موسیقی آفریقای جنوبی (III)

کوئلا (Kwela)
یکی از شاخه های مارابی، کوئلاست که موسیقی آفریقای جنوبی را در دهه پنجاه قرن بیستم به جایگاهی جهانی رساند. موسیقی کوئلا نام خود را از کلمه ای به زبان زولو (قبیله ای در آفریقای جنوبی) به معنی «بالا رفتن» گرفته است و همچنین اشاره ای است به ماشین های ون پلیس که کوئلا-کوئلا نامیده می شدند. این نوع موسیقی مورد استقبال نوازندگان خیابانی در شهرهای آلونک نشین قرار گرفت. سازِ موسیقی کوئلا، نی لبک (Penny Whistle) بود که هم ارزان قیمت و ساده بود و هم می توانست به صورت سولو یا در آنسامبل نواخته شود.

شاید نی لبک به این خاطر معروف شد که انواع مختلف فلوت، از ساز های سنتیِ قبیله های شمال آفریقای جنوبی به شمار می رفتند. بنابراین نی لبک امکان تطبیق تدریجی آهنگ های فولکلور را در فضای مارابی زده جدید فراهم می نماید. لِمی ماباسو (Lemmy Mabaso) یکی از ستاره های معروف نی لبک، از ۱۰ سالگی در خیابان ها به اجرا پرداخت. صنعت ضبط گروه های استعداد یابی خود را مأمور می کرد تا نوازندگان نی لبک را به استودیو بیاورند تا آن ها را به همراه گروهی کامل به ضبط آهنگ هایشان بگمارد. ستاره هایی مانند اسپوکز مشیانه (Spokes Mashiyane) کارهای معروفی را با آهنگ های نی لبک کوئلا ارائه دادند.

در سال ۱۹۵۹، صفحه تام هارک (Tom Hark) توسط گروه الیاس لِرل و فلوت های زیگزاگش (Elias Lerole and his Zig-Zag Flutes) در دنیا معروف شد. تد هیث (Ted Heath)، سرپرست گروه، دوباره بر روی این اثر کار کرد.

ماباکانگا جز (Mbaqanga jazz)
در اواسط دهه ۵۰، تحت تأثیر نیاز شدید طبقه کارگر شهری به سرگرمی، انواع گوناگون موسیقی آفریقای جنوبی به ترکیبی از ایده ها و فرم ها روی آوردند. یکی از مناطق کلیدی در شکل گیری این رشد، منطقه سوفیاتاون (Sophiatown) در ژوهانسبورگ بود که از دهه سی به بعد به خاستگاه پر جنب و جوش سبک جدیدِ زندگی شهری سیاهپوستان تبدیل گشته بود. این منطقه حومه نشین ماجراجو ترین نوازندگان فرم های جدید موسیقی را به خود جذب کرد و به بستر پویایی برای فرهنگ در حال رشد موسیقایی سیاهپوستان تبدیل شد.

مارابی و کوئلا در ماباکنگا آمیخته شدند که فرمی از موسیقی جزِ آفریقایی زده است. خواننده هایی مانند میریام ماکبا (Miriam Makeba)، دالی رتبی (Dolly Rathebe) و لتا مبولو (Letta Mbulu) طرفداران فراوانی پیدا کردند.

ساختار دوره ای مارابی با سبک های رقص سنتی مانند ایندلامو زولو (Zulu indlamu) نیز هماهنگ است. گرایش ایندلامو در سبک «استامپ آفریقایی» نقش بست و نیروی ریتمیک آفریقایی قابل توجهی را به موسیقی داد، به گونه ای که باعث شد مخاطبان جدید نتوانند در برابر آن مقاومت کنند.

در این زمان بود که فرهنگ جدید سیاهپوستان به سبکی از آن خود دست یافت که آن هم تا حدودی در نتیجه تأثیر فیلم های آمریکایی بدست آمد و شجاعتی که آن ها به گانگسترهای پر زرق و برقی نسبت می دادند که بخش جدایی ناپذیر سوفیا تاون بودند.

اما دولت ملی گرای سفید پوست بود که این دوران پر نشاط را به پایان رساند و ساکنان سوفیا تاون را در سال ۱۹۶۰ به زور به منطقه هایی مانند سونتو که بیرون از ژوهانسبورگ انتقال داد. سوفیاتاون با خاک یکسان و محله سفید نشین تریومف به جای آن ساخته شد.

جز جدید
تأثیرات بینا فرهنگی که در سوفیاتاون بوجود آمد، در سال های بعد نیز موزیسین هایی از نژاد های مختلف را نیز همچنین تحت تأثیر قرار داند. همانطور که سوئینگ و موسیقی ضربی آمریکا بر فرم های نخستین جز تأثیر گذاشته بود، سبک آمریکایی پس از جنگ «بی پاپ» نیز به موزیسین های آفریقای جنوبی رسید.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

موسیقیدانها آستین هایشان را بالا می زنند!

اهالی موسیقی ایران تا کنون در بسیاری از برنامه های مربوط به امور خیریه، فعالیتی جدی داشته اند؛ مخصوصا در سالهای اخیر بارها و بارها، شاهد اجرای هنرمندان ایرانی در حمایت از سیل دیدگان، زلزله زدگان و… بوده ایم. در تمام این برنامه های خیریه اهالی موسیقی با استفاده از هنرشان سعی در جذب سرمایه های مادی مردمی برای کمک به آسیب دیدگان داشته اند اما هیچ گاه حرکت منسجم و بزرگ حمایتی به صورت مستقیم از اهالی موسیقی ایران دیده نشده است.
سیبلیوس : چرا سمفونی باید چهار موومان داشته باشد؟

سیبلیوس : چرا سمفونی باید چهار موومان داشته باشد؟

هرچند سیبلیوس یکی از بدعت گذاران تاریخ موسیقی، درزمینه ساختار سمفونی و اشعار موزون است، اما او شخصآ برای آهنگسازان کلاسیک احترام بسیاری قائل بود. Sibelius مدافع مادام العمر آثار موتزارت بود و همواره ساختار درخشان و سادگی آثار او را ستایش می کرد.
بنیادهای موسیقی (I)

بنیادهای موسیقی (I)

آنچه را که در دنیای قابل لمس و درک، نوا و آوا می نامیم به شکلی قابل فهم می تواند ریشه هایی کاملا طبیعی داشته باشد. برای درک بهتر می شود، آنرا به دو گروه مبدا تعریف و ترسیم کرد. این گروه ها در جهان هستی ساختارهای اصلی را شامل می شوند و در تمام موجودات وجود دارند. این دو پدیده یکی تولید است و دیگری دریافت (مصرف). شاید اگر زیر ساخته های آنرا کاملا بررسی کنیم، متوجه می شویم در بخش وسیعی از هستی این دو پدیده، حتی برای معیارهای دیگر نیز کاربرد دارند.

میرهادی: مگتان تنها یک مسابقه است نه جشنواره!

به تازگی نتایج یازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۱- آذر ماه ۹۶) اعلام شده است و به ۳ نفر از برگزیدگان این مسابقه جوایزی اهدا شده است؛ در مگتان ۱۱ در بخش ال یک حسین درست پور، در بخش ال دو نگین رضا خانی و در بخش آ یک پرنیان سلیمی برندگان این مسابقه بودند. به همین بهانه با کیوان میرهادی هنرمند با سابقه و دبیر این جشنواره گفتگویی کرده ایم که می خوانید.
حدیث آرزومندی

حدیث آرزومندی

پس از سالها دوری و انتظار خبر اجرای کنسرت پرویز مشکاتیان به همراه گروه عارف دل بسیاری از شنوندگان و مخاطبان موسیقی را شاد و خرسند نمود.امیدوار بر این که پس از چیزی قریب به ۷/۸ سال سکوت،آقای پرویز مشکاتیان و گروه عارف شروع به فعالیت مجدد و پایدار خواهند نمود.
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VII)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (VII)

