شماره‌ی سوم مهرگانی منتشر شد

شماره‌ی سوم مهرگانی (بهار و تابستان ۱۳۹۰) منتشر شد.
به تازگی سومین شماره‌ی دوفصلنامه پژوهشی مهرگانیکه در زمینه‌ی مطالعات تاریخی و تجزیه و تحلیل موسیقی فعالیت می‌کند، منتشر شده است. در این شماره پس از سخن نخست، که یاران مهرگانی در آن به بیان برخی ایرادهای وارد بر اعتبار ژورنال‌های با دسترسی آزاد و نیز شرح مختصر بعضی مبانی اولیه‌ی اعتبار علمی پرداخته‌اند، می‌توانید یک مقاله به مناسبت انتشار پنجاهمین شماره‌ی فصلنامه‌ی ماهور، دو مقاله‌ی پژوهشی و یک معرفی ژورنال از بخش تازه راه‌اندازی شده‌ی «نقد و معرفی» را بخوانید، که عبارتند از: «ماهورانه» از یاران مهرگانی، «نگرشی بر تلفیق شعر و موسیقی در ردیف‌های آوازی استاد عبدالله دوامی»از روح‌الله شیرمحمد، «بررسی سازهای زهی مطلق در رسالات عبدالقادر مراغی» از نرگس ذاکرجعفری و «شرحی بر محتوا و روش کار در ژورنال صفحه سنگی» از محمدرضا شرایلی. برای دریافت این دوفصلنامه‌ی پژوهشی رایگان می‌توانید به آدرس www.mehregani.ir مراجعه نمایید.

در ادامه نوشته ای از نویسندگان مهرگانی را می خوانید:
«عیبش بگفتی، حسنش نیز بگو!» ضرب‌المثلی است که فرامی‌خواندمان به اعتدال و انصاف. در شماره‌ی پیشین تا آنجا که کوتاه سخن نخست می‌توانست بار این معنی را به دوش بکشد، در نیکویی‌های «پژوهش‌نامه‌های آزاد» داد سخن دادیم چنان که گویی بهاری رسیده است بی‌خار و از این پس بارانی از دانش بر مردمان می‌بارد، بی‌هیچ چشمداشتی و هیچ گرفتاری‌ای. به رسم انصاف به فکر افتادیم ضرب‌المثل نخستین را واژگون بازخوانیم زیرا که هرگز عیبش نگفته بودیم و واهمه کردیم که پیش و بیش از هر کس امر برخودمان مشتبه شود که نکند در این راه هیچ عیبی نیست و همه حسن است. از آنجا که دیرگاهی است به هیچ راهِ «همه حسن»ی باور نداریم ناگزیر ضرب‌المثل را خواندیم «حسنش بگفتی، عیبش نیز بگو».

بگذارید این بار هم مانند شماره‌ی گذشته با گفته‌ای از همکاران پیشکسوت‌مان آغاز کنیم، از روزنوشت «استادان علیه تقلب». ماجرا از آنجا شروع شد که بحث‌هایی در مورد اعتبار یک نشریه‌ی علمی در این روزنوشت مطرح شد. در جریان این گفتمان علمی برخی از معیارهایی که همکاران دیگر ما در بخش‌های دیگر به‌ویژه علوم پایه و مهندسی (و البته در جاهای دیگر دنیا نیز) با آن اعتبار یک نشریه را می‌سنجند مطرح شد:
«به نظر ما یک مجله‌ی کم‌ارزش همه‌ی این ویژگی‌ها را دارد: پول خوبی برای چاپ مقالات دریافتی درخواست می‌کند، هیات تحریریه‌ی معروفی ندارد، درصد پذیرش آن بسیار بالاست، زمان پاسخ به ارسال مقالات کوتاه است، داوری‌ها بسیار کوتاه و فاقد بررسی علمی و تخصصی است، داوری معمولاً توسط خود اعضای هیات تحریریه انجام می‌شود، معمولاً مجله عمومی است یعنی در هر زمنیه‌ای مقاله می‌پذیرد، ناشر آن معروف نیست، و اکثر نویسندگان آن از کشورهای عرب زبان، ایران، ترکیه، چین و … هستند.»

