بی احترامی به موسیقی (II)

تنها به آنهایی اهمیت می دادم که به خاطر کارم باید چندین بار گوش می کردم. حتی با گستاخی تمام از آلبوم هایی که فکر می کردم دشوارترند روی بر می گرداندم. تعداد آهنگ های پیشنهادی هم که سر به فلک کشیده بود و نهایتا به گوش دادن به ریدیوهد (Radiohead) ختم می شد. وقتی که از جشنواره موسیقی SXSW که در تگزاس برگزار شد بازگشتم احساس می کردم که دچار اُوردوزِ موسیقی پاپ شده ام.

بیش از هرچیز دلم برای آن لحظه ای تنگ شده که یک قطعه انسان را به زمان و مکان خاصی می برد. قطعا این احساس را می شناسید.

هنوز سه میزان از آهنگی را گوش نداده اید که بو ی روکش صندلی ماشین را حس می کنید، سایه دوستی را در آفتاب می بینید، شب های سرد زمستان را حس می کنید، صدای ترافیک شهری را در کشور دیگری می شنوید و شانه هایتان را با خیال آسوده بالا می اندازید که دوری به سر رسید.

من به دنبال این احساسات از دست رفته هستم. میدانم که من تنها کسی نیستم که این دلتنگی را احساس می کنم. چند روز پیش پرسشی در این زمینه بر روی صفحه توئیتر خود گذاشتم.

پاسخ های سریع و عمیقی دریافت کردم. مثلا: «خیلی سخته که سر کار به یه سی دی رو با دقت گوش بدم» یا «همیشه این عذاب وجدان رو دارم که آهنگ زیادی گوش نمی دم یا زمان کافی صرف موسیقی گوش دادن نمی کنم. تعداد زیاد آهنگ هایی که ساخته میشه و گوش دادن به همه اونها آدم رو دچار استرس میکنه» یا یا «من همیشه با یک بار گوش دادن به یک آهنگ در موردش قضاوت می کنم و اگر خوشم نیاد به ندرت دوباره نظرم رو عوض می کنم. یعنی توقع دارم که با گوش داد به یک آهنگ سریع با آن ارتباط برقرار کنم».

همچنین فروش وینیل که برای ششمین سال پیاپی صورت می گیرد نشان دهنده این است که ما به دنبال راه های بهتری برای گوش دادن به موسیقی هستیم.

این ماه، نیکلاس جار (Nicolas Jaar)، هنرمند موسیقی الکترونیک، دستگاه پخش موسیقی خودش را عرضه می کند. این دستگاه یک پخش کننده MP3 است که «پریزم» (منشور) نام دارد. این دستگاه نقره ای رنگ کوچک و زیبا در دستان شما جای می گیرد و آهنگ هایی را در بر دارد که از هیچ کجای دیگر نمی توانید بشنوید؛ نه ساوند کلاود، نه بندکمپ و نه یوتیوب.

جار این دستگاه را طراحی کرده است تا کیفیت فیزیکی را به موسیقی اش باز گرداند و شنونده را وادار کند که این موسیقی را، مخصوصا، به دور از کامپیوتر گوش کند. او به من گفت:

ما از طریق کامپیوتر و از روی یک لینک یوتیوب به موسیقی گوش می دهیم و بدین صورت یک آهنگ در بدترین حالت خود پخش می شود و آن چیزی که سازنده آن در نظر داشته نیست. ما داریم احترام خود را برای تجربه ی گوش دادن به موسیقی از دست می دهیم.

جار همچنین از کیفیت پایین سی دی ها نیز شکایت می کند («سی دی محصولیست که با هدف فروختن و ارسال کردن به ارزانترین، آسانترین و سریع ترین شکل ممکن ساخته شد»). به این نتیجه می رسیم که جار می خواسته کار جدیدی انجام دهد و محصول جدید ارائه کند. جار که از افزایش فروش صفحه های وینیل به هیجان آمده بود اما با دریافت اولین آلبومش به هم ریخته بود تصمیم گرفت که خودش کار ضبط و پخش آن را به عهده بگیرد. او می گوید: «سی دی آلبوم را نگاه و لمس کردم و فهمیدم که این واقعا به خوبی نمایانگر تلاش های من نبود.»

1 فکر می‌کنند “بی احترامی به موسیقی (II)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.