موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید، نوشته ویکتور . آدوی بل است در باره وضعیت موسیقی ایران در سال ۱۸۸۵ میلادی که توسط حسینعلی ملاح به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۳۵۳ در مجله «هنر و مردم» به انتشار رسیده که امروز اولین شماره آن را می خوانید.

مقدمه مترجم
آقای بزرگ نادرزاد رایزن فرهنگی سفارت شاهنشاهی ایران در پاریس، رساله حاضر را یافته و فتوکپی آن را به اداره کل روابط فرهنگی وزارت فرهنگ و هنر ارسال داشته و آن اداره نیز ضرورت دانسته است که از زبان فرانسوی به فارسی ترجمه شده و در دسترس علاقمندان قرار بگیرد.

باید گفت: متنی است جالب و گویای چگونگی موسیقی نظامی و ملی ایران در اواخر قرن نوزدهم میلادی.

نویسنده این رساله، یکی از افسران گروه اعزام شده از جانب دولت فرانسه برای تعلیمات فنون نظامی آن عصر است، نام این شخص «ویکتور آدوی‌بل» است که گویا به پاس خدماتی که در قشون آن زمان انجام داده، به دریافت نشان ممتاز علمی ایران نایل شده است.

تاریخ نگارش این متن، به اعتبار اشاره‌ای که نویسنده در عنوان رساله کرده است، می‌بایست سال ۱۸۸۵ میلادی باشد. موضوع رساله «موسیقی در ایران در ۱۸۸۵ میلادی» است ولی مطالب آن ترکیبی است از حسب حال مسیو لومر رئیس کل موزیک نظام (که در دوران ‌سلطنت ناصرالدین شاه قاجار از جانب دولت فرانسه به ایران اعزام شده است) و مختصری در باب چگونگی موسیقی نظامی و موسیقی ملی ایران در آن عصر و همچنین معرفی سازهائی که نزد ایرانیان آن زمان متداول بوده است.

انشای رساله از نظر به کاربردن افعال انتظام معقول ندارد و چه بسا در یک جمله افعال ماضی و مضارع با هم به کار ترجمه مجاهدت شده است، این نقیصه به چشم نیاید.

هنرمندانی‌ که در این متن از آنها یاد شده است ‌با نام ‌کوچکشان‌ معرفی ‌شده‌اند، مانند: سروان ‌یوسف‌خان، سروان میرزا حسین، سروان سلیمان‌ خان، ستوان ‌حاجی‌خان ‌و ستوان ‌علی ‌محمدخان… که بازشناختنشان، جز به مدد کتاب سر گذشت موسیقی ایران تألیف مرحوم روح‌الله خالقی و استفسار از استاد محترم جناب کلنل علینقی وزیری میسر نبود… از جمله این کسان، هنرمندی است از اهالی همدان بنام «خسرو»‌ که طبق نوشته صاحب این رساله: مبتکر و ابداع‌کننده ساز رموز است، تا کجا این ابراز نظر درست باشد، بر اهل تحقیق و اطلاع است.

در چند موضع نام «مدرسه شاهی» (مراد مدرسه دالفنون است که به آن مدرسه شاهی نیز می گفتند. مترجم) ‌که در واقع محل تعلیمات موسیقی نظامی بوده آمده است، به اعتبار نوشته مرحوم خالقی این مدرسه، باید همان دارالفنون باشد که به همت میرزا تقی‌خان امیرنظام «امیرکبیر» ساخته شده و به سال ۱۲۶۸ هجری. ق. موجبات افتتاح آن فراهم آمده است.

