بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت بیست و نهم)

روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
روح الله خالقی (۱۲۸۵ - ۱۳۴۴)
در «وزیری نامه» شرح این آثار و بیان تأثیر ژرفِ آنها و نفوذشان در عمیقترین زوایای روح خالقی به گونه ای است که برتر از آن میسر نیست. بدین اعتبار اگر گفته شود که او این آهنگها را کمتر از آثار خویش دوست نداشت، سخنی به گزاف گفته نشده است. ارزشی که او برای تابلو موزیکال های وزیری مثل «نیمشب» یا آهنگهائی چون «خریدار تو» و «دلتنگ» قائل بود، بی تردید بیش از بسیاری از کارهای خودش بود اما غرض از ذکر این مطلب چیست؟ او بارها بر این نکته تأکید کرده است که آثار وزیری را همه کس درک نمیکند.

حق دارد، زیرا این آثار با ذوق و سلیقهِ عمومی که بنده و بردهِ عادت است منافات دارد؛ چرا؟ زیرا کار وزیری هر چه بود، گامی بود بر خلاف آمد عادت، چون که از آغاز او را بر این عقیده بود که:
از خلاف آمدِ عادت به طلب کام که من، کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

تفکری که خود یکی از عوامل عمده کشش خالقی بسوی او بود. اکنون پرسش آن است که تنظیم های خالقی تا چه حد بر جریان فوق موثر بوده و آیا خالقی بر آن بوده که با تغییرات و یا افزودن قطعاتی، آنگونه که در موردِ تقریباً تمام آثار عارف عمل کرده، آنها را تا حدّی مردم پسند سازد؟

آیا آثار وزیری واقعاً همانهاست که بوسیله خالقی و عمدتاً در برنامه های گلها، ارائه شده یا مانند آهنگهای عارف از تفاوتی چشمگیر با آنها برخوردار است؟ هیچ تنظیم کننده ای نمی تواند آثاری را که آنقدر با تن و جانش پیوند دارند، بدون دستکاری و دخالت امیال خویش اجرا نماید. از این دیدگاه، این احتمال ناممکن نیست که ذوق سلیم خالقی، در پردازش آثار وزیری هم نقش مهم و موثری ایفا کرده باشد.

با توجّه به اینکه اجراهای قبلی از این آثار در دست نیست نمیتوان در این مورد به پاسخی قطعی رسید البته صفحاتی با تار وزیری ضبط شده بود ولی نه آثاری که اینجا منظور نظرند. آنها به گفتهِ خالقی در صفحهِ ۲۵۶ از جلدِ دوّم کتابش «از نوع موسیقی عالی وزیری نبود و بیشتر ذوق توده در آنها رعایت شده بود».

نکته دیگر آنکه تنظیم کلیه آثار ارکستری وزیری، یکی از آمال دیرینه خالقی بود ولی چرا این آرزو در یک دوره سی ساله به خود جامه عمل نپوشید؟ پاسخ این سوال به نحوی ساده اما رقت بار، در دومین جلد از کتاب خالقی در صفحات ۱۱۴ و ۱۱۵ تحت عنوان موسیقی وزیری آمده است.

او برای تحقق این منظور به ارکستری نیاز داشت که از حداقل توانائی لازم برخوردار باشد. آیا در ده سالی که از عمرش باقی بود، توانست تا حدی به آنچه میخواست دست یابد یا اینکه باید با او همصدا شویم و بگوئیم: این مملکت جای این کارها نیست؟

آنچه که بر گفتهِ خالقی مهر تایید میزند بی مهری ارباب هنر به آثار وزیری در نیم قرن اخیر است.

آیا براستی جای تأسف نیست که پس از حدود ۷۵ سال از پیدایش آثار او و علیرغم ظهور صدها آهنگساز و گروهِ نوازنده، هنوز مجموعه ای مدون از آثار این متفکر موسیقی معاصر ما در دست نیست؟

این در حالی است که طی این مدت هزاران آهنگ و آواز سطحی و تکراری که هیچ مایه ای از نبوغ در آنها دیده نمیشود، از دکانداران هنر روانه بازار شده و با حضور خویش، مقام آسمانی هنر موسیقی را به ناشران و قلم بدستان از برکتِ نام امثال وزیری بهره ها گرفته اند، اما چگونه است که مهمترین جنبه کار یعنی فهرستی دقیق، روشن و جامع از آثار موسیقی او در دست نیست.

