بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و ششم)

روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
۳٫۲ ـ آثار تنظیم شده از استاد علینقی وزیری
در تاریخ همداستانی عاطفی انسانها که برای امروزیها امری کمابیش فیصله یافته و مختوم محسوب میگردد، نادر دوستی هائی هم یافت میشوند که تنها بر ارزشهای سطحی زمانه مبتنی نبوده اند.

آنگونه دوستی که حافظ در بیتِ زیر به آن اشاره دارد:
از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن
از دوستان جائی مشکل بود بریدن

و یا نیچه، متفکر مشهور آلمان در موردش گفته است:
«هیچ چیز قادر به تخریبِ دوستی نیست، حتّی زرتشت»

توفیقی است الهی که هر کسی را سعادتِ دستیابی به آن نیست. چه بسیارند انسانهایی که می آیند و می روند و در تمام عمرشان حتّی برای لحظاتی چند، طعم بهشتی چنین پیوندی عاطفی را نچشیده و به این اعتبار عمری تنها میمانند و دوستی را هم فقط رابطه ای براساس منافع مشترک و مبتنی بر ضدِّ ارزشهای زمانه میپندارند و دیگر هیچ. همانگونه که خالقی از قول وزیری نوشته: دوستی بهانه ای بیش نیست که به آن وسیله با هم آمیزش کنند و مقاصدِ اجتماعی خویش را برآورند. (ص ۳۲، جلدِ ۲، سرگذشتِ موسیقی ایران).

آیا حق نیست که حرمتِ لغتِ شریف دوستی را پاس داریم و چنین روابطی را همزیستی یکدگرخواران بنامیم؟ اما همین صراحتِ لهجه وزیری و شخصیتِ محکم او بود که در کنار ذوق سرشار، خالقی جوان را شدیداً مجذوبِ او نمود.

مبنای آشنایی و نزدیکی روحی خالقی با وزیری تنها تصادف روزگار و علائق مشترک نبود. استاد مرتضی خان نی داود، حاج علی اکبر خان شهنازی و درویش خان هم در آن سالها به آموزش موسیقی معروف و حتّی مشهورتر و جاافتاده تر از وزیری محسوب می شدند.

شاید اگر سرنوشت خالقی را با وزیری آشنا نساخته بود و او نزدِ یکی از اساتید فوق تعلیم یافته بود، موسیقی معاصر ایران به داشتن آهنگساز، نوازندهِ چیره دست و استادِ دیگری چون خودِ آن بزرگان مباهات میکرد امّا بدون تردید به دارا بودن خالقی هرگز مفتخر نمی بود.

از جانبِ دیگر نباید فراموش کرد که خالقی هم یگانه شاگردِ وزیری نبود؛ استاد شاگردان بسیاری داشت امّا کدامشان خالقی شدند؟ میراثِ او و نوآوریهایش در متن سنّتِ دیرینه، خود پاسخگوی این سوال است.

دوستی میان خالقی و وزیری نه رابطه ای بود صِرفاً شاگرد و استادی و نه دنباله روی صِرف از نوع مرید و مرادی. استقلال شخصیتی خالقی مخصوصاً در دورانی که احترام به استاد به معنی پیروی تام و تمام از سبک و منویّات او بود، حائز اهمیت بسیار است. بویژه آنکه خالقی در تجلیل صادقانه از استادش، با توجّه به انگشت شمار بودن تعدادِ آثار قلمی او، کتابی را تمام و کمال به او اختصاص داده است.

این رابطه هر چه که بود از جنبهِ عاطفی و روحی عمیقی برخوردار بود و قبل از هر چیز به نحو بارزی خالصانه و صادقانه جلوه می نمود. از این دیدگاه جلدِ دوم کتابِ سرگذشت موسیقی ایران را میتوان با توجه به فضای عاطفی آن (ماجرای یک دوستی) نامید. «ما» در زبان عربی یعنی (آنچه) و «جرا» فعل ماضی از مصدر «جرّ» به معنای (روی دادن) است.

