یوسفی: جای خالی تفکر را در موزیسین ها میبینم

نیکو یوسفی
نیکو یوسفی
چهار سال پیش خبری مبنی بر چاپ سالشمار موسیقی زنان توسط نیکو یوسفی در خبرگزاری ها قرار گرفت ولی به دلایل مختلفی این اتفاق به تاخیر افتاد تا اینکه قرار شد، اطلاعاتی مربوط به موسیقی زنان در سایتی خصوصی به مدیریت نیکو یوسفی به انتشار برسد. با او به گفتگو نشسته ایم درباره شکل جدید این پروژه در سایت زنان موسیقی (www.womenofmusic.ir) و فعالیتش.

موسیقی را از چه تاریخی آغاز کردید و چه استادانی داشته اید؟
از سال ۱۳۶۸ آموزش موسیقی را شروع کردم. اساتید من به ترتیب آقایان: پیمان سلطانی، هوشنگ ظریف، زیدالله طلوعی، محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، داریوش صفوت، پرویز مشکاتیان، داریوش طلایی، فرهاد فخرالدینی، توماس کریستین داوید، محمدرضا درویشی، شریف لطفی، حمید حاجی زاده و رضا براهنی بودند که در حوزه های نوازندگی، آهنگسازی، تئوری و سلفژ، تقطیع و عروض و زیبایی شناسی هنر آموزش دیدم.

عنوان پایان نامه لیسانس شما چه بود؟
عنوان پایان نامه ی لیسانس من، «موسیقی درمانی» بود که به یاری آقای درویش رضا منظمی به عنوان استاد راهنما آن را گذراندم.

شما سابقه نویسندگی موسیقی هم دارید، تا به حال چند نوشته از شما به انتشار رسیده؟
در نشریات و روزنامه هایی مثل: چیستا، فرهنگ توسعه، بایا، بیدار، گفتمان صفر، چنگی، سلام، همشهری، دنیای اقتصاد و… مطلب نوشتم و مدتی هم مسئول صفحه ی موسیقی روزنامه ی اعتماد ملی بودم.

از چه تاریخی مشغول کار روی پروژه موسیقی زنان شدید؟
از نیمه ی دوم دهه ی هفتاد، کار برپروژه ی موسیقی زنان را شروع کردم.

آیا این حرکت شما را موزیسینها، فعالیتی فمنیستی قلمداد نکردند؟
بله، در بعضی موارد، فعالیت من، یک حرکت فمنیستی تلقی شد.

چرا به سمت ایجاد سایت رفتید و با اینکه سابقه روزنامه نگاری داشتید از طریق نشر کاغذی عمل نکردید؟
حوزه ای که من کار می کنم، زیر سوال هست و موانع زیادی برای انتشار خواهد داشت. یعنی این حوزه به خودی خود، سال هاست که مشمول سانسور شده، بنابراین وقتی تریبون شخصی داشته باشم، از سانسورشدن بیشتر در امان خواهم بود!

برنامه این سایت چه خواهد بود؟
همان جور که از اسم این سایت بر می آید، فعالیتی مرتبط با حوزه ی زنان در موسیقی خواهد داشت. اعتقاد من این است که تبعیض جنسیتی در جامعه ی من به شدت وجود دارد. اما بسیار سعی می کنم که این نگرش در سایت زنان موسیقی وجود نداشته باشد و در واقع برنامه ی من برای مطالبی که در این نشریه ی الکترونیک گذارده خواهد شد، بررسی و تمرکز بیشتر بر شاخه ای از موسیقی که پدیدآورندگان اش زنان هستند، خواهد بود.

برای تامین هزینه های این سایت چه برنامه ای دارید؟
فعلن با توانایی و بودجه ی شخصی کار می کنم. حمایت هیچ ارگانی را نمی پذیرم و امید بستن به اسپانسرهای شخصی را هم عبث می دانم. شاید بعدها از طریق پذیرش آگهی، بتوانم هزینه های لازم را تامین کنم.

آیا از یک تیم ثابت نویسندگان هم بهره خواهید برد یا فقط سایت وابسته به نویسندگان میهمان است؟
این سایت بدون موضع گیری از تمام مطالب خوب ارسال شده در حوزه ی موسیقی زنان ایران و جهان استقبال خواهد کرد.

از چه راه هایی با موسیقیدانان در خارج از کشور ارتباط دارید؟
تماس تلفنی و تماس از طریق نت، راه ارتباطی من با موزیسین های خارج از کشور خواهد بود.

آیا این سایت به زبان های دیگری هم ترجمه خواهد شد؟
خیلی دوست دارم که سایت به دو زبان فارسی و انگلیسی کار شود، ولی فعلن این امکان را ندارم.

