تاسیس آزمایشگاه آندرو – هموند

اولین ساختمان کمپانی ارگ هموند
اولین ساختمان کمپانی ارگ هموند
لورنس هموند به دانشگاه کرانل (Cronell University) رفت تا در رشته مهندسی مکانیک به تحصیل بپردازد. پس از فراغت از تحصیل، جنگ جهانی اول آغاز شد و او برای مدت دو سال به سمت مهندس ارشد در یک کارخانه تولید موتورهای کشتی مشغول بکار شد.

باوجود وقفه ای که جنگ در زندگی عادی بسیاری از مردم بوجود آورد اما هموند هرگز دست از فعالیت و کار بر نداشت. او در سال ۱۹۲۰ اولین ساعت بدون تیک (Tickless) که در آن ثانیه شمار در یک دقیقه ۶۰ تیک انجام نمی دهد و فقط بصورت پیوسته حرکت می کند را اختراع کرد.

همکاری او در تولید این ساعت با کمپانی “Ansonia”، برای او درآمد خوبی به ارمغان آورد و باعث شد تا بفکر راه اندازی فعالیت اقتصادی برای خود باشد. او به این نتیجه رسیده بود که الکتریسیته می تواند دنیای آن روز را دگرگون کند.

سه سال پس از پایان جنگ لورنس به همان اطاق زیر شیروانی خود در نیویورک بازگشت و با سرمایه ای که داشت آنجا را تبدیل به یک آزمایشگاه کرد. در آنجا بود که او موتورهای مشهور سنکرون که براثر تغییر فاز جریان ۶۰ هرتز برق کار می کنند را ساخت. این موتور بعدها بعنوان استاندارد موتورهای سنکرون تبدیل شد.

این موتورها در سال ۱۹۲۲ بعنوان پایه اصلی سینمای سه بعدی بکار برده شد. همنون توسط دو دوربین – همانند دو چشم انسان – از صحنه ها فیلم تهیه می کرد و هنگامی که آنها را با هم روی صفحه سینما پخش می کرد تصاویر حالت سه بعدی به خود می گرفتند.

نقش موتور سنکرون در این ماجرا کنترل شاتر بود تا تصویر هر دوربین را تنها یک از چشم ها ببیند. او این سیستم خود را از طریق شرکت “Teleview” به کمپانی تئاتر “Selwyn” در نیویورک فرخت. او بعد ها سیستم مشاده این فیلم ها را به یک عینک ساده مقوایی تغییر داد.

متذکر می شویم که در سال ۱۹۸۳ نسخه سه بعدی فیلم کوسه (Jaws III) با همین تکنولوژی به روی پرده های سینما آمد. پس از چند کار دیگر که یکی دوتای آنها نیز نا موفق بود او به همراه فردی بنام “E.F. Andrews” شرکتی بنام “Andrews-Hammond Laboratory” را تاسیس کردند.

در آن روزگار تما رادیو ها با برق شهر کار می کرد و ایده داشتن رادیو ای که با باطری کار کند می توانست انقلابی در تکنولوژی گیرنده های رایویی ایجاد کند، راه حل پیشنهادی آنها چیزی بنام A-Box بود. این اختراع آنها با جریان مستقم برق که ازطریق باطری تهیه می شد کار می کرد.

آزمایشگاه آنها در سال ۱۹۲۶ یک مدیر فروش بنام “Emory Penny” را برای کار استخدام کردند. همچنین برای مدیریت بهتر کارها فردی بنام “Forrest H.Redmond” به عنوان مدیرعامل سازمان خود انتخاب کردند. ترکیب فوق در فروش “A-Box” خیلی خوب و موفق عمل کرد و بزودی آنها را به یک تیم قوی و آماده برای تولید ارگ های هموند تبدیل کرد.

معرفی یک اپلیکیشن میکروتونال تحت سیستم عامل اندروید (I)

زمانی که صحبت از موسیقی میکروتونال به میان می آید ممکن است علاقه مند شویم تا دراین فضای صوتی جدید و گامهای مختلف آن تجربه شنیداری داشته و خودمان ملودی بسازیم. در این نوشتار قصد داریم به سراغ اپلیکیشن ۱۶۳ کیلوبایتی “Microtonal eXplorer” رفته و با امکانات آن آشنا شویم. با این اپلیکیشن می توان وارد دنیای موسیقی میکروتونال شد و از آن لذت برد.

آگاهی بی پایان (I)

نوشته ای را که ملاحظه می کنید، بیان دیدگاه و اندیشه ای است که در قالب تجربه فردی با قید نسبی بودن به اهمیت کشف آگاهی– شناخت و درک ماهیت وجودی انسان در ارتباط با هستی بیکران به عنوان یک بنیاد و شالوده اساسی برای خلق اثر هنری فاخر پرداخته شده است.

از روزهای گذشته…

موسیقى رنگ ها (II)

موسیقى رنگ ها (II)

بنابراین، این سبک بسیار متنوع و متفاوت با سبک هاى رایج است. موسیقى موسورگسکى توصیف هاى روشنى دارد و لحن آوازهاى آن نشان دهنده محیط اطراف او است، بنابراین در بعضى از مواقع مهیب و شاید هم تا حدودى زننده باشد. شهرت بیشتر آثار او به خاطر رنگ آمیزى صوتى گسترده آنها است. او در آثارش از بسیارى از موضوعات قرون وسطایى در روسیه، استفاده کرده است. آرزوى او هر چه نزدیک تر کردن هنر به زندگى واقعى بود.
درباره‌ی اختلاف روایت‌های گوشه‌ی «سلمک»

درباره‌ی اختلاف روایت‌های گوشه‌ی «سلمک»

استاد فقید علی تجویدی ضمن بازگویی ماجرای گردآوری و ثبت و ضبط ردیف موسیقی کلاسیک ایران و بیان اختلاف نظر برخی استادان در پاره‌ای موارد، اختلاف در خصوص روایت های مختلف گوشه سلمک دستگاه شور را با ذکر پنج نمونه نغمه نگاری از روایت‌های سازی و آوازی، نشان داده است (تجویدی، سلمک و ملمک، تهران: کتاب ماهور ۱۳۷۲: ۵۲ ـ ۵۷).
کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (II)

کلد پلی پایه گذار سبک جدیدی از موسیقی راک (II)

قصه کلد پلی، سپتامبر ۱۹۹۶ در کالج دانشگاه لندن شروع شد، جایی که اعضای گروه با هم ملاقات کردند. مارتین و باکلند اولین اعضای گروه بودند که در هفته اول کالج با هم آشنا شدند و در تمام مدت سال در کالج برای تشکیل گروه خود برنامه ریزی می کردند. آنها نام “Pectoralz” را برای گروه انتخاب کردند. بعد از مدتی بریمن به گروه اضافه شد، در سال ۱۹۹۷ گروه نام خود را به “Starfish” تغییر داد و در کلاب های کوچک شروع به اجرای برنامه کردند. فیل هاروی (Phil Harvey) دوست دوران مدرسه ی مارتین به عنوان مدیر برنامه به گروه پیوست (که تا امروز هم به عنوان عضو پنجم گروه او را می شناسند). با ورود چمپیون به گروه (درامر) این بند، تکمیل شد.
هستی و شناخت در منظر هنر (II)

هستی و شناخت در منظر هنر (II)

علت این تمایز حاصل برجسته شدن یکی از دو رکن عشق و تجربه (نه تسلط آنها) در جریان شناخت است. بدین ترتیب که در عرصه علم، محور اصلی میدان اثرات متقابل سه رکن، تجربه است اما در هنر این محور به عشق و آرزومندی تبدیل می شود. به همین دلیل است که هنر در صورت تکرار به فن و فن در صورت خلاقیت به هنر نزدیک می شوند و باز هم به همین دلیل است که میان هنر و فن رابطه ای ویژه وجود دارد. این رابطه از طریق ظهور یا خلا خلاقیت و زایندگی پدید می آید.
عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VII)

عصر حماسی کوبیسم و فردیت در حنجره بزرگان (VII)

شاید بی آنکه خود شجریان و پاواروتی هم بدانند، سه دیدگاه همه جانبه این دو درباره انسان و موقعیت انسان است که آنها را در دل مردم جای داده است. اما درک بنیادی ماهیت و مناسبات انسان معاصر درگیری عجیبی را با زمان، مکان، اب‍ژه و سوژه پدید می آورد. ما فقط میتوانیم به آنچه که خارج و ورای خویشتن مان جای دارد ایمان بیاوریم.
آنتونیو ویوالدی

