علی رحیمیان : دوست دارم آثارم زنده اجرا شود

مصاحبه با علی رحیمیان
مصاحبه با علی رحیمیان
در ادامه مصاحبه با آقای علی رحیمیان راجع به فعالیت های هنری ایشان، در این مطلب قسمت سوم این مصاحبه را می خوانیم.

شما که در صدا و سیما هستید چه کارهایی کردید برای تبلیغ این نوع موسیقی؟
در مورد کار خودم که هیچی! حتی برای مصاحبه هم که دعوت می کنند تمایل نداشتم و هیچ وقت نرفتم… و حتی اخیرا” در یک برنامه ای یکی از کارهای من را پخش کردن به نام ” ای عاشقان” که آقای سراج خونده ، بعد گفتند یک قطعه زیبا پخش میکنیم با صدای آقای سراج با آهنگی از مرحوم حنانه……! من هم عکس و العملی نشون ندادم ….چیکار کنم؟زنگ بزنم بگم نه! مال منه؟ خوب بالاخره صداوسیما شناسنامه کار را داره و … البته اینها اشتباه لپی هست و قابل بخشش آقای سراج هم کاری دارند با آقای حنانه ولی “گر سیل عالم پر شود” که اسمش “ای عاشقان” هست ، نیست

به نظر شما بهتر نبود که همون کار با ارکستر به صورت همزمان (غیر میکسی) اجرا میشد؟ چون در خیلی از قسمتهای اون اثر مثل همون اورتور اولیش ، چندان حق مطلب بیان نمی شه!
دقیقا” گفتم!اینها برمی گرده به این که باید امکانات باشه ،ارکستر در اختیار آدم بگذارن و آدم بتونه با کیفیت کارشو اجرا کنه

خودتون آهنگهای کدوم آهنگساز ایرانی را دوست دارید(سبک کارهای خودتون)؟
کارهای دکتر حسن ریاحی را خیلی دوست دارم البته هستند کسان دیگری از دوستان دیگر مثل آقای کامبیز روشن روان ، محمد سریر، آقای کامکار و مخصوصا” ارسلان کامکار که من کارشون را خیلی می پسندم (کار پیروزی هم که ضبط کرده بودن بعدش آقای هوشنگ کامکار منو تو استودیو دیدن که اون موقع هم هنوز کار آهنگسازی نمی کردند، پارتیتور طلوع آزادی را هم خواستند که من بهشون بدم ،که من هم دادم…) ولی کلا” کار در این زمینه کم هست.

در مورد تدریستون صحبت کنید
من هنرستان موسیقی دختران تدریس کردم ، مرکز موسیقی صداوسیما تدریس کردم و در حال حاضر در هنرستان صدا و سیما که دو سال هست فعالیتش را آغاز کرده تدریس می کنم و این محلی هم که خودم تاسیس کردم (آوای هنر) هست که موسیقی تدریس می کنیم

چرا یک سری از آثارتون اجرا شده ولی منتشر نشده؟
یکسری کارهای من تقریبا” اوایل انقلاب ساخته شد که یکیش ” طلوع آزادی” هست (که به اون چهارگاه هم میگن) برای ارکستر سمفونیک که یک کار ایرانی هست که از لحاظ هارمونی و… کامل هست. یک کار دیگری هم داشتم که اون هم با ارکستر بزرگ بود که آقای قره باغی آن را اجرا کرد که در آرشیو صدا و سیما هست ولی به انتشار نرسیده؛ اینها با ارکستر سمفونیک هستند و ساز ایرانی ندارند ولی بعد از اینها تقریبا” اواخر جنگ بود (من کار مربوط به جنگ زیاد دارم مارشهای مختلف و …) کارهایی نوشتم که تلفیق سازهای ایرانی بود با ارکستر سمفونیک که اولیش “بی تو به سر نمی شود” بود که آقای جمال الدین منبری خواننده اون بودند؛ بعد از آن به مرور کارهای دیگری نوشتم که ساز ایرانی داشت مثل “نقش خیال” (که اولین کار آقای مختاباد بود)

نقش خیال منتشر شده؟
نه به شکل خاص خودش… در یک کاست به نام “نقش خیال” که فکر کنم سروش اون را منتشر کرد (که منتخبی از آثار ضبط شده صدا و صیما بود که در یک مجموعه منتشر شد. بعد به مرور کاری که به صورت یک نوار ضبط شد به نام ” نگاه آسمانی ” که اون هم در واقع خودم سرمایه گذارش نبودم و سروش خودش از آرشیو منتشر کرده و در این CD مجموعه ای از آثاری که آقای سراج خوانده و با ارکسترسمفونیک و سازهای ایرانی هست اجرا شده و یک کار دیگر هم دارم به نام ” ملکا ذکر تو گویم” که قبل از اذان پخش می شه که اون هم منتشر نشده.

صدا و سیما نمی خواد اینها را منتشر کنه یا خودتون اقدامی کردید؟
از لحاظ انتشار ، سروش فقط این کار را می تونه بکنه! که اونها هم متاسفانه فقط سرمایه را گذاشتند روی موسیقی پاپ و چیزهایی که درآمد زاست. کلا” آثاری که من می سازم بیشتر حالت فرهنگی داره و یک عده خاصی شاید فقط علاقه داشته باشن که این کارها را گوش بدن و با تبلیغاتی هم که شده فقط موسیقی پاپ باب شده که البته من مخالفش نیستم ولی حدودش اگر مشخص می شد خیلی خوب بود؛ الان انقدر این قضیه ول شده که دیگر از محتوای واقعیش دور شده اما برای یکسری شرکتها و انتشاراتها درآمدزاست!

در مورد سمفونی تهران که برای شهرداری ساختید صحبت کنید.
این کار که موزیکال، تصویری هست در مورد تهران؛ من آهنگسازش بودم ارکسترسمفونیک تهران هم اجرا کرد (هم به صورت زنده که در فیلمم دیدید)در تالار وحدت اجرا شد؛ این کار هم ساز ایرانی داشت … البته این کار بیشتر تصویری هست (تصویر خوبی هم داشت تقریبا”) و در مورد کارهایی که شهرداری در تهران انجام داده. اینجا فیلم برداری شده ولی کارهای مونتاژش اونجا انجام شده. البته اسم من را محمد رحیمیان نوشتن در تیتراژ که من بهشون گفتم ولی چون روزهای آخر بود وباید فیلم به لندن فرستاده می شد و زحمت داشت اصلاح نشد.

کلا” پارتیتورهای کارهاتون هست؟
بله همش هست و نوارهای خیلی هاش هم در آرشیو صدا و سیما هست ولی کلا” چون خودم خیلی اهل مصاحبه و ظاهرشدن و … نیستم چون بیشتر کار برام مهم هست و خودم هم شناخته نشدم زیاد مسئله ای نیست

خوب وقتی کارتون منتشر نشه به دست خیلی هام نمی رسه!
خوب حالا چاره چیه!؟ دوست دارم یک امکاناتی باشه و فرصتی که کارهام اجرا بشه و خودم رهبری و اجرا کنم که فکر کنم این آرزو را باید به گور ببرم

راستی شما دوره رهبری گذروندید؟
نه به اون شکل آکادمیکش ، ولی کار کردم با دوستانی که در این زمینه ها کار کردن مثل آقای نادر مرتضی پور بعضی مواقع در این زمینه کمک می گیرم و سوالاتی می کنم و وقتی هم در ارکستر صدا و سیما فعالیت داشتیم گاهی وقتها که آقای مرتضی پور نمی آمدند از من می خواستند که با ارکستر تمرین کنم و رهبری کنم ولی به اون صورت که دوره خاصی گذرانده باشم ، نه ! ولی خوب تواناییهاش را دارم چون کار آهنگسازی کردم و می شناسم ارکستر را ، می تونم این کار را انجام بدم

در مورد ارکستر آقای چکنواریان نظرتون چیه؟
می دونید که این ارکستر اصلا” ایرانی نیست و نوازنده هاش ایرانی نیستند این ارکستر از خارج می آد و به نام ارکستر رودکی ، تعجبم اینه که بچه های ارکستر سمفونیک هستند ولی چرا ازشون استفاده نمی کنن!؟ نمدونم! ارکستری که به نام رودکی میان در تالار وحدت برنامه اجرا می کنند و میرن! این تمر کز را اگر بگذارن روی ارکستر سمفونیک تهران (حالا درست هست که ضعف هست و مشکلاتی از نظر نوازنده و کیفیت نوازندگی هست) به مرور زمان درست می شه…

احتمالا” به این خاطر که این ارکستر از توانایهای خوبی برخوردار هست و کرایه اون هم پایین هست از این غذای آماده استفاده می کنند بله نوازندگیشون خوب هست و هزینه کمی دارن و با مخارج کم کار خوب انجام میدن! البته اشکالی هم نداره اگر جنبه برنامه خاص فرهنگی باشه برای بچه های ارکستر هم خوب هست . چه بهتر که ارکستر سمفونیک را تقویت کنند …

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

سعیدی: قطعات پیانو را برای قانون تنظیم کردم

من تا الآن زیاد از پیانو قطعه تنظیم کرده‌ام. ولی خب پیانو سبک خاص خودش را دارد. ببینید قانون سبک اجرایی خاص خودش را دارد. مثلاً من قطعه ژیلای آقای جواد معروفی را روی قانون کاملاً پیاده کردم. ولی بینید مثلاً تار خب یک مضراب دارد و تک مضراب می‌زنند، بعد با دست چپ پرده‌ها را می‌گیرند. این قطعه بندباز آقای وزیری را من طوری تنظیم کردم که ما از انگشتان مختلف در خیلی از جاهایش می‌توانیم کاملاً استفاده کنیم.
او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (II)

او پیانیست بود یا شوپنیست؟ (II)

در یک نیمه شب به ناگه وقتی صدای پیانو بلند شد، همگان تصور کردند که ارواح آن قصر قدیمی پیانو می ­نوازند و با شتاب به سمت پیانو رفتند و به ناگه فردریک ۶ ساله را پشت ساز دیدند و تمام خانواده شوپن با اشک و ناله پنداشتند که روح و جسم فردریک توسط ارواح موزیسین آن قصر قدیمی تسخیر شده است.
یادداشتی بر آلبوم «یادگار روزگار تار»

یادداشتی بر آلبوم «یادگار روزگار تار»

«همزاد همرنگ هراس، دونوازی دف (ژانر وحشت)»، «خوف دره خاموش، ۷ قطعه برای سه‌تار»، آلبوم «آمد ندید برفت…» و «تفسیر و ترجمه‌ی کتاب آقاسیدنصرالدین خاموشی جیحون‌آبادی» بخش کوچکی از رزومه‌ی نوازنده‌ی آلبومِ «یادگارْ روزگارْ تارْ» (۱) هستند. همچنین علاوه بر رزومه، این «آهنگساز، پژوهشگر موسیقی و نویسنده و نوازنده‌ی تنبور، دف، تار و سه‌تار» که موسیقی را با آموزش نزد سیدخلیل عالی‌نژاد شروع کرده و «از ۱۰ سالگی فعالیت‌های حرفه‌ای خود را…آغاز نموده»، دفترچه‌ی آلبوم را، که خود طراح و گرافیست آن است، به تصویری از خود (بسیار شبیه به استاد) و تصاویری از صدابردار و نیز عکاسِ آلبوم مزین کرده است.
ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت

ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت

فردا سه شنبه سوم اسفند ماه، ششمین جشنواره نوشتارها و وب سایت های موسیقی در اینترنت با حمایت موسسه فرهنگی هنری رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران، در محل فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود.

سه خبر

دو فیلم بر اساس زندگی آنتونیو ویوالدی، ویولونیست و آهنگساز برجسته ایتالیایی در دوران باروک، در حال ساخته شدن هستند. کمپانی کلمبیا و ایمیج اینترتینمنت (Image Entertainment) در پاییز گذشته ساخته شدن فیلمی به نام ویوالدی را اعلام کردند. این فیلم که با کارگردانی کاترین هاردویک آغاز شده است، بیشتر بر رابطه بین ویوالدی که یک کشیش بوده است و معشوقه اش آنا ژیرار (Anna Girard) پرداخته است. از طرفی یک کمپانی مستقل به نام مکانیکز (Mechaniks) مشغول تولید فیلم دومی است که آنتونیو ویوالدی نام دارد و فیلمنامه آنرا روزنامه نگاری به نام جفری فریدمن (Jeffrey Freedman) نوشته و قرار است ویولونیست سبک هارد راک اشلی مک آیزاک (Ashley MacIsaac)، نقش ویوالدی را ایفا کند. این فیلمنامه بر روی دوران تدریس ویوالدی در مدرسه دختران بی سرپرست و موفقیت او در مقام معلم موسیقی که به اجرای برنامه در مقابل پاپ انجامید، بنا شده است.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (I)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (I)

اوژن ایزایی، ویولنیست بلژیکی، از مشهورترین مستر ویولنیست های زمان خود به شمار می رود؛ «نیروی خارق العاده طبیعی ایزایی به عنوان یک مفسر» تحت تأثیر استعداد سرشار او در تُن و تکنیک نوازندگی نمود بیشتری می یابد. استعدادی که هم عصران او نیز به آن اشاره کرده اند. در واقع، ایزایی بزرگ ترین نماینده مکتب شگفت انگیز ویولن نوازی بلژیکی است که در هنر استادان او مانند ویوتام و وینیافسکی ریشه دارد. همانطور که خود ایزایی می گوید «در یک دوره هفتاد ساله برترین مکتبی بوده است که در کنسرواتوار پاریس و در آثار نوازندگانی مانند: ماسارت (Massart)، رمی (Remi)، مارسیک (Marsick) و دیگر مفسران حرف اول را می زده است».
پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