ماجرا یعنی آنچه که رخ داد. اما قلمرو این رویداد کجاست؟ در نامحدودترین سرزمین جهان یعنی سرزمین روح انسان. ثمرهِ چنین دوستی هائی همواره درختی است تنومند و پر بار. این باروری و تناوری را میتوان در دیوان غزلیاتِ شمس یا در میراثِ هنری و نوشتاری خالقی بازیافت.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آلبوم «انگاره‌ها»؛ به‌آهنگ‌سازی و نوازندگیِ مهران بدخشان منتشر شد

این اثر که نخستین آلبوم مهران بدخشان به‌عنوان آهنگ‌ساز و نوازنده است؛ شامل مجموعه‌ای از قطعات پیانوییِ آهنگ‌ساز است که تحتِ عناوین پرلود در می‌بمل مینور، واریاسیون‌ بر روی تمی عاشقانه، شش‌قطعه کوتاه برای پیانو، دو قطعه تغزلی، امپرومتو و سونات پیانو شماره ۱ (در دو موومان) عرضه شده‌است.

تاریخ مختصر موسیقی ایران، پیش از اسلام تا صفویه (IV)

در این دوره وضعیت موسیقیدانان بسیار بهتر شد. خسرو پرویز بزم ها و مجالس بسیاری داشت. در حجاری طاق بستان در کرمانشاه یک شکار به تصویر کشیده شده که تعداد زیادی چنگ، موسیقار، دف های چهارگوش، شیپور، نی، سازهای کوبه ای و یک نفر در حال دست زدن را نشان می دهد. چنگ های مثلث و افقی در این دوره بسیار رایج بوده است.

از روزهای گذشته…

پدر

پدر

پاول آنکا همواره جزو خوانندگان و ترانه سرایانی بوده است که در اشعار خود به موضوعات انسانی و خانوادگی پرداخته و هرگز از ارزشهای واقعی زندگی، عشق میان والدین و فرزندان و روابط زیبای انسانی دور نبوده است. ترانه زیبای پدر (Papa) یکی از آثار زیبای او درباره ارزش عشق و محبت در خانواده و سرنوشت محتوم تمام انسانها است که به جدایی از عزیزان می انجامد و در نهایت آنچه باقی میماند یادگارهای عاطفی، خاطرات و درسهای زندگی هستند.
شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

شب سنتی ایرانی – شب صمیمیت و مراقبه

آهنگسازان غربی همواره برانند که اجراهای خود را با تکیه بر ضوابط خاص مربوط به نتها، حرکات و ضربها به یادماندنی گردانند. باستثنای تکنوازیها، نوشتن موسیقی بشکل انفرادی شیوه مرسومی برای این آهنگسازان بشمار نمی آید. در موسیقی سنتی ایرانی اما موزیسینها همچون نوازنده گان جاز بداهه می نوازند البته تنها پس ازسالها مطالعه و ممارست رپرتوارهای تثبیت شده.
ویلنسل (XII)

ویلنسل (XII)

ویولنسل یکی از اعضای ترکیب سنتی کوارت های زهی و همچنین کوینتت ها، سکستت ها و تریوهای زهی و دیگر ترکیب های آنسامبل است. قطعاتی برای هم نوازی دو، سه، چهار یا شمار بیشتری ویولنسل نیز نوشته شده که به سبک از آنسامبل «کر ویولنسل» هم گفته می شود. صدای چنین آنسامبلی را می توان با مقدمه اوورتور اپرای ویلیام تل اثر روسینی و یا صحنه Zaccharias’ prayer از اپرای نابوکو اثر وردی همانند دانست.
نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (I)

نگاهی به آلبوم و کنسرت «به زمین و آفتاب» (I)

مدتی است که از اجرای کنسرت “به زمین و آفتاب” ساخته دکتر سعید شریفیان و همینطور انتشار این اثر می گذرد. شنونده آشنا با موسیقی با مرور آثار این آهنگساز به خوبی درمی یابد که او هرگز در یک جا نمانده است و با استفاده از مد گردی های مختلف در دستگاه های موسیقی ایرانی و نیز استفاده از تکنیک های روز موسیقی دنیا، فضای موسیقی گذشتگان را با دانش خود درنوردیده و با شکستن قواعد پذیرفته شده، چه در موسیقی کلاسیک غربی و چه در موسیقی دستگاهی ایران، علاوه بر تاکید این نکته که «ذات هنر عدم سکون و حرکت به سوی کشف ناشناخته هاست»، با رویکردی مدرن آثاری بسیار منحصر بفرد را بوجود آورده است و این به معنای رسیدن به سطحی عالی در توانایی هنری است.
درباره آلبوم «باد و گندم زارها» (II)