مسائل مربوط به ارزش و اعتبار یک نشریه‌ی علمی و بسیار پیچیده هستند و با تمام راه‌هایی که امروزه در جهان برای کمّی کردن چنین اعتباری در نظر گرفته شده -از قبیل نمایه شدن در بعضی نمایه‌سازی‌های معتبر و اندازه‌گیری ضرایب گوناگون-، اما به هر حال راه حتمی و یکسانی ندارد. همین دوستان در جای دیگری نقل می‌کنند که:
«‌‌کلیه مقالات این ژورنال را به رایگان می‌شود دانلود کرد! پس ژورنال چگونه سر پاست؟ با هزینه پرداختی توسط نویسندگان مقالات؟ از برخی از نویسندگان؛ ده‌ها مقاله مشابه به چشم می‌خورد! شباهت تنها در نام مقاله نیست، چند تا را دانلود کنید تا به شباهت در متن نیز پی ببرید. براستی با این همه شباهت، Contribiution این مقالات در چیست؟» یا باز در مورد همان نشریه می‌‌خوانیم:
«ژورنال مزبور دارای IF=1.75 است. […] توجه شما را به تعداد کثیر نویسندگان ایرانی آن جلب می‌کنم! و تازه اینکه تقریباً اکثر مقالات را می‌توانید به رایگان دانلود نمایید!»

اگر به دقت به ایرادهای مطرح شده نظر بیافکنیم خواهیم دید نگرانی‌های اقتصادی، گره خوردن فرآیندهای علمی با بخشی از اخلاق طبقه‌ی متوسط در جهان سرمایه‌داری و همچنین دلمشغولی‌هایی در باب اعتبار علمی مقالات و امکان نادیده گرفتن استانداردها و تقلب در آن‌ها به چشم می‌خورد.

بسیار ساده‌انگارانه است که بپنداریم اکنون نشریات علمی در جهان به دو جبهه‌ بخش شده و مشغول نبرد با یکدیگرند اما باید به یاد داشت که به هر حال اختلاف‌نظر‌هایی درباره‌ی چگونگی اعتباردهی وجود دارد. از یک سو نشریات با سابقه و اعتبار تثبیت شده و برخی دانشوران استدلال می‌کنند که یکی از دلایل به وجود آمدن نشریات دیگری که دسترسی‌های آزادتر و روش‌های انتشار مقالات سهل‌تری دارند، این است که پژوهشگران کم‌توان نیز بتوانند کارشان را در چنین نشریاتی منتشر سازند. برخی تا آنجا پیش می‌روند که چنین نشریاتی را اصلا ساخته‌ی یک حلقه یا باند دانشگاهی می‌دانند که می‌خواهند برای خودشان اعتباری درست کنند.

در مقابل چنین استدلال‌هایی پاسخ می‌دهند که پروژه‌هایی مانند OpenScience و Science 2.0 راه حل کار است که در آن نه روند داوری وجود دارد و طبعا نه بعضی از مسائل اقتصادی به مفهومی که مورد بحث قرار گرفت، بلکه اعتبار از میزان ارجاع حاصل می‌شود. درست در همین نقطه طرفداران شیوه‌های گذشته و کسانی که دل‌نگران صداقت علمی هستند باز وارد صحنه می‌شوند که چنین روش‌هایی چگونه «ارجاع به خود» و «ارجاعات بیهوده» را -که تنها به قصد افزودن بر اعتبار حاصل از ارجاعات به کار گرفته می‌شود- تشخیص می‌دهند.

حال بازگردیم به مسئله‌ی یک نشریه‌ی پژوهشی با «دسترسی آزاد کامل» که در «راه طلایی» گام برمی‌دارد. چنین نشریه‌ای می‌تواند گرفتار انتشار آثار کم اهمیت با هدف افزایش ارجاعات شود. از طرف دیگر می‌تواند به محلی اختصاصی برای نشر مقالات شورای نویسندگان تبدیل گردد. چنین نشریه‌ای می‌تواند داوری ضعیفی داشته باشد، اما مسایل مربوط به درآمدها و دریافت حق انتشار از نویسندگان و … آسیبی به چنین نشریاتی نخواهد رساند چرا که هزینه‌های چنین نشریاتی بسیار اندک است و در مواردی مانند مهرگانی هم چنین هزینه‌هایی به کلی حذف شده‌اند.

