گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و سوم)

در تحلیل خالقی از آثار عارف، همه این جنبه ها در کنار ارادتی که به خلوص نیتِ او داشت جمع شده اند. همدردی او را با عارف در نغمه هائی که بین دو قسمتِ آهنگِ گریه کن آمده است، بخوبی میتوان دریافت. اینجا سخن از دم گرفتن و تأیید ظاهری شکوه ها و تکرار کورکورانه نغمه ها نیست.

در تحلیل خالقی از آثار عارف، همه این جنبه ها در کنار ارادتی که به خلوص نیتِ او داشت جمع شده اند. همدردی او را با عارف در نغمه هائی که بین دو قسمتِ آهنگِ گریه کن آمده است، بخوبی میتوان دریافت. اینجا سخن از دم گرفتن و تأیید ظاهری شکوه ها و تکرار کورکورانه نغمه ها نیست.

با بیان این نغمه ها خالقی نشان میدهد که نه تنها در دردِ او در رثای عزیزی از دست رفته، شریک است بلکه خود در ترسیم این رنج از خالق اثر پیشی گرفته و آنچه را که عارف از بیانش در محدودهِ ریتم عاجز بوده به کمک نغماتی غیر ریتمیک مطرح میسازد.

آنچه را که «روحی جوان» حدود ۳۵ سال قبل در آن کنسرتِ کذائی احساس کرده و در خاطراتِ خویش از آن شب نقل کرده بود (داستان ملتی غم زده …) در این نغمات جمع شده اند. فرو گذاردن قسمتِ اول و شروع نغمات میانی ابتدا با سازهای بادی آغاز و آنگاه با گروه ویلن ادامه میابد.

سپس آمیزه ای از ویلنسل و صدای زیر ویلن و کلارینت، حالی را که آهنگساز خواهان بیان آن بوده ترسیم مینمایند. این قسمت حاوی فراز و نشیب هایی است که انسان در چنین شرایطی ناگزیر با آنها دست به گریبان است. سرانجام همان امواجی که ابتداء آرام و بمرور شدّت میگیرند و دقیقاً یادآور عزای عمومی و گریهِ جمعی میباشند، نغماتِ میانی را به قسمتِ دوّم آهنگ می پیوندند.

در شیوه اداء کلمات در این اثر بنان سنگِ تمام گذاشته، تا آنجا که می توان با اتکاء به شعر معروف سعدی «حدّ همینست سخندانی و زیبائی را» آنرا حدّ ترانه خوانی نامید. این بیانگر دقتی در حدِّ وسواس از جانبِ او و خالقی بوده و نمونه عالی همکاری این دو هنرمند است.

تردیدی نیست که این حدّ را در بسیاری از خوانده های استاد بنان میتوان دنبال کرد. اینجا فقط کافیست که به تلفظِ کلمه «گر» در جملهِ نخست دقت نمود و آنرا با فعل امر پیش از آن در ارتباط دید.

هم داستانی خالقی با عارف، فقط محدود به این اثر نیست. مراد از این مقال آن است که جدّی بودن کار تنظیم برای خالقی، آنگونه که در شأن اوست، نشان داده شود. چنین کاری برای او رفع تکلیف و یا حتّی تفنّن محض نبود. همین یک نمونه نشان میدهد که تنظیم آثار دیگران برای او اگر جدی تر از خلق آثار خویش نبوده، مطمئناً از اهمیت کمتری هم برخوردار نبوده است.

او از روح خود در تنظیم هایش مایه گذاشته و توان فکری و خلاقیت هنری بکار رفته در آنها کمتر از وقت و انرژی لازم برای خلق آثار خودش نیست. اگر خالقی از این جهت در تاریخ معاصر موسیقی ایران منحصر بفرد نباشد، قطعاً از نوادر است.

سایر آثار عارف و نیز آثار آهنگسازان دیگر که خالقی تنظیم آنها را به عهده گرفته، همگی بر اظهارات فوق صحّه می گذارند، تا آنجا که با اطمینان باید گفت که خالقی را نه فقط با آثار خودش بلکه همزمان از طریق تنظیم هایش میتوان شناخت. ویژگی این تنظیم ها تنها به افزودن قطعات جدید و گسترش هنرمندانه فضای اثر اوّلیه محدود نمی گردد.

هویت شاخص آنها که در اغلب آثار خود آهنگساز، به ویژه در دوران آخر خلاقیت هنری وی نیز ملاحظه می شود، همان جنبه رازناک و وهم آلودی است که شعر حافظ را از شعر دیگر شعرا متمایز می سازد.

همان مضامینی را که سعدی با زبانی فصیح و قاطع بیان داشته، حافظ با کلامی عمیق و گیرا و در متن فضائی مرموز و پر از ایهام در می آمیزد و بدینسان آدمی را به خاموشی و تفکر فرا میخواند.

۱ نظر

بیشتر بحث شده است