حفظ قطعه برای اجرا

همواره دیده شده است، نوازنده ای که قطعه مورد اجراء را به حافظه سپرده و سپس می نوازد از توانایی بیشتری در اجرای تکنیکی و همچنین بیان احساسات برخوردار است.

تجلّی احساسات نوازنده و نمایش قدرت تکنیکی نیازمند آرامش و دقت بالاست؛ طبیعی است در حالتی که او بخواهد دائمأ قطعه را از روی نت دنبال کند، نمی تواند به تمرکز لازم، صداگیری مطلوب و تمپوی صحیح دست یابد که هریک از این کاستی ها اجرایی ضعیف را به دنبال دارند.

نوازنده ای که قطعه را ازبَر دارد با قدرت بیشتری روی سن حضور می یابد. این مسئله خود باعث اعتماد مخاطب به تسلط نوازنده در اجراست، که تأثیر مثبت آن آرامش بیشتر نوازنده را به همراه دارد.

حال، چنانچه با این توضیحات لزوم حفظ کردن را احساس می کنید، از این به بعد در هنگام تمرینِ قطعه، به خاطر سپردن آن را نیز تمرین کنید. هر نوازنده با آموزش و یا به تجربه، روشی شخصی برای حفظ کردن قطعه را برای خود انتخاب می کند. در اینجا تنها به ذکر چند نکته بسیار مهم و تکمیلی بسنده می کنیم :

۱- یکی از مواردی که در اجرای هر قطعه بسیار به یاری ذهن ما می آید؛ حفظ کردن موسیقی آن از روی یک اجرای ضبط شده می باشد. به خاطر داشتن موسیقی، باعث می شود بتوانیم از تمام قطعه کلّیتی صحیح در ذهن داشته باشیم. بنابراین سعی کنید بارها و بارها قطعه ای را که می خواهید اجرا کنید گوش کنید.

۲- باید هر اثر را نه فقط از ابتدا، بلکه از هر میزان و یا جمله دلخواه، تا انتها، حفظ باشیم تا برای به خاطر آوردن یک بخش، نیازی به نواختن آن از اول قطعه نباشد. زیرا چنانچه در هنگام اجرای زنده یا ضبط اشتباهی پیش بیاید، برای جبران آن مجالی برای شروع از ابتدا نداریم.

۳- فرض کنیم اکنون در وضعیتی هستید که احساس می کنید قطعه را به خوبی در حافظه دارید، بطوریکه می توانید بدون دیدن نت، آن را بطور کامل بنوازید. در این زمان باید به نکته مهمی توجه کنید : “میزان دقت ذهن در حفظ اثر” که این مسئله باید حتمأ کنترل ودقیقأ بررسی شود. احتمالأ شما هم تجربه کرده اید که بسیاری اوقات با اینکه فکر می کنیم تمام اجزای اتاق کار یا استراحت خود را در ذهن داریم، اگر بخواهیم با چشمان بسته اشیاء و جای آنها را بیاد بیاوریم، می بینیم که تصویر ذهنی ما با اتاق آشنایمان متفاوت است.

برای مطمئن شدن از کامل بودن قطعه حفظ شده باید بدین صورت عمل کنیم :

سعی می کنیم نت قطعه را (بدون بکار بردن ساز و بدون شنیدن قطعه) بطور کامل بنویسیم. منظور از کامل نوشتن این است که، قطعه را از ابتدای آن، به صورت “میزان به میزان” و با رعایت این نکات بنویسیم :

الف- مسائل تئوری (شامل مواردی نظیر ریتم یا ضرباهنگ های نت ها و میزان بندی آنها ، گام ها و علامتهای تغییر دهنده نت ها (دیز، بمل و بکارها) ، لگاتوها و دِتاشه ها، استکاتو ها و …) برای مثال، در یک قطعه مانند کنسرتو ویولن چایکوفسکی، ویولن سولو، ازمیزان ۲۰ بعد از مقدمه (moderato assai) تا میزان ۳۷ دارای هشتاد علامت تغییر دهنده نت می باشد.

ب- نوانس ها ( شامل کرشندو ها، پیانو فورته ها، اکسان ها و …)

با این روش می توانیم میزان تکمیل اثر را در ذهنمان چک کنیم و مواردی که نیاز به تمرین مجدد دارند را کاملأ شناسایی کنیم.