فعالیت دانشورانه‌ی موسیقی البته وضعیت بسیار خاصی دارد. بگذارید از تولید مقالات آغاز کنیم؛ بخش اعظم تولید مقالات علمی در چند نشریه فارسی‌زبان توسط شورای نویسندگانشان صورت می‌گیرد یا در مواردی دانشجویانی که تحت نظر اعضای شورا پایان‌نامه‌هاشان را می‌نویسند. داوری به مفهوم متعارف شاید در هیچ یک از این نظریات جز مهرگانی مطرح نباشد و اگر هم هست به احتمال زیاد توسط اعضای شورا صورت می‌گیرد. آشکار است که ارزش و اعتبار نشریات علمی از توانایی‌های جامعه‌ی علمی برمی‌خیزد. برای مثال وقتی که ما در برخی از زیررشته‌ها تنها یک پژوهشگر فعال یا نیمه‌فعال داریم و در برخی اصلا هیچ و تا زمانی که سرجمع تولید مقالات‌مان به زبان‌ انگلیسی به زحمت به تعداد انگشتان یک دست در سال می‌رسد، بدیهی است که نمی‌توانیم برای هر مقاله پنج داور داشته باشیم.

حال که کل مقالات رسیده به یک نشریه علمی به طور متوسط کمتر از نیمی از مقالات منتشر شده در هر شماره‌ی آن است، خودبخود نمی‌توان انتظار داشت که شورای نویسندگان نیز در نوشتن سهمی درخور نیابند. پس به گمان ما بسیاری از مسایلی که در حوزه‌های دیگر امکان اجتناب از آنها وجود دارد در مورد ذاتی‌ بوده و بسیاری اوقات قابلیت طرح ندارند. اکنون این پرسش پیش می‌آید که اگر میزان این فعالیت‌ها تا این اندک است چرا اصلا نشریه‌های برای انتشار نتایج آنها به‌وجود بیاید؟ در اینجا تنها یک راه برای پاسخ دادن می‌ماند که ما از شماره‌ی نخست بر آن پای فشرده‌ایم: امید به بهبود شرایط از طریق همین تجربه‌های انباشته شده.

مقالات ما پربار و با اعتبار نخواهند شد مگر در این راه برویم و مشکلاتش را تجربه کنیم و البته برطرفشان سازیم. از همین روست که بحث‌هایی در اینجا مطرح می‌شود که به جهت کمبود تولیدات هنوز در مورد فعالیت‌های دانشورانه‌ی موسیقایی در ایران هنوز مصداق چندانی ندارد، اما مطرح کردنشان لااقل این نفع را دارد که ما را با آسیب‌های راه آشنا کند.

نکاتی که در اینجا گفته شد نباید ما را به این خطا و تنبلی ذهنی دچار کند که چون وضعیت این است ما هم حق داریم که نشریات کم اعتبار یا حتا بی‌اعتبار در اختیار خوانندگان گذاشته و همین باریکه جوی دانشورانه را نیز مسموم کنیم، بلکه باید ما را به کار بیشتر و تلاشی فراوان برای رفع همان نقایص وادارد.

یاران مهرگانی:
نرگس ذاکرجعفری
آروین صداقت‌کیش
مهشید فراهانی

پی نوشت:
۱- این نوشته‌ی محمد قدسی است در این لینک
۲- بخشی از نظر یکی از بازدیدکنندگان این روزنوشت با نام «فرامرز آشنایی قاسمی» در این لینک
۳- بخش‌هایی از در خواست «فراز آشنایی قاسمی» برای اظهار نظر همکاران در مورد یک نشریه‌ی پژوهشی در این لینک
۴- در اینجا منظور نشریاتی است که با رویکردی پژوهشی تنها به موسیقی بپردازند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (XIII)

قطعا راه های مختلفی برای آموزش دادن به کودکان وجود دارد. آموزش نکات اخلاقی و مهارتهای زندگی یکی از آموزشهای مهمی است که از طرق مختلف می‌توان به کودکان ارائه داد و یکی از راههایی که می‌توانید به کودکان این آموزشها را بدهید، اشعار و ترانه های کودکانه است.

