به بهانه درگذشت یک ترانه سرای لاتین

Consuelo Velázquez , 1916 - 2005
Consuelo Velázquez , 1916 - 2005
به یک ترانه قدیمی و زیبا با صدای دین مارتین (Dean Martin) گوش کنید :

audio fileBesame Mucho

اگر قبلا” این ترانه را نشنیده اید ولی احساس می کنید که ملودی آن به گوش شما آشنا است اشتباه نکردید. اخیرا” یکی از سریال های طنز تلویزیون با قرار دادن یک شعر فارسی بر روی این ملودی زیبا، از آن بعنوان موسیقی تیتراژ اول سریال استفاده کرد. متنی که بر روی این ملودی قرار داده شده بود ارتباط خاصی با متن اصلی ترانه نداشت و پس از گذشت چند هفته موسیقی تیتراژ این سریال تغییر کرد!

ترانه زیبا و خاطره انگیز (Besame Mucho) تا به حال توسط صدها خواننده و به حدود ۲۰ زبان مختلف اجرا شده است. اما در هیچ یک از این اجراها سعی نشده است که این ترانه جایگاه اصلی خود را به عنوان یک ترانه عاشقانه لاتین از دست بدهد و این ترانه همواره همانطور که ترانه سرای آن خانم کونسوئلو ولازکوئز (Consuelo Velazquez) آنرا به وجود آورده بود باقی ماند.

درگذشت ولازکوئز در ۲۲ ژانویه ۲۰۰۵ در سن ۸۸ سالگی، به شنوندگان این ترانه یادآوری کرد که Besame Mucho – که ترجمه نه چندان لطیف آن “مرا بارها ببوس” است – توانسته است با چند بیت و بیان مشتاقانه آن جوهره یک فرهنگ موسیقایی لاتین را بیان کند. این بیان ساده و زیبا در تمام این ترانه دیده میشود، از اشعار گرم و جریان ملایم ریتمیک آن گرفته تا ملودی اوج گیرنده و احساساتی آن همه موجب شدند تا Besame Mucho در سراسر جهان به عنوان یک ترانه بسیار محبوب لاتین شناخته شود.

خود ولازکوئز هم نمیدانست که چرا این ترانه از میان تمام آثار او به یک پدیده مبدل شده است. اما شکی نیست که یکی از دلایل این جذابیت غیر انگلیسی بودن و غیر اروپایی بودن آن است. این ترانه بی نظیر اولین بار در دهه ۴۰ توسط امیلیو توئرو (Emilio Tuero) اجرا و ضبط شد. ترانه با این ابیات آغاز مشود : ” مرا ببوس، مرا بارها ببوس، انگار که این شب آخرین فرصت ما میباشد”… اشعار این ترانه شاید شنونده امروزی را به این فکر بیاندازد که مگر چه چیز خاصی در این اشعار نهفته است؟

اما به گفته آندرس منه سس (Andres Meneses) یک تهیه کننده موسیقی لاتین در شیکاگو، “شما باید متوجه باشید که این ترانه از یک فرهنگ لاتین برخاسته است که در حدود ۹۹ درصد آنها کاتولیک هستند و در فرهنگ کاتولیک لاتین، بخصوص در دهه ۴۰، هر چیزی که در آن سخنی از جنسیت گفته میشد باید سرکوب میشد”

برای ولازکوئز، اشعار ترانه به تعلق خاطر عاشقانه خودش در سنین نوجوانی مربوط میشدند که بنا به تصدیق خودش، هنگام سرودن این شعر در سر داشته. اما با نوشتن درباره بوسه ای که شاید “برای آخرین بار باشد” او ناخودآگاه با عده زیادی از شنوندگان ترانه رابطه برقرار کرد. کسانی که با آغاز جنگ دوم جهانی برای آخرین بار یکدیگر را در آغوش میگرفتند.

ترانه های بسیاری در زمان جنگ ساخته شدند که همه پیام مشابهی داشتند اما هیچ کدام نتوانستند به پای احساسات گرم و واقعی Besame Mucho برسند. البته قدرت این ترانه از حد اشعار اولیه آن هم فراتر رفت و بسیاری از شنوندگان آن هرگز نسخه اسپانیایی آن را نشنیده اند، چرا که یک آمریکایی به نام سانی اسکای لار (Sunny Skylar) این ترانه را به انگلیسی برگرداند و اجرای محبوب آن توسط جیمی دورسی (Jimmy Dorsey) و انتشار مجدد آن با صدای دین مارتین (Dean Martin) آنرا به فروش میلیونی رساند و متاسفانه چندین خواننده دیگر به اجراهایی با اشعاری رقیق شده و نه چندان زیبا دست زدند که البته به محبوبیت ترانه اصلی افزود.

ولازکوئز در طی دهها سال فعالیت هنری در مکزیک، به شهرت و مقام بالایی دست یافت و این با حضور صدها نفر از دوست دارانش در مراسم به خاک سپاری او به اثبات رسید. با وجود اینکه او هرگز نتوانست موفقیت Besame Mucho را تکرار کند اما همچنان به کار سرودن ترانه میپرداخت و چند ماه قبل از مرگش ترانه Por el camino “در طول راه” را سروده بود و قرار است بنا به درخواست خودش خواننده محبوب مکزیکی لویس میگوئل Luis Miguel آنرا اجرا کند.