پورساعی: با تغییر کوک با گیتار عادی ربع پرده می نوازم

اگر شما کل سطح انگشت را روی آن مقطع سیم حرکت کند. بعضی از نوازندگان فکر میکنند ویبراسیون روی گیتار شکل خواصی نمیتواند داشته باشد و بی دلیل دستشان در حال حرکت است، در صورتی که میشود نت اول به صورت کشیده و بدون ویبره و بعد کم کم ویبره شدید و باز به شکل بی ویبره نتی را اجرا کرد که با این شکل ها میشود ویبراسیون را زیباتر کرد. پورقناد: در سازهای پرده دار چون صدای ویبره کمتر هست، نوازندگان مشکل بیشتری با آن دارند و اگر هم ساز ارزان قیمت و کم کیفیت باشد این مشکل تشدید خواهد شد. البته روی گیتار اگر تکنیک را درست انجام دهیم میشود ویبره را تولید کرد.
“رازهای” استرادیواری (XII)

“رازهای” استرادیواری (XII)

مدل های اورجینالی که در اختیار ما هستد به همراه ابعاد آنها؛ نمونه های مربوط به ویولون که تاریخ آنها ذکر نشده است. تمام این نمونه ها مربوط به دوران قبل از سال ۱۶۸۹ می باشند. مدل هائی که با حروف MB و S مشخص شده اند مدل هائی هستند که ویژگیهای آثار نیکلو آماتی را دارا هستند و برای ساخت نخستین ویولونهای استرادیواری بکار رفته اند که امروزه به عنوان ویولن های شبه آماتی شناخته می شوند. حروف نشان دهنده modello buono (مدل خوب) و Seconda (مدل دوم) بیانگر مدل هائی هستند که باید به عنوان اولین و دومین ساخته های استاد مورد توجه قرار گیرد.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (III)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (III)

اما باید اینجا به یک واقعیت مهم اشاره کنم که همیشه در بیوگرافی ها مغفول می ماند؛ همه ما همانقدر که تحت تاثیر آموزه های اساتیدمان در دوره تحصیل هستیم، تحت تاثیر محیط زندگی هنری خود هستیم؛ در واقع این دوستان و همکارانمان هستند که بار اصلی آموزش غیر مدرسی و غیر مکتوب ما را به عهده دارند؛ من از رضا ضیایی سازساز، در زمینه فیزیک و طراحی ساز بیشتر آموخته ام تا بعضی از استادانی که نام شان در بیوگرافی ام نوشته می شود، همینطور در مسائل تاریخ معاصر موسیقی ایران از علیرضا میرعلینقی و بهروز مبصری، درباره مسائل فلسفی حوزه هنر و اجتماع از زنده یاد محسن قانع بصیری، درباره مسائل نظری موسیقی از امیرآهنگ هاشمی، درباره تاریخ موسیقی کلاسیک غرب از فرهاد پوپل، مسائل مربوطه به فلسفه هنر از نگار صبوری، در مورد مسائل زیبایی شناسی هنر ایران از علیرضا سیفی، مسائل مربوط به صدابرداری و آکوستیک حامی حقیقی، در مورد ساز نی از خود شما!
موسیقی کانتری (I)

موسیقی کانتری (I)

موسیقی کانتری (Country music) ترکیبی است از موسیقی اصیل جنوب ایالت متحده آمریکا و کوههای آپالاچ در شرق آمریکای شمالی. ریشه های آن مربوط به موسیقی سنتی محلی، موسیقی سلتی (از زبان هند و اروپایی)، موسیقی مذهبی-عرفانی (gospel music) و موسیقی دوران بسیار قدیم می باشد که در دهه ۱۹۲۰ به سرعت به وجود آمد و رشد کرد. موسیقی کانتری دو هنرمند بزرگ زمان را معرفی نمود؛ الویس پریسلی که در ابتدا با نام “گربه کوهستانی” شناخته می شد و در برنامه رادیویی ایالت لوئیزینا به طور مرتب با اجراهایش به سبک موسیقی کانتری حضور می یافت که در نهایت به چهره برجسته ای در موسیقی راک اند رول بدل شد. دیگر نام برجسته گارث بروکز (Garth Brooks) موسیقیدان معاصر می باشد که با ۱۲۵ میلیون آلبوم به فروش رفته اش از پرفروش ترین هنرمندان سولو در تاریخ موسیقی آمریکا می باشد.