پری ثمر (II)

پری ثمر
پری ثمر
کار من منحصر به اجرای برنامه در مونیخ نیست، بلکه خواننده رسمی اپرای فرانکفورت هستم و در هر سال باید ۵۱ برنامه در فرانکفورت اجرا نمایم! از طرف دیگر از ماه مارس امسال قرارداد چهار ماهه‏ای با اپرای ملی وین دارم و در این مدت باید ۱۴ برنامه در شهر مزبور اجرا کنم. شاید برای خوانندگان مجله وزین کاوه جالب باشد که فقط از قسمتی از برنامه‏هائی که من از هشتم تا بیستم ماه مارس امسال اجرا می‏کنم، اطلاع حاصل کنند:
یکشنبه ۸ مارس در نقش «آنجلینا» از اپرای «چنرنتولا» در اپرای ملی وین

دوشنبه ۹ مارس در نقش «مادالنا» از اپرای ریگولتو در اپرای فرانکفورت

سه‏شنبه ۱۰ مارس در نقش‏های «یشی بابا» و شاهزاده خانم از اپرای روز الکا در مونیخ

چهارشنبه ۱۱ مارس در نقش «آجلینا» در وین

پنجشنبه ۱۲ مارس در نقش‏های «یشی بابا» و «شاهزاده خانم» در مونیخ

جمعه ۱۳ مارس در نقش‏های «یشی بابا» و «شاهزاده خانم» در مونیخ

شنبه ۱۴ مارس در نقش «کروبین» از اپرای عروسی فیگارو در فرانکفورت

یکشنبه ۱۵ مارس (بدون برنامه)

دوشنبه ۱۶ مارس در نقش‏های «یشی بابا» و «شاهزاده خانم» در مونیخ

سه‏شنبه ۱۷ مارس در نقش‏های «یشی بابا» و «شاهزاده خانم» در مونیخ

چهارشنبه ۱۸ مارس (بدون برنامه)

پنجشنبه ۱۹ مارس در نقش «مارگریت» از اپرای لعنت فاوست در فرانکفورت

جمعه ۲۰ مارس در نقش «فلورا» از اپرای تراویاتا در فرانکفورت

خودتان فکر کنید که اجرای ۱۱ نقش مختلف در ۱۳ شب کار فوق العاده دشواری است، بخصوص که من تقریبا هر روز در سفرم و اگر تصادفا یکروز هوا مه‏آلود باشد و هواپیما پرواز نکند، نمی‏دانم که مثلا چگونه خودم را از وین به فرانکفورت‏ برسانم. ملاحظه می‏کنید که کار هنری کار آسانی نیست و اگر هنرمند بعد از سالها تحصیل تازه بجایی برسد و موفقیت‏ پیدا کند، باید شب و روز خود را وقف هنر خود کند. باور کنید آرزوی من این است که چند روز فقط مال خانواده‏ام باشم‏ و هر لحظه به ساعت نگاه نکنم که شروع برنامه یا تمرینم نزدیک است.

من این روزها ۶ تا ۷ ساعت تمرین اپرای روز الکا را دارم، تازه به منزل که می‏روم باید اپراهای دیگری را یاد بگیرم زیرا تا آخر بهار امسال دو اپرای دیگر را هم -که هردو اولین اجرا را خواهد داشت- اجرا خواهم کرد، یکی اپرای یک ایتالیائی‏ در الجزیره اثر روسینی که نقش اول آن «ایزابلا» به عهده من خواهد بود و دیگری اپرای آرایشگر شهر سویل که با صحنه‏ سازی تازه اجرا نخواهد شد و باز نقش اول آن «روزینا» با من است. اپرای اولی را در فستیوال هنری امسال وین اجرا خواهم کرد و اپرای دومی در فرانکفورت به روی صحنه خواهد آمد؛ این اپرا را قبلا در مونیخ، فرانکفورت و تهران هم اجرا کرده‏ام.

