزین و مشترک می تواند در مواقعی این محدودیت را مرتفع نماید؛ بطوری که در مثال فوق می توان نت “لا” را از صدای سوم گرفت تا بتوان تریل را در این حالت اجرا کرد.

لازم به ذکر است این موارد را البته نباید جزو محدودیهای تکنیکی نی برشمرد،‌ ولی به جهت اینکه ممکن است برخی آهنگسازان از ساختار صدایی نی اطلاع کافی نداشته باشند و بخواهند بطور مثال در صدای بم با نت پایه “لا” تریل روی “سی” یا “سی بمل” بنویسند که در محدوده صدای اول نیست و هم زمان نیز نمی توان نت پایه در صدای اول باشد و نت اشاره روی صدای سوم.

همچنین شایان ذکر است که در نی کلید دار،‌ چون یک نت به محدوده صدایی نی از قسمت ابتدایی اضافه شده است، می توان بوسیله کلید روی نت پایه “سی” در صدای اول و دوم، تریل با اشاره به نت “دو” اجرا کرد که در نی هفت بند سنتی اجرای این کار غیرممکن است.

7 دیدگاه

  • ارسال شده در خرداد ۳۰, ۱۳۹۰ در ۱:۵۸ ب.ظ

    با درود فراوان مطلب بسیار زیبایی بود.

  • ارسال شده در خرداد ۳۱, ۱۳۹۰ در ۷:۰۶ ق.ظ

    سلام استاد دستتان درد نکند موارد کاربردی و اصولی را بیان فرمودید که لازمه هر نوازنده و حتی آهنگساز است . موفق باشید .

  • سنتور ني
    ارسال شده در تیر ۴, ۱۳۹۰ در ۷:۰۷ ق.ظ

    سلام
    این نکات ارزشمند هستند زیرا حتی موسیقی دانان ما از این ساز به ظاهر ساده آگاهی چندانی ندارند. چه بسا که هنگام نوازندگی در گروه، از نوازنده توقعاتی دارند که با محدودیت ساز نی مواجه است و بعضا توضیحات هم به خرجشان نمی رود!
    اما درمورد کوک نی که پس از نوازندگی کمی یعنی حدود ۲ تا ۵ درصد بالاتر میرود علت دیگری برای آن محتمل است و آن هم اشباع شدن جدار داخلی نی از بخار و قطرات ریز آب(موجود در بازدم نوازند) است که پس از حدود ۱۰ تا ۱۵ دقیقه نواختن آن صورت می گیرد و این امواج صوتی بجای حرکت در هوا که جرم یک مول آن ۲۹ است در مولکولهای بخار اشباع آب حرکت میکنند که جرم ملکولی آن حدود ۱۸ است سرعت حرکت امواج و..بر این پدیده بسیار تاثیرگذارند

  • علي نجفي ملكي
    ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۹۰ در ۸:۱۷ ق.ظ

    آقای بحرانی عزیز ممنونم که مطالب حقیر را پیگیر هستیدو با تشکر از سنتور نی بدلیل نکته ارزشمندی که اشاره فرمودند

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۱, ۱۳۹۱ در ۹:۰۶ ب.ظ

    خیلی دوست دارم نی دندانی یاد بگیرم کلاس هم رفتم دیگه وقت ندارم برم هنوز یاد نگرفتم اگه میشه امزش کاملتری وساده همراه با عکس و چندین نت بزنید تو سایت
    زرد کوه بختیاری m i s

  • محسن رحیمی
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۱, ۱۳۹۲ در ۷:۳۹ ب.ظ

    با سلام خدمت دوستان عزیزم
    غرض از مزاحمت اینکه میخواهم بدانم برای اینکه موقع زدن نی از طریق میکروفن بهترین کیفیت را داشته باشم چه نوعی چه مارکی از میکروفن را باید تهیه کنم ممنون میشم راهنمائی کنید

  • شقایق
    ارسال شده در مهر ۳, ۱۳۹۳ در ۱۲:۱۴ ق.ظ

    لطفا درمورد همه ی تکنیکهای موجود در نی صحبت کنید و ذکر کنید برای اجرای برخی از تکنیکها که در سازهای مضرابی وجود دارد چه جایگزینی در ساز نی هست؟؟؟ مثلا واخوان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مرور آلبوم «مثنوی صبا»

بازنویسی/تنظیم آثار برای سازهای دیگر در اولین سطح به کار گستراندن کارگان (رپرتوار) می‌آید، حال با هدف آموزش باشد یا دسترسی‌پذیری قطعات برای نوازندگان آموزش دیده. از این رو نفس حضور آلبوم «مثنوی صبا» (و بیش از آن کتاب نغمه‌نگاری‌‌اش) مغتنم است. آنچه در خود آلبوم شنیده می‌شود ۲۱ قطعه و نواخته از «ابوالحسن صبا» موسیقیدان افسانه‌ای و پرجاذبه‌ی تاریخ ماست که اگر از سطح نخست برگذریم ابعادی از مساله‌ی کارهای مشابه را بر ما هویدا می‌کند.

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.

از روزهای گذشته…

استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن، معرف تکنیک تاچ بر گیتار

استنلی جردن (Stanley Jordan) نوازنده آمریکایی و صاحب نام در سبکهای jazz و jazz fusion میباشد و شناخته شده ترین نوازنده در جهان بدلیل داشتن تکنیک مخصوص بخود و آنهم نوازندگی با انگشتان دست راست بدون استفاده از مضراب (تکنیکی که باید وی را بنیانگذارش در این سبک دانست) این تکنیک معروف به touch technique میباشد.
در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (I)

در نقد کتاب «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» (I)

میان کنش‌های گوناگون دانشگرانه نوشتن، از ترجمه‌ی صرف گرفته تا تالیف محض (اگر این دومی را در سایه‌ی مراتبی از بینامتنیت، رویایی دست‌نیافتنی ندانیم) طیفی از کنش‌ها همانند اقتباس، ترجمه‌ی آزاد، ترجمه-تالیف و … جای می‌گیرند که همچنان به سر اول طیف نزدیک‌تراند تا سر دوم. «مقدمه‌ای بر آنالیز موسیقی آتنال» نوشته‌ی «امین هنرمند» یک گونه‌ی بسیار نادر از همین کنش‌های ترجمه‌گون است؛ به این صورت که سرفصل‌های اصلی و فرعی آن در قریب به اتفاق موارد از یک کتاب تقریبا هم‌نام و بسیار مشهور این حوزه وام گرفته شده. گویی مولف یک اسکلت از پیش موجود را با ماده‌ای به انشای خود (و البته هنوز نزدیک به محتوای استخوان‌بندی اصلی) پر کرده باشد.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (V)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (V)

در مقابل این وضع، آن بخش از سیاست که به پلورالیسم متکّی ست، در وضع پیچیده یی قرار می گیرد. سیاست که در جریان جدال های درونی خود برای رادیکالیزه شدن قدرت در مقابل نیروهای مدرَسی موضع گرفت و نظامات مدرسی ـ آموزشی را به دلایل گرایش به غرب یا ضدّ دینی بودن از هم پاشاند، ناگهان می بیند که ظرفیّت های بازمانده ناتوان از تدارک قدرت برای اویند.
داوودیان: دو سال است در رکود هستم

داوودیان: دو سال است در رکود هستم

اصلا روش آهنگسازی همین است! در واقع آموختن مبانی آهنگسازی به این درد میخورد که آنها را یادبگیریم و بتوانیم آثار گذشتگان را درک کنیم و آنالیز کنیم، نه اینکه مثل آنها بسازیم! من هم همین اعتقاد را دارم. از آثار آهنگسازان ایرانی کدام را میپسندید و تحت تاثیر چه کسانی بودید؟
پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

پیوند نام اثر موسیقایی با محتوا و نقد آن (I)

آهنگساز با برگزیدن نامی برای اثر خود چه هدفی را دنبال می کند و اگر تصمیم می گیرد اثرش عنوانی نداشته باشد، در حقیقت از چه چیزی چشم پوشی کرده است؟ اینکه در تاریخ موسیقی غرب بویژه تا قبل از امپرسیونیستها و سمبولیستها، معدود آثار موسیقی نام خاص مطلق داشته اند و باخ، موتسارت، بتهوون و بسیاری دیگران به آسانی، با یک عدد! و با اشاره ای به فرم اثر، بسیاری از قطعاتشان را نامگذاری کرده اند و صدها اثر حتی بعد از آن دوران نیز به همین شیوه نامگذاری شده، ناشی از چه عواملی است و ریشه این نام ها و نامگذاری ها از کجا آب می خورد!؟ چه چیزی برای استراوینسکی به هنگام نامگذاری باله ای با عنوان “پرندهی آتش”! مهم است که برای شوپن چندان اهمیتی ندارد؟ یا این هر دو در چه نکته ای در این خصوص اختلاف نظر بنیادی با هم دارند؟
جاش گروبن (II)

جاش گروبن (II)

گروبن در بسیاری از برنامه ها و کنسرتهایی که به منظور امور خیریه برگزار می شد شرکت داشته، مثل برنامه آندره آقاسی برای کودکان که گروبن در آنجا در کنار التون جان، استیوی واندر، دُن هنلی و رابی ویلیامز به خوانندگی پرداخت، نیز “شبهای محمد علی”، “جشن خانوادگی” در سال ۲۰۰۱ که رئیس جمهور وقت بیل کلینتون و همسرش به همراه دیگر شخصیتهای بزرگ آمریکا از جمله میزبانان آن مراسم بودند که به نفع بیماران سرطانی برگزار می شد.
هنر شنیدن موسیقی (II)

هنر شنیدن موسیقی (II)

من در اولین سال کالج با کمال تعجب متوجه شدم که در تمام رسیتالها و کنسرتها، ردیف اول و دوم صندلیها به ترتیب توسط استادان دانشکده ریاضی و فیزیک اشغال یشد. از همان زمان و طی تحقیقات بعدی متوجه شدم که ریاضی دانان و فیزیک دانان، به خصوص آنهایی که با بخش تئوری آن سر و کار دارند، درک، عشق و احترام بی ندازه ای نسبت به موسیقی دارند بسیاری از آنان موسیقی دان هم هستند.
بنیادهای موسیقی (I)

بنیادهای موسیقی (I)

آنچه را که در دنیای قابل لمس و درک، نوا و آوا می نامیم به شکلی قابل فهم می تواند ریشه هایی کاملا طبیعی داشته باشد. برای درک بهتر می شود، آنرا به دو گروه مبدا تعریف و ترسیم کرد. این گروه ها در جهان هستی ساختارهای اصلی را شامل می شوند و در تمام موجودات وجود دارند. این دو پدیده یکی تولید است و دیگری دریافت (مصرف). شاید اگر زیر ساخته های آنرا کاملا بررسی کنیم، متوجه می شویم در بخش وسیعی از هستی این دو پدیده، حتی برای معیارهای دیگر نیز کاربرد دارند.
سخنرانی روح الله خالقی درباره وضعیت رادیو تهران (I)

سخنرانی روح الله خالقی درباره وضعیت رادیو تهران (I)

تابستان سال ۱۳۸۶، با تلفن دکتر سیف الله وحیدنیا به دیداری فراخوانده شدم. برادر زاده وحید دستگردی، تنها یک نشانی داد و گفت شما را جای بدی نمی برم. حق با دکتر وحیدنیاست. بسیاری از شخصیت های بی مانند زمان حاضر را تا آنجا که فرصتمان اجازه می داده است با لطف او و با هم دیدار کرده ایم. ساعت ۵ عصر زنگ خانه بزرگی در زعفرانیه را به صدا در می آورم. خودم را معرفی می کنم و در باز می شود. دکتر سیف الله وحیدنیا بر پلکان آن سوی حیاط پر گل و پر درخت ایستاده است. چاق سلامتی که می کنیم می گوید: “اینجا خانه نسیم اردکانی است” می گویم: “بله ولی ایشان از شاگردان وحید است، من گمان می کردم که ایشان درگذشته باشند” حیرتا و شگفتا.
ماکسیم ونگروف

ماکسیم ونگروف

در دورانی که نوازندگان با استعداد، درخشان و جوان ویولون مانند گلهای پیوندی فراوانند، ماکسیم ونگروف Maxim Vengerov یک نمونه درخشان و متفاوت است. او به سال ۱۹۷۴ در نووسیبیرسک Novosibirskروسیه و در خانواده ای اهل موسیقی متولد شد. مادرش رهبر گروه کر و پدرش نوازنده ابوا در ارکستر فیلارمونیک نووسیبیرسک بودند. ماکسیم کوچک هنگام حضور در تمرینهای پدرش در ارکستر، با جدیت اعلام کرده بود که از نظر او، جایگاه نوازنده ویولون اول ارکستر بسیار جالبتر از نوازنده ابواست.