رحمت الله بدیعی: تجویدی چیز دیگری بود

آقای شهرام صفارزاده که در امریکا هستند. ایشان ۵ سال پیش من ویولون کار کرده اند، البته بعدها پیش حبیب الله بدیعی رفتند اما در شرح حالی که خود صفارزاده نوشته بود گفته اند که «من ۵ سال شاگرد رحمت اله بدیعی بوده ام»، اگر ایشان نمی گفتند، شاید من هم یادم نبود! در حقیقت گرفتن ویولون از آرشه، انگشت گذاری و کلاً تکنیک ویولون را پیش من بودند. آقای گرگین زاده شاگرد من بودند، پروین پیشه و…

از روزهای گذشته…

رمضان: مدیون درس های استاد پورتراب هستم

رمضان: مدیون درس های استاد پورتراب هستم

من از ۷ سالگی نوازندگی پیانو را با مصطفی کمال پورتراب شروع کردم و سپس نزد دلبر حکیم آوا و رافائل میناسکانیان ادامه دادم. در سال ۱۳۷۹ عازم فرانسه شدم و در مدرسه موسیقی “اکول نرمال پاریس” که توسط “آلفرد کورتو” تاسیس شده است نزد “جان میکو” از شاگردان آلفرد کورتو و در کنسرواتوار ملی “سنت مور” و “ورسای” در کلاسهای “ژاکلین بورژس مونوری” و “کریستف بوکودجیان” ادامه دادم و مدارک نوازندگی پیانو، موسیقی مجلسی و تدریس پیانو را از این موسسات اخذ کردم. سپس در سوییس در کنسرواتوار عالی شهر لوزان دو مدرک کارشناسی ارشد را در نوازندگی پیانو و در آکومپانیومان در کلاس “کریستیان فَور” و “مارک پانتیون” دریافت کردم.
یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (II)

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (II)

برخی از نوازندگانی که به آرامی تمرین مینمایند دارای حساسیت بسیار بالایی بر روی کیفیت صدا دارا میباشند. برخلاف آنانی که سریع تمرین میکنند و شما هم اصلا دوست ندارید به آنها گوش دهید!
منتشری: ایران را دوست دارم و می خواهم اینجا باشم

منتشری: ایران را دوست دارم و می خواهم اینجا باشم

این کار را ما در سال ۷۲ انجام دادیم و بعد همان اثر را با نام “شور آفرین” روانه بازار کردیم. در واقع تولد دوباره من در سال ۷۱-۷۲ شروع شد و در سال ۷۳ من از بانک بازنشسته شدم. از طریق آقای مهدی کلهر – رئیس موسیقی رادیو – در سال ۷۳ مجددا دعوت به کار شدم. ایشان گفت که ۳ سال است به دنبال شما هستیم که گفتم من ایران هستم و پاسخ ایشان این بود که از هر کسی سوال میکنم می گویند که آمریکاست و بعد از چند نفر از دوستان اسم برد که گفتم که من آنجا را دوست ندارم، من ایرانی‌ام و ایران را دوست دارم و می خواهم اینجا باشم.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (III)

پی آمدن چپ و راست، بی شک توان وی را در پیاده کردن ریتم ها و الگوهای ضربی متفاوت تری می افزاید. توان را فزون می سازد اما این قدرت چون هر قدرتی باید مهار شود. وقتی با کشش های مطول کار می کنید و ضرباهنگ موسیقی را زیر آن کپه ریزها می سازید، حساسیت ها کمتر است، دقت بر تک ضربه ها نیست. نه اینکه تک ضربه بی اهمیت باشد، نه، اما چون به دور هر گام ریتم، گوشتی تنیده شده از گستره زمان که با ضربات پر شده است، اگر کمی از این گوشت نیز ساییده شود، به استخوان نخواهد رسید و ریتم سلیس خواهد ماند.
چند درخشش در میان انبوه ابتذال (I)