گفتگوی هارمونیک

مروری بر آلبوم «تصنیف‌های عارف قزوینی»

اجرایِ مقبولِ همه‌ی تصنیف‌های عارف در یک مجموعه، درباره‌ی شخصیت او و تصنیف‌سازی‌اش و در مورد تصنیفِ قاجاری به طور عام، فرصتِ تأملی دیگر می‌دهد. ازاین رو هر چند تصریح شده که هدف، گردآوریِ نمونه‌ای آرشیوی یا آموزشی نبوده اما می‌توان چنین کارکردی نیز برای این مجموعه قائل شد وگرنه با تمام تلاشی که در شنیدنی‌شدنِ اجرای همه‌ی بندهای تصانیف شده، هنوز شنیدن سیزده دقیقه تکرارِ تضرعِ عارف برای ماندنِ مورگان شوستر در ایران، در مقامِ یک اثر موسیقی چندان توجیهی ندارد*.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XXIII)

مقارن با این تحولات نوار کاست به عنوان یک وسیله ارتباط جمعی جدید و مستقل از تشکیلات دولتی در ایران رایج شد. دو گروه شیدا و عارف نیز خود نوارهای موسیقی خودشان را با کیفیت بسیار خوب به بازار عرضه کردند. گروه های شیدا و عارف همگام با انقلاب کنسرت هایی با مایه های سیاسی و اجتماعی ترتیب دادند که با استقبال مردم به خصوص گروه های دانشجویی روبرو شد. در این میان کنسرت های گروه شیدا با آهنگ های محمد رضا لطفی (بشارت و سپیده) و پرویز مشکاتیان (ایرانی) همراه با اشعار هوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه) و آواز محمد رضا شجریان، خاطره درویش خان، ملک الشعرا بهار و حسین طاهرزاده را زنده می کرد.

از روزهای گذشته…

جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

جلیل شهناز و چهارمضراب (III)

به هر روی در اجراهای کلاسیک موسیقی ایرانی، امروزه چهارمضراب نقشی تثبیت شده دارد و کمتر اجرایی را می‌توان یافت که چهارمضراب در آن نباشد. بیشتر نوازندگان و آهنگسازان از این نوع قطعات برای اجراهای خود می‌سازند. جلیل شهناز نیز یکی از موسیقی‌دانانی است که در اجراهای زنده، رادیویی و ضبط شده‌ی خود تعداد زیادی چهارمضراب اجرا کرده است. اهمیت این چهارمضراب‌ها از آن جهت است که وی نوازنده‌ای بداهه‌پرداز است و کمتر کسی از محققین و موسیقی‌دانان در ایران در این توانایی وی شک دارد (برای مثال نک. مقدمه‌ی تجویدی در (ظریف ۱۳۸۷) یا نوشته‌ی میرعلی‌نقی در (شهناز ۱۳۷۸)).
تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

تکنیک های نی و محدودیت های آن (II)

در شماره قبل گفتیم که اگر ما پنج سوراخ روی نی را آزاد گذاشته و فقط یک سوراخ پشتی را ببندیم، هر نتی که در این حالت از انگشت گذاری تولید می شود نام آن نت روی نی گذاشته می شود یعنی اگر این نت “فای دیاپازون” بود، این نی را “فا کوک” می نامیم و به همین ترتیب تمامی نی ها به این صورت نامگذاری می شوند. با این حال می بایست پذیرفت که نامگذاری بر اساس این نوع انگشت گذاری هیچگونه مطابقتی با اصول سازشناسی نداشته و اگر قرار است انگشت گذاری ملاک قرارگیرد، بهتر است حالت دست بسته یعنی حالتی که تمام سوراخها را گرفته ایم (طبق نظر دکتر حسین عمومی) مبنای نامگذاری گردد.
برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

برداشتی درد مندانه از پاسیون سن ماتیوی باخ

به مسیح می اندیشم و به ایمانش و به حادثه مصلوب شدنش و البته به درد. درد فرو شدن میخ بر گوشت دستانش، درد ایمان از هم پاره شده، درد عشق، درد تنهایی. پاسیون سن ماتیوی باخ بدون شک اثری ست در باب درد. چه آن دردی که خون می چکاند از قلب و تن، چه آن درد شک و بد گمانی در لحظات واپسین به راهی که رفته ای، زجر کشیده ای، طعنه شنیده ای و ایمانت را بر آن استوار نمودی.
کنسرت فیروزه نوائی در دومین فستیوال هنر معاصر اجرا می شود