به این ترتیب ملاحظه می‏کنید که من فقط در مونیخ، وین و فرانکفورت سالی صد برنامه اجرا می‏کنم؛ علاوه بر آن در اپراهای‏ شهرهای دیگر نیز برنامه دارم و تاکنون در تمام اپراهای مهم آلمان -جز برلن و هامبورگ- و نیز در بسیاری از اپراهای‏ سویس، چک و اسلواکی، فرانسه، ایتالیا، اطریش و ایرلند برنامه‏های اپرا و کنسرت اجرا کرده‏ام.

سال گذشته‏ مرا برای شرکت در فستیوال «سین‏سیناتی» امریکا دعوت کردند، حتی قراردادی جهت اجرای ۶ برنامه با مدیر اپرای مزبور منعقد کردم ولی چون در همان تاریخ دخترم بدنیا آمد، بناچار از سفر صرفنظر کردم. ماه گذشته اپرای‏ نورنبرگ مرا برای اجرای نقش «گراف اورسینی» از اپرای لوکرس بورژیا اثر دونیزتل -که برای اولین بار در آلمان‏ اجرا می‏شد- دعوت کرد، در همان تاریخ اپرای شهر هاگن نقش کارمن را به من واگذار کرد ولی متاسفانه زیادی برنامه‏ها مرا مجبور کرد که دعوت هردو اپرا را رد کنم، حتی قرار بود نقش «کروبین» از اپرای عروسی فیگارو را در اولین اجرای این‏ اپرا در ماه مارس در اپرای دورتموند اجرا نمایم ولی شما خودتان برنامه ماه مارس مرا دیدید؛ جائی برای اجرای‏ اپرای تازه نمانده است!

من روز به روز بکارم بیشتر علاقمند می‏شوم و امیدوارم که بزودی در شمار خوانندگان درجه اول دنیا درآیم. یقین دارم با علاقه وافری که شوهرم به کار من دارد و در واقع بهترین مشوق و راهنمای من است، راه زیادی را در پیش نداشته باشم و امیدوارم بزودی خبردار شوید که در یکی از بزرگترین اپراهای جهان به روی صحنه آمده‏ام.

مجله کاوه (مونیخ)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (V)

در دهه‌ی ۱۹۸۰ در موسیقی او تغییراتی پدید آمد. او ابتدا روی ساخت قطعات سازی بر اساس ژانرهای متفاوت تمرکز کرد. توجه او به ژانرهای دیگری به غیر از ژانر کلاسیک موجب جذاب‌تر شدن قطعاتش شد. او در این راستا کوارتت زهی خود را با نام آهنگ‌های تابستانی، دو سونات برای سولو کنترباس (Sonata Per Contrabasso Solo 1986) و سونات بهاربرای سیکستت ویولن (Spring Sonata For Sextet 1989) همچنین کنسرتوهای متعددی را مانند کانتوس اِد پیسم (Cantos Ed Pacem)، کنسرتو برای ارگ (Concerto Per Organ 1984) و کنسرتو برای انگلیش هورن و ارکستر نوشت. میل شخصی‌اش در استفاده از موسیقی‌های سازی محلی لتونی سبب به وجود آمدن ژانری آزاد در فرم‌های سونات، سمفونی و کوارتت زهی با بافتی آوازین همراه با تصویر سازی است.

امیرآهنگ: برای تردد با ساز در خیابان، نیاز به کارتِ مجوزِ حملِ ساز بود!

در آن زمان با خواندن این مطلب در مورد مرتضی حنانه در کتاب تاریخ موسیقی نوشته: سعدی حسنی، برایم این سوال پیش آمد: این آهنگ‌ساز که اعتقاد به هارمونی موسیقی کلاسیک غرب ندارد، چگونه اثرش را هارمونیزه می کند؟ کُنترپوان و ارکستراسیون او چگونه است؟ فرم موسیقی او چگونه است؟ و مهم تر اینکه صدا دهندگی موسیقی و خصوصا هارمونی و پولیفونی او چگونه است؟! توضیح آنکه من در آن زمان با وجود سنِ کم آثار فراوانی از موسیقی دانان دوره های مختلف موسیقی کلاسیک غرب (از دوره رُنسانس و باروک تا قرن بیستم) شنیده بودم؛ چون پدرم و مادرم هر دو از شنوندگان خوب موسیقی کلاسیک و موسیقی اصیل ایرانی بودند و آرشیو بزرگی (شامل بیش از هزار صفحه گرامافون و نوار ریل و کاست) در منزلمان داشتیم.

