رهبری: آثاری را اجرای میکنم که در سطح بین المللی باشد

علی رهبری
علی رهبری
آیا مدتی که در خارج از کشور بودید آثاری از آهنگسازان ایرانی را اجرا کردید؟
ببینید اگر در اختیار من قطعاتی گذاشته میشد که این قطعات نه فقط به این دلیل که آهنگسازشان هم وطن من بود بلکه به خاطر ارزش هنری بین المللی شان میشد به راحتی آنها را مطرح کرد من با کمال میل این کار را میکردم. شما میدانید که من آثار چندین آهنگساز ایرانی را در قابل صفحه گرامافون و بعدا سی دی ضبط و منتشر کرده ام؛ این تنها صفحه ضبط شده توسط رهبر ارکستر و آهنگساز ایرانی ای است که در مارکتهای بین المللی قابل خریداری است.

من قطعه آقای احمد پژمان را بارها در کشورهای مختلف اجرا کرده ام حتی در آفریقای جنوبی… یا قطعه آقای حسین دهلوی را برایشان ضبط کردم یا هر کار دیگری که از دستم بر می آمده…

چرا شما قطعات خودتان را کمتر ضبط و اجرا کردید؟
من از بچگی شاهد پارتی بازی و رفیق بازی و استثنا گذاشتنها و اینطور فسادها بوده ام، همیشه ترس داشتم خودم هم در این دام گرفتار شوم و به همین خاطر کاری نکردم که کسی بگوید چون او آهنگساز است، کارهای خودش را رهبری میکند! شما فراموش نکنید که من ده سال رئیس شرکت کخ دیسکاور اینترنشنال بوده ام، یعنی میتوانستم هر ارکستری را در دنیا از ارکستر سمفونیک لندن تا فلارمونیک برلین را بگیرم و قطعات خودم را ضبط کنم و هیچ کس از نظر اداری و هنری نمیتوانست به من بگوید چرا؟! ولی نمیخواستم کسی بگوید که رهبری تا قدرتی پیدا کرد، از تواناییش سوء استفاده کرد.

در مورد اینکه به افرادی کمک کردم، باید بگویم وقتی احساس کردم کسانی استعداد دارند ولی نیاز به شانسی برای پیشرفت دارند، خیلی به آنها کمک کردم، مثلا یک پیانیست پسر ایرانی به نام آرش کاویانی، چند سال پیش از لندن پیش من آمد وقتی که ۱۶ سال داشت، من تا دیدم ایشان ایرانی است و کارش هم خوب است سریع برای او کنسرتی برپا کردم و دعوت کردم کنسرتو پیانوی پروکفیف شماره دو را با ارکستر استامبول بزند.

در جای دیگر خانم نوین افروز را چند سال پیش که جوانتر بودند، دعوت کردم که با هم کنسرت بدهیم یا آقای شهرداد روحانی که شاگردم بود و بورس را هم من در زمان ریاست هنرستانم به ایشان دادم که بیایند به خارج و موسیقی را ادامه بدهند، دعوت کردم به چند کشور مختلف که ۸۰ درصد بیوگرافی ایشان را همین برنامه های دعوتی من از ایشان تشکیل میدهد.

من قطعه ای ساخته بودم به نام اکستازی که قسمتی از آنژمان آنرا به عهده شهرداد روحانی قرار دادم تا به این وسیله بیشتر بتوانم او را مطرح کنم… هر جا که امکانی برای من بوده برای مطرح کردن استعدادها همکاری کردم و کمک کردم ولی فراموش نکنید که من یک موزیسین حرفه ای هستم و نمیتوانم به این خاطر که کسی صرفا هموطن من است، او را مطرح کنم ولی اگر او در سطح جهانی باشد، چه آهنگساز، چه رهبر و چه نوازنده، میتوانم حتی استثنایی برای آنها بگذارم و بگویم چون اینها در کشور امکاناتی ندارند من باید بیشتر کمکشان کنم.

اگر سطح آنها، سطح خوبی نباشد، نه این کمک به درد آن شخص میخورد و نه من… در مورد شهرداد روحانی هم من بسیار حساب شده ایشان را دعوت کردم و کاری نکردم که خارج از توانایی شان باشد. وقتی من ایشان را برای رهبری دعوت کردم، قرار شد که ایشان موسیقی لایت اجرا کنند، مثل موسیقی فیلم و آثار ساده.

من نگذاشتم کسی بگوید که برای او پارتی بازی کردی، من در حد توانایی و تجربه و تخصص شان از ایشان دعوت کردم، همیشه هم که نمیشود موسیقی خیلی سنگین کلاسیک شنید، بعضی وقتها باید تنوعی در کار ایجاد کرد… اگر اپرا یا سمفونی یا کار بزرگ اینچنینی بود، حتما من از کس دیگری دعوت میکردم چون برای هر دوی ما خوب نبود.

