علی رحیمیان: برای موسیقی فرهنگی ارزشی قائل نیستند

علی رحیمیان
علی رحیمیان
در ادامه مصاحبه با آقای علی رحیمیان راجع به فعالیت های هنری ایشان، در این مطلب قسمت دوم این مصاحبه را می خوانیم.

کنسرتو برای سازهای ایرانی چطور؟ مثل کاری که آقای دهلوی برای سنتور نوشتن؟
به اون شکل نه! بیشتر کارهای من با کلام هست؛ ولی گفتم! دوست دارم چنین کارهایی بکنم ولی واقعا” فرصتش پیش نیومده برام.

من ۲۳، ۲۴ سالم بود که در ارکستر آقای دهلوی (ارکستر صبا) می زدم در سالن فارابی وزارت هنرهای زیبای سابق (در بهارستان) و در هنرستان ملی که ایشون رئیسش بودند و البته من هنرستان عالی بودم ولی گاهی اونجا هم می رفتیم و قطعاتی می زدیم.

کنسرتو ویلنی هم اجرا کردید؟
زمان هنرستان بله! ما زمان هنرستان یک پروگرام خاصی داشتیم که باید اجرا می کردیم …

چه کنسرتوهایی را زدید؟
دورژاک ، باربر ، هیندمیت ، موزارت …

ساموئل باربر را کی رهبری کرد؟
با ارکستر نبود من با تنظیم پیانو زدم. اتفاقا” اصلا” اجرا هم نشده اینجا…

شما هم که گفتید من تعجب کردم چون ایرانیها اصلا” تو این مایه ها (اجرا کردن کنسرتو های مدرن) نیستند!
بله، اصلا” در دوره هنرستان هم کسی این قطعه را اجرا نکرد و فقط من زدم

اون زمان کسانی که کنسرتو ویلنهای در این سطح اجرا می کردند چه کسانی بودند؟
خوب اون زمان کسانی که تو هنرستان بودند ، همدوره ای های خودم ، دوستان خودم یا کسانی که بالاتر از ما بودند…

کنسرتوهایی در این سطح می زدند؟
البته! بله، بچه هایی که می خواستند لیسانس بگیرند برنامه ای داشتن که مشخص بود باید اجرا می کردند و در سطح مدرکی که می خواستن بگیرن بود؛ ولی متاسفانه الان می بینم کسانی لیسانس می گیرن که چیزهایی که می زنن اصلا” سطحشون قابل مقایسه نیست با اون زمان ! بچه هایی که لیسانس می گیرن الان و پروگرامهایی که میزنن اصلا” خیلی پایین هست و قابل قیاس نیست با زمان ما… و گاهی با بچه هایی که در این زمینه کار می کنند (که تقریبا” نوازندگان خوبی هستند) الان صحبت می کنم می بینم که سطحشون پایینه نسبت به گذشته

چه کنسرتوهایی از موزارت زدید؟
من ۴ کنسرتو از ۵ کنسرتو ویلن اون را زدم ، مندلسون و … بقییه قطعاتی که در برنامه هنرستان بود.

کنسرتو ویلن بتهون را زدید؟
نه! البته می خواستم بزنم ولی لیسانسم را با کنسرتو ویلن هیندمیت گرفتم… از سال ۵۶ هم که ارکستر مجلسی صدا و سیما بودم بعد از انقلاب هم که این ارکستر منحل شد در صدا و سیما به عنوان کارشناس موسیقی ماندم و الان که ارکستر سمفونیک صدا و سیما کار می کنه ، مایستر این ارکستر هستم.

در این فکر نیستید که کنسرتی بدین و کنسرتو ویلنی یا اصلا” کارهای خودتون اجرا کنید؟ فکر می کنید استقبال بشه؟
چرا! من این را از ته قلب می گم که آرزو دارم یک ارکستر بزرگ در اختیارم باشه که بتونم با اون ارکستر قطعات خودم را اجرا کنم.

کلا” چند قطعه ساختید؟
فکر کنم ۱۰۰ تا بشه!

همه اینها در صدا و سیما هست؟
بله

پس همه ضبط شده؟
بله در آرشیو موجود هست.