از روزهای گذشته…

کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (II)

کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (II)

قصه کلد پلی، سپتامبر ۱۹۹۶ در کالج دانشگاه لندن شروع شد، جایی که اعضای گروه با هم ملاقات کردند. مارتین و باکلند اولین اعضای گروه بودند که در هفته اول کالج با هم آشنا شدند و در تمام مدت سال در کالج برای تشکیل گروه خود برنامه ریزی می کردند. آنها نام “Pectoralz” را برای گروه انتخاب کردند. بعد از مدتی بریمن به گروه اضافه شد، در سال ۱۹۹۷ گروه نام خود را به “Starfish” تغییر داد و در کلاب های کوچک شروع به اجرای برنامه کردند. فیل هاروی (Phil Harvey) دوست دوران مدرسه ی مارتین به عنوان مدیر برنامه به گروه پیوست (که تا امروز هم به عنوان عضو پنجم گروه او را می شناسند). با ورود چمپیون به گروه (درامر) این بند، تکمیل شد.
در عمق کارون (II)

در عمق کارون (II)

اگر کمی در ذهنتان جستجو کنید می‌بینید وقتی من گفتم ترانه‌ی دختر شیرازی استفاده شده احتمالا توجه شما کمتر جلب شد تا لب کارون، چرا؟ چرا یک ترانه‌ی مردم‌پسند شهری که نام سازنده‌اش از خاطرها رفته برای ترکیب با موسیقی کلاسیک غربی موضوعی خنثا یا حتا مطلوب تلقی می‌شود، اما دیگری به همان اندازه غریبه؟ چون ما عادت کرده‌ایم این موسیقی‌ها را از هم جدا کنیم نه به خاطر مشخصه‌های موسیقایی‌شان بلکه به دلایلی فراتر از این.
خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (II)

خبر شوکه کننده برای ویولنیست ها؟! (II)

امروزه نام هایی مانند آنتونیو استرادیواری، جوزپه گورانری و نیکولو آماتی در سراسر دنیا برای ویولنیست ها احترام می آورد، اینان شاید بزرگترین ویولن سازان تاریخ بوده اند. برخی از اعضای خانواده، وابسته ها یا دنباله رو های این سه شخص شهرتی قابل مقایسه اما کمتر از آنها بدست آورده اند. این سه ویولن ساز در دوره ای که دوره طلایی ویولن سازی بود زندگی می کردند یعنی حدود سال ۱۵۵۰ تا ۱۷۵۰ در شهر کرمونای ایتالیا که به خصوص به مرکز تولید مشهور بود.
تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

تکنیکِ دست چپ و بازو در ویولنسل، مورّب یا عمود؟ (II)

سخن از این است که اگر شما انگشت‌گذاری مورب را برگزینید، بسیاری از مشکلاتی که در انگشت‌گذاری عمود با آن مواجه بوده‌اید برطرف یا آسان‌تر خواهد شد. برای مثال:
سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

سعید تقدسی: سپاسگذار دکتر موحد هستم

رپرتوارهایی که اینجا برای کر فلوت بود، قبلا بسیار کم بود و آدم مجبور بود خودش آرانژمان انجام بدهد برای چنین ویزیت سانگی ولی الان این کر ها، بینهایت زیاد شده اند یعنی بخصوص از نظر رپرتوار، در موسسه های انتشاراتی مجله های نت موسیقی در آمریکا، شما هر قطعه ای که فکر کنید، تنظیم اش وجود دارد و بینهایت زیاد هستند. از نظر رپرتوار ما هیچگونه در مضیقه نیستیم و بی نهایت زیاد است.
درباره‌ی نقد نماهنگ (IV)

