موسیقی آفریقای جنوبی (V)

هیوگ مسکلا (Hugh Masekela)
همکار قدیمی ابراهیم، یعنی هیوگ مسکلا که نوازنده ترومپت بود، نیز در خارج از آفریقای جنوبی کسب و کار موفقی به راه انداخته بود. مسکلا در آغاز رشد موسیقیایی خود تحت تأثیر ترِور هادلستون (Trevor Huddleston) قرار داشت که یک کشیش بریتانیایی بود که در محله های شهر کار می کرد و نخستین ترومپت مسکلا را برایش خرید. مسکلا وارد صحنه های پرهیجان سوفیاتاون شد و سپس با کینگ کانگ به بریتانیا راه یافت و در اوایل دهه ۶۰ قرن بیستم به نیویورک راه پیدا کرد. قطعات جزِ پاپْ مانندی، مثل: “Up, Up and Away” و “Grazin’ in the Grass” به پر فروش ترین ها تبدیل شدند.

علاقه مندی جدید او به ریشه های آفریقاییش باعث شد تا با موزیسین هایی از غرب و مرکز آفریقا همکاری کند و در اوایل دهه نود، با راه اندازی استودیوی سیار، (درست آنسوی مرز آفریقای جنوبی) دوباره با نوازندگان آفریقای جنوبی ارتباط برقرار کند. در این زمان بود که او دوباره از مدهای ماباکانگا استفاده کرد. سبکی که مسکلا پس از بازگشت به آفریقای جنوبی، یعنی اوایل دهه نود، تا کنون از آن بهره می برد.

مسکلا همچنان با هنرمندان جوان مانند: تندیسوا مزوابی (Thandiswa Mazwai)، زابز (Zubz) و جاه سید (Jah Seed) همکاری می کند که حاصل این همکاری ها ترکیب صداهای آفریقایی-پاپ با آهنگ های جز است. او در سال ۲۰۰۷، در حمایت از ضبط زنده ی «Masekela: Live at the Market Theatre» تور کنسرتی را در کانادا و ایالات متحده برگزار کرده است.

نت های آبی (Blue Notes)
از دیگر کسانی که به دنبال گسترش موسیقی جز آفریقای جنوبی بودند، گروه نت های آبی بود که البته این هدف را در بریتانیا پیگیری می نمود. این گروه ماجراجوی پویا که در اوایل دهه شصت، به رهبری کریس مک گرگورِ پیانیست (Chris MacGregor)، در آفریقای جنوبی مشهور شده بود، در اواخر همان دهه به بریتانیا رفت و در آنجا ساکن شد. دیگر اعضای گروه یعنی دودو پوکوانا (Dudu Pukwana)، مونگزی فزا (Mongezi Feza)، جانی دیانی (Johnny Dyani) و لوئیس موهولو (Louis Moholo) مشارکتی پربار در صدای این آنسامبلِ در حال رشد داشتند. آن ها همچنین کارهای سولوی خوبی را نیز ضبط کردند.

نت های آبی، و گروه های دیگرِ مک گرگور مانند: «Brotherhood of Breath» و همچنین گروه های پوکوانا و موهولو نیز، جزءﺀ جدایی ناپذیر جزِ آوانگارد اروپا هستند که تأثیر آفریقا بر جز را از این مرزها نیز فراتر بردند. متأسفانه تمامی اعضای اصلی گروه نت های آبی، به جز لوئیس موهولو، در تبعید در گذشتند!

جز در آفریقای جنوبی
فیلیپ تابانه (Philip Tabane)

یکی از نوازندگان کلیدی موسیقی جزِ آفریقای جنوبی، فیلیپ تابانه بود. تابانه گیتاریستی است که عمیق ترین و کهن ترین سنت های ریتمیک را با آزاد ترین بداهه نوازی های جز ترکیب کرد و شعله های موسیقی را در آفریقای جنوبی زنده و روشن نگه داشت.

