کریستوفر هاگوود: رهبر، موسیقی شناس و نوازنده کیبورد (II)

کریستوفر هاگوود
کریستوفر هاگوود
او همچنین در سال ۲۰۰۹ “The Rake’s Progress” از استراوینسکی را در سالن تیترو ریل مادرید به کارگردانی رابرت لپاژ رهبری کرد. او در اواخر سال ۲۰۱۰ و اوایل سال ۲۰۱۱ رهبری مجموعه ای از اجراهای عروسی فیگاروی موتسارت در خانه اپرای زوریخ را به عهده داشت. در تاریخ یک سپتامبر ۲۰۰۶، ریچار اگار (Richard Egarr) نوازنده هارپسیکورد به عنوان مدیر موسیقی آکادمی موسیقی باستانی جایگزین هاگوود شد و هاگوود به عنوان مدیر افتخاری آکادمی معرفی شد.

اما هاگوود اعلام کرد که دوست دارد «حداقل یک پروژه بزرگ» را در سال در آکادمی رهبری کند. او یک سری کنسرت هایی از اپراهای هندل که در سال ۲۰۰۷ و با “Amadigi” آغاز شدند را رهبری کرد: در سال ۲۰۰۸ اجراهای “Flavio” و آخرین برنامه های این سری که در ماه می ۲۰۰۹ (مراسم یادبود هندل) به پایان رسید، “Arianna in Creta” بود

اگرچه شهرت هاگوود بیشتر برای رپرتوار باروک و موسیقی کهن است اما او موسیقی معاصر را نیز اجرا می کند و مخصوصا به مکتب های نئو باروک و نئو کلاسیک از جمله آثار استراوینسکی، مارتینو و هیندمیت علاقه مند است.

هاگوود تکنوازی های بسیاری را با هارپسیکورد (آثار کوپرین، باخ، آرن، “My Lady Nevells Booke” از بیرد) به ضبط رسانده است و برای شناساندن و ترویج کلاویکورد در مجموعه “Secret Bach/Handel/Mozart” تلاش فراوانی کرده است. این تلاشها به قرار گرفتن این ساز به عنوان رایج ترین ساز خانگی زمان خود و در بافت تاریخی خودش انجامیده است. هاگوود کلکسیون ارزشمندی از سازهای کلیدی قدیمی دارد.

او از سال ۱۹۹۲ استاد بین المللی اجرای موسیقی کهن در آکادمی سلطنتی موسیقی بوده است. او همچنین استاد افتخاری موسیقی در دانشگاه کمبریج و استاد میهمان در کینگز کالج لندن می باشد. هاگوود از اساتید افتخاری جیزز کالج و کالج پمبروک دانشگاه کمبریج می باشد. او در سال ۱۹۸۹ نشان فرماندگی امپراطوری بریتانیا را نیز دریافت کرد. هاگوود در جولای ۲۰۱۰ به عنوان استاد موسیقی کالج گریشام در لندن مشغول به کار شد.

او همچنین عضوی از “Senior Common Room” متعلق به خانه لو ول در دانشگاه هاروارد است. آثار او به عنوان ویراستار از میان کارهای آهنگسازان گوناگونی از جان داولند (John Dowland) گرفته تا فلیکس مندلسون را در بر می گیرد. او اکنون رئیس کمیته تدوین نسخه جدید کارل فیلیپ امانوئل باخ است. او تدوین مجموعه آثار را به عهده دارد و در تلاش است نسخه کاملی از موسیقی باخ را تا سال ۲۰۱۴ منتشر کند.

audio file بشنوید قسمتی از اجرای هاگوود را از مجموعه “راز باخ”

هاگوود همچنین در پروژه ورانتیزکی (Wranitzky) نیز همکاری می کند. هدف این پروژه مطالعه و انتشار موسیقی پائول ورانیتزکی (۱۷۵۶ – ۱۸۰۸) می باشد. هاگوود در سال ۲۰۰۸ موفق به دریافت جایزه هاله هندل شد.

او اکنون در حال تکمیل ویرایش جدیدی از آثار ارکسترال مندلسون برای انتشارات “Bärenreiter” است. او در سال جاری جدیدترین پروژه خود را به عنوان سر ویراستار Geminiani Opera Omnia-Ut Orpheus, Bologna آغاز نموده است.

کاتالوگ آثار او شامل بیش از ۲۰۰ اثر ضبط شده با آکادمی موسیقی کهن تمامی سمفونی های موزار و بتهوون را در بر می گیرد و توانسته چندیدن جایزه مهم جهانی را از آن او کند.

کریستوفر هاگوود در اوایل فصل ۲۰۱۰/۲۰۱۱ تور گسترده ای را در آسیا آغاز نمود که طی آن از ارکسترهای تایوان، هنگ کنگ، گوانگجو و بیژینگ بازدید کرد. نتیجه این بازدید ها کنسرتی در جشنواره موسیقی بیژینگ بود که جایزه «هنرمند سال» جشنواره را برای خدماتش در زمینه موسیقی باروک به ارمغان آورد.