برخی حتی تا آنجا پیش میروند که نام فصلی از اثر خود را فهرست آثار وزیری مینامند اما خواننده زود در میابد که منظورشان آثار نوشتاری است؛ مثل دستور تار.

البته منظور از فهرست آثار، رونویسی نام آهنگها از کتابِ خالقی یا دیگران نیست که این ا هر کسی میتواند. دست کم باید مشخص شود هر اثر چند بار، با چه ارکسترهائی اجرا و بوسیله چه کسانی تنظیم شده و آدرس و مشخصاتِ برنامه، مثلاً شمارهِ برنامه گلهای مربوطه کدام است.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

نامه سرگشاده سازگران میراث فرهنگی

نامه سرگشاده سازگران میراث فرهنگی

در رژیم گذشته مکانی در مسیر فرودگاه مهرآباد ساخته شد که در آنجا مسافران میتوانستند در هنگام ورود و خروج از ایران (یا شهر تهران) با خرید صنایع دستی با فرهنگ کهن ایران آشنا شوند. یکی از مهمترین قسمتهای این سازمان بخش ساز سازی آن بود. این سازمان همچنان به فعالیت خود مشفول است ولی به تازگی قسمت ساز سازی آن تعطیل شده است. در این مقاله نامه سرگشاده کارمندان این سازمان را میخوانید.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIII)

در این شعبه اول سازهای بادی و کوبه ای نظامی، همراه با تئوری مقدماتی موسیقی اروپایی و خط نت نگاری فرنگی برای مقاصد موزیک نظام تدریس می شد. (درویش خان هم در عنفوان جوانی در این مدرسه نواختن طبل و نت نگاری را یادگرفت). اما… بعد از اینکه شاگردان ایرانی از این مدرسه فارغ التحصیل و بعد صاحب اسم و رسم (سالار و سرهنگ و تیمسار) شدند، با اطلاع و شناخت از موسیقی به زعم ایشان پیش رفته و «علمی» فرنگی (که تئوری تدوین شده داشت) و البته با در نظر گرفتن جو فرهنگی آن زمان (همگام بودن آزادی خواهی و مشروطه طلبی با تجدد خواهی و فرنگی مابی) بر آن شدند که در خدمت به فرهنگ ایران در راستای تجدد طلبی موسیقی «عقب مانده» را به کلی کنار گذارند.
دهمین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتمان ضرب اصول»

دهمین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتمان ضرب اصول»

دهمین جلسه از سلسله نشست‌های «گفتمان ضرب اصول» با موضوع «نقد و بررسی فعالیت‌های موسیقی فرهنگسرای ارسباران» روز سه شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۶ از ساعت ۱۸ در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد. در این نشست که با حضور شهرام صارمی (نوازنده کمانچه و مدیر فعالیت‌های موسیقی فرهنگسرای ارسباران)، آرش نصیری (مجری و طراح مسابقه هزار صدا)، علی شیرازی (مجری و طراح برنامه آئین آواز) برگزار خواهد شد فعالیت های ۱۶ ساله فرهنگسرای ارسباران (۱۳۹۶-۱۳۸۰) نقد و بررسی خواهد شد. رضا مهدوی (نوازنده سنتور و موسیقیدان) به عنوان کارشناس و مجری این نشست حضور خواهد داشت.
متنوع و پر شتاب (I)

متنوع و پر شتاب (I)

نوشته ای که پیش رو دارید نقدی است بر آلبوم «آخرین لبخند تو»به آهنگسازی بهداد بهرامی و نوازندگی رضا تاجبخش که به قلم بهرنگ قدرتی در اختیار ژرونال گفتگوی هارمونیک قرار گرفته است. این آلبوم به صورت اینترنتی منتشر شده است و از این لینک قابل دسترس است.
گفتگو با آن سوفی موتر (III)

گفتگو با آن سوفی موتر (III)

گاهی حتی نت ها نیز متفاوتند. مشکل فقط تریل، تزیینات و دینامیک کار نیست بلکه جمله بندی را نیز باید در نظر گرفت. پس ما همه ابزار ها را در دست داریم اما نباید فکر کنیم که راه آسان را پیدا کرده ایم. منظورم از ابزار ها همچنین سی دی هایی است که عرضه شده اند. با کمک این سی دی ها می توانیم نتیجه کار موزیسین ها را که از کار گذشتگان نیز تأثیر گرفته اند دریابیم. یافتن دیدگاه خود در بررسی یک قطعه خیلی هیجان انگیز است، مخصوصا وقتی که ویژگی های سبک دوره ای که آثارش را بررسی می کنیم نیز در نظر داشته باشیم.
مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

