سان را و فلسفه کیهانی (VI)

سان را (1914 – 1993)
سان را (1914 – 1993)
زندگی در شیکاگو علاوه بر اینکه باعث پیشرفت حرفه ای بلاونت شد، دیدگاه او را نیز تغیر داد. شیکاگو مرکز فعالیت های سیاسی و جریان های حاشیه ای آفریقایی آمریکایی ها بود که در آن مسلمانان و یهودی های سیاهپوست و دیگران به تبلیغات مذهبی، بحث و گفتگو، پخش جزوه ها و کتاب مشغول بودند.

بلاونت جذب تمامی این جریان ها شد و تحت تأثیر ساختمان های این شهر که به سبک مصر باستان ساخته شده بودند قرار گرفت. او کتاب هایی مانند Stolen Legacy (میراث دزدیده شده) از جورج جیمز (George G.M. James) را می خواند و قانع شده بود که دست یافته ها و تاریخ آفریقا توسط فرهنگ اروپایی عمدا سرکوب و رد شده است. (در واقع آنچه در این کتاب مطرح شده بود این بود که فلسفه یونان باستان اصالتا در مصر باستان ریشه دارد.)

بلاونت در سال ۱۹۵۲ گروه سه نفره Space را با تامی باگز هانتر (Tommy “Bugs” Hunter)، درامر و پت پاتریک ( Pat Patrick)، ساکسیفونیست، راه انداخت. این دو از موفق ترین موزیسین هایی بودند که او می شناخت. آنها مرتبا برنامه اجرا می کردند. سان را نیز در این زمان به ساخت آهنگ های پیشرفته تر روی آورد.

بلاونت در ۲۰ اکتبر سال ۱۹۵۲ نامش را به طور قانونی به Le Sony’r Ra تغییر داد. او می گفت که هیچ وقت از نام بلاونت خوشش نمی آمده و احساس می کرده که این نام نشان خانواده ای است که برده بوده است و او عضوی از آن خانواده نیست. یکی از منتقدان بر این باور است که این تغییر نام شبیه تغییر نام «ملکولم ایکس و محمد علی و… است که در فرایند دستیابی به خودآگاهی و عزت نفس نام های بردگی خود را عوض کردند.»

پاتریک گروه را ترک کرد و با همسر جدیدش به فلوریدا رفت. پس از آن جان گیلمور (John Gilmore) نوازنده ساکسیفون تنور، دوست پاتریک، به گروه پیوست و مارشال آلن (Marshall Allen) نوازنده ساکسیفون آلتو نیز به آنها پیوست. پاتریک تا زمان مرگش مدام به گروه می پیوست و از آن جدا می شد اما آلن و گیلمور که هر دو توانستند تحسین منتقدان را به استعداد خود جلب کنند، وفادارترین عضوهای آرکسترا بودند.

جیمز اسپالدینگ (James Spaulding)، نوازنده ساکسیفون، جولیان پریستر (Julian Priester)، نوازنده ترومبون، نیز با آرکسترا در شیکاگو قطعاتی را ضبط کردند و سپس هر دو در حرفه خود افراد موفقی شدند. فون فریمن (Von Freeman)، تنوریست اهل شیکاگو، نیز در اویل دهه ۵۰ کار کوتاهی را با این گروه ضبط کرد.

بلاونت در شیکاگو با آلتون آبراهام (Alton Abraham) آشنا شد که نوجوانی بسیار باهوش بود و به بزرگترین حامی آرکسترا و یکی از صمیمی ترین دوستان بلاونت تبدیل شد. هر دوی آنها احساس غریبگی می کردند و به مسائل رمز آلود علاقه داشتند. نقاط قوت آبراهام نقطه ضعف های سان را را می پوشاند: اگرچه سان را در اداره گروه با نظم و ترتیب بود اما درون گرا بود و شم اقتصادی خوبی نداشت (که این خصوصیت او بر کل کارحرفه ای اش سایه افکنده بود)؛ در عوض آبراهام فردی خونسرد، با ارتباطات خوب و عمل گرا بود.