در سال ۱۹۹۷ من یک ارکستر سمفونیک ۶۵ نفره از نوازندگان ایرانی را به اتریش و شهر برگنز دعوت کردم و دو هفته به صورت رایگان با آنها کار کردم و تمام هزینه های اقامت و تغذیه آنها و همینطور تمام مخارج ضبط شدن دو عدد سی دی از اجرای این هنرمندان ایرانی را که حدود ۵۰۰۰۰ یورو شد، فقط برای مطرح شدن نام ایران، پرداختم.

چند سال پیش هم که گروه پارسیان به ترکیه آمده بودند، با آنها دو هفته ۵، ۶ ساعت با جان و دل کار کردم…

روزگار

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (IX)

آخرین دانشمندان و عارفان تاریخ فرهنگ ما که در این دوره زیسته اند بهاءالدین محمد عاملی معروف به شیخ بهایی و صدرالدین شیرازی معروف به ملا صدرا که در همه علوم و فنون زمان خودشان رساله نوشته اند (بر خلاف رویه فارابی و ابن سینا) در باره موسیقی رساله ای ننوشته اند و این نشانه بارزی است از جایگاه تنزل یافته موسیقی در جامعه ایران. به همین علت، برخلاف ادبیات و به ویژه شعر، موسیقی در فرهنگ و جامعه ایران جایگاهی محکم، معلوم و مطمئن نداشت.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

از روزهای گذشته…

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (I)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (I)

دومین نشست نقدِ نقدِ موسیقی با عنوان «جایگاه واکاوی در نقد موسیقی در ایران» با حضور محمدرضا فیاض (منتقد، پژوهشگرموسیقی و آهنگساز)، آروین صداقت‌کیش (منتقد و پژوهشگر موسیقی) و حمیدرضا عاطفی (عضو هیئت مدیره کانون پژوهشگران و مجری این نشست) به همت کانون پژوهشگران خانه موسیقی در خانه هنرمندان برگزار ‌شد.
نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

نوائی: ما به دنبال رقابت سالم هستیم

با خانم موحد در این خصوص مشورت کردیم و حتی من پیشنهاد کردم که این کر فلوت از دامان انجمن فلوت بیرون بیاید چون اکثر اعضا مشترک هستند اما خانم دکتر موافقت نکردند گفتند که بهتر است که هرکدام از سازمان ها به طور جداگانه کار کنند ولی بچه ها هم خیلی از این ایده استقبال کردند و همانجا سازهایمان را باز کردیم و دو سه تا قطعه ای که من با خودم داشتم اتفاقی، تمرین کردیم و آن اولین جلسه ای بود که کر فلوت در منزل خانم دکتر موحد تمرین کرد و در آنجا حدود پانزده شانزده نفر بودیم، وقتی که باهم تمرین کردیم من به آنها گفتم که معمولا یک چنین کاری را نمی توان بدون رهبر انجام داد.
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VI)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (VI)

از زمان استعمار، کامپانا به میراث موسیقایی اش می بالد، و تفسیری از این داستان توسط خنیاگر مشهور محلی، مارسلو پومپئو (Marcello Pompeu) در کتابچه ی کوچکی با عنوان کمک های مالی برای تاریخ موسیقی کامپانا (Subsídios para a história da música da Campanha 1977) نقل شده است. لازم به ذکر است که با این حال این سند هیچ اشاره ای به گونه های مرتبط با طبقات پایین تر شهری نکرده است؛ این سندها منحصراً بر فعالیت های موسیقایی نخبگان محلی، توصیف گروه های دسته جمعی، آواز جمعی کلیسا، ارکسترها، پیانوها، قطعات موسیقی عاشقانه و رقص های سالنی که سرگرم کننده-ی قشرهای مرفه تر کامپانا در طول عمر طولانی او، تمرکز کرده است. این فروگذاری، کاملاً نتیجه منطقی نگرش-های غالب نخبگان محلی درباره فرم های بیانی طبقات فرودست شهر است. در واقع، فضای اجتماعی در کامپانا توسط یک تقسیم طبقاتی مستحکم مشخص شده است.
طبقه‌بندی سازها (III)

طبقه‌بندی سازها (III)

در اروپای قرون وسطا، سازها اهمیت کمتری داشتند. بررسی علمی سازها یا سازشناسی تا دوره‌ی رنسانس مورد غفلت واقع شد. در نتیجه اطلاعات کمی در باره‌ی سازهای دوره‌های پیشین باقی مانده است، اگر چه آن‌ها در گراورها، مینیاتور‌ها و نقاشی‌های آبرنگ به تصویر کشیده شده و گزارش‌هایی توسط شاعران قرون وسطا، فیلسوفان و متفکران وجود دارد.
بررسی و تحلیل گوشه های آواز افشاری از نگاه استاد عباس کاظمی