مروری بر آلبوم «کنسرتوها»

آغاز راه، در رجز، هنگامی‌که نرم‌ نرمک اتمسفر چهارگاه از ابهام چند نغمه‌ی اولیه به در می‌آید و بر همه‌جا تسلط می‌یابد هراس نیز همراه آن گسترده می‌شود که مبادا آهنگساز برای بازآفرینی رویارویی جمع و فرد یا نبرد گلادیاتوری‌اش (۱) راه دَمِ دست را برگزیده باشد. از یک‌سو برای ساختن تضادهای پیش‌برنده‌ی یک کنسرتو به سراغ گنجینه‌ی همیشه حاضر و آماده‌ی هویت‌نمای دستگاه‌ها رفته و ماده‌ی خامشان را بی پردازشی در برابر فضای ناآشنا بگذارد و از سوی دیگر بار عاطفی نام «رجز» و کارکردش در جنگ (یا جنگ نمادین؛ تعزیه) را دستاویز تأکید بر شباهت کنسرتو به نبرد کند و تمام.
نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (I)

نقد روش های مرسوم در استفاده از الگوهای تراش صفحات ویولن (I)

کماکان در میان طیف گسترده ای از سازندگان ویولن، شاهد پدیدۀ استفاده از الگوهای آمادۀ تراش صفحات می باشیم. این الگوها امروزه در کیفیت ها و کمیت های متنوع، بصورت مجموعه ای از فرم انحناهای طولی و عرضی قوس صفحات و در انواع چاپی و یا نرم افزاری قابل تهیه می باشند. تهیه کنندگان این الگوها اغلب مدعی اند که الگوبرداری را بواسطۀ ابزارهای دقیق و در مطابقت حداکثری با آثار مرجع (که عموماً از میان آثار ارزشمند دوران طلایی گزینش شده اند) انجام داده اند. لذا برای سازنده این امکان وجود دارد که با استفاده از این الگوها به طرحی کلی از قوس صفحۀ مورد نظر دست پیدا کند. نظر به اینکه این الگوها عموماً بصورت محصولاتی تجاری-تاریخی و دارای خواستگاه اقتصادی و نه الزاماً فنی عرضه می شوند، ضروری است بپرسیم که در اینجا معیارهای دقیق علمی و عملی تا چه اندازه مورد توجه قرار گرفته است و آیا استفاده از اینگونه محصولات بدون در نظر گرفتن معیارهای علمی و به صرف زمینه های تاریخی – که بدون شک در جایگاه مشخص خود ارزشمند است – می تواند به نتیجه ای مطلوب که همان تولید محصولی کامل است منتهی شود؟
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (II)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (II)

بادی گای بلوز مدرن را آفرید، او بدون حذف ذره ای از اصول بنیادین و ریشه های کهن این سبک ، موجبات پیشرفت و توسعه آن را فراهم آورد. هر چند نام گای با “شیکاگو بلوز” عجین شده ، اما سبک نوازندگی او کاملا منحصر بفرد است و دامنه فعالیت هایش بسیار گسترده .
صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (I)

صفحه های علی اکبر شهنازی؛ سیمرغ قله تارنوازی (I)

علی اکبر خان شهنازی فرزند جناب میرزا حسینقلی و بهره مند از تعلیم پدر نسل سوم از خاندان فراهانی در نوازندگی تار است. در مقام اســتادی علی اکبر خان همین بس که در سن ۱۴ سالگی شاگردان پدر را درس می داده و اولین آثار ضبط شده ایشان در سال ۱۳۹۱ ش در سن ۱۵ سالگی بوده که در مصاحبه روز اول اسفندماه ۱۳۵۶ در برنامه گلچین هفته شماره ۱۰۲ به شرح آن پرداخته است. از استاد علی اکبرخان شهنازی مجموعا ۸۱ روی صفحه به ضبط رسیده است.
نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (I)

نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (I)

آنچه را در ادامه می خوانید، تاملی است بر مقاله پیمان سلطانی با عنوان «آهنگ شعر معاصر» که در ژورنال گفتگوی هارمونیک منتشر شده است. مقاله ی اخیر ایشان در مورد آهنگ شعر معاصر باعث شد تا در مورد آن نکاتی را بیان کنم. برای وضوح مطالب و مقاصدم نه تنها به نقل مضمون بلکه به نقل مطلب پیمان سلطانی پرداخته ام.