هر چند آبراهام نوجوانی بیش نبود اما در نهایت مدیریت تجاری برنامه های سان را عملا در دست گرفت: او رزرو زمان های کنسرت گروه و پیشنهاد موزیسین برای آرکسترا را بر عهده داشت. از دیگر فعالیت های او می توان به افزودن چندین قطعه پاپ به رپرتوار گروه نیز اشاره نمود. سان را، آبراهام و چند نفر دیگر یک گروه کتاب خوانی به راه انداختند تا به تبادل عقیده های خود بپردازند و درباره موضوعات عجیبی که ذهنشن را مشغول می کرد به بحث بنشینند.

این گروه تعدادی کتابچه ورقه هایی از نتایج بحث ها و ایده های خود را منتشر کردند که برخی از آنها توسط جان کوربت و آنتونی المز با عنوان The Wisdom of Sun Ra: Sun Ra’s Polemical Broadsheets and Streetcorner Leaflets در سال ۲۰۰۶ چاپ شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

اطلاعیه اول مسابقه کشوری گیتار جَز-بلوز (پاییز۸۷)

اطلاعیه اول مسابقه کشوری گیتار جَز-بلوز (پاییز۸۷)

برای نخستین بار در ایران مسابقه کشوری نوازندگی گیتار جز و بلوز در پاییز ۱۳۸۷ برگزار می شود؛ این مسابقات در دو رشته ” لید گیتار ” و ” بیس گیتار ” اجرا خواهد شد.

دو خبر از دنیای موسیقی

در خبرها داشتیم که تام جونز در سال نو میلادی از ملکه الیزابت لقب اشرافی شوالیه دریافت خواهد کرد و همچنین بر اساس نظرسنجی رادیوی ویرجین ترانه Imagine از جان لنون محبوبترین ترانه در انگلستان است.
صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (IV)

صبا؛ نسیم دگرگونی‌ها (IV)

آفرینش گوشه‌های جدید البته کمتر از آفرینش یک دستگاه جدید خارج از حوزه‌ی آفرینش هنری قرار دارد و شواهدی اندک از چنین فعالیتی در تاریخ موسیقی ما باقی مانده است. برای مثال گوشه‌ای هست که به نام «محمد صادق‌ خان» (سرورالملک) ثبت شده است؛ یا در مورد افزوده شدن «گرایلی شستی» توسط آقاحسینقلی روایت‌هایی نقل می‌شود.
حنانه از زبان ملاح (III)

حنانه از زبان ملاح (III)

در ایتالیا بود که حنانه به بررسی و مطالعهء آثار موسیقی قبلی خود پرداخت، به‏ تندروی‏ها و کجروی‏های خود به دید انتقاد نگریست، این انتقاد از خود بدانجا انجامید که دریافت اگر بخواهد برای موسیقی کشورش هنرمندی مفید باشد، از طریق ابداع‏ آثاری به شیوهء موسیقی غربی نخواهد بود، پس نخست باید موسیقی میهنش را از دیدگاه علمی و سنتی و عملی بشناسد، آنگاه با معرفت کامل، تم‏ها و موتیف‏های زیبای‏ آن را با تکنیک موسیقی غربی و یا نوعی تکنیک ابداعی که سازگار با روح موسیقی‏ ایرانی است بیاراید و اثری بیافریند که هم مطلوب هم میهنانش باشد و هم بیگانگان را به‏ مطالعه وادار کند.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت ششم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت ششم)