تابانه با الهام از ارتباطات روحانی آفریقایی خود، اجراهایی را برای گروهی متغیر، به نام مالومبو (Malombo) با آرایش های مختلف اعضا، ترتیب می داد. نام گروه در واقع به زبان وندا (Venda) (یکی از زبان های رسمی آفریقای جنوبی) به ارواح اجدادی اشاره دارد. فیلیپ تابانه از اوایل دهه ۶۰ قرن بیستم تا کنون، تعدادی از جالب ترین و ماجراجویانه ترین آهنگ های آفریقای جنوبی را ساخته است البته صنعت ضبط محافظه کار و تجاریِ محلی، نتیجه ای جز پایین بودن تعداد آثار ضبط شده او در بر نداشت. تابانه با شهرت جهانی خود تورهایی را در سرتاسر اروپا و ایالات متحده برگزار کرد که از بین آنها می توان به اجرا در تئاتر آپولوی نیویورک و فستیوال جز مونترو اشاره کرد.

سال ها پس از برقراری دموکراسی، تابانه به بسیاری از موزیسین های آفریقای جنوبی یاری حرفه ای رسانده و الهام بخش آنها بوده است. او همچنین با گروه موسیقی خانگیِ «Revolution » نیز همکاری داشته است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

هارمونی پویا

هارمونی پویا

در مطلب قبل راجع به هارمونی استاتیک، عملکرد هارمونی استاتیک را مشاهده کردیم و دیدیم که آهنگساز ممکن است برای تاکید روی تنالیته موسیقی هارمونی را همواره میان تونیک و یکی دیگر از درجات به نوسان بیندازد. گوش در این نوع از هارمونی خیلی ساده می تواند موسیقی را پیش گویی کند، در صورتی که یکی از مزیت های موسیقی خوب می تواند آن باشد که آهنگساز در موارد مورد نیاز قدرت پیش داوری را از شنونده بگیرد.
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

چندی پیش مطلبی در سایت به قلم یکی از نویسندگان «گفتگوی هارمونیک»، سعید یعقوبیان به نام «وهم یا نبوغ؟!» به انتشار رسید که از طرف مخاطبان مورد توجه و بحث های زیادی قرار گرفت. چند روز پیش یکی از خوانندگان سایت، یادداشتی را بر این نوشته ارسال کرد که امروز این مطلب را می خوانید:
ارکستر فیلارمونیک لس انجلس

ارکستر فیلارمونیک لس انجلس

ارکستر فیلارمونیک لس انجلس (Los Angeles Philharmonic Orchestra) یا LAPO در سال ۱۹۱۹ توسط موسیقیدان میلیونر؛ ویلیام آندروز کلارک (William Andrews Clark) و والتر هنری روتوول (Walter Henry Rothwell) که اولین کارگردان موسیقی ارکستر بود، به وجود آمد. تمرینات از ۱۳ اکتبر آغاز شد و اولین کنسرت ارکستر در بیست و چهارم همان ماه در تالار تریتنتی در مرکز شهر لس انجلس برگزار شد. یک سال پس از آن ارکستر به کلیسایی نقل مکان کرد که در سال ۱۹۰۷ ساخته شده بود و با ورود ارکستر به آنجا به تالار فیلارمونیک تغییر نام داد. علی رغم این تغییر نام، سالن اصلی آنجا به عنوان مکانی برای نیایش باقی ماند و ارکستر مجبور بود برای کنسرتهای خود از اطراف کلیسا استفاده کند.
ماهور ملک (قسمت دوم)

ماهور ملک (قسمت دوم)

تنبک هایی که توسط جهانگیر ملک بکار گرفته میشد، همگی از دهانه های بزرگی برخوردار بودند و غیر از این، کشیدگی کمتر پوست ساز (نسبت به پوست هایی که معمولا امروز روی این ساز کشیده میشود) دیگر خصوصیت تنبکهای مورد استفاده ایشان بود.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (V)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (V)

هنرجویان علاقه‌مند به یادگیری ساز عود، همچنین باید از استعداد بسیار خوبی در شنیدن موسیقی برخوردار باشند؛ زیرا عود سازی ملودیک ا‌ست و هنرجو باید صبور و سخت‌کوش باشد و از استادی آموزش ببیند که پیش‌تر در مدرسه‌ی موسیقی سنتی تعلیم دیده باشد. این موارد، جزء مؤلفه‌های مطلوب آموزش عود هستند و بدون رعایت آن‌ها، ممکن است پیروی از یک روش، بی‌فایده باشد.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVI)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVI)