از مهم ترین برنامه های آینده هاگوود می توان به اجرای “Nozze di Figaro” در خانه اپرای زوریخ، یک مجموعه کنسرت از رپرتوار کلاسیک و نئو کلاسیک با “Beethoven Orchester Bonn” و پروژه های سمفونیک با “Rundfunk Sinfonieorchester” در برلین، ارکستر فیلارمونیک هامبورگ، ارکستر ملی بایریش (Bayerische Staatsorchester Munich) مونیخ، WDR Sinfonieorchester کلن، ارکستر موزه فرانکفورت (Museumgesellschaft Orchestra) و جشنواره گرافنگ (Grafenegg Festival) اشاره کرد.

www.bach-cantatas.com
www.christopherhogwood.org
www.wikipedia.com

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (IV)

دلیل اینکه این کارها را کرده‌ام این است که من اساساً از سال ۲۰۰۰ از سیستم موسیقی اروپا بریده‌ام. از سال ۲۰۰۰ به‌غیراز چند تک قطعه پراکنده که در سیستم موسیقی اروپایی است دیگر از سیستم موسیقی اروپا استفاده نمی‌کنم. و تماماً از سیستم موسیقی ایران در نوشتن قطعات استفاده می‌کنم. اولین کارهایی که در نوشتن آنها از موسیقی ایرانی استفاده کردم همین مجموعه کارهای خوشنویسی بود که اولین سری این مجموعه را برای سازهای زهی نوشتم. چراکه ربع پرده‌ها را به‌خوبی می‌توانند بزنند. بعدها برای سازهای بادی هم شروع به نوشتن کردم. به‌طور مثال «خوشنویسی شماره ۷» برای سه فلوت هست. بعدتر یک نسخه آن را برای فلوت و الکترونیک نوشتم که فلوت ۲ و ۳ را در استودیو ضبط کردیم و فلوت شماره یک زنده اجرا می‌شود و از طریق بلندگوها صدای فلوت ۲ و ۳ پخش می‌گردد. این قطعه در تهران از طریق خانم «فیروزه نوایی» سال گذشته در فستیوال «موسیقی معاصر ایران» اجرا شد. اسم این قطعه هست «کیسمت» یا همان «قسمت».

منبعی قابل اتکا و بنیادین در شناخت موسیقی (II)

همین ویژگی‌هاست که موجب شده است این کتاب بارها تجدید چاپ و روزآمد شود و هنوز نیز پس از گذشت چهار دهه کماکان به‌عنوان یکی از پُرطرفدارترین منابع اصلی برای درس‌های آشنایی با موسیقی ــ البته با تمرکز بر موسیقی کلاسیک یا هنری غربی ــ کاربرد و رواج داشته باشد.

از روزهای گذشته…

ریتم در موسیقی جز – قسمت چهارم

ریتم در موسیقی جز – قسمت چهارم

در بحث جمله بندی موسیقی Jazz پس از Articulation به دینامیک اجرا می رسیم. هر چند دینامیک اجرا می تواند خود به نوعی از نکات فرعی Articulation به حساب آید اما به دلیل اهمیت بطور جداگانه به آن می پردازیم. بطور ساده دینامیک اجرا به این معنی است که نوازنده کدام یک از نتها یا قسمتهای ملودی را با صدار بلند و یا ضربه اجرا کند و کدام قسمت ها را با آرامش و با صدای کم اجرا کند.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (XI)

برای این موضوع یک قرینه‌ی روشن در خود کتاب هست؛ مدخل «فلسفه و موسیقی». در حالی که اکثر درایه‌ها شرحی حداکثر در حدود چند صفحه دارند شرح این یکی ۳۲ صفحه به درازا کشیده است. علت به گمان من این است که بابک احمدی در فلسفه متخصص است و درست به همین دلیل بسیاری از متن‌های فلسفی مرتبط با موسیقی و موسیقی‌شناسی را به خوبی می‌شناخته و توضیح‌شان داده است.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (III)

این تلقی خاص از پیشرفت یا پیشرو بودن ممکن است تنها مرتبط با زمان حال (هم‌عصر شونبرگ) تعبیر شود اما نکته‌ای بسیار ظریف‌تر هم در اینجا نهفته است و آن گرایش به آینده است. این نوع نگاه به پیشرفت موسیقایی به این معناست که آهنگساز یا منتقد نه تنها آینده را حدس بزند بلکه از رخ‌دادن آن مطمئن باشد و به اثر موسیقایی کنونی از نگاه ناظری در آن آینده‌ی مفروض بنگرد و ببیند که در آینده این بیان موسیقایی پذیرفته شده و تلاش‌های امروز نیز نقشی با اهمیت در آن بازی کرده است.
به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (IV)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (IV)

