بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و دوم)

روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
در اینجا یادآوری این نکته ضروری است که همهِ قسمتهای تاکنونی آهنگ، فقط ساخته و پرداختهِ ذهن وقاد خالقی و دسترنج او میباشند و اجرای استاد نی داود اصولاً با ملودی اصلی آغاز میشود و فاقدِ همهِ این مقدمه هاست. این همان نکته ایست که در آغاز این مقال، از آن سخن رفت. اجرای خالقی قسمتهای دیگری هم دارد که در اجرای نی داود نیست.

پس از این اورتور منسجم و گویاست که تازه اثر اصلی شروع می شود.

سایر اجراها از اینجا آغاز می شوند البته این اثر را، علاوه بر سه اجرای فوق، برخی دیگر از خوانندگان و آهنگسازان نیز خوانده و تنظیم کرده اند که یکی از جدیدترینشان با صدای خواننده جوان، شیدا و با گروهِ همنوازان به سرپرستی مسعود جاهد و با همکاری برادران کامگار میباشد. این اجرا در دیسکی بنام سر گیسو و بیادِ قمر منتشر شده است.

اما تنها اجرای خالقی است که در آن فقط به تکرار نغماتِ اصلی اکتفا نشده و آنگونه که درخور و شایستهِ چنین اثری میباشد، از تمام امکانات ارکستر در جهت بسط و گسترش معنا و فضایی که خواستهِ نهائی آهنگساز بوده استفاده شده است.

نغمهِ اصلی که تکرار ملودیک جملهِ اول ترانه است ابتدا با نوای نی و با پس زمینه ای خفیف از ارکستر، بمانند پیام آوری تنها و منفرد ظاهر میشود اما بلافاصله پیام او همه گیر شده و جمع نوازندگان همگی این فریاد جگرسوز را که یادآور عصیان ایوب است سر میدهند.

تکرار این نغمه بوسیله ارکستر به نحوی قطعی و گریزناپذیر انجام می شود، چنانکه گوئی از فعل امر «گریه کن» هیچ راه فراری نیست. استاد دکتر سپنتا پائین آمدن ملودی در جملهِ فوق را که بهنگام ادای جملهِ «سیل خون گری ثمر ندارد» رخ میدهد، به بی فایده بودن گریه تعبیر کرده اند.

پس از ارکستر این نغمه بوسیلهِ قره نی تکرار و آنگاه چندین بار بر آن تأکید می شود.

سپس نوبت به ملودی دوم اثر میرسد که به نحوی تحسین برانگیز به قسمتِ نخست وصل شده و بر یکپارچگی اثر افزوده است. این نغمه دوم در اجرای نی داوود و دیگران از قسمتِ نخست جدا میباشد و در صفحه قمر در پشت صفحه آمده است.

در اجرای با کلام اثر بین دو قسمتِ فوق نغمه هایی قرار داده شده که از شاهکارهای بی نام و نشان خالقی و نمونهِ گویائی از توانمندی و امکان موسیقی ایران در ترسیم حالاتِ روحی انسان محسوب می گردند. اینجا صحبت از گریه ای مردانه است. عارف هر چه بوده متفکّر و فیلسوف به معنای کلاسیک کلمه نبوده است. اما از رنج و ستمی که به ناروا بر فرزند آدم می رود آزرده خاطر بوده و آنرا به زبانی ساده بیان داشته است. ایراندوستی او صادقانه و موسیقی و کلامش در دردی اصیل و تلخ ریشه داشته است.