کنسرت فیروزه نوائی در دومین فستیوال هنر معاصر اجرا می شود

کنسرت فیروزه نوایی در فستیوال بین‌المللی موسیقی معاصر تهران در سه قسمت در روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت در تالار رودکی در ساعت ۵ بعد از ظهر اجرا می شود. در بخش اول نوائی به همراه گیتار فرزین طهرانیان قطعه ای از شروین عباسی به نام «وید» (Void) در دوقسمت و سوناتی برای فلوت و گیتار از مهران روحانی اجرا می شود، در بخش دوم نوائی به همراه پیانوی نیلوفر بدرکوهی «نوکتورن» اثر محمد سعید شریفیان و «بالاد» اثر محمدرضا تفضلی و اثری با نام «رویا» اثر حسین علیزاده (که پیشتر برای فرزانه و فیروزه نوائی با تنظیمی برای هارپ و فلوت اجرا و ضبط شده بود با تنظیم دیگری برای پیانو وفلوت با ویرایش نیلوفر بدرکوهی) اجرا می شود، در بخش سوم این برنامه گروهی هشت نفره از نوازندگان کر فلوت تهران به اجرای قطعه ای از رضا ناژفر می پردازند و قطعه ای دیگر ساخته پرویز داوودی برای چهار فلوت به روی صحنه خواهد رفت.
روش سوزوکی (قسمت چهل و هفتم)

روش سوزوکی (قسمت چهل و هفتم)

موتسارت را همیشه تحسین خواهم کرد. لطافت و عشقی را که فقط روح و جانی متعالی می‌تواند درک کند و این عشق می‌تواند عمق درد انسان را دریابد، می‌تواند تولد، مرگ، ناپایداری، فنا، تنهایی و انزوای زندگی را و عشق را با تمام عظمتش نه تنها در آثار مینورش بلکه در آثار ماژورش با غمی نافذ بیان کند.
گزارش مراسم رونمایی کتاب  «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VII)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (VII)

در ادامه، بابک خضرایی به‌عنوان آخرین سخنران دربارۀ این اثر گفت: این جلسه جلسۀ نقد و بررسی نیست و صرفاً برای آشنایی مخاطبان با کتاب است. از‌این‌رو، من فقط چند نکتۀ‌ کوتاه را عرض خواهم کرد: عنوان کتاب شامل چند کلمه است: «ساختار»، «تصنیف»، «عارف قزوینی».
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (I)

می‌دانیم، می‌دانیم که دانش معاصر به شکلی همگن توزیع نشده است و اگر بخواهیم آن را امری اخلاقی تلقی کنیم خواهیم گفت در جهان امروز دانش توزیعی عادلانه ندارد. به یاد نداریم زمانی در طول تاریخ در دسترس، دانش کاملا «عادلانه» میان بخش‌های مختلف جهان توزیع شده باشد، اما از طرفی هرگز –با وجود امکانات انتقالی بیش از هر وقت دیگر در تاریخ- به ناهمگنی امروز نیز نبوده است.از آن‌سوتر در ذهنمان چیزی سرک می‌کشد که جهت این توزیع ناعادلانه به زیان ما است، یعنی که بیشترین بهره‌ی دانش را در هر رشته‌ای ما تولید نمی‌کنیم و دست‌بالا، اگر بتوانیم، مصرف کننده‌ی آن هستیم.
مشکلات رایج رفتاری در گروه های موسیقی

مشکلات رایج رفتاری در گروه های موسیقی

اگر تجربه همکاری و یا نوازندگی با یک گروه موسیقی را داشته باشید، بدون شک متوجه مشکلات کاری موجود در این گروه ها شده اید. چرا که فعالیت در یک گروه موسیقی تحت هر عنوانی، کاری است بسیار جدی و تفاوتی با کار در یک شرک عادی را ندارد. بنابراین در درون یک گروه موسیقی نیز همانند یک شرکت مشکلات مخصوص به خود وجود خواهد داشت. در این مطلب به بررسی اجمالی چند مشکل رایج در این زمینه می پردازیم.
پرآرایش و رامش و خواسته (IV)

پرآرایش و رامش و خواسته (IV)

زهی ها دیگر نقش فضا سازی و زمینه سازی برای مضرابی ها را ایفا نمی کنند. جملاتی که برای آنها نوشته می شود دارای کاراکتر کششی است و این مساله ای است که در جای جای سیمرغ نمود می یابد. به همان اندازه که سازهای مضرابی تاثیر گذارند، کششی ها هم (گاه بیشتر) اهمیت پیدا می کنند. مضرابی ها و زهی – کششی ها یک ملودی را با هم نمی نوازند و شخصیت یافته اند و تصور این که هر یک از قسمت های موسیقی، توسط گروه دیگری از سازها نواخته شود غیر منطقی به نظر می رسد.
مرگ باخ

مرگ باخ

باخ در سال ۱۶۸۵ بدنیا آمد و در سن ۶۴ سالگی به دلیل آنکه قدرت بینایی اش بتدریج رو به کاهش می گذاشت تصمیم گرفت که چشمان خود را جراحی کند. پزشکی بنام John Taylor مسئولیت جراحی چشمان او را بعهده گرفت. او که در اصل چشم پزشکی اهل انگلیس بود در طول مدت فعالیت پزشکی خود چشم دو تن دیگر از بزرگان عصر خود یعنی هندل موسیقیدان و ادوارد گیبون مورخ را نیز جراحی کرد.