درباره‌ی نقد نماهنگ (IV)

با همین سنجه است که ما اغلب فیلم یک کنسرت کلاسیک را فارغ از جداکننده‌هایی مانند طول مدت (شرط‌های کافی حاشیه‌ای)، با همه‌ی حضور پررنگ کارگردان تلویزیونی و دوربین در فرآوری‌شان، نماهنگ نمی‌دانیم. گرداندن سر به سوی جایگاه نوازنده‌های فلوت هنگام اجرای «رقص فلوت‌ها» در «سوییت فندق‌شکن» «چایکوفسکی» رفتار هنجاری از یک دیده‌ور خودمختار آزاداراده است و ما اگر دوربین انجامش دهد همذات‌پندارانه حضور واسطه‌گونش را از میانه برمی‌داریم؛ به عنوان سوژه‌ی مستقل از دید خویش بازش نمی‌شناسیم. همچون هوای شفاف که تنها به واسطه‌ی دید نمی‌توان به عنوان چیزی در میانه‌ی چشم ما و ابژه‌ها شناسایی‌اش کرد.
درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (II)

درگذشت یوجین فودور در شصت سالگی (II)

شیوه ماجراجویانه فودور در اواسط دهه ۸۰، بسیاری از فرصت های کاری او را ضایع کرد و زندگی حرفه ایش از کنترل خارج شد. به گفته خودش از مشروبات الکی بسیار می نوشیده و ماری جوانا، کوکائین و هروئین مصرف می کرده است. این اعتیاد باعث شد که تعهدش به نوازندگی بسیار کم شود.
دژآهنگ: هنوز با استاندارد جهانی در هارمونیکا فاصله داریم

دژآهنگ: هنوز با استاندارد جهانی در هارمونیکا فاصله داریم

بله ایشان فقط با هارمونیکای کروماتیک ساز می‌زدند حتی یادم است که چندسال پیش یک سوالی داشتم در مورد هارمونیکای دیاتونیک و از ایشان پرسیدم؛ او گفت بهتر است که از متخصص این ساز بپرسی. در واقع این دو ساز کروماتیک و دیاتونیک به کلی متفاوت هستند، به ندرت یک نفر این دو ساز را می تواند بنوازد و حتی بقیه سبک‌ها و ژانرها را هم به ندرت حتی با یک ساز می نوازند؛ نه اینکه در دنیا هیچ نوازنده ای نیست، هست ولی خیلی خیلی کم تعداد هستند. در ابعاد درجه یک‌ها، به هیچ وجه شما نمی‌بینید.
اصول نوازندگی ویولن (VI)

اصول نوازندگی ویولن (VI)

چگونگی وارد آوردن نیرو: نیروی وارده برای انگشت گذاری، تنها بایستی از طریق سر انگشت بر روی گریف وارد گردد و نبایستی سایر قسمت های دست (به خصوص ناحیه مچ)، درگیر این مسئله شود. برای تمرین می توان بدون بکارگیری آرشه، ویلون را نگاه داشت و با پرتاب انگشتان از فاصله یک الی دو سانتی بر روی گریف و اعمال نیرو تنها از طریق سر انگشت، به تمرین انگشت گذاری پرداخت. در این تمرین لازم است تا نکات زیر رعایت گردد:
متبسم: موسیقی باید شما را متاثر کند نه متحیر!

متبسم: موسیقی باید شما را متاثر کند نه متحیر!

من در دانشسرای هنر (روزانه) و هنرستان ملی موسیقی (شبانه) درس موسیقی خواندم، مدرسه غیر رسمی دیگر نظیر خانه مان، چاووش، دستان و غیره … نیز زیاد دیده ام که تاثیرش بسیار بیشتر از رسمی هایش بود.