تونر در سالهای اخیر به کاوش و پژوهش در مذاهب اقصی نقاط جهان پرداخته و المان های موسیقایی غیر غربی را در آثارش به کار گرفته است. در سال ۲۰۰۳، “The Veil of the Temple” را بر پایه متونی از چند مذهب مختلف، در مقیاسی فوق العاده بزرگ نوشت. این اثر برای ۴ گروه کر، چندین ارکستر و سولیست نوشته شده و حداقل ۷ ساعت به طول می انجامد.
زنان موسیقی یا سوپر مدل های تبلیغاتی

زنان موسیقی یا سوپر مدل های تبلیغاتی

چندیست ویدئوهایی در شبکه های مجازی دست به دست می شوند که علی رغمِ تمام محدودیت های سیاسی و اجتماعی و مذهبی، نشان از فعالیت های گسترده بانوان در عرصه موسیقی دارند. نگارنده در نوشته حاضر به هیچ روی قصد ندارد با نگاهِ مردسالارانه با فعالیت بانوان در این عرصه برخورد کند بلکه سعی دارد با ریزبینی و بدونِ تعارفاتِ معمول و خودسانسوری به بیانِ حقایق بپردازد.
افسوس از آن همه…

افسوس از آن همه…

مسئلۀ بعدی دربارۀ نت‌کردن ردیف در آن عصر است که به قصد حفظ و نگهداری ردیف به‌عنوان یک میراث انجام شده است و بَعد آموزش. در حالی‌که الآن کاملاً برعکس است. با این‌همه وسایل ضبط و ثبت که امروزه در اختیار داریم مسئلۀ حفظ ردیف‌ها مطرح نیست؛ آموزش آن مطرح است که باید بیشتر به این بُعد توجه شود.
جای پرسش بنیادی صدا (I)

جای پرسش بنیادی صدا (I)

در تهران، رویدادی با عنوان «صدا، تهران، موسیقی» روی داد و پنج شب گوشهای شنوا را مهمان حجمی بزرگ از موسیقیای کرد که روزگاری به ندرت میشد در یک برنامه ی رسمی با هم شنید. این خود برای بذل توجه به یک پدیده ی موسیقای ی و تحلیل و بررسی آن کافی است چه رسد به این که فاصله اش با اتفاق قبلیِ همنوع، و کم و بیش از لحاظ کمیت هماندازه اش نیز دو سه ماه بیشتر نبوده باشد. فاصله ی زمانی نزدیک «فستیوال موسیقی معاصر تهران» و «رویداد موسیقی معاصر»ِ «صدا، تهران، موسیقی» (و البته یکی دو برنامه و کنسرت دیگر) پیش از آن که تنها حاصل فراوانی علاقه به یک نوع خاص از موسیقی باشد، که ممکن است باشد، پرده از چیزی زیر پوست جامعه ی موسیقی ما بر میدارد. و این امری است بسیار نیازمند تحلیل و نقد (۱).
صدایی که فرهنگ جمعی ماست (II)

صدایی که فرهنگ جمعی ماست (II)

در این شرایط فردِ وابسته وقتی به یک نهاد اجتماعی وارد می شود، می بایست آن نهاد را وسیله ای برای کسبِ محدوده ی امنِ خودش تبدیل کند و یا در مقابل آن نهادها ایستاده و با آنها مقابله کند. اما شهرام ناظری به دلیل قدرتی که با پشتوانه ی فعالیت اش با “چاووش” ها بدست آورده بود، توانست با تولیدات فرهنگی اش، صورت بندی و مدلِ اجتماعی پیدا کند و چون نهاد های لازم برای این نوع از برخوردها وجود نداشته است، راه ش را در ادامه مسیر به تنهایی طی می کند.
نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

نگاهی به فعالیتهای موسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی (IV)

مؤسسه فرهنگی هنری آوای مهربانی سی و هفتمین نشست پژوهشی خود را با همکاری انجمن موسیقی این بار با موضوع « مروری بر آثار رضاقلی میرزا ظلی» روز جمعه ۲۵ خرداد۸۶ از ساعت ۴ الی ۶:۴۵ در تالار رودکی برگزار کرد. در این برنامه پژوهشی کاربردی، ضمن دیسکوگرافی و تجزیه وتحلیل اثار ظلی، نمونه هایی از صفحات او پخش و برخی نیز بازخوانی شد. فهرست برنامه به این شرح بود
دلاور سهند (I)

دلاور سهند (I)

نوشته ای که پیش رو دارید، مقاله ای است از محمود خوشنام در باره «دلاور سهند» اولین اپرای ایرانی که توسط یک آهنگساز ایرانی نوشته شده است. این مطلب در مجله «نگین» شماره ۴۴ در تاریخ ۳۰ دی ۱۳۴۷ به انتشار رسیده است که امروز بخش اول آن را می خوانیم: