غلامرضا مین باشیان، مرد اولین ها (II)

غلامرضا مین‌باشیان (۱۲۴۰-۱۳۱۴)
غلامرضا مین‌باشیان (۱۲۴۰-۱۳۱۴)
غلامرضا خان از روی کتابهایی که با کمک مزین الدوله از فرانسه به فارسی ترجمه شده بود به هنرجویان سازشناسی و ارکستراسیون موسیقی نظامی و هارمونی درس می داد. جزوه هایی نیز از او نوشته شد در باب سلفژ و تعلیم سازهای بادی که منتشر نشده است.

در سال ۱۲۹۳ (در بعضی منابع ۱۲۹۶) غلامرضا خان، آموزشگاهی برای تعلیم موسیقی نظامی به نام “کلاس موزیک” تاسیس کرد و به تدریس پرداخت. دوره این کلاس چهار ساله بود و افراد غیر نظامی هم می توانستند در آن شرکت کنند و موسیقی کلاسیک (غیر نظامی) را فرا بگیرند.

در سال ۱۳۰۰ او اداره موزیک ارتش را تاسیس کرد و خود ریاست آنرا با درجه سرتیپی عهده دار شد. هفت سال بعد وقتی قانون دریافت دو حقوق از دو سازمان دولتی منع شد، او از ریاست مدرسه موزیک کناره گرفت و کلنل علینقی وزیری سرپرستی این مرکز را به عهده گرفت و سریعا تدریس موسیقی نظامی را از تعلیمی حذف کرد، زیرا محل تدریس موسیقی نظامی مستقل شده بود؛ این مرکز همان اداره موزیک ارتش بود که زیر نظر سالار معزز و معاونت فرزندش نصرالله که دیگر ملقب به نصرالسلطان شده بود، اداره می شد.

در سال ۱۳۰۹ سالار معزز بازنشسته شد و نصرالسلطان پسرش به جای او نشست. غلامرضا خان مین باشیان در سال ۱۳۱۴ شمسی در سن ۷۴ سالگی درگذشت؛ پیکر او در قم به خاک سپرده شد.

فرزندان غلامرضا خان، نصرالله و غلامحسین مین باشیان هر دو در اروپا به تحصیل موسیقی پرداختند و منشا خدمات زیادی در موسیقی کلاسیک ایران شدند (دو فرزند نصرالله مین باشیان فتح الله مین باشیان و مهرداد پهلبد که هر دو دستی در موسیقی داشتند، در دوره پهلوی دوم به ترتیب به مقام فرماندهی نیروی زمینی ارتش و وزارت فرهنگ و هنر رسیدند)

سالار معزز دستی هم در نوازندگی تار داشته و مدتی زیر نظر اساتید آن زمان به مشق تار پرداخته بوده، به همین جهت او علاقه زیادی به موسیقی دستگاهی داشت و برخلاف فرزندش غلامحسین که به کلی مخالف موسیقی ایرانی بود، تدریس موسیقی ایرانی را لازم میدانست و حسین خان هنگ آفرین را مسئول تدریس موسیقی ایرانی کرده بود. سالار معزز برای اولین بار قسمتی از ردیف دستگاه ماهور را که توسط حسین خان هنگ آفرین نواخته شده بوده، نت و در تهران و لایپزیک آلمان منتشر کرد. در ردیف نوشته شده توسط غلامرضا خان، علامت های ربع پرده (که بعدا توسط کلنل وزیری به شکل کنونی درآمد و با “کرن” و “سری” معرفی شد)، با علامتهایی که آن زمان در نت نویسی اعراب معمول بوده است، نشانه گذاری شده است.

این ردیف برای لاوینیاک تدوین کننده دایره‌المعارف موسیقی در فرانسه نیز فرستاده می شود که در مورد موسیقی ایرانی با سالار معزز نامه نگاری داشته است.

او با پیانو هم موسیقی ایرانی می نواخته و برای اجرای ربع پرده ها کوک را تغییر می داده است، البته قبل از او سرورالملک نیز با پیانو و دستگاه های ایرانی را نواخته بود ولی نه با شیوه استاندارد انگشت گذاری روی پیانو که غلامرضا خان می نواخته است.

سالار معزز در میان سازها، به غیر از تدریس پیانو، چندین ساز بادی چوبی و برنجی را نیز تعلیم می داده و ارکسترهایی نیز با شاگردانش تشکیل داده بوده است، مهمترین شاگردان او غیر از فرزندانش، ضیاء مختاری، حسن رادمرد، محمد نجمی و مصیب رضوانی، حسینعلی وزیری تبار هستند.