بررسی و تحلیل گوشه های آواز افشاری از نگاه استاد عباس کاظمی

استاد عباس کاظمی ،ردیف دان و حافظ ردیف سیدرحیم اصفهانی ، شاعر و استاد بزرگ آواز و نی ایران در قرن معاصر بوده است . فردی که بی شک ، اگر شرایط زمانه و رنج های زندگی به او امان می داد ، شاید بسیاری از شما او را به عنوان نماد آواز و موسیقی ایرانی می شناختید. اما تاریخ و آیندگان همیشه در خلاف زمان حرکت می کنند و در میان روزها و سال های سپری شده ، کسانی را پیدا می کنند ، که اگرچه از آنها در زمان حیات خویش نامی برده نشده است ولی نسل های بعد ، حاصل تلاش و رنج آنان را فراموش نخواهد کرد …
نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

نگاهی به مفهومِ گروندگشتالت به‌نزدِ شوِنبرگ

چنان‌چه بخواهیم خلاصه‌ای از اندیشه‌ی موسیقایی شوِنبرگ به دست بیاوریم باید در مفهومِ “Grundgestalt” (شکلِ بنیادین) غور کنیم. در اینجا چند پیش‌فرض بنیادین شوِنبرگ را – که نه صراحتاً در نوشتارش آمده، بلکه از آناکاوی و کالبدشکافی نوشتارش به دست می‌آید – بررسی می‌کنیم.
مستر کلاس های محسن حجاریان برگزار می شود

مستر کلاس های محسن حجاریان برگزار می شود

محسن حجاریان پس از مدتها دوری از تدریس، قرار است در مستر کلاسی برای دانشجویان رشته موسیقی، به تدریس اتنوموزیکولوژی بپردازد. این دوره در موسسه فرهنگی و هنری دهلیز هفت هنر برگزار می شود. تاریخ برگزاری این جلسات از ۱۴ آذر الی ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ پنجشنبه ها از ساعت ۱۴ الی ۱۶، در ده جلسه است.
درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

درباره یادگار حبیب سماعی، طلیعه کامران (II)

خالقی بعد‌ها محتوای برنامۀ همایون اجرای طلیعه کامران را ضبط کرد و به‌عنوان نمونۀ هنر بانوان موسیقیدان ایران، طی بازدید خود از روسیه، به آن کشور برد؛ نمونه‌ای که قریب پنجاه سال بعد از آرشیو آن استاد فقید استخراج شد و در کتاب بخش‌هایی از ردیف حبیب سماعی به روایت طلیعه کامران (موسیقی عارف، ۱۳۸۸) آوانگاری گردید. همچنین خالقی، طی یکی از برنامه‌های ساز و سخن در رادیو، به معرفی وی پرداخت و او در رادیو به‌همراهی ضرب حسین تهرانی به اجرای آموزه‌های حبیب سماعی در دستگاه چهارگاه پرداخت. متأسفانه، بعدها بر اثر بی‌مبالاتی ادارۀ رادیو و به بهانۀ کمبود نوار، این نمونۀ نفیس پاک شد اما خوشبختانه نت آن در کتاب حاضر به‌یادگار باقی است.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XVI)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XVI)

دکارت، کانت، هگل و غیره فیلسوف های اروپایی و ویوالدی، باخ، بیزه، بتهوون، موتسارت و غیره آهنگسازان اروپایی هستند. تقسیم بندی های تاریخی در علم فلسفه و هنر در اروپا نه بر حسب ملت ها و ملیت ها، ‌بلکه براساس دوره ها و سبک ها انجام می شود. از این دیدگاه تئوری موسیقی نوشته ابونصر فارابی، تئوری موسیقی ایرانی یا عربی یا ترکی نیست. بلکه تئوری موسیقی جهانی – جهان متمدن قرن دهم میلادی- است که به این ترتیب مشکلی هم ایجاد نمی شود اگر متذکر شویم که فیلسوف مهم قبل از فارابی ای که او نیز در موسیقی تالیفات مهمی دارد الکندی عرب است.
به دنبال نگاه (I)

به دنبال نگاه (I)

«هر یک از این آهنگ‌های مردم ما نمونه‌ی واقعی تکامل هنری است. من آن‌ها را شاهکارهای مینیاتور می‌دانم. همسطح فرم‌های وسیع‌تری که فوگ باخ و سونات موتزارت نمونه‌ی آن باشند. این آهنگ‌ها از لحاظ کیفیت و پرمایگی در دنیای فکر موسیقی خود را بدون جزئیات بیان می‌کنند.» (۲) این‌ها کلمات یکی از آهنگ‌سازان نامدار قرن گذشته است کسی که نامش پیوندی ناگسستنی با پژوهش جدی موسیقی‌های غیر کلاسیک دارد. ارزشی که او به این ساخته‌های فرهنگی می‌دهد یکی از کلیدهای اصلی نگاه انسان مدرن به پدیده‌های فرهنگی است.