خالقی با شمّ هنری خویش این نکته را بخوبی دریافته و با عارف نوعی دوستی معنوی برقرار ساخته که براساس دردی مشترک بنا شده بود. او در عین حال به ضعفهای عارف آگاه بود و با نگرشی خردمندانه به افکار و آمال او می نگریست.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادداشتی بر موسیقیِ متنِ فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی»

جدیتِ آغاز فیلم از جایی که گوینده‌ی شبکه‌ی ماهواره‌ای، خبری درباره‌ی «منیرخانوم» می‌گوید به یکباره رنگ عوض می‌کند و بیننده وارد خیالات او می‌شود. این اولین نمود موسیقی در فیلم است: یک هفت‌ضربیِ سرخوشانه‌، با پایه‌ای روی سه‌تار به‌صورتِ خفه (Mute) که به یاریِ تغییر فضایِ فیلم می‌آید. روی همین ملودی، طنز فیلم پررنگ‌تر می‌شود. منیر چندین بار با تغییر کانال‌های ماهواره، گیتارنوازی را می‌بیند که ترانه‌ای با کلیدواژه‌ی نام او می‌خواند. این ملودی چند بار دیگر در لحظاتی که بار کمدی فیلم بیشتر است حضور می‌یابد: صحنه‌ای که منیر دنبال بغلیِ شوهر می‌گردد یا آنجا که همه به توصیه‌ی شوهر، ظاهرِ خود را درست می‌کنند تا برای ورود مأمورین آماده باشند.

جان کیج و ذن بودیسم (IV)

گفتگوی بالا بین پروفسور «سوزوکی» – استاد فلسفه شرق دور – و یکی از شاگردانش در دانشگاه کلمبیا صورت گرفته که جان کیج آن را در مقاله ای به نام «شفافیت و ظرافت» آن را نقل می کند. می گویند که «ذن» اولین بار با یک کنایه آغاز شد. بدین گونه که: روزی بودا با شاخه گلی در دست به جایگاه موعظه ی روزانه اش آمد و به جای موعظه های معمول، آن روز فقط گل بود و سکوت. یکی از پیروانش راز پیامِ بی کلام او را دریافت و ذن آغاز شد.

از روزهای گذشته…

تصمیم بزرگ برای شوپن

تصمیم بزرگ برای شوپن

شاید شوپن جزو معدود آهنگسازانی است که می توان بدون احساس کوچکترین یکنواختی و خستگی ساعت ها از موسیقی او لذت برد. بدون شک یکی از مهمترین دلایل آن زیبایی ناشی از لطفات موسیقی و صدای دلنشین تنهای پیانو می باشد.
ارسلان کامکار: نوازنده معمولی بودن را دوست ندارم

ارسلان کامکار: نوازنده معمولی بودن را دوست ندارم

اگر بخواهم یک نوازنده معمولی باشم، زیاد بر مذاق من خوشایند نیست! من دوست دارم اگر می خواهم یک ساز را بزنم و یا اینکه یک اثری را بنویسم، بسیار خوب از آب درآید. در همین کنسرت اخیرمان که من سولوی عود نسبتا مشکلی را زدم، ولی خودم زیاد از نوازندگی‌ام در آن کنسرت راضی نبودم و زمانی که از کارم راضی نباشم، رغبتی برای ادامه دادنش هم ندارم.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت هفتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هفتم)

جلوه هایی از این سفر ناپیدا در غزل حافظ و قطعه “خاموش” ترسیم شده است. انسان پرسنده در آغاز مانند همگان در رود جاندار و زنده حیات شناور است. رودی که همه فراز و نشیب های روحی را در خود هضم میکند. جلوه های گوناگون حیات در مقدمه شکوهمند آهنگ مستتر است.
ظرایف آرشه (I)

ظرایف آرشه (I)

هر آرشه بسته به میزان عواملی چون چگالی، فشردگی بافتی و مقاومت چوب و نیز منحنی انحنا در راستای طولی که بر اساس آن طراحی و ساخته شده به میزان مشخصی توسط پیچ انتهایی بایستی سفت شود که در آن مقدار، بهترین پاسخ برای تکنیک های پرشی آرشه بدست می آید.
بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