در هر حال وزیری قطعات بسیاری از جمله سمفونی نفت، بندباز، تصنیف هایی برای آواز و پیانو و … را به شیوه ی دوصدایی (diaphonic) و چندصدایی ساخته بود که در بسیاری از آن ها تأکید بسیاری بر تعدیل و تامپره کردن موسیقی ایرانی رفته بود. وزیری در موسیقی خود گامی با بیست و چهار ربع پرده به وجود آورد و با خارج کردن فواصل از حالت طبیعی خود، آن ربع پرده ها را مساوی فرض می نمود. با وجود این که بر اساس اصول و متدولوژی علمی موسیقی شناسی، انطباق فواصل تیِرس در هارمونی غربی با موسیقی ایرانی به همان صورتی که با اصول آکوستیکی حاکم بر موسیقی غربی سازگار بود، به دلیل نسبت ها، فواصل خاص و فونکسیون های اصوات تشکیل دهنده ی موسیقی ایرانی، منتفی می گردد.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (III)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (III)

ماکت آلبوم «چنگ و سرود» سهیل نفیسی، با آنچه از این آلبوم دیده‌اید زمین تا آسمان فرق می‌کند. سهیل می‌خواست تنظیم‌هایی روی قطعات انجام دهد و نظر من این بود که برجستگی کار سهیل کماکان به بیان شعر است. سهیل یک نقال شعر سفید خوب است و اگر قرار باشد نقالی و خنیاگری‌اش را در سازبندی زیاد داشته باشد، بازی بهم می‌خورد و می‌شود موسیقی پاپ معمولی. تعریف پاپ برای من موسیقی‌ای است که تاریخ مصرف دارد. یک اثر پاپ، امروز خیلی هیجان‌انگیز است و آن را می‌خریم ولی شاید دو سال دیگر آن موسیقی را دیگر گوش نکنیم.
کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VI)

کاربرد نظریه آشوب در آهنگسازی (VI)

دراین حال کیج آنقدر به عملکرد طبیعت نزدیک شده بود که موسیقی‌اش تنها یک گام دیگر با استفاده آگاهانه از نظریه آشوب فاصله داشت و آن گام این بود که عامل پیش برنده موسیقی بر پایه معادلاتی که با آنها جریان‌های طبیعی را مدل‌سازی می‌کنیم استوار شود.
روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

روش سوزوکی (قسمت بیست و هشتم)

در سفر بعدی که همسرم به دیدار من آمد بسیار خشمگین و عصبانی شد و می‌خواست که هر چه زودتر از کارش استعفا کند که پیش من بماند. خواهرم به او قول داد که از مواظبت کند و از همسرم خواست که کارش را در صلیب سرخ رها نکند. والترود (Walltroud) تنها عضو خانواده ما بود که می‌توانست کار کند و درآمدی داشته باشد، اگر او کار نمی‌کرد همه ما دسته جمعی از گرسنگی می‌مردیم.
ضیائی: سازسازان ایرانی بیشتر تجربه گرا بوده اند

ضیائی: سازسازان ایرانی بیشتر تجربه گرا بوده اند

از نگاه من با توجه به هوش و استعدادهای بسیار ارزشمند و همچنین اساتید محترم این رشته، بیشتر به سمت تکرار و تجربه با طعم تشخیص شخصی و بومی متمایل بوده ایم… و اما در نگاهی ساده تر باید پرسید استاندارد از ما در جایگاه اجتماعی خود چه می خواهد و چرا اینگونه به نظر می رسد که در بسیاری از بخش های مختلف که بازو های حرکتی حیات هنری یک جامعه را در بر می گیرد، پوشش استاندارد های علمی و عملی امری اجتناب ناپذیر و ضروریست؟
گوستاو مالر (III)

گوستاو مالر (III)

همسر مالر، آلما از او نقل کرده که گفته است: “من سه بار بی خانمان شدم، به عنوان بوهمیای اصیل در اتریش، به عنوان اتریشی در میان آلمانها و به عنوان یک یهود در دنیا؛ در هیچ کجا به من خوش آمد گفته نشد!” از مالر به عنوان آخرین آهنگساز سمفونیک آلمان یاد می شود. او سمفونی را ارتقای فراوان بخشید که شامل زیباییشناسی و تاثیری بیانگر بود و عقیده داشت: “سمفونی باید به همه دنیا برده شود.”