بحیرایی: از ایده های جدید استقبال میکنم

رامین بحیرایی
رامین بحیرایی
در حال حاضر سه آلبوم با همکاری شما انتشار رسیده، خودتان به این سه آلبوم به طور میانگین چه نمره ای میدهید؟
همونطور که اشاره کردید تا حال سه آلبوم در بازار موسیقی عرضه شده اند که من هم در شکل گیری آنها نقش داشتم. در واقع دو آلبوم با صدای بنده به نامهای خوان هشتم که یک آلبوم صوتی است، به آهنگسازی آقای وحید طارمی و بر روی شعری از مهدی اخوان ثالث و آلبوم تصویری شهان آسمانی که از دوشب کنسرت با گروه شاهو به آهنگسازی آقای حامد صغیری منتشر شده است و آلبوم دیگر که به نام سرخانه بر اساس طرحی از آقای فاطمی است بنده یک تراک آن آلبوم را که به آهنگسازی آقای پیام جهانمانی است را اجرا کردم.

هر کدام از این سه اثر حال و هوای خاص خودشان را دارند و برای من تجربه های متفاوتی بودند. از آواز و تصنیف خواندن بر روی اشعار اخوان ثالث تا اشعار سعدی و مولانا را در این سه اثر تجربه کردم و جالب اینکه هر سه اثر در نوع خود، کارهای خاص و تازه ای بوده اند و من اصولا از اینکه فضاهای تازه را تجربه کنم استقبال میکنم. خودم نمیتوانم نمره خاصی بدهم ولی این را میدانم که اگر در ذهنم نمره بالایی را بدهم باعث عدم پیشرفت خواهد شد. ولی در کل از هر سه کار تا حدودی راضی هستم.

چرا نوازندگان امروزی اینقدر با نوازندگان نسل های گذشته فاصله ندارند که آهنگسازان؟
این بحث را میشود، به این صورت مطرح کرد که به طور کلی، آهنگسازی یک نبوغ ذاتی میخواهد و باید در نهاد هنرمند وجود داشته باشد. شما با تمرین و ممارست میتوانید تبدیل به نوازنده ای بشوید که حداقل سازتان شنیدنی باشد ولی لزوما نمیتوانید مثلا ملودی های دلنشین و جاودان بسازید. یک آهنگساز خوب مانند یک نویسنده خوب است و باید ذوق آهنگسازی را داشته باشد و علاوه بر اینکه دوره های تخصصی آهنگسازی را دیده باشد، این استعداد در وجود او باشد.

الان الگوهای زیادی وجود دارد که دوستان نوازنده میتوانند از آنها استفاده کنند و با تمرین زیاد تکنیک نوازندگیشان را حتی تا حد آن الگو ها بالا ببرند ولی در مورد آهنگسازی با توجه به ملودیهای ناب و پر باری که در گذشته ساخته شده، کار آهنگسازان سخت شده و برای نیفتادن به ورطه تکرار و کلیشه، نیاز به کار مداوم و تحقیق بسیار زیادی دارند که متاسفانه در خیلی از موارد میبینیم که بسیاری از آهنگسازان بدون توجه به این مسائل آهنگسازی میکنند و طبعا نتیجه این اتفاق بوجود آمدن آثاری تکراری و کلیشه ای میشود. البته نباید این نکته را ندیده بگیریم که در عصر حاضر هم آهنگسازان بسیار توانایی حتی در نسل جدید هم داریم که در کارشان خیلی موفق هستند.

خوانندگان نسل قدیم را چگونه میبینید نسبت به نسل خودتان؟
خوب در نسل قدیم خوانندگان بسیار خوبی بوده اند که در واقع هر کدام مبدع و پدید آورنده سبک و شیوه جدیدی در آواز ایرانی شده اند. من و همه همنسلان من، هم با صدای این اساتید آواز را یاد گرفته ایم و هم از شیوه ها و تکنیک آوازهای آنان استفاده کرده و میکنیم. خوشبختانه به همت این اساتید گرانقدر آواز ایرانی هنوز زنده است و من هم اعتقاد دارم “تا زمانی که زبان پارسی زنده باشد، آواز ایرانی هم زنده است”.

من در میان هم نسلان خود، خوانندگان بسیاری را میشناسم که خیلی زحمت میکشند و آواز را خیلی جدی دنبال میکنند. مسلما خیلی از خوانندگان نسل ما به اندازه خوانندگان نسل قدیم تبحر در خواندن آواز ندارند و مسلما تلاش و ممارست زیادی میخواهد که به آن سطح برسند. این نکته مشهود است که الان اکثر دوستان خواننده، سعی در تقلید از صدای اساتید بزرگ آواز دارند که همونطور که اشاره کردم، این امر مورد قبول بنده نیست ولی در کل، الان خوانندگان بسیار خوبی داریم که خوشبختانه بعضی از آنها، سواد آکادمیک خوبی هم دارند و این نکته میتواند به پیشرفت هر خواننده ای کمک کند.

روزنامه آرمان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نقد آرای محمدرضا درویشی (I)

از اواخر دهه‌ی شصت، ناظر و پیگیرِ اتفاقات و جریان‌های فکریِ هنر در ایران بوده‌ام. به‌نظر می‌رسد، اغلبِ کسانی که حرفی نو در حوزه‌ی نظر و اندیشه‌ی هنر در ایران داشته‌اند، آن را از اندیشمندان علوم انسانی اخذ کرده‌اند و ترجمه و برگردانش را در حیطه‌ی هنر، بسط و نشر داده‌اند. البته هنرمندان صاحب‌فکر و اندیشه هم در هنرِ ایران دیده می‌شوند، ولی انگشت‌شمارند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.

از روزهای گذشته…

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XVII)

این اثر تم های مشترکی با “حواریون” دارد اما نباید “سلطنت” را به عنوان قسمتی از حواریون در نظر بگیریم چرا که خود این اثر به تنهایی نیز دارای ارزش های بسیار زیادی می باشد. دوست الگار، فرانک شوستر، روزی به آقای آدریان بولت می گوید که: «در مقایسه با “سلطنت”، کاری همچون”رویای جرونتیوس” یک اثر آماتور به حساب می آید!».
ویلنسل (X)

ویلنسل (X)

بسیاری از ویولنسل نوازان ریزاندام نواخن با ویولنسل هفت هشتم را ترجیح می دهند، چون با این ساز کشیدگی پنجه در پوزیسون های بالای دسته دشواری کمتری برایشان می آفریند. به ندرت ویولنسل هایی بزرگتر از چهار چهارم هم وجود دارد. نوازنده هایی که دستهایی با بزرگی نامعمول دارند، ممکن است ویولنسلی را بنوازند که کمی از full-size بزرگتر باشد.
حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

حضور موسیقی سمفونیک در انقلاب ۱۹۷۹ (قسمت دوم)

غالب انقلابیون بدین نکته باور داشتند که هنر، خود غایت نیست، وسیله ای است برای تبلیغ و تهییج. گاه «برای حفظ جبهه خودی ها از گزند طعنه های بدخواهانی که جوانان انقلابی را فاقد هر گونه هنری می دانند.» با این همه، آثار انگشت شماری نیز در آن اتمسفر ضد ساختار گرا (anti-structuralism) پدیدار شدند که سوای پرسوناژ انقلابی، ارزش هنری و تکنیکی خود را نیز از کف ندادند.
لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه»

لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه»

لیلا رمضان در جشنواره «سه گاه» پنسیلوانیا با اجرای آثار آهنگسازان ایرانی و ترک شرکت می کند. در این فستیوال که با حمایت دانشگاه کارنگی ملون آمریکا (Carnegie Mellon University) و مرکز موسیقی ایرانیان (CFIM) برگزار می شود غیر از لیلی رمضان هنرمندان دیگری از کشور ایران به اجرای برنامه می پردازند که شامل: داریوش ثقفی (Dariush Saghafi)، جهانگیر محمدی (Jahangir Mohammadi)، خسرو سلطانی (Khosrow Soltani) و کیان سلطانی (Kian Soltani) می شوند.
گفتگو با آن سوفی موتر (V)

گفتگو با آن سوفی موتر (V)