تعطیلی برنامه های موسیقی به دلیل شیوع کرونا

لغو مجدد کلیه فعالیت های هنری در سراسر کشور، طی اطلاعیه جدیدی از وزارت ارشاد تا یک هفته دیگر اعلام شد. در پی شیوع ویروس کرونا و جهت پیشگیری از گسترش آن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در توافق و تصمیم مشترک با وزارت بهداشت، طی اطلاعیه ای کلیه کنسرت ها، اجراهای تئاتر، اکران سینمایی و دیگر تجمعات هنری را تا تاریخ جمعه نهم اسفندِ جاری ملغی اعلام و محمد الهیاری، مدیر کل دفتر موسیقی این خبر را رسما ابلاغ کرد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (IX)

او در کتاب خود «موسیقی در گذر از قرنها» داستانی جالب از پادشاه موسیقی شفا بخش استیون هالپرن (۵۲) نقل می کند: «بعد از اتمام یک سمینار در مورد موسیقی نیوایج که در دهه ۷۰ برگزار شده بود من او (استیون هالپرن) را برای صرف شام به خانه ام دعوت کردم و مدت زیادی در باره موسیقی باب روز یعنی نیوایج صحبت کردیم. در آخر من در مورد آلبومش اخیرش (۵۳) از او سوال کردم. یادداشت های او درخلال بروشور آلبوم ادعا می کرد که هر یک از هفت آهنگ این آلبوم برای مدیتیشنی خاص و مخصوص یکی از چاکراهای هفتگانه است. می خواستم بدانم که او از کجا می فهمد که کدام آکورد و چگونه روی چاکرای خاصی تاثیر دارد؟ من او را به این دلیل تحت فشار گذاشتم که فکر می کردم شاید او به معدن طلای اسرار آمیز عرفان (!) دست پیدا کرده است. سرانجام خندید و گفت: همه اینها فقط یک فریب است. نیازی به گفتن نیست که پس از آن، از اینگونه باورها دست برداشتم و رابطه ما همان جا برای همیشه تمام شد.»

از روزهای گذشته…

ارکستر سمفونیک لندن (II)

ارکستر سمفونیک لندن (II)

در اجراهای LSO، فضایی آکنده از روح جوانی در صدای موسیقی وجود دارد که این نیرو در اجراهای ارکستر در آهنگهای ساخته برلیوز (Berlioz) و پروکوفیف (Prokofiev) به خوبی مشاهده می شود. LSO معمولا نوازندگان معروف جهانی داشته، از جمله تک نوازان سازهای بادی، مثل جیمز گالوی (James Galway) فلوت، ژروس- د- پییر (Gervase de Peyer) کلارینت، روژر لرد (Roger Lord) نوازنده ابوا نیز اسیان الیس (Osian Ellis) نوازنده چنگ، جان جئورجیادیس (John Georgiadis) نوازنده ویولن و باری تاکول (Barry Tuckwell) نوازنده هورن.
سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

سلطانی: انسان نمیتواند از حدود “ذاتیت” خود پیش رود

پیمان سلطانی، آهنگ ساز، رهبر ارکستر، نوازنده، منتقد و نویسنده؛ از معدود موسیقی دانانی است که توانسته پیوند مناسبی بین موسیقی و هستی شناسی ایجاد کند. گفته ها و نوشته های فلسفی- موسیقایی او همیشه بحث برانگیز بوده و نگاه او به مدرنیته و نوآوری در موسیقی نیز پرسش های فراوانی را در پی داشته است. وی سال هاست که به تدریس فلسفه ی موسیقی معاصر، مبانی آهنگ سازی قرن بیستم و شناخت مکتب ها، جنبش ها و جریان های موسیقی قرن بیستم مشغول است و از دهه ی هفتاد تا کنون فعالیت و حضوری جدی در معرفی جنبه های ایدئولوژیک و هستی شناسانه ی موسیقی قرن بیستم داشته است.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (III)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (III)

حسین مهرانی، در دیاگرام‌هایی که به تلخیص برای توضیح ساختار دانگی دو گوشه‌ی راک و سفیر (صفیر) راک ترسیم کرده، به اکثر دانگ‌های مورد اشاره در این سلسله گوشه‌ها اشاره کرده است (مهرانی ۱۳۸۹: ۳۷۹). نکات زیر در مورد تحلیل وی حائز توجه است:
شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (I)