درباره آلبوم «باد و گندم زارها» (II)

دسته سوم آثار فاخری است که نه در حدی از پیچیدگی است که شنونده خردسال را از شنیدن موسیقی زده کند و نه به حدی سطحی است که ذهن کودک را منجمد و تنبل کند. نمونه های این نوع موسیقی در موسیقی کلاسیک غرب نیز وجود دارد، اپرای پیتر و گرگ ساخته سرگئی پروکوفیف و راهنمای ارکستر برای جوانان مشهورترین این آثار هستند، نمونه های ایرانی این نوع موسیقی را نیز می توان در آثاری همچون «اپرای پردیس و پریس» ساخته لوریس چکنواریان، «اپرای مانا و مانی» ساخته حسین دهلوی، «رنگین کمون» ساخته ثمین باغچه بان، «بابا برفی» ساخته احمد پژمان، «پسرک چشم آبی» ساخته کامبیز روشن روان،‌ «باد و گندم زارها» اثر حامد پورساعی اشاره کرد. (هرچند بعضی از این آثار در زمینه کلام دچار همان کاستی هایی هستند که در ابتدای نوشته به آن اشاره شد)» (۱)
دستانم یاریم نمی کنند (II)

دستانم یاریم نمی کنند (II)

همان طور که در شماره قبل این مقاله ذکر شد، درمان عارضه کرامپ نویسندگان (نوازندگان) ناامید کننده است. با این وجود شیوه های درمانی اندکی وجود دارد که البته بسیار به طول می انجامد. حداقل به اندازه عمر بوجود آمدن این بیماری! نزدیک به ۵% از مبتلایان به عارضه کرامپ نویسندگان به خودی خود درمان می شوند که البته در ۵ سال اول نیز می تواند عود کند. از راههای درمان این عارضه میتوان به استفاده از تحریک الکتریکی عصب (TENS) در عضلات خم کننده ساعد نام برد که در دوره زمانهای ۲ هفته ای صورت می گیرد و سبب تقویت هماهنگی عضلات تا مدت ۳ هفته بعد از درمان می شود؛ بنا براین یک درمان موقتی است.
تاخیر در اجرای کنسرتهای استونز

تاخیر در اجرای کنسرتهای استونز

ستاره های افسانه ای موسیقی راک گروه رولینگ استونز برنامه اجراهای زنده خود در کشورهای اسپانیا، بلژیک، روسیه، فرانسه و ایتالیا را تغییر می دهند. قرار است تور “A Bigger Bang” در جولای از سر گرفته شود.
زوج هنری باربیرولی (III)

زوج هنری باربیرولی (III)

بنجامین بریتن (Benjamin Britten)، آهنگساز و پیانیست انگلیسی، سه سال از ایولین جوانتر و او نیز هنرجوی همان کالج بود، بریتن از ایولین خواست تا بعضی از آثار وی را که برای ابوا ساخته بود بنوازد. خانم ایولین حرفه خود را با حضور در ارکستر خیابان دوری (Dury) آغاز نموده بود.
بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (III)

بچه‌ها بیایید به موسیقی فکر کنیم… (III)

آموختن دستگاه‌ها از شناسایی نام‌ها آغاز می‌شود. گوینده نام‌ها را یک به یک می‌گوید و سپس مانند قبل، با پرسش‌هایی به بچه‌ها کمک می‌کند یادگیری خود را بیازمایند. جالب این است که نام‌های نادرست دستگاه‌ها همگی نام‌‌هایی است که در کاربردهای دیگر درست است؛ مانند: ابوموسی، هما و … در شیار ۸ اشارات کوتاهی به فرم در موسیقی دیده می‌شود.
ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

برای کنسرتو زدن و سولیست بودن باید نوازنده‌ای توانا بود. من بعد از اجرای کنسرتو ویولون بتهوون، پشت دستم را داغ کردم که دیگر کنسرتو نزنم! چرا که در آن اجرا از لحاظ روانی به من فشار زیادی وارد شد.