بزرگترین خواننده موسیقی کلاسیک ایران در پایتخت هلند

۱۹ می یا ۲۹ اردیبهشت، محمد رضا شجریان، همراه با پسرش همایون، خواننده و نوازنده تمبک، مجید درخشانی، نوازنده تار، سعید فرج‌پوری، کمانچه و محمد فیروزی، بربط، در آمستردام کنسرت داشت. برنامه در تالار بزرگ موزه حاره‌ای (Tropenmuseum) برگزار شد و سازماندهی آن هم با همکاری بنیاد موسیقی ایرانی «پرنیان» در هلند صورت گرفته بود.
کومپینگ جلوتر از هارمونی

کومپینگ جلوتر از هارمونی

کومپینگ (Comping) خلاصه شده لغت آکومپانینگ (Accompanying) در موسیقی است که به معنای همراهی با نوازنده یا خواننده سولیست بکار برده می شود. وظیفه شخصی که عمل همراهی را انجام می دهد آن است که از زوایای ریتم و هارمونی، ملودی اصلی را حمایت کند و در مواقع لزوم پاساژها و ملودی های زینتی را اجرا کند تا موسیقی زیبا و قوی تر اجرا شود.
پیرگلو: استاد پایور موضوع تزم بود

پیرگلو: استاد پایور موضوع تزم بود

آن دو سالی که آکادمی استکهلم می رفتم پیانو را ساز تخصصی خودم انتخاب کرده بوده و البته معلم بسیار خوبی در آن جا داشته ام به اسم استلا چایکوفسکی که ظاهرا از نوادگان چایکوفسکی بزرگ بودند که مهاجرت کرده بودند به لهستان و بعد از آن جا ۱۹۶۴ مهاجرت کرده بودند به سوئد و دیگر در سوئد زندگی می کردند، با اینکه حدود ۶۷ ساله بودند ولی بسیار پیانیست خوبی بودند و دوست صمیمی تاتیانا نکلای وا بود که شوستاکویچ پرلودهایش را به نکلای وا تقدیم کرده است.
چند نکته در مورد مصاحبه رابعه زند با روزنامه اعتماد

چند نکته در مورد مصاحبه رابعه زند با روزنامه اعتماد

نقدی که پیش رو دارید نوشته ای از مهشید فراهانی است درباره گفتگوی رابعه زند (نوازنده قانون) با روزنامه اعتماد با عنوان “طرحی نو در اندازیم”؛ ژورنال گفتگوی هارمونیک آمادگی خود را برای ارائه پاسخ به نقد های منتشر شده در این باره اعلام می کند.
گفتگو با آن سوفی موتر (II)

گفتگو با آن سوفی موتر (II)

در این زمینه تنها آهنگساز است که می تواند شما را متوقف کند یا نکند. آهنگساز تنها کسی است که باید هوایش را داشته باشید و به آنچه در نظر دارد توجه کنید اما همانطور که در طول تاریخ دیده ایم آهنگسازان متفاوت، دیدگاه های گوناگونی درباره اجراها داشته اند، مخصوصا وقتی که خود آهنگساز اثر خودش را رهبری کند یا در اجرای آن بنوازد؛ هیچ گاه یک فرمول ثابت وجود ندارد.
گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه دهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

حداقل کارکرد چنین جست و جویی آن خواهد بود که مخاطب اثر، چنانچه اهل اندیشه و تعمق باشد، به جای صدور یک حکم «خوب» یا «بد» کلی و غالبا ناکارآمد، جوانب متعدد را با احتیاط بسنجد و عرصه‌های مختلف یک اثر را از هم تفکیک کند. اما این حداقل، به یقین حداکثر فایده‌ی تلاش منتقد نیست. چنین جستجویی می‌تواند با کند و کاو در نکات مختلف اثر، پاره‌ای پرسش‌های عام فضای موسیقی را مشخص کند و با کاوش در فنون و شیوه‌های به کار گرفته شده در یک اثر خاص، محدودیت‌ها و امکانات این روش‌ها را بازنماید و در نهایت یک طرح عام و البته نسبی از موسیقی جامعه ارائه کند.» (ص ۱۴۵ و ۱۴۶)