آنتونیو ویوالدی

در سال ۱۶۷۸ در ونیز متولد شد، پدر او یک نوازنده ماهر در ویلن بود. او برای فراگیری علوم مذهبی و در نهایت کشیش شدن به یکی از مدارس مذهبی فرستاده شد، مدتی درس خواند اما حاضر نشد این کار را ادامه دهد، او ادعا می کرد که مشکلی در قفسه سینه خود دارد و این باعث می شود که اغلب گلودرد و … داشته باشد.
فخرالدینی: در زمان استاد خالقی، نوازندگان روزمزد بودند

فخرالدینی: در زمان استاد خالقی، نوازندگان روزمزد بودند

داستان این بود که می‌خواستند ببینند آیا می‌توانند رهبری ارکستر را به من بسپارند یا خیر؟ که کار موفقیت آمیز بود تا اینکه هر سه ارکستر ادغام شدند و ارکستر بزرگ با حدود ۳۱ نفر تشکیل شد. این ارکستر خیلی هم بزرگ نبود ولی نسبت به ارکستر‌های دیگر که ۱۵ نفره بود این ارکستر بزرگتر بود.
ارکستر فیلارمونیک نیویورک (I)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (I)

ارکستر فیلارمونیک نیویورک (New York Philharmonic)، واقع در شهر نیویورک، یکی از ارکسترهای قدیمی آمریکا است که به عنوان یکی از مهمترین اجرا کنندگان موسیقی کلاسیک شناخته شده است. امروزه خانه اصلی فیلارمونیک واقع در تالار آوری فیشر (Avery Fisher Hall) در مرکز لینکون نیویورک است. این ارکستر در سال ۱۸۴۲ به وجود آمده و نزدیک به ۴ دهه از دیگر مراکز سمفونیک آمریکا قدیمی تر است.
سیداصفهانی: استقبال خوب بوده

سیداصفهانی: استقبال خوب بوده

خب برای من خیلی عجیب بود که این کارها چیست؟ این آدمی که دستهاش رو این قدر باز و بسته میکند و این طور آواز میخواند، این کارها چیست؟ هیچ شناختی نسبت به اپرا و اینکه اپرا چیست نداشتم تا اینکه روزی سر کلاس پیانو معلمم به من گفت، حسین سرشار را پیدا کردند و ایشان گم شده بوده و من آن موقع پرسیدم حسین سرشار چکاره است؟ مگر بازیگر نیست هر جا برود میشناسندش؟ گفت: نه، این خواننده اپرا بوده و گم شده و بعد فهمیدیم که ایشان فوت کرده اند. از روی این گپ و گفت، سالها گذشت که من وارد دانشگاه شدم، رشته من تئاتر است و در واقع میدانید که اپرا تلفیقی از تئاتر و موسیقی است و بعد از اینکه درس خواندم تازه فهمیدم اپرا چیست و بعد به واسطه کاری که داشتم متوجه شدم که ما چه گذشته غنی ای داشتیم و برای بررسی و واکاوی این گذشته مستنداتی که داریم بسیار غلط هست.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VI)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VI)

اگر به این رویداد تاریخی از دیدگاه فرهنگ ملی بنگریم و آنچنان که نویسنده کتاب ایران گواهواره دانش و هنر… بررسی نموده و آواز خواندن چند بنای ایرانی را (که موسیقی دان حرفه ای هم نبوده اند و معلوم نیست که بدون ساز چه می خوانده اند) در مکه باعث رواج موسیقی ایرانی در مملکت عرب دانسته، بررسی کنیم، باید به این نتیجه برسیم که موسیقی ایرانی در دوران بهرام گور ساسانی (موسیقی دوران خسرو پرویز و داستان های نظامی درباره بارید و نکیسا مربوط است به حدود ۱۵۰ سال بعد از این واقعه) در حقیقت موسیقی هندی بوده و ایرانیان موسیقی خاص خود یعنی موسیقی ایرانی نداشته اند.