چند درخشش در میان انبوه ابتذال (I)

نوشته ای که پیش رو دارید در ۳۱ شهریور ۱۳۴۷ در شماره ۴۰ مجله «نگین» به قلم محمود خوشنام به انتشار رسیده که به بررسی برنامه های جشن هنر شیراز می پردازد. این نوشته یکی از مهمترین نقدهایی بوده که به این جشنواره بین المللی وارد شده است. بخشی از این مقاله را می خوانیم.
تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (V)

تاثیر موسیقی درخلاقیت کودکان (V)

بسیاری از مردم کوشش جسمی را کاری آسان می یابند. با وجود این تعداد کمی هستند که به کوشش فکری مبادرت می‌نمایند. چنین تضادی این مطلب را توجیه می‌کند که چرا بسیاری از ما خیلی کمتر از آنچه قادر به خلاقیت هستیم، خلاقیم. این مساله در مورد هنر نیز صحیح است. از آنجا که استعداد یک فرد ثابت است، این زیر و بم ها باید صرفاً زیروبم‌های انرژی باشند- حقیقتی که به اثبات این مطلب کمک می‌کند، که تا چه حد زیادی باروری خلاقیت ما به کوشش آگاهانه بستگی دارد. (اسبوران، ۱۳۶۸: ۱۶۵) امروزه مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق افکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند.
پنجمین بیتل در تالار شهرت

پنجمین بیتل در تالار شهرت

سر جورج مارتین Sir George Martin که به بیتل Beatle پنجم شهرت دارد، شب سه شنبه در تالار شهرت موسیقی Music Hall of Fameبریتانیا پذیرفته خواهد شد.مجموعه ای از ترانه های گروه بیتلز به افتخار این تهیه کننده بزرگ اجرا خواهد شد.
هنر و موسیقی انسان نئاندرتال (I)

هنر و موسیقی انسان نئاندرتال (I)

شاهین مهاجری دوست خوب و جدید سایت گفتگوی هارمونیک یکی از مقاله های بسیار جالب خود که قبلا” در مجله هنر موسیقی نیز به چاپ رسیده است را برای ما ارسال داشته اند که ضمن تشکر از ایشان، توجه شما را به قسمت اول آن جلب می کنیم. در این قسمت شما با انسان نئاندرتال و شیوه زندگی آن آشنا می شوید و در قسمت دوم با جایگاه هنر و موسیقی در زندگی آنها.
خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (II)

خود آموختگان و نقشگذاران افزایش ظرفیت آنها (II)

برخلاف مرحله اول در مرحله دوم با مقولات فن و عقل روبروئیم. تمامی شاگردانی که به آموزشگاه های هنر میروند همین فنون و تکنیک های بیان را فرامی گیرند. با این حال باید توجه داشت که در ادواری خاص ظهور یک پیام نوین درونی نیازمند به زبانی جدید است.
شریفیان: سطح ابوالقاسم بسیار خوب است

شریفیان: سطح ابوالقاسم بسیار خوب است

یک کتاب نت که شامل قطعات من برای پیانو است که به تازگی انتشارات پارت منتشر کرده است. این مجموعه چهار قطعه با فضایی روستایی برای پیانو است که سالها پیش ساخته بودم و قبلا هم تعدادی از آنها را به صورت محدودی در ایران و در سال ۱۳۶۹ منتشر کرده بودم وعده ایی از پیانیست های ایرانی و غیرایرانی با تماس با وب سایتم، نت این مجموعه را از طریق اینترنت دریافت کردند و به همین خاطر این اثر اجراهای زیادی در اروپا داشته است و دو قطعه دیگر که جدید اند به نام مدراتو که در انگلیس انتشار یافته و فانتزی برای پیانو.