خالقی نوشته است: «… مدرسه دارالفنون با حضور ناصرالدین شاه و میرزا آقاخان نوری صدراعظم و وزراء و درباریان و اهل فضل و کمال و معلمین ایرانی و اروپائی افتتاح گردید و در هر شعبه عده‌ای به تحصیل علوم جدید مشغول شدندـ سالها بعد، لزوم دسته‌های موسیقی نظامی به سبک جدید که جزء لوازم و تشریفات ‌سلطنتی بود، مورد توجه قرار گرفت. به این منظور، شعبه‌ای در مدرسه دارالفنون بنام «شعبه موزیک» ‌تأسیس شد و برای تعلیمات فنی، یک تن متخصص فرانسوی بنام لومر از اروپا استخدام شده، به ایران آمد…»

باید یادآور شد که: از این زمان کلمات «موزیک و موزیکچی و موزیکانچی» مورد استعمال پیدا کرده است. کلمات: موزیک و موزیکان به جای «ارکستر» و کلمات: موزیکچی و موزیکانچی، به نوازندگان اطلاق می‌شده است. تذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که کلمات مزقون «به جای ساز» و مزقونچی (به جای نوازنده) نیز وجه عامیانه همان موزیکان و موزیکچی است.

در دوره ناصرالدین شاه، لومر، عنوان: «موزیکانچی باشی» را داشت، نامبرده در سفر سوم شاه به فرنگ در نمایشگاه ایران در پاریس نیز حضور داشته است، چنانکه شاه در سفرنامه خود (سفرنامه سوم ناصرالدین شاه به فرنگ ۱۳۰۶ هجری. ق. ص۳۷۸) نوشته است: «داخل اکسپوزه ایرانی شدیم، یکی از فرنگیها از ما اجازه خواسته بود که اسبابهای ایران را خودش در اینجا اکسپوزه کند. ما هم اجازه دادیم. حالا او با مسیو لومر موزیکانچی‌باشی ما و مسیو ریشار معروف اینجا را به شراکت درست کرده‌اند…»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (IV)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (IV)

یک پرسش اما باقی می‌ماند، و آن این که؛ چگونه از لحاظ تکنیکی مشکل فرق میان دو گونه، دو سبک و فرهنگ مختلف، اختلاف میان دو سر این آمیختگی حل شده است؟ پاسخ آهنگساز به این پرسش پنداری از «مونودی» مدرن است. او برای این که بتواند آنها را با هم ترکیب کند مونودی را همچون کلیدواژه‌ای به کار می‌گیرد که هم می‌تواند درباره‌ی ویژگی‌ خاصی در آثار موسیقی آوانگارد اروپایی به کار رود و هم درباره‌ی اکثر موسیقی‌های شرقی (از جمله نمونه‌هایی که انتخاب کرده است) و هم رابطه‌ای قوی با آموخته‌هایش، محیط هنری که در آن آموزش دیده و کار می‌کند، دارد.
سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (II)

یکی از روزها، برای دیدار دوست عزیزم، نوازنده چیره دست تار و سه تار به آموزشگاه او رفتم. در حین گفتگوها درباره “مهارت نوازندگی” و سرگذشت آن، به استاد عزیز توضیح دادم. ایشان به من پیشنهاد داد با توجه به اینکه تمام هزینه چاپ و انتشار را به عهده گرفته‌ام، خودم ناشر کتاب شوم. سپس با یکی‌ از شاگردان خود که در کار چاپ و نشر کتاب بود و نوازنده خوب سه‌ تار نیز به حساب می‌آمد، تماس گرفت… آقای پرهیزگار به آنجا آمد.
بحرانی با افق نامعلوم (II)

بحرانی با افق نامعلوم (II)

اگر بازار تولید و نشر آثار شنیداری موسیقی در ایران گاه سرد و گاه گرم است، بازار نشر و انتشار آثار نوشتاری، جریان همیشه کند و ثابت دارد. کتاب های موسیقی به دو دسته تقسیم میشوند: متن ها(ی تاریخی، تحلیلی، آموزشی و…) و نت های (ی آموزشی یا نوشته شده از روی اجراهای اساتید). تعداد عناوین منتشره در بیست سال گذشته، قابل مقایسه با سالهای پیش از انقلاب نیست و حتی میتوان گفت چندین برابر هفتاد سال گذشته اش؛ رشد و رونق داشته است.
لئوپاد آئور (III)

لئوپاد آئور (III)

هیچ گاه آرشه را بر نمی داشت تا پاساژها را توضیح دهد. اگرچه خود هوادار و استاد تکنیک بود. بنابر ترسی که هنرجویان از سوال پرسیدن از آئور داشتند از یکدیگر سوال میکردند. وی استعدادها را تخمین می زد اما هیچ بهانه ای را برای عدم دقت، بی نظمی و غیبت نمی پذیرفت. وی به وقت شناسی بسیار اهمیت می داد، انتظار داشت هنرجویانش به جزئیات توجه کنند، کلاسهای وی به همان میزان اجراهای رسیتال سخت بودند!
آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

آشنایی با رشته موسیقی کلاسیک (I)

با وجود آنکه بسیاری از علاقمندان به موسیقی در ابتدای راه تحصیل و فراگیری موسیقی، به رشته موسیقی کلاسیک علاقمند می شوند اما اغلب در ادامه راه پس از آشنایی با پیچیدگی و گستردگی آن دچار رعب و وحشت در ادامه و یا شک و تردید در انتخاب مسیر آینده می شوند. این ترس به حدی است که ممکن است باعث رها کردن این رشته و یا حتی در نهایت تحصیل موسیقی شود.
دو نمود از یک تفکر (IV)

دو نمود از یک تفکر (IV)

همین مساله سبب آن می گردد تا در درک و دریافت یک اثر معماری یا موسیقی ایرانی، با اتفاقی “آنی” طرف نباشیم و همه چیز با کشف و شهود، مراقبه و به صورت تدریجی انجام گیرد. کشف تفاوت ها و خصیصه های هر بنا، کشف جزییات تزیینات سر در یک بنا یا شبستان یک مسجد و یا کشف تفاوت های تاویل دو نوازنده یا موسیقی دان متفاوت در مواجهه با گوشه ای یکسان است که “تنوع” در عین “وحدت” را در هنر ایرانی معنا می بخشد. شاید این تفکر “کشف و شهود”ی، کلیدی باشد برای دریافت بیشتر بینش آثار هنری در شرق و به خصوص در ایران.
چرخ مولد صدا

چرخ مولد صدا

تولید و فروش رادیوهای A-Box برای کمپانی هموند (Hammond) در عرض یکسال معادل ۱۷۵ هزار دلار سود به ارمغان آورد.
آفاق” را گردیده ام …

آفاق” را گردیده ام …

گزارشی از برگزاری گرامیداشت استاد حسن ناهید، بزرگداشت یاد و خاطره زنده یاد سیاوش زندگانی و کنسرت گروه “آفاق” :
در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

چند سال پیش در نقد کوتاهی بر آلبوم تنیده در خطوط موازی «علی قمصری» و با اشاره به قطعه‌ی «روشن و ناخوانا»ی او، که خودش آن را «نقطه سر خط» خوانده بود، نوشتم آن قطعه یا پیش‌نمایش یک گرایش جدید در کار قمصری است یا تجربه‌ای ناتمام و زودتر از موعد انتشار یافته و به هر حال تک افتاده در میان کارهای آن روز قمصری (۱). اکنون با انتشار آلبوم سخنی نیست روشن است که آهنگساز راه را دنبال کرده و این بار از رهگذر کامل کردن تجربه‌هایش، به موضوع هم‌آوایی و جمع­خوانی در موسیقی ایرانی پرداخته و طبیعتا در این راه با مساله­ بافت عمودی هم برخورد کرده است.
هنر خیابانی، موسیقی (II)

هنر خیابانی، موسیقی (II)

درست است که برطرف شدن نیازهای مادی هنرمند، اولین عاملِ به‌صحنه‌ی خیابان کشاندن وی است. اما همه می‌دانیم برای این امرار معاش راه‌های دیگری نیز وجود دارد، به‌خصوص برای کسانی که از بضاعت خوبی در هنرشان برخوردار هستند. در انتخاب این حضور، بارزترین نمودی که دیده می‌شود، طغیان و رهاشدگی‌ست. اصولن در برابر هر نوع فشاری می‌توان طغیان کرد. فشار مالی، شاید از اولین‌ها باشد، اما قطعن تنها عامل برای چنین طغیانی نیست. دیده شدن جسورانه، دلیل محکم‌تری برای این حضور در خیابان‌ها به‌نظر می‌رسد.