نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (IV)

حسین دهلوی
حسین دهلوی
نگاهی به مشهورترین اجراهای صحنه ای «شوشتری برای ویولون و ارکستر»
پیش از انقلاب، زمانی که حسین دهلوی در مسند رهبری ارکستر قرار داشت، «شوشتری برای ویولون و ارکستر» بارها به روی صحنه رفت که بعضی از این کنسرتها با سولیست های معتبر آن زمان مثل رحمت الله بدیعی و شجاع الدین لشکرلو و بعضی دیگر با هنرجویان هنرستان موسیقی ملی که در رشته ویولون تحصیل میکردند به اجرا رسید.

یکی از این اجراها که در بالا به آن اشاره شد اجرای علی رهبری به عنوان سولیست ویولون و رهبری آهنگساز اثر است.

در سال ۱۳۷۶ در برنامه ای به مناسبت چهلمین سالگرد درگذشت ابوالحسن صبا، حسین دهلوی با سولیستی ارسلان کامکار این اثر را به صورت زنده در تالار وحدت اجرا کرد که یک نمونه تصویری آن با کیفیتی نه چندان مطلوب موجود است.

پس از این اجرا، این اثر بارها و بارها توسط نوازندگان دیگر اجرا شد که در اینجا به سه اجرای مشهور آن توسط مازیار ظهیرالدینی، میثم مروستی و آریا صهبایی اشاره می کنیم.

اجرای مازیار ظهیرالدینی از این اثر با همراهی ارکستر زهی پارسیان اجرا شد که طبعاً این ارکستر به دلیل نداشتن سازهای ایرانی به صورت تغییر یافته ای این قطعه را با تکنوازی ویولون مازیار ظهیرالدینی اجرا کرد. این تنظیم «شوشتری برای ویولون و ارکستر» بعداً توسط ارکستر زهی نیاوران مورد استفاده قرار گرفت و اینبار میثم مروستی تکنوازی ویولون آن را بر عهده گرفت.

اجرای مهم دیگری نیز از این اثر با سولیستی آریا صهبایی در خارج از کشور نیز به وقوع پیوست ولی اینبار کل ارکستر برای پیانو تنظیم شده بود و این اثر بارها در کشورهای مختلف اجرا کرد.

کادانس های «شوشتری برای ویولون و ارکستر»
در «شوشتری برای ویولون و ارکستر» حسین دهلوی، وقتی دو سوم اثر اجرا شده، سکوتی قرار دارد که در نمونه ضبط شده ارسلان کامکار بلافاصله ارکستر با متر و رنگ آمیزی دیگری اثر را به پایان نزدیک می کند ولی آنطور که تحقیقات نگارنده نشان میدهد، در این فاصله با همکاری یکی از سولیستهای این اثر، رحمت الله بدیعی، بخشی آوازی در شوشتری به عنوان یک کادانس ایرانی در نظر گرفته شده بوده که در کنسرتها، بدیعی آنرا می نواخته است.

بعدا شجاع الدین لشکرلو به سنت کادانسهای ویولون کلاسیک، این کادانس را گسترش تکنیکی می دهد و تا حدی نواختن آنرا برای نوازنده عادی مشکل می کند.

در نمونه صوتی ای که از کنسرت «شوشتری برای ویولون و ارکستر» با تکنوازی ویولون علی رهبری موجود است، رهبری برای بخش کادانس، قسمتهایی از کادانسهای چهارفصل ویوالدی را می نوازد که البته ارتباط محکمی با قطعه ندارد.

امروزه تنها یک کادانس ساخته هومن دهلوی (پیانیست، آهنگساز و فرزند حسین دهلوی) در دسترس بعضی از نوازندگان قرار دارد و در اجرایی که توسط ارکستر زهی پارسیان به اجرا رسید، این اثر با تکنوازی مازیار ظهیرالدینی به اجرا در آمد.

پس از انقلاب هم در بعضی از اجراهای این قطعه، نوازندگان جوان با اطلاع یا بی اطلاع از تاریخچه کادانس این اثر، کادانسهایی را برای آن در نظر گرفته و اجرا می کنند که بعضی بسیار فنی و قابل توجه بوده است.

2 دیدگاه

  • کامیار
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۹۰ در ۹:۰۵ ب.ظ

    عجیبه که مطالبی چنین مفید خیلی مورد توجه قرار نمی گیرن .
    خسته نباشید و به تحلیل ها بیشتر بپردازید ، مثل همین نوشته .

  • ارسال شده در دی ۸, ۱۳۹۳ در ۱:۴۴ ب.ظ

    با سلام و عرض خسته نباشید
    چندی پیش سالگرد استاد پایور بود من در وبلاگم متنی تنظیم کردم
    که بخشی از آن را از این سایت مفید استخراج کردم
    نظرات پست مورد نظر بسته بود، لذا اینجا بیان می کنم
    با تشکر فراوان

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

مهاجری: گمان می کنم وارد دنیایی متفاوت شده ام

مهاجری: گمان می کنم وارد دنیایی متفاوت شده ام

شاهین مهاجری یکی از معدود آهنگسازان میکروتنالیست مطرح در عرصه بین المللی است ولی در کنار آهنگسازی و فعالیت های فشرده در زمینه نویسندگی موسیقی، گاهی نیز به نوازندگی تنبک می پردازد. تیر ماه امسال مقاله “فواصل زمانی” شاهین مهاجری در جشنواره سایت های موسیقی مورد تقدیر قرار گرفت و در آخرین ماه امسال او دومین جایزه خود را، اینبار در زمینه آهنگسازی میکروتنال برده است. با او درباره فعالیت و موفقیت هایش به گفتگو می نشینیم.
گفتگو با ند رورم (IV)

گفتگو با ند رورم (IV)

امشب به کنسرت میلتون بابیت (Milton Babbitt) می روم. او ۹۰ ساله است و امروز تولد اوست. الیوت کارتر (Elliott Carter) این روزها اجراهای بیشماری دارد. او خداست، نه برای من اما برای بسیاری از مردم اینچنین است. برای کسانی که tone row می نویسند که تونال ننویسند. بنابراین هر شنونده ای در هر سنی حتی اگر هیچ آشنای با موسیقی نداشته باشد نقطه اوجی را در یک اثر می شنود.
سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

سلطانی: مینی مالیسم کورتاژ را می توان مینی مالیسم جسورانه نامید

مراحل اولیه ی مینی مالیسم همراه بود با روح مکاشفه و کشف مدل هایی از موسیقی خارجِ اروپا. هم زمان با یانگ که مشغول آموختن دروس هنری بود، ریچ طبالی غرب آفریقا را مطالعه کرده و در پی آن بود که بداند ساختارهای موسیقی ایجاد شده از ایده های پایه تا چه حد می توانند بسیط و گسترده شوند.
تولد موزار

تولد موزار

شش سال پس از مرگ یوهان سباستیان باخ که از سردمداران بزرگ موسیقی باروک بود، در سالرزبورگ کودکی بدنیا آمد که دنیای موسیقی را متحول ساخت.
دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

دسته بندی و زمان بندی: ادراک متر (I)

تمپرلی در مقاله اش با نام «متر و دسته بندی در موسیقی آفریقایی» این سوالات را مطرح می کند: «چگونه می توان ریتم آفریقایی را با دید رایج تئوریک ریتم مطابقت داد؟»، «چه شباهت ها و تفاوت های بین ریتم آفریقایی و ریتم غربی وجود دارد؟ با توجه به این که ریتم غربی در بر اساس تئوری موسیقی سنجش می شود.» دیدگاه من در این مقاله نیز تفاوت چندانی با سوالات مطرح شده ندارد. مانند تمپرلی من نیز می خواهم مفاهیم تئوری های اخیر ریتم و متر را با توجه به موسیقی غربی مورد بحث قرار دهم. با این حال، من صرفا موسیقی آمریکایی را مد نظر قرار نمی دهم.
“رازهای” استرادیواری (V)

“رازهای” استرادیواری (V)

آخرین ملاقاتم با Sacconi باعث شگفتی بسیار من شد. Signora Teresita جعبه‌ای بزرگ را به من نشان داد که پس از گشودن آن، تعداد زیادی قطعات کوچک کاغذ به هم پیچیده شده بودند. این کاغذ بی‌شباهت به کاغذهای قرعه‌کشی مؤسسات خیریه نبودند. وقتی یکی از این کاغذها باز شد، متوجه شدم که آن‌ها حاوی قطعات کوچک Varnish سازهایی هستند که Sacconi تا کنون آن‌ها را تعمیر کرده است. او همیشه برای شناخت Varnish ها که مجموعه‌ای مرتبط از کیفیت و زیبایی است ، تحقیقات خستگی‌ناپذیری انجام داده است.
هنر خیابانی، موسیقی (II)

هنر خیابانی، موسیقی (II)

درست است که برطرف شدن نیازهای مادی هنرمند، اولین عاملِ به‌صحنه‌ی خیابان کشاندن وی است. اما همه می‌دانیم برای این امرار معاش راه‌های دیگری نیز وجود دارد، به‌خصوص برای کسانی که از بضاعت خوبی در هنرشان برخوردار هستند. در انتخاب این حضور، بارزترین نمودی که دیده می‌شود، طغیان و رهاشدگی‌ست. اصولن در برابر هر نوع فشاری می‌توان طغیان کرد. فشار مالی، شاید از اولین‌ها باشد، اما قطعن تنها عامل برای چنین طغیانی نیست. دیده شدن جسورانه، دلیل محکم‌تری برای این حضور در خیابان‌ها به‌نظر می‌رسد.
دژآهنگ: هنوز با استاندارد جهانی در هارمونیکا فاصله داریم

دژآهنگ: هنوز با استاندارد جهانی در هارمونیکا فاصله داریم

بله ایشان فقط با هارمونیکای کروماتیک ساز می‌زدند حتی یادم است که چندسال پیش یک سوالی داشتم در مورد هارمونیکای دیاتونیک و از ایشان پرسیدم؛ او گفت بهتر است که از متخصص این ساز بپرسی. در واقع این دو ساز کروماتیک و دیاتونیک به کلی متفاوت هستند، به ندرت یک نفر این دو ساز را می تواند بنوازد و حتی بقیه سبک‌ها و ژانرها را هم به ندرت حتی با یک ساز می نوازند؛ نه اینکه در دنیا هیچ نوازنده ای نیست، هست ولی خیلی خیلی کم تعداد هستند. در ابعاد درجه یک‌ها، به هیچ وجه شما نمی‌بینید.
پیترو ماسکانی (IV)

پیترو ماسکانی (IV)

ماسکاگنی درباره حقوق دو کفش کوچک چوبی (Il due zocco letti) لوئیس دو لارمه مشاجره ای داشت که الهام بخش او و پوچینی بود. ماسکاگنی این موضوع را برای Lodoletta نگه داشت که این اپرا در ۳۰ آوریل ۱۹۱۷ برای نخستین بار در رم اجرا شد. اجرای این اپرا در لیورنو در ۲۸ جولای بود که بینیامینو گیگلی نقش فلامن را به عهده داشت.
ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (IV)

ایزایی و مکتب ویولون بلژیک (IV)

«داشتن انگشت هایی چابک و فرز و ضربه های بی نقص آرشه از ضروریات است؛ همچنین باید آن قدر عالی کار کرد که بتوان ریتم را پیش برد و تأثیر شاعرانه ای که هنرمند در نظر دارد را بر جای گذاشت. با افزوده شدن فرمولهای جدید به محدوده نوازندگی، دستیابی و تسلط بر روال نوازندگی آسان تر می شود. ویولنیست های امروزی نسبت به نوازندگان نسل پیشین دسترسی بیشتری به منابع تکنیکی دارند.»