[۴] و [۵] در توضیح معیار انتخاب میان انبوه منابع قابل بررسی نوشته‌ای از ایرج افشار را نقل کرده‌اند که وی در مقدمه‌ی جلد چهارم کتاب «فهرست مقالات فارسی» (۱۰) نوشته است: «در تدوین این فهرست هیچ نوع تمییزی را بین مقالات جایز ندانسته‌ام یعنی آنها را سبک سنگین نکرده‌ام. این کار محقق و مصنف صاحب تشخیص است که مقالات محققانه و عمیق را با طبع سلیم و بینش انتقادی از نوشته‌های پست جدا سازد. فهرست‌نگار را با نیک و بد نوشته‌ها کاری نیست، نخواسته‌ام این فهرست جنبه‌ی گزیده و انتقادی داشته باشد.» (۱۱) و بدین ترتیب مدعی شده‌اند که صافی‌ای را برای بر گزیدن مقالات اعمال نکرده‌اند الا مرتبط بودن با موضوع موسیقی.
رولاندو ویلازون (II)

رولاندو ویلازون (II)

علاوه بر کنسرتهای مشهور این سولیست بزرگ آواز، رولاندو ویلازون به عنوان رهبر ارکستر بر روی سن در بسیاری از کشورها برنامه داشته است، اجراهای مهمی در تالار باربیکن لندن، تاتر الیسس در پاریس و بسیاری سالنهای دیگر. در کنسرتهایش در نیو یورک، میامی، ونکوور، توکیو، تولس، مونته کارلو، مسکو، خیابان پترزبورگ، پراگ، زوریخ، روم، آتن، استانبول، مونته کارلو و کوپنهاگن. در سال ۲۰۰۷ رولاندو نقش آلمانی خود را در دیچترلیبه (Dichterliebe) به خوبی به نمایش گذاشت، او این برنامه را به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) ایفا کرد، موفقیت وی در خانه اپرای برلین، سالهای بعد نیز تکرار شد.
از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

از بداهه نوازی تا آهنگ سازی (III)

دومین و یا شاید سومین گروه سازه های میانی نت ها هستند که موجب تدوین اثر هنری و جدا شدن هویت آهنگساز از نوازنده می شوند. اگر نت ها پدید نمی آمدند، شخصیت فردی هنرمند چون آهنگساز پدید نمی آمد و آنچه شناخته می شد، تنها نوازنده بود که به عنوان عمله ی طرب از آن در خانه های اشراف اروپایی و ایرانی بهره می بردند.
دو مضراب چپ (قسمت ششم)

دو مضراب چپ (قسمت ششم)

در قسمت های گذشته به بحث درباره این تکنیک در آثار آهنگسازان سنتور از جمله ابوالحسن صبا، فرامرز پایور، پرویز مشکاتیان، اردوان کامکار و … پرداختیم؛ در این قسمت به قطعه دیگری از ساخته های حبیب سماعی توجه کنید که در آن باز هم از دومضراب چپ استفاده شده است. این قطعه چهارمضراب ابوعطا است که در کتاب دوم ردیف های سنتور ابوالحسن صبا منتشر شده است. (توجه کنید که نت این قطعه برای دوره مقدماتی سنتور نوشته شده است)
نماد‌شناسی عود (I)

نماد‌شناسی عود (I)

عود (معرب wood) ساز اصلی موسیقی کلاسیک عربی است. شاعران در سراسر قلمروی اسلام هزاران سال در وصف آن شعرها سروده‌اند. العود، در واژه و محتوا، به فواصل دور تا اروپا و آفریقا و آسیای غربی راه پیدا کرده‌است. پشت گلابی‌شکل آن به چشم‌ها آشنا است. نقاشان همواره دوست داشته‌اند جزییات آن را در مینیاتورهای شرقی و نقاشی‌های اروپایی به تصویر بکشند.