آیا اینها قابل دسترسی هست؟
دیگه! باید رفت آرشیو و اونجا …

اینها تا حدی رسیدند که اجرا هم شده حالا اگر شنیده نشه …
امکانش نیست دیگه… گفتم، من آرزو دارم که امکاناتی بود که می شد این کارها را اجرای زنده کنیم و فکر می کنم خیلی هم استقبال می شد ولی کلا” ارزشی برای این کارها قائل نیستند ولی الان این خواننده های جوان کنسرت میدن اما این امکان برای ما نیست چون اونها ساپورت می شن … حمایت اینه که مثلا” وزیر ارشاد بیاد بگه دو سه تا از کارهات را با ارکسترسمفونیک اجرا کن ، که این هم تا حالا پیش نیومده یعنی نخواستند!

نظرتون در مورد اجرا با ارکسترهایی مثل ارکستر ملی چیه؟
آقای فخرالدینی از طرف بچه های همونجا برای من پیغام دادند که اگر می خوای دو ، سه تا پارتیتور بیارید تا اجرا کنیم (ازهمون کارهایی که برای آقای سراج بود) ولی ببینید! این طرز دعوت چندان زیبا نبود! البته من ارادت خاصی به آقای فخرالدینی دارم ولی دوست داشتم خود ایشون با من صحبت می کردند و می گفتن این کار را بکنیم … یک جوونی فرستادن و این برام چندان جالب نبود. هنوز هم اگر توانایی اجراش را داشته باشند ارکستر بتونه اینها را اجرا کنه و امکاناتش را داشته باشن (چون ارکستر ملی هم مشکلات خودشو داره؛ ارکستر محدود هست و بعضی از سازها را نداره …) چرا! اگر تمایل داشته باشن به شرط اینکه اجرای خوبی داشته باشه من حاضرم. به نظر من خیلی هم تاثیر خوبی داره روی جونها تا اینکه، کارهایی که ارزش آنچنانی هم نداره و عده ای میان میزنن میرن ، اجرا شه! بهتره ما موسیقی را با این شکل ارائه بدیم به جوونها (یک هیجان خاصی داشته باشه ، ارکستر بزرگ باشه مردم بیان ببینن تا اینکه چهارتا ساز ایرانی بشینن و چهارنفر تکنوازی کنند و این سولو بزنه اون بزنه … این زیاد جذاب نیست! ولی یک ارکستر بزرگ بشینه، چندتا قطعه خوب ایرانی اجرا کنن … چرا! خواهان داره . شاید چون بودجه سنگین می خواد این کار را نمی کنن! نمی دونم.

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

از روزهای گذشته…

والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

والی: ردیف یعنی رپرتوار استاد

این کار خیلی خوب است. من در مورد کار خودم صحبت می کنم و می گویم معتقدم سیستم دستگاهی، یک سیستم کامل و مستقل است. بعضی هستند که می خواهند دو سیستم مختلف را ترکیب کنند، بعضی هم می خواهند سیستمی بوجود بیاورند که بازدهی مخصوص به خودشان را داشته باشد.
هنگامی که باد می وزد

هنگامی که باد می وزد

رمان مصور “هنگامی که باد می وزد”When the Wind Blows”، نوشته هنرمند بریتانیایی ریموند بریگز Raymond Briggs در سال ۱۹۸۲، داستانی است که حمله اتمی شوروی به بریتانیا را از دیدگاه زوجی بازنشسته به نامهای جیم Jim و هیلدا بلاگز Hilda Bloggs بیان میکند.
امیدی به اجرای موفق اینکار ندارم!

امیدی به اجرای موفق اینکار ندارم!

بدون کوچکترین شک و تردیدی “پیانو کنسرت لامینور، از ادوارد گریگ” را می توان یکی از زیبا ترین کارهای موسیقی دوران رمانتیک دانست.
نگاهی به «اینک از امید» (IV)

نگاهی به «اینک از امید» (IV)

در بیت بعدی باز به اصفهانک می رسیم ولی اینبار با ایست روی درجه ششم اصفهان و در نهایت فرود به ماهور. این تغییر مدها می تواند نشان دهنده تسلط بالای آهنگساز اثر بر روی موسیقی دستگاهی ایران باشد. در بیت بعدی یک تغییر مد دیگر روی می دهد که اینبار جسورانه تر از دفعات گذشته است. اینبار از روی نت شاهد ماهور با تغییر پرده ها، نوایی ساخته می شود که همخوانی خوبی با شعر دارد و باز نشاندهنده هوشمندی آهنگساز در استفاده از خصوصیات موسیقی دستگاهی ایران است.
شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