نمونه مورد انتخاب ما، برای بررسی دارای تمامی اشکالات مطرح شده است. این نمونه، نتِ چاپ شده پیش درآمد ماهور ساخته درویش خان است که در مجموعه آثار ایشان به چاپ رسیده است. مقایسه ملودی و ریتم قطعه که خطوط کلی اثر را نشان می دهد، با اجرای نزدیک به اصل آن در لوح فشرده (شماره ۳) درسهایی از استاد نورعلی برومند (دستگاه ماهور)، مشخص می کند دست نوشته موسی خان معروفی ـ که این پیش درآمد (بدون دخل و تصرف و تصحیح) از روی آن به چاپ رسیده است ـ دچار نقصهای فراوان بوده است. نت منتشر شده، دارای این نواقص است: کسر میزان شش چهارم (دو ضربی ترکیبی) به طور ثابت تا انتها منظور شده است که با اجرای مورد بحث تفاوت آشکار دارد؛ همچنین هیچگونه علائم مربوط به آرتیکولاسیون، به طور مثال شدت و ضعف ها و تغییرات تمپو، نگاشته نشده است و از تزئینات، تنها علامت مربوط به تکیه در آن یافت می شود و سایر علائم راهنما مانند دراب، استاکاتو، ترمولو، نت های باریک و… که به بهتر اجرا شدن قطعه از روی نت کمک می کند، نگاشته نشده است.
نگاهی به آثار ضبط شده جناب میرزا حسینقلی (III)

نگاهی به آثار ضبط شده جناب میرزا حسینقلی (III)

از آقا میرزا حسینقلی، مجموعا سه دوره ضبط صفحه که ۴۴ اثر از آنها امروز موجود است به ضبط رسیده که امروزه ملاک و مصدر نوازندگان تار می باشد؛ از مهمترین نمونه های می شود به چنین مواردی اشاره کرد:
فراهانی: فرهنگ نقد پذیری را بیاموزیم

فراهانی: فرهنگ نقد پذیری را بیاموزیم

هوشنگ فراهانی، نوازنده تار و سه تار و آهنگساز و از معدود موسیقیدانان وبلاگ نویس است. به بهانه نزدیک شدن به زمان برگزاری جشنواره سایت ها و وبلاگ ها، با او به گفتگو نشسته ایم که می خوانیم.
یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

یادی از استاد حسینعلی ملاح‌

در ژورنال گفتگوی هارمونیک، بارها مطالبی از زنده یاد حسینعلی ملاح خوانده اید. این مطالب به خاطر اهمیت شان از مجلات قدیمی به روی سایت قرار می گیرند. برای آشنایی شما با این نویسنده و موسیقیدان فقید، مطلبی از زنده یاد علی تجویدی که به مناسبت درگذشت ایشان در مجله «کلک» شماره ۲۹ و در تاریخ مرداد ۱۳۷۱ نوشته شده، میخوانید.
در باب متافیزیک موسیقی (X)

در باب متافیزیک موسیقی (X)

موسیقی رونوشت اراده یا خواست است. در حالی که سایر هنرها، رونوشت ایده ها هستند. همچنان که خود جهان، عینیت بی واسطه و رونوشتی از کل اراده است، موسیقی نیز رونوشتی از اراده است. در نتیجه، موسیقی مطلقا چون دیگر هنرها، رونوشت ایده ها نیست؛ بلکه رونوشت خود اراده است که ایده ها عینیت آن هستند. موسیقی با دور زدن از کنار این ایده ها، رونوشتی مستقیم از اراده یا خواست است؛ همچنان که خود جهان چنین است. اراده یکبار خود را به صورت مجموعه ای از پدیده های خاص در یک کل بزرگ (جهان) و بار دیگر به صورت موسیقی نشان داده است. موسیقی نماد خواست ماهیت شئ در ذات خویش است و در این وجه هنری، آوای دنیای پنهان به گوش می رسد. موسیقی بدون واسطه ایده ها، به بیان چیزهایی می پردازد که ما هرگز آنها را در سایه ایده ها و مفاهیم درک نخواهیم کرد. اگر بتوانیم آنچه موسیقی بیان می کند را بفهمیم، به فلسفه راستین پی خواهیم برد.