از سالار معزز در زمان قاجار و پهلوی آثار بسیاری در فرم های سرود و مارش اجرا می شده است ولی نت های آنها تقریبا نایاب است؛ در شرح حال او از قطعاتی هم برای پیانو مثل “فانتزی ماهور”، “درآمد آواز اصفهان، پیش درآمد و تصنیف”، تنظیم آهنگهای رکن الدین مختاری، همگی برای پیانو یاد شده است که در همان زمان به چاپ رسیده اند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

یادداشتی بر آلبوم «مجنون زمانه»

هم باید اهل ریاضت و مراقبه باشی و هم بخواهی خود را به تنگنای صبوری بیازمایی. چنین اگر بود، یک بار چهل دقیقه آنچه را در «مجنونِ زمانه» موسیقی نامیده شده چله می‌نشینی، با سِیلی از پرسش‌ها در سر، آمرزیده برمی‌خیزی.

از روزهای گذشته…

نشست تخصصی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

نشست تخصصی پایگاه های مجازی موسیقی کلاسیک ایران

امرزه دغدغه تمام کسانی که در عصر حاضر زندگی میکنند یعنی دوره ای که ما آن را با نام دنیای ارتباطات و فناوری اطلاعات میشناسیم کسب خبر از اتفاقات رخ داده در سراسر جهان و آشنا شدن با خواستگاها و اندیشه مردمان دیگر سرزمین میباشد.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXII)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXII)

ادوارد الگار گفت: او در بهار با من رقصید. من احساس می کردم که او رو به راه نیست اما در نگاه اول متوجه نشدم که اوضاع از چه قرار است. او همیشه صبر می کرد تا من وارد قفس شوم و سپس کف آن می نشست انگار که می خواهد برای خود لانه ای بسازد. من با خودم گفتم: خب چرا این کار را نکند؟ روز بعد او را بر روی شاخه ای دیدم در حالی که با تکه ای از شاخه در جنگ بود. او شاخه را با خود حمل کرده و سعی می کرد از در قفس آن را داخل کند. در آخر، موفق به داخل کردن شاخه در قفس شد و از خستگی روی زمین افتاد و نگاهش را به من دوخت. مانده بودم که چه می خواهد بکند.
در باب متافیزیک موسیقی (III)

در باب متافیزیک موسیقی (III)

موسیقی هرگز کاری با موضوع ندارد و حتی هنگامی که با مضحک ترین و نامعقول ترین حرکات مسخره اپرای کمیک همراه می شود، باز هم زیبایی و خلوص و والایی ذاتی خود را حفظ می کند و تلفیقش با آن وقایع نمی تواند آنرا از جایگاه والایش که در واقع هر امر مضحکی برایش بیگانه است پایین بکشد. بنابراین معنای ژرف و جدی هستی ما وجه مضحک و مصائب بی پایان حیات بشری را در بر می گیرد و یک لحظه هم آنرا رها نمی کند.
ولادمیر سیرنکو، رهبر اکراینی

ولادمیر سیرنکو، رهبر اکراینی

ولادمیر سیرنکو (Vladimir Sirenko) در اول نوامبر ۱۹۶۰ در شهر مرزی پولتاوا در اکراین متولد شد. شروع کار حرفه ای وی در سال ۱۹۸۳ با اجرای آثاری از آهنگسازانی چون: استراوینسکی”، شوئنبرگ و بولز در سالن فیلارمونیک کیف بود. سیرنکو در سال ۱۹۸۹ از کنسوارتور ملی اکراین جایی که رهبری ارکستر را زیر نظر پرفسور آلین ولاسنکو تعلیم دیده بود فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۹۰ یکی از فینالیست های مسابقه جهانی رهبری ارکستر در پراگ گردید. یک سال بعد به سمت رهبری و مدیر هنری ارکستر رادیو اکراین نائل گردید و تا سال ۱۹۹۹ به فعالیت و همکاری خود با رادیو ادامه داد.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (XII)