وضعیت جامعه زنان موسیقیدان امروز ایران را چگونه می بینید و چه آینده ای برای آن تصور می کنید؟
انسان تا پیش از ترویج روایت های کلان، می کوشید تا شرایط زندگی اش را تعیین کند، چرا که هر ایدئولوژی و دستگاه فکری واجد روایتی اعظم است که در هر زمان و مکانی می تواند مصداق داشته باشد. من سال هاست که در موزیسین های ایرانی (اعم از زن و مرد) جای خالی چنین نگرشی را می بینم. طبیعی است که در مورد آینده نمی توان قضاوت سهل و ساده ای کرد ولی در روزگار کنونی، نگاه امیدبخشی به این جریان ندارم.

همشهری آن لاین

2 دیدگاه

  • Saman
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۹۱ در ۹:۳۱ ق.ظ

    درود بر نیکو یوسفی

  • جاوید جعفری
    ارسال شده در آذر ۱, ۱۳۹۱ در ۲:۱۳ ق.ظ

    درود.خانم یوسفی به موضوعی بسیار مهم اشاره کردند که متاسفانه خیلی کم به آن پرداخته شده.جای خالی تفکر در موسیقیدانان ایرانی.موضوعی که به نظر من مهمترین مقوله ای است که باید به آن بطور جدی پرداخته شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روی دانوب زیبای آبی (II)

یوهان اشتراوس این والس را کـه اصـلا بـرای آواز جمعی‌ و ارکستر‌ نوشته بود و به «انجمن خـوانندگان ویـن‌» تقدیم‌ کرد و آنها‌ در‌ ۱۵‌ فوریه ۱۸۶۷ در تالار‌ دیانا (محل امروز دیاناباد) {این اثر را} به‌ اجرا در آوردند. مـتن اشـعار آن را افسر پلیس یوزف وایل‌‌ سـاخته‌ و بـا این مـطلب شـروع مـی‌شد:

عمومی: مردم با نظریه های جدید در ابتدا مخالفت می کنند

من در سال ۱۳۴۲ وارد دانشگاه شدم و سال دوم دانشکده بودم که در اردوها شرکت کردم و همان موقع بود که با اساتید آشنا شدم و به دنبال آن به هنرستان رفتم و به کلاس‌های استاد محمود کریمی برای فراگیری ردیف رفتم و تئوری و سلفژ را با استاد فرهاد فخرالدینی کار کردم؛ در همان موقع بود که من به گروه آقای فرامرز پایور رفتم یعنی من حدود ۵۰ سال پیش، سال ۴۵ یا ۴۶ به گروه سازهای ملی آقای پایور که تأسیس شده بود پیوستم. ایشان کنسرت من را در پایان سال تحصیلی یا هنرستان دیده بودند و از استاد کریمی خواسته بودند که من را دعوت کنند تا به گروه ایشان بپیوندم.

از روزهای گذشته…

والی: در طبیعت ما تکصدایی نداریم!

والی: در طبیعت ما تکصدایی نداریم!

خیر! اساسا چیزی به عنوان تک صدا در طبیعت وجود ندارد و در واقع تواتر غیر مرکب در طبیعت وجود ندارد و شما تنها در آزمایشگاه می توانید بوسیله اسلایتورها می توانید موجی غیر ترکیبی و تکصدایی بوجود بیاورید. در طبیعت هر موجی بوسیله امواجی بی نهایت در حال ترکیب است. شنیدن صدا برای انسانها ذاتی است و در تمام دنیا نوعی از چندصدایی دیده می شود که این چند صدایی دقیقا با چند صدایی پالسترینا و باخ یکسان نیست.
فخرالدینی: نتیجه یازده سال زحمت من را از بین بردند

فخرالدینی: نتیجه یازده سال زحمت من را از بین بردند

به نظر من اصلا ایرادی ندارد و کارهای خاطره انگیز هم به نوبه خودش زیبا بود. تکرار کارها به این دلیل بود که خواست مردم این طور است. همچنین نسل جوان هم باید این خاطره‌ها را بشناسند؛ البته کارهای جدید هم اجرا می‌شد. وقتی مردم می‌خواهند که قطعه “ای ‌ایران” را اجرا کنیم و بارها آخر کنسرت فریاد میزنند، “ای ‌ایران” ما هم به احترام مردم، اجرا می‌کنیم؛ به طور کلی نقل ارکستر ملی نقل ملانصرالدین و پسرش بود و هر کاری که می‌کردیم، یک حرف و حدیثی پیش می‌آمد.
رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

رحیمیان و موسیقی سمفونیک ایران

اوایل انقلاب همراه با شور و هیجانات اجتماعی ، موج نویی از موسیقی به ظهور رسیده بود که ساختاری بسیار متفاوت با گذشته داشت. این موسیقی (اعم از موسیقی برای گروه سازهای ایرانی و غیر ایرانی) حال و هوایی حماسی و آزادیخواهانه داشت …
سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (II)

سخنرانی لئوناردو برنشتاین در مورد موسیقی آوانگارد (II)

خب اینها جملات منفی و ناراحت کننده ای بود. چیزی که آنرا برایم جذاب میکند واقعیات آن نیست، بلکه چیزهایی در آن است که دیگر واقعیت ندارد. در مدت کوتاهی بعد از آن همه چیز تغییر کرد:
تئوری بنیادین موسیقی (قسمت دوم)

تئوری بنیادین موسیقی (قسمت دوم)

برای آنکه نت های موسیقی را در دورهای پی درپی که پیشتر نشان داده شد بتوان به خط موسیقی نوشت خطوطی به کار برده می شود که حامل نام دارد. حال در ساده ترین و معمول ترین کاربرد خود عبارت است از پنج خط موازی با فاصله های مساوی. حامل پنج خطی دارای یازده محل برای جا دادن نت های موسیقی است پنج محل روی خط ها چهار محل میان خط ها یک محل پایین و یک محل بالای حامل به این ترتیب روی هر حاملی می توان یازده نت جای داد.
ارکستر سمفونیک آمریکا

ارکستر سمفونیک آمریکا

وقتی لئوپالد استوکوفسکی (Leopold Stokowski) ارکستر سمفونیک آمریکا را در سال ۱۹۶۲ یعنی در ۸۰ سالگی خود، پایه گذاری کرد، هدف جدیدی را برای این ارکستر متصور بود: نشان دادن استعداد های موزیسین های آمریکایی با برگزار کردن «کنسرت هایی از آثار برجسته و با قیمتی مناسب به گونه ای که همه بتوانند شرکت کنند». از آن زمان تا کنون، این ارکستر تمام تلاش خود را انجام داده است تا دامنه تعهدات خود را گسترده تر نموده و با نوآوری در زمینه فعالیت خود به مخاطبان موسیقی ارکسترال بیفزاید و از ابقاء فرم های موسیقی کلاسیک اطمینان حاصل کند.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

پس از آن او به نوشته‌ای از خودش اشاره کرد با عنوان «شکافتن یک بافته» (درباره‌ی «پرسه در آیینه» اثر «محمدرضا فیاض») که در «فرهنگ و آهنگ» شماره ۱۷ منتشر شده بود، که در متن آن هم به شکلی واضح (و دامنه‌دارتر از نوشته قبلی) تجزیه و تحلیل موسیقی به کار گرفته شده است (قسمت ۱، قسمت ۲). همچنین نوشته‌ی خود «محمدرضا فیاض» با عنوان «رمزگشایی راز نو» منتشر شده در فصلنامه‌ی ماهور شماره‌ی ۲ همین تکنیک را به شکل گسترده‌تر به کار گرفته است.
شبیه سازی فواصل گام ۲۴ قسمتی مساوی براساس هارمونیک ۱۱

شبیه سازی فواصل گام ۲۴ قسمتی مساوی براساس هارمونیک ۱۱

گام ۲۴ قسمتی مساوی گام پیشنهادی استاد وزیری برای موسیقی دستگاهی از ابتدا با بازخوردهای متفاوتی روبرو شد. با اینحال از همان ابتدا این گام مبنای تئوری موسیقی ایرانی قرار گرفته است. با توجه به اندازه هارمونیک ۱۱ ام و معادل بودن آن با یکی از درجات گام ۲۴ قسمتی مساوی در این نوشته سعی شده است حداقل به صورت نظری معادلی غیرمعتدل برای این گام با دقت بالا و براساس ساختار هارمونیک ارائه شود.
کتابی در اقتصاد موسیقی (VIII)

کتابی در اقتصاد موسیقی (VIII)

بدون آنکه بخواهیم از حوزه اقتصاد موسیقی دور شویم، می پرسیم وجود و عدم آزادی در یک جامعه، چگونه و از چه کانالهایی می تواند در اقتصاد موسیقی تأثیر داشته باشد؟ می دانیم موسیقی زیرزمینی در ایران فعال و فربه است (۱۱) و دلیل این فربهی نیز چیزی نیست جز عدم امکان ظهور این موسیقی ها در جامعه که این مسأله موجب شده است تا تعریف موسیقی زیرزمینی در ایران، با تعریف آن در کشورهای توسعه یافته ای چون آمریکا و ژاپن کاملاً متفاوت باشد. (۱۲)
“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (II)

“ماندگاری کر، ارزش زیادی دارد” (II)

چند نفر از مهمترین اعضای کر ما در بخش باس و چند خواننده خوب ما در بخش سوپرانو هنوز هستند و من همچنان امیدوارم که از اعضای قبلی کر، برگردند و مشغول همکاری با ما شوند البته این را هم باید اضافه کنم که مهم نیست که یک نفر تمام عمرش در یک کار بخواند، ممکن است کسی یک سال، دو سال، پنج سال … در کر فعالیت داشته باشد و در واقع این مهم است که تجربیات افراد با سابقه به کسانی که تازه وارد کر شده اند، منتقل شود.