از زمان اختراع رادیو و ورود آن به ایران، موسیقی یکی از مهمترین ابزارهایی بوده که می توانست این اختراع جدید را در میان مردم رواج دهد. بدین جهت بود که از همان ابتدا، برنامه های موسیقی در رادیو شکل گرفت. نکته حائز اهمیت در این رابطه این بود که به همان میزان که رواج رادیو در ایران نیازمند برنامه های موسیقی بود، موسیقی آن دوره نیز برای رواج در بین مردم از طریق رادیو نیازمند تغییر و تحولات اساسی بود.
رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال، اسطوره فرانسوی فلوت (III)

رامپال در زمانی که به عنوان سولیست کار خود را ادامه می داد در گروه هایی نیز به نوازندگی می پرداخت در سال ۱۹۴۶ نوازنده ابوا Pierre Pierlot و رامپال Quintette a Vent Francais (کویینتت بادی های فرانسوی) را تاسیس کردند که از گروهی از دوستان موزیسن که در طول جنگ کار میکردند تشکیل شده بود: Rampal و Pierlot و نوازنده کلارینت، Jacques Lancelot باسونیست Paul Hongne, و نوازنده هورن Gilbert Coursier.
نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت دوم

نگاهی به موسیقی Jazz در آذربایجان ، قسمت دوم

واقف مصطفی زاده در اواخر دهه ۶۰ اولین مفسر مقام جز (jazz mugam) به شمار میرود. البته واضح است که قبل از او بسیاری از موسیقی دانان به شباهت بین این دو نوع موسیقی پی برده بودند و بر پایه آن آثاری به وجود آورده بودند
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VIII)

چهارشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۱ هفتمین جلسه‌ی کارگاه نقد موسیقی با تصمیم‌گیری درباره‌ی تداوم فعالیت کارگاه برای ۸ جلسه‌ی دیگر، و مروری بر چند نکته در تکمیل بحث هفته‌ی گذشته، آغاز شد و با درسی با عنوان «مسایل عملی نقد موسیقی (۲)» ادامه یافت.
خوزه مونسراته فلیسیانو (II)

خوزه مونسراته فلیسیانو (II)

در ادامه مطلب قبل راجع به خوزه مونسراته فلیسیانو (Jose Feliciano) باید اضافه کرد که وی در مجموع توانسته است که تا کنون شش Grammy Award را نصیب خود کند، این جوایز را دو بار در سال ۱۹۶۸ و مابقی را در سالهای ۱۹۸۴، ۱۹۸۶، ۱۹۸۹ و ۱۹۹۰ بدست آورد.
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VII)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (VII)

صداقت‌کیش ادامه داد: پس مشکلات ما در این جا دو چندان است، به علاوه یک پیچیدگی کوچک دیگر. خود موسیقی در درام به مفهوم نمایش، بخشی از آن متن‌های دوم می‌شود. یعنی اگر متن اول را متن اصلی ی نمایشنامه در نظر بگیریم و معتقد باشیم مثلا دکوراسیون صحنه یا مکث‌های خاص یک بازیگر یا رنگ صدای خاصش یا بلندی و کوتاهی صدای او یا نکاتی در نمایش که اشاره شده است ولی نمی‌تواند در متن بالفعل شود و حتما باید روی صحنه بالفعل شود، جزئی از متن‌های دومند، چرا موسیقی بخشی از متن‌های دوم نباشد؟ موسیقی همراه درام بخشی از همان چیزی‌هایی است که شما نمی‌توانید در خود متن ببینیدشان. دشواری دو چندان این جاست که ما با چیزی سر و کار داریم که هم باید بخشی از متن‌های دوم و بخشی از دیده نشده‌های یک درام را شبیه‌سازی کند و هم خودش بخشی از آن شبیه‌سازی باشد و این وضعیتی پیچیده ایجاد می‌کند.
هیتلر و موسیقی

هیتلر و موسیقی

باخ، بتهوون، برامس، واگنر و هندل به عنوان سمبولهای برتری نژاد آریا در موسیقی از دید نازیها بودند. از ایده های اصلی هیتلر آن بود که در هر زمینه ممکن حتی هنر (موسیقی، نقاشی و…) برتری نژادی آنها باید به رخ مردم جهان کشیده شود.