من در حال حاضر هیچ پروژه بلند مدتی برای ضبط ندارم و هیچ وقت هم نداشته ام. کلا از اینکه قرار باشد کاری را در بازه زمانی سه ساله ای برای ضبط اجرا کنم متنفرم. پس نمی توانم به این پرسش، پاسخ قطعی بدهم، فقط می دانم اگر هم قرار باشد چنین چیزی اتفاق بیفتد، به این زودی ها نخواهد بود. این پروژه مثل شعبده بازی و خرگوش در آوردن از کلاه یکباره اتفاق نمی افتد! البته گاهی هم می توان روی سن شعبده بازی کرد و قطعه هایی را بدون برنامه نواخت زیرا آن قطعه ها در رپرتوار روزانه موزیسن ها هستند. واقعا نمی دانم. داستان این هم مانند کنسرتو برگ است، فقط باید زمان مناسب فرا برسد. در عین حال هر چقدر هم بیشتر صبر کنم، انجام دادنش دشوار تر می شود.
گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

گزارش جلسه هفتم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VI)

«پس از شنیدن قطعه‌ها [اول و دوم]، می‌بایست تغییراتی را که در موسیقی سنتی ایران با تاثیرپذیری یا تقلید از موسیقی اروپایی پدید آمده و شیوه‌های جدید را عرضه کرده، مورد بررسی قرار داد: اولین عنصر یا محوری که در این تغییر یا بهتر گفته شود «تحریف» به نظر می‌رسد، قلب ماهیت صدا یا سونوریتۀ «ساز» ایرانی است.[…] دومین وجه مشخصه دیگر از این تغییرات اساسی، تغییرات در نسبت‌های فواصل است. […] آشناترین مظاهر زیانبار این تحریفات عبارتند از: وفور نغمه‌های سردرگم، تکراری و کاملا بی‌هویتی که تا آخرین حد از رخوتی سنگین، غمهای تصنعی و افسردگی‌هایی، اشباع شده هستند.» (صص ۳۲-۲۸)
گوستاو مالر (IV)

گوستاو مالر (IV)

سمفونی های مالر مربوط به سه دوره می شوند: دوره اول؛ با اشعار آلمانی “Wunderhorn” غالب شده که مالر در این دوره چهار سمفونی اول خود را نوشت. سمفونی شماره ۱ از ایده ای ملودیک برگرفته از شعرهایی از “Gesellen” به وجود آمده که در قسمت اول این سمفونی قرار دارد، سومین قسمت سمفونی اول شامل اشعار فرانسوی “Frère Jacques” می باشد که در مینور است. نکته خاص سومین قسمت در سمفونی شماره ۲ کم بودن صدای ارکستر و بلند بودن صدای خواننده است. سومین قسمت در سمفونی شماره ۳ بار دیگر آهنگی خیالی از اشعار “Wunderhorn” است.
نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

نگاهی به اپرای مولوی (XXI)

در پاسخ مولوی پیرمرد می خواند: «گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن. مصلحی تو ای تو سلطان سخن» در این بخش گردش ملودی شبیه به بخش اولی است که همین خواننده خوانده است و به همین دلیل آهنگساز از همان آکومپانیمان ارکستری برای این بخش هم استفاده می کند.
پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (I)

پیوندهایی که در آسمان “ویولون” بسته شده اند (I)

انجمن استرادیواری حامیان، نوازندگان و بهترین ویولون های دنیا را به هم پیوند می دهد. جفری فوشی (Geoferry Fushi) مردی از جنس دوره نوزایش هنر است که شباهت هایی نیز با پی تی بارنوم (P. T. Barnum) بازرگان آمریکایی دارد. فوشی که هم استاد فضل و کمال و هم استاد نمایشگریست، ویولون های چندین میلیون دلاری دارد که به خوبی می داند چگونه آن ها را در معرض نمایش بگذارد.
شبدیز برای دو سنتور

شبدیز برای دو سنتور

همانطور که گفته شد، از خصوصیات قطعات فرامرز پایور و اردوان کامکار این است که قطعاتشان دقیقا” مخصوص سنتور است. مثلا” اگر به شیوه ساخت قطعه “فانوس” توجه کنید، متوجه می شوید که ساخت این قطعه در واقع چیدمان مینیاتور گونه الگوهای مضرابی روی ملودیهایی از گوشه های اصفهان است.