فلیپ جاروسکی، مردی با صدای زنانه (II)

وقتی در قرن هفدهم بر اساس قوانین اجتماعی حضور زنان بر روی صحنه در کشورهایی که پاپ بر آن ها فرمانبرداری می کرد ممنوع اعلام شد، کاستراتو ها به هنر نوپای اپرا روی آوردند. آنها اغلب نقش های مرد و گاهی نیز نقش های زن را اجرا می کردند، درست مثل پسربچه هایی که در زمان الیزابت نقش های زن نمایش ها را به عهده می گرفتند. تا قرن هجدهم، درصد زیادی از خواننده های مرد اپرا کاستراتو بودند.

امروزه بسیاری از کنتر تنورها معتقدند که کاستراتو، استانداردی طلایی است که نمی توان به پای آن رسید. پیش از همه چیز، ویژگی های هورمونی کاستراتو ها امتیاز ویژه ای به صدای آنها می داد. روپرت کریستینسن (Rupert Christiansen) مورخ اپرا می گوید که «قفسه سینه آنها کاملا بزرگ است، درست مانند جوجه های ماشینی و آنها نیازی به نفس کشیدن ندارند.» این ظرفیت ریه ها باعث می شد که صدای این خواننده ها از صدای خواننده های زن یا صدای پسر بچه ها قوی تر باشد.

در عین حال تارهای صوتی آنها که به اندازه تارهای صوتی یک کودک باقی مانده بودند، این توانایی را به آنها می داد که دامنه های بالا و پایین صدا را با سرعت و چابکی گیج کننده ای بخوانند. چارلز برنی (Charles Burney) موسیقی شناس قرن هجدهم درباره رقابتی بین فارینلی جوان و یک نوازنده ترومپت آلمانی بر سر قدرت ریه هایشان توضیح می دهد (البته احتمال اینکه این داستان جعلی باشد هم وجود دارد.) گفته می شود که در این رقابت فارینلی «با بالا خواندن و تحریر زدن نت ها و همچنین با خواندن سریع ترین و دشوار ترین دیویژن ها (divisions)» توانست رقیبش را شکست دهد و «تنها تشویق های پیاپی تماشاچیان توانست خواندن او را متوقف کند.»

کاستراتو های برجسته، ستارگان معروف قرن هجدهم بودند. می گویند که یک بار وقتی فارینلی که صدایش تقریبا سه اکتاو را پوشش می داد، بر روی صحنه رفت، یک بانوی انگلیسی فریاد زده که «خدا یکی، فارینلی هم یکی!» و دیگران نیز از خود بی خود شدند. دستمزد او برای یک فصل لندن ۲۰۰۰ گینه بوده است!

البته او انعام بسیار زیادی هم از طرفداران ثروتمندش به دست می آورد که روی هم رفته به اندازه ۱ میلیون دلار امروز ارزش داشت. جاروسکی که آلبومی از آوازهای کارستینی (Carestini) ضبط کرده است، اعتراف می کند که «نسبت به کاستراتو ها احساس ترحم زیادی دارد.» آنها اغلب از خانواده های فقیر بودند و پدر و مادرشان آنها را مانند برده ها می فروختند.

«انگار نوعی هیستری در این باره وجود داشت. آنها مانند خدایانی بر روی صحنه بودند اما در عوض در جامعه وجود خارجی نداشتند. کاستراتو ها حق نداشتند ازدواج کنند اما به دلیل عقیم بودن معشوقه های ایده آلی بودند و زمانی که صدایشان را از دست می دادند، دیگر همه چیزشان از دست می رفت و البته هزاران کودک قربانی می شدند تا کودکی با صدای زیبا از میانشان انتخاب شود!»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.