آهنگسازان غربی همواره برانند که اجراهای خود را با تکیه بر ضوابط خاص مربوط به نتها، حرکات و ضربها به یادماندنی گردانند. باستثنای تکنوازیها، نوشتن موسیقی بشکل انفرادی شیوه مرسومی برای این آهنگسازان بشمار نمی آید. در موسیقی سنتی ایرانی اما موزیسینها همچون نوازنده گان جاز بداهه می نوازند البته تنها پس ازسالها مطالعه و ممارست رپرتوارهای تثبیت شده.
موسیقی و کپی رایت – قسمت اول

موسیقی و کپی رایت – قسمت اول

موسیقی وکپی رایت در ایران شاید یکی از مباحثی باشد که نه تنها قانونگذاران توجه کافی را به آن مبذول ننموده اند بلکه خود یکی از بانیان نقض حقوق آثار هنرمندان بشمار میرود. شاید جالب باشد بدانید یک قطعه موسیقی برای پخش در رسانه های عمومی اعم از رادیو و تلویزیون و اماکن عمومی مانند رستوران ها و هتل ها و یا حتی آسانسورها هر یک قانون مربوط به خود را دارا میباشد و تمام این قوانین در جهت حفظ حقوق مادی و معنوی صاحب اثر میباشد.
فاجعۀ فرهنگی

فاجعۀ فرهنگی

تالار رودکی [که بعد ها وحدت نامیدندش]، تالاری که قرار بود مکانی برای برگزاری کنسرت و همایش های فرهنگی و هنری باشد، این روز ها بازارش حسابی داغ است و به مکانی برای تشییع پیکر هنرمندان تبدیل شده است! البته در شرایط کنونی انتظار بیشتری نیز نمی توان داشت. از کوزه همان برون تراود که در اوست…
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (I)

ژان پیر رامپال در Marseille متولد شد، او فرزند آندره (Andree née Roggero) و فلوتیست موفق فرانسوی جوزف رامپال بود. ژان-پیر رامپال اولین نماینده عصر مدرن بود که فلوت سلو را در اتحادیه کنسرت بین الملل تثبیت کرد و موجب تحسین و تشویق بسیار زیاد مخاطبان شد، بطوریکه کنسرت های او با برنامه های خواننده های مشهور، پیانیستها و ویولونیستها برابری می کرد.
«لحظه های بی زمان» (VI)

«لحظه های بی زمان» (VI)

نه به طور مشخص ولی بیشتر به آن دوره تاریخی اشاره دارد. اینکه بگوییم ما باید همان راهی را برویم که آهنگسازان آوانگارد در سالهای جوانی دنبال می کردند و همه آثار آنها حجت است و هر کس یک آکورد سه صدایی بنویسد یا در فرم کلاسیک یک قطعه بنویسد یا در شور بنویسد، این ها خیانت به موسیقی و کهنه گرایی است، از دید من نگاهی منسوخ است. خود سر دمداران این اندیشه هم در دهه های بعدی فهمیدند که این نوع نگاه به نوعی تندروی است. همان طور که اشاره کردم نکته مثبتی در موسیقی آوانگارد وجود داشت و آن جستجوی افق های صوتی جدید بود.
نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی <br>متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

نگاهی گذرا به کتاب‌های آموزش هارمونی
متنشر شده در سال‌های اخیر (۸۹-۸۳) قسمت هشتم

رسم‌الخط مخصوصی را برای مکتوب ساختن برخی از اصطلاحات جا افتاده‌ی موسیقی به کار برده که در ابتدا باعث می‌شود خواننده کمی سردرگم شود. برای مثال: «سُپرآنُ» به جای سوپرانو و «آلتُ» به جای آلتو یا «مینُر» به جای مینور و ماژُر به جای ماژور (۱۲). در [۴] با وجود این‌که اشکالات زبانی کمتر است، اما گاه اظهار نظرهایی وجود دارد که خواننده را در مورد صحت متن ترجمه شده به شک می‌اندازد.