مشکل اساسی منطقه ما – یعنی منطقه های خارج از حیطه اروپای مرکزی که خاستگاه تمدن باستانی بوده و شامل هند، خاور میانه، آسیای صغیر (ترکیه امروز)، یونان، مصر و شمال آفریقا و ایتالیا و اسپانیای جنوبی می باشد – این است که برای این منطقه بزرگ فرهنگی که فرهنگ، هنر، علم و فلسفه ما در آن نشو و نما کرده و زمانی مرکز تمدن جهانی بوده است، نامی خاص و قابل استفاده مانند اروپا نداریم. برای منطقه بزرگ فرهنگی ما اغلب از نام شرق استفاده می شود. این نام نه دقیق است و نه صحیح. چرا که شرق نامی خاص نیست و حدود نسبتا دقیق مانند اروپا ندارد. نام دیگری که اروپاییان برای این منطقه به کار برده اند، اورینت (Orient) است که آن نیز به معنای شرق یا خاور است، اما اسم خاصی است که شامل شرق دور (چین و ژاپن) نیست.
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (V)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (V)

صداقت‌کیش پس از ذکر پنج مولفه امر دراماتیک به این سوال رسید که ارتباط آن با موسیقی چیست؟ یا چه می‌تواند باشد؟ و ادامه داد: مسئله اول میمسیس یا محاکات بود که اشاره کردم می‌توانید آن را به عنوان نوعی باوراندن یا وانمود کردن در نظر بگیرید که در زندگی عادی‌مان هم رخ می‌دهد. اگر امر دراماتیک چنین چیزی باشد که من به آن اشاره کردم و کنش در آن اهمیت اصلی را داشته باشد و واجد پنج ویژگی‌ای که نام بردم هم باشد حال ما می‌توانیم ویژگی‌های آن را در بعضی از قلمروهای هنری به خوبی مشاهده کنیم.
توضیحی درباره آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران

توضیحی درباره آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران

نگارنده بنا به ضرورت و اهمیت رسالت احترام به شعور مخاطب فهیم واجب می داند به تصحیح اشتباهی در یکی از مقالات خود با نام «آوانگاری ابجد در موسیقی قدیم ایران» بپردازد که در فروردین ماه سال جاری در ژورنال محترم گفتگوی هارمونیک منتشر گردید.
مغالطات ایرانی – آهنگسازی و تنظیم

مغالطات ایرانی – آهنگسازی و تنظیم

در سنت موسیقی کلاسیک، به صورت عمومی سعی می شود، اصطلاحات مربوط به موسیقی، به صورت همه گیر در تمام کشورها به یک صورت استفاده شود؛ حتی در فرهنگ هایی که برای آن اصطلاح واژه های بومی وجود دارد، استفاده از واژه های شناخته شده تر به صورت بین المللی در اکثر مواقع جای خود را به واژه های بومی می دهند برای نمونه اولین کتاب هارمونی که در ایران توسط سالار معزز ترجمه میشود، عنوان «تناسب» را داشته و بعضی از اصطلاحات آن مانند «هارمونی» و «کلاویه» فارسی سازی شده و به «تناسب» و «مضراب» تبدیل شدند، اما با گذشت زمان، دوباره اصطلاحات غربی آن جای خود را در ادبیات اصلاح شناسی موسیقی ایران باز کرد.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IX)

به همین ترتیب، درایه‌هایی مانند «امپرسیونیسم» و «اکسپرسیونیسم» سَبک هستند، عناوینی مثل «دوازده‌تنی»یا «لایتموتیف»اصطلاحات فنی مرتبط با یک سبک یا روش یک آهنگساز، و مدخل‌هایی مانند «موسیقی نظامی»، «موسیقی عاشقانه» و «موسیقی سَبُک» گونه‌های موسیقایی (۳۰).
هماهنگی در موسیقی ایران (II)

هماهنگی در موسیقی ایران (II)

از کارهای او یکی ترجمه کتاب «هارمنی» بود که آنهم به کمک مزین الدوله انجام شد و شامل جزوه ای بود که توسط او به شاگردان مدرسه موزیک تدریس می شد و بچاپ هم نرسید. این کتاب در حقیقت یک نوع هم آهنگی ساده برای پیانو بود و بسبک چهارصدایی نوشته نمیشد بلکه آنهم شامل دست راست و دست چپ پیانو بود و به هرحال برای اولین بار تدریس این فن در مدرسه موزیک شروع شد. سالار معزز مارشهای نظامی و سرودهائی هم برای مدارس میساخت که آنها را نیز بهمان سبک «هارمونیزه» میکرد که با پبانو نواخته میشد و برای ارکستر نظامی هم مینوشت که در